دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

امام هادی (علیه السلام) و تفسیر احادیث
کلینی رحمه الله با سند خود نقل می‏کند که:
راوی گفت: به امام هادی علیه ‏السلام نوشتم: فدایت شوم! معنای این سخن امام صادق علیه ‏السلام که: «حدیث ما را نه فرشته مقرب تحمل می‏کند، نه پیامبر مرسل، و نه مؤمنی که خدا دلش را با ایمان آزموده است»، چیست؟
در پاسخ نوشت: معنای سخن امام صادق علیه‏السلام که: «آن را نه فرشته، تاب می‏آورد، نه پیامبر، و نه مؤمن»، این است که: فرشته آن را تحمل نمی‏کند تا به فرشته دیگر بسپارد، و پیامبر تحمل نمی‏کند تا به پیامبر دیگر بسپارد، و مؤمن تحمل نمی‏کند تا به مؤمن دیگر بسپارد. این معنای سخن جد من است. (1)(2).
------------------------------------------------------------------------
(1) الکافی 1: 401 ح 4.
(2) فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی 1384.
نوشته شده در سه شنبه 4 شهریور 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام هادی-علم،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    شباهت امام جواد(سلام الله علیه) و حضرت عیسی(علیه السلام)
    مسعودی نقل کرده است:
    محمد بن محمودی از پدرش روایت کرده که دایه امام جواد علیه السلام به حضرت عرض کرد: تو را در اندیشه و تفکر می بینم، گویا بزرگ شده ای؟
    حضرت به خانمی که از وی نگهداری می کرد (دایه) فرمود: همانا عیسی بن مریم (علی نبینا و آله و علیه السلام) بیمار می شد، در حالی که خردسال بود، پس داروی درد خود را برای مادرش، توصیف می نمود و هنگامی که آن را میل می کرد، می گریست.
    مادرش می گفت: پسرکم! بی گمان تو را به آنچه به من آموختی، درمان کردم!
    حضرت عیسی به مادرش اظهار می داشت: حکم، حکم پیامبرانه و خلق و خو، خلق و خوی کودکانه است. (1)(2) .
    ----------------------------------------------------------------
    (1) اثبات الوصیه: 212.
    (2) فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان 1387.
    نوشته شده در یکشنبه 2 شهریور 1393 ساعت 03:27 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام جواد-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    امام صادق(علیه السلام) و نیمه شب

    شبی به دستور منصور (خلیفه‏ی عباسی) حضرت صادق علیه‏السلام را در نیمه‏های شب، با سر برهنه و بدون روپوش مناسب به حضور او آوردند. منصور با کمال جسارت و خشونت به آن حضرت علیه‏السلام گفت: ای جعفر! با این سن و سال، آیا شرم نمی‏کنی که خواهان ریاست هستی و می‏خواهی بین مسلمانان فتنه و آشوب به پاکنی؟! سپس شمشیر خود را از غلاف بیرون کشید و قصد جان امام علیه‏السلام را نمود. ناگاه جناب پیامبر اسلام رسول خدا علیه‏السلام در نظرش متمثل شد که خشمگین به او نگاه می‏کند؛ ترسید و شمشیرش را در غلاف نهاد. برای دومین بار نیز همین کار را تکرار کرد و باز رسول خدا صلی الله علیه و اله را با همان هیأت در برابر خود دید. این ماجرا تا سه بار اتفاق افتاد. سرانجام از ترس و به ناچاری از کشتن امام صادق علیه‏السلام منصرف گردید. (1) . 
    --------------------------------------------------------
     (1) منهاج الدموع.

    نوشته شده در جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 05:23 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام صادق-مصائب، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام بر تو و خاندان پاكت ای ناجی دین خدا، ای ناجی بشر
    سلام آقا
    سلام
    بی مقدمه!
    مهدی جان دلمان برایتان تنگ شده.
    پیامبر فرمود: من وعلی پدر این امت هستیم.
    تمام اختیارات و مقامات آنها و ... به شما رسیده...
    و حالا ما امت و شما پدر ما
    فرزندی كه پدرش نباشد را یتیم می گویند.
    و امیرالمؤمنین فرمود: الله الله با الایتام
    و حالا  ما فرزندی كه پدرمان بالای سرمان نیست. هركسی ما را آزار می دهد، خودی و بیگانه.
    و شما فرزند امیرالمؤمنین و عمل كننده به وصیتش.
    همه زندگی و سختیهایش به كنار...
    دل را چه كنیم؟
    ما و دل و فراق...
    امتحان سختیه
    كاش بودی تا لااقل سر به روی پایت می نهادیم و می گریستیم.
    ولی به دلم برات شده
    تو را خواهم دید...
    یا علی
    یا رب الزینب بحق الزینب اشف صدر الزینب بظهور الحجة
    برچسب‌ها: الله، پیامبر، علی، پدر، یا علی، یتیم، مهدی،
    نوشته شده در یکشنبه 19 مرداد 1393 ساعت 01:00 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-دل نوشته ها،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    آیا ایرانیان مدیون خلیفه‌ی دوم اند؟

    SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز : برخی از علمای اهل تسنن براین عقیده اند که اسلام ایرانیان مرهون فتوحات عمربن خطاب است ولذا ایرانیان باید کف پای عمر بلکه سم اسب عمر را ببوسند!

    اخیرا برخی از علمای اهل تسنن یا از روی عمد وبه قصد ایجاد تفرقه بین شیعه وسنی یا از روی جهل وبی اطلاعی از تاریخ درمحافل ومجالس جمعی مطرح کرده اند:چون ایران درزمان عمربن خطاب فتح شده پس اسلام ایرانیان مرهون او است وبرایرانیان لازم است کف پای عمر وکف سم اسب عمر را ببوسند!

    اگر اسلام آوردن مردم ایران درسایر فتوحات مانند اسلام آوردن اهل مدائن بوده اسلام آنها هم مورد قبول وتایید اسلام است همان طور که تاریخ شهادت می دهد فتوحات عمر بازور شمشیر بوده واگردرهمان فتوحات مردم با میل ورغبتی باطنی به اسلام گرویده باشند شکی نیست که گرایش آنان به خاطر سلامت نفس خودشان بوده واینکه آنان در جست وجوی دین حق بوده اند.دراین صورت اگر افتخاری هست این افتخار به خودشان بر می گردد نه به عمر بن خطاب واگر ایمانشان از روی ترس ووحشت و زور بوده نه تنها مایه ی افتخار وسربلندی عمر وپیروانش نمی شود بلکه مایه ی سرافکندگی وشرمندگی آنان می گرددزیرا اقرار اعتراف وایمان با اجبار واکراه از دیدگان قرآن وعترت پسندیده ومقبول نیست

    اخیرا برخی از علمای اهل تسنن یا از روی عمد وبه قصد ایجاد تفرقه بین شیعه وسنی یا از روی جهل وبی اطلاعی از تاریخ درمحافل ومجالس جمعی مطرح کرده اند:چون ایران درزمان عمربن خطاب فتح شده پس اسلام ایرانیان مرهون او است وبرایرانیان لازم است کف پای عمر وکف سم اسب عمر را ببوسند.!!!؟؟

    از آنجا که طرح اینگونه مسائل واهی وبی اساس افراد بی اطلاع از تازیخ را تحت تاثیر قرار می دهد لازم دانستیم به عنوان دفاع از اهل بیت عصمت وطهارت (علیهم السلام)این شبهه ی عوام فریبانه ومنحرف کننده را به صورت اجمال وسربسته پاسخ دهیم

     

    محوریت فتوحات عمر(لعنة الله علیه)

    …سپس عمرمردم را به جنگ با عراق(ایران)فراخواند ولی مردم توجهی به فراخوانی عمر نکرده واز جای خود حرکت نکردند.وقتی عمر بی توجهی وبی میلی مردم را در جنگ با ایران مشاهده کرد گفت:اگر شما به جنگ نمی روید من خودم به تنهایی خواهم رفت.درهمین گیروداربودکه گروهی از قبیله ی ازد به قصد جنگ در شام درحرکت بودند عمر آنان را به عراق(که قسمتی از ایران بوده است) گسیل داد وبه غنائم آل کسری ترغیبشان کرد .(1)

     

    قرار داد عمر(لعنة الله علیه) با جریر بر سر غنائم ایران

    هنگام جنگ با عراق جریر بن عبدالله نزد عمر آمد ورفتن به جنگ را مشروط به اختصاص ربع غنائم برای خود و گروهش نمود وعمر این شرط را پذیرفت.آنگاه به جانب عراق رهسپارشد .(2)

     

    دستور پیامبر به علی بن ابی طالب درباره ی عرضه ی اسلام قبل از جنگ

    مولای متقیان فرموده اند:هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)مرا به جانب یمن اعزام کرد فرمود:ای علی مبادا با احدی جنگ کنی مگر اینکه اول اسلام را به او عرضه کرده باشی قبل از دعوت به اسلام با احدی جنگ مکن.به خدا قسم اگر خداوند به دست او یک نفر را به راه راست هدایت کند اجر وپاداش آن برای تو بهتر وگرانبهاتر از هرچیزی است که خورشید از هنگام طلوع تا غروب برآن بتابد وتو برآن ولایت داشته باشی

    یا علی اگر خداوند به واسطه ی تو یک نفر را هدایت کند مزد و پاداش آن برای تو بهتر وارزشمند تر از دنیا و آنچه در آن است می باشد .

    این بود نمونه ی کوچک از توصیه های پیامبر به نیروهای اعزامی جهت جنگ با کفار ومشرکین که تاکید فرمودند تمام توان خود را مصروف هدایت وارشاد بندگان خدا بنمایید وکمترین اشاره ای به امور مادی وغنائم نفرمود

    اما عمر بن خطاب سپاهیانش را به غنائم آل کسری ترغیب می کند وبا فرماندهانش قرار دادغنائم می بندد

     

    حال یک پرسش از جوانان پیرو حقیقت

    همان طور که به طور مستند ومستدل معلوم شد فتوحات عمر بر محوریت ذخارف دنیا ومطامع مادی بوده واسلام وقرآن در حاشیه ی آن بوده است حال باز هم می گویید که اسلام ایرانیان مرهون ومدیون شمشیر امثال عمربن خطاب می باشد؟

     

    بلایی که بر سر ایرانیان آورده شد تاریخ یاد ندارد

    سعید بن مرزبان نقل کرده مردی از قبیله ی عنبس که درجنگ عمر با ایرانیان شرکت داشت برایم تعریف کرد که در آن روز (جنگ با ایرانیان)بلا ومصیبتی برمردم ایران وارد شد که تاکنون هیچ قوم وملتی به آن مصیبت گرفتار نشده اند. بعد از اینکه لشکر ایران شکست خورد و به دست سپاه عمر گرفتار شدند کارشان به آنجا رسید که.یکی از سپاهیان عمر یک ایرانی را نزد خود می طلبید وقتی پیش می آمد اسلحه ی او را می گرفت وبا همان اسلحه او را می کشت!وباز بالاتر از این بالاتر برایت بگویم:(بلا ومصیبت ایرانیان از دست سپاهیان عمر بن خطاب به آنجا رسید که) سپاهیان عمر دونفر ایرانی را فرا می خواندند وبه یکی دستور می دادند رفیقش را بکشد .(3)

     

    پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) درکدام جنگ ها با اسیران این طور برخورد می کند!؟

    آری این عمل سپاهیان عمر پاسخ همان نان وحلواهایی بود که مردم شریف وبشردوست ایران به سپاهیان عمر می دادند

     

    سخنی با اهل تسنن

    سپاهیان عمر بر چه اساسی مرتکب آن کارهای نامشروع شدند…؟

    درکدامیک از جنگ ها رسول خدا (صلی الله علیه و آ له وسلم ) مردم را برای دستیابی به غنیمت به جنگ فرستاد!؟

    درکدامیک از جنگ ها اسیران را کشت!؟

    درکدامیک از جنگ ها به اسیران دستورداد رفیقشان را بکشند!؟

    درکدامیک از جنگ ها دستور داد اموال شخصی مردم را غارت کنند وبه یغما ببرند!؟

    درکدامیک از جنگها قبل از رفتن به جنگ سهم غنائم آ نان را تعیین فرمود!؟

    درکدامیک از جنگها دستور داد کسی را که اقرار به شهادتین کرده بکشند!؟

    آیا فتوحات عمر به همان صورت بود که پیامبر به علی بن ابی طالب فرمود!؟

    آیا جواب نان وحلوای مردم ایران قتل وغارت وجنایت است!؟

    آیا این برخورد با اسیران همان برخورد علی بن ابی طالب وفاطمه وحسن وحسین (علیهم السلام) با اسیر بود که باعث نزول سوره ی ((هل اتی)) شد ((ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا…))؟

    آیا سپاهیان عمر با این برخوردهای ناجوانمردانه ووحشیانه می خواستند رضای خدا وبهشت را به دست آورند!یعنی با ظلم وجنایت بی نظیر می خواستند خود را مشمول این آیه سازند:((یبتغون فضلا من الله ورضوانا وینصرون الله ورسوله))(4)

     آیا این برخوردهای وحشیانه مایه ی افتخار وسربلندی است که مردم ایران کف پای فرمانروایش (عمر) را ببوسند یا مایه ی ننگ و شرمندگی و سرافکندگی است که مردم به او…؟


    اگر گفته شود جنایات سپاهیان عمر(لعنة الله علیه) ربطی به اوندارد

    اولا:چنانکه به صورت مستند ومستدل در صفحات قبل دانسته شد فتوحات عمر درایران بر محوریت خدا و پیامبر و قرآن نبوده است بلکه بر محوریت غنائم آل کسری ومطامع مادی بوده است

    ثانیا:ما از مدافعین عمر بن خطاب می پرسیم

    آیا ایشان در طول این جنگها وبعد از جنگها عملکرد سپاهش و نحوه ی برخورد وحشیانه وناجوانمردانه ی برخی سپاهیانش با مردم شریف ایران آگاه شده یا نه؟

    آیا شرح وقایع را پرسیده وخبرنگارانش تمام وقایع را برای او گفته اند یا نه؟

    اگر بگویید به طور کلی آگاه نشده وخبرها به او نمی رسیده پس باید گفت:وامصیبتا

    -وای بر مردمی که رهبر وفرمانروایشان از کارهای آنان هیچ خبری نداشته وهیچ پرس وجویی نمی کرده است

    -وای بر کسانی بر آن مردمی که نه تابع قانون الهی بوده اند ونه تابع فرمانروا ورهبر خود

    اگر عمر از جنایات مذکور آگاه شده پس چرا عمر کسانی را که به نام سپاه اسلام آن جنایات هولناک را مرتکب شدند مواخذه نکرد وبه آنان نگفت چرا با این کارهای خلاف شرع آبروی اسلام ومسلمین را بردید؟

    چرا هیچ یک از عاملین جنایت را توبیخ وسرزنش نکرد؟

    کتاب پیشنهادی پیرامون این موضوع:اسلام ایرانیان وعمربن خطاب، نوشته علامه عطائی اصفهانی

    ----------------------------------------------------------------------

    (1) فتوح البلدان بلاذری صفحه ی ۲۵۳

    (2) فتوح البلدان بلاذری صفحه ی ۲۵۳وتاریخ واقدی وتاریخ طبری وتاریخ ابن اثیر

    (3) تاریخ الامم والملوک طبری جلد۴ صفحه۱۳۵

    (4) سوره ی حشر آیه ی ۸

     

    نوشته شده در جمعه 3 مرداد 1393 ساعت 03:42 ب.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت، شبهات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    هفدهم ماه رمضان

    قتل عایشه(لعنة الله علیها)
    در شب 17 ماه رمضان در سال 58 ه‍ در مدینه ، عایشه دختر ابوبكر به دست معاویه كشته شد، و به سزاى اعمالش رسید(1). دو قول دیگر در این باره 29 رجب و آخر ذى الحجه است .
    پیامبر (صلى الله علیه و آله ) دوست داشت تا زنده است مرگ و دفن عایشه را ببیند(2). ابن ابى الحدید مى گوید: اگر خلیفه دوم به جاى على (علیه السلام ) بود هر آینه عایشه را قطعه قطعه مى كرد(3).
    معاویه چون خواست براى پسرش یزید از مردم بیعت بگیرد، عایشه انكار آن كرد و معاویه را تهدید كرد و گفت : برادرم محمد را كشتى ، و براى یزید بیعت مى گیرى ؟ معاویه ترسید كه مبادا او ایجاد فتنه كند. لذا در خانه خود چاهى كند و آن را پر از آهك كرد و فرش قیمتى بر روى آن پهن نمود و عایشه را وقت نماز عشا به خانه خود خواند و وقتى عایشه وارد شد، معاویه او را به نشستن بر آن تخت تعارف كرد. همین كه روى آنشست ، فرو رفت و به چاه افتاد و هلاك شد. معاویه در چاه چندین نیزه مسموم تعبیه كرده بود و هنگامى كه عایشه در چاه افتاد فورا كار او ساخته شد.
    عایشه در زمان حیات پیامبر (صلى الله علیه و آله ) با آن حضرت رفتار نامناسبى داشت.

     با امیرالمؤمنین (علیه السلام ) و حضرت صدیقه (سلام الله علیها) و همسران پیامبر (صلى الله علیه و آله ) رفتارهاى زشت و كینه توزانه اى روا داشت ؟ واقعه جمل و كشته شدن حدود بیست هزار نفر از مسلمین به خاطر فتنه او از كارهاى معروف اوست(4).
    وقتى حضرت زهرا (علیها السلام ) به شهادت رسید، همسران رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) براى سر سلامتى امیرالمؤمنین آمدند جز عایشه كه اظهار مریضى كرد و سخنى گفت كه دلالت بر خوشحالى او داشت(5).
    از مشخص ترین نشانه هاى بغض و كینه او نسبت به امیرالمؤمنین (علیه السلام ) این بود كه غلامش را «عبد الرحمن »  نام نهاد و گفت : این نام گذارى را به خاطر محبتم به قاتل على بن ابى طالب یعنى عبد الرحمن بن ملجم انجام دادم(6).

    -----------------------------------------------------------------

    (1) فیض العلام : ص 36. نفائح العلام : ص 275. مستدرك سفینه البحار: ج 5 ص 214 215 (سال 58 و 68 ه‍).

    (2) سبعه من السلف : ص 267.

    (3) شرح ابن ابى الحدید: ج 17 ص 254.

    (4) مسند احمد، صحیح بخارى ، صحیح نسائى ، السیره الحلبیه ، صحیح مسلم باب الغیره من كتاب العشره .

    (5) شرح ابن ابى الحدید: ج 9 ص 198. ریاحین الشریعه : ج 2 ص 357.

    (6) ریاحین الشریعه : ج 2 ص 357. سفینه البحار: ج 3 ص 741. بحار الانوار: ج 28 ص 194، ج 32 ص 341.


    نوشته شده در جمعه 27 تیر 1393 ساعت 09:30 ب.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت، تقویم شیعه-رمضان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    هفدهم ماه رمضان
    معراج پیامبر
    (صلى الله وعلیه و آله )

    معراج پیامبر (صلى الله وعلیه و آله ) پنج سال بعد از بعثت در چنین روزى واقع شده(1) ، و آیه سبحان الذى اسرى بعبده لیلا من المسجد الحرام الى المسجد القصى ...(2) ، در این باره نازل شده است . معراج پیامبر (صلى الله علیه و آله ) در 21 ماه رمضان نیز نقل شده است (3).
    معراج از جمله ضروریات اسلام است (4)، و از آیات كریمه و احادیث متواتره ثابت شده است كه خداوند متعال حضرت رسول (صلى الله علیه و آله ) را در یك شب از مكه معظمه تا مسجد الاقصى و از آنجا به آسمانها تا سدره المنتهى و عرض اعلى برد، و عجایب آفرینش آسمانها را به آن حضرت نمایاند و رازهاى نهانى و معارف نامتناهى را به آن حضرت القا فرمود و آن حضرت در بیت المعمور تحت عرش به عبادت حق تعالى قیام فرمود و با انبیاء (علیهم السلام ) ملاقات نمود و داخل بهشت شد و منازل اهل بهشت و احوال كسانى كه در عذاب بودند را مشاهده فرمود.
    احادیث متواتر دلالت دارد كه عروج آن حضرت به بدن بوده نه به روح ، و در بیدارى بوده نه در خواب (5).
    اقوال دیگر در تعیین روز معراج چنین است : 17 ماه رمضان سال 12 قبل از هجرت ، 17 ربیع الاول قبل از هجرت ، 17 رجب قبل از هجرت 17 ماه رمضان 5 سال قبل از بعثت ، 27 ماه رمضان ، 21 ماه رمضان
    درباره مكانى كه آغاز حركت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به سوى معراج بوده نیز چند قول است : از منزل خدیجه (علیها السلام )، از منزل ام هانى خواهر امیر المؤ منین (علیه السلام )، از شعب ابى طالب (علیه السلام )(6).

    امام صادق (علیه السلام ) فرمودند:« حقتعالى حضرت رسول (صلى الله علیه و آله ) را صد و بیست و چهار مرتبه به آسمان برد، و در هر مرتبه به آن حضرت درباره ولایت و امامت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) و دیگر ائمه طاهرین (علیهم السلام ) زیاده از سایر فرایض تأكید و توصیه نمود»(7).

    ---------------------------------------------------

    (1) منتخب التواریخ : ص 52. الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 194. توضیح المقاصد: ص 24. العدد القویه : ص 234. مصباح كفهمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 97 ص 168، ج 95 ص 196.

    (2) سوره اسراء: آیه 1.

    (3) توضیح المقاصد: ص 24. العدد القویه : ص 234. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 97 ص 168، ج 95 ص 196.

    (4) حق الیقین : ص 30. منتهى الآمال : ج 1 ص 51.

    (5) بحار الانوار: ج 18 ص 289. حق الیقین : ص 30.

    (6) بحار الانوار: ج 18 ص 302 319.

    (7) بحار الانوار: ج 18 ص 302 319. حق الیقین : ص 30.

    نوشته شده در جمعه 27 تیر 1393 ساعت 06:56 ب.ظ توسط : داعی | دسته : پیامبر-فضائل، تقویم شیعه-رمضان، امیرالمؤمنین-فضائل،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    بیستم ماه رمضان
    فتح مكه
    در سال 8 هـ‍ فتح مكه واقع شد. در این فتح بزرگ تعداد مسلمانان 12 هزار نفر، و شهدا 2 نفر بودند. علت شهادت آن دو این بود كه همراه لشكر نبودند و از آخر مكه وارد شده بودند، و لذا مورد هجوم قرار گرفته شهید شدند(1).
    در این روز امیرالمؤمنین (علیه السلام ) به امر مبارك خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله )، براى شكستن بت هایى كه در كعبه بود، پاى مبارك خود را بر كتف شریف اشرف مخلوقات نهاد(2).
    مجلسى (رحمه الله ) از تاریخ طبرى نقل مى فرماید: هنگامى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نظر مباركش بر این قرار گرفت كه به طرف مكه حركت كند عمر را طلبید و به او فرمود: به مكه برو و اشراف قریش را از حال ما با خبر كن . عمر گفت : من بر جانم از اشراف قیش مى ترسم(3)!
    هنگامى كه مسلمانان وارد مكه شدند شعار مى دادند: الیوم یوم الملحمه : «امروز روز در هم كوبیدن است ». پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمودند: شعار را عوض كنید و بگویید: الیوم یوم المرحمه : «امروز روز رحمت است ».
    بعد فرمود: ابوسفیان و خانه اش در امانند، و هر كس داخل خانه او رفت در امان است . همچنین فرمودند: همه در امانند جز یك نفر به نام «هبار بن اسود» و بعضى معاویه را هم ذكر كرده اند(4). حضرت فرمود: «اگر هبار چسبیده به پرده كعبه هم بود او را بكشید»؟!
    علت این بر خورد شدید با هبار آن بود كه در یكى از جنگهاى مسلمین با كفار قریش عده اى اسیر از كفار گرفتند و داخل اسرا داماد بزرگ پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شوهر زینب دخترشان بود. حضرت فرمودند: هر كس ‍ فدیه بفرستد اسیر او را آزاد مى كنیم . بین آنچه از مكه به عنوان فدیه فرستاده بودند گردنبند حضرت خدیجه (علیها السلام ) به چشم مى خورد كه به دخترش زینب داده بود. هنگامى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) آن گردنبند را دیدند به یاد جناب خدیجه (علیها السلام ) افتادند و گریستند. آنگاه از مسلمین خواستند آن فدیه را كه یادگار خدیجه (علیها السلام )است ، به آن حضرت ببخشند، و آنان قبول كردند. سپس قرار شد اسرا را آزاد كنند، در مقابل این كه هر یك از زنان مسلمان كه در مكه اسلام را پذیرفته ، اگر خواست بیاید آزاد باشد.
    قرار بر این شد كه امیرالمؤمنین (علیه السلام ) بروند و هودج فواطم را بیاورند. آن حضرت به تنهایى رفتند و زینب دختر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و دیگر هاشمیات را آوردند، همینكه مقدارى از مكه بیرون آمدند ابوسفیان لعنت الله علیه گفت : پسر عمویش محمد (صلى الله علیه و آله) جوانهاى شما را گمراه كرد و مسلمان شدند. حال این جوان یعنى على (علیه السلام ) در روز روشن آمده و بستگانش را مى برد. جلو او را بگیرید.
    آنها آمدند تا مانع آن حضرت شوند. امیرالمؤمنین (علیه السلام ) دفاع فرمودند. بعضى زخمى و بعضى به درك واصل شدند، در این اثنا هبار بن اسود به هودج هاشمیات حمله كرد و نیزه اى حواله هودج زینب دختر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نمود.
    امیرالمؤمنین (علیه السلام ) حمله به هبار كردند و او را فرارى دادند. زینب در این حمله ترسید و چون ششماهه حامله بود، هنگامى كه وارد مدینه شدند بعد از زمانى بچه سقط شده و از دنیا رحلت كرد.
    پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: «خون هبار بن اسود مهدور است، و هر كس هر جا او را دید بكشد».
    ابن ابى الحدید به استادش مى گوید: پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به خاطر ترساندن زینب و سقط جنین او، ریختن خون هبار را جایز دانست . اگر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) زنده بود، آیا ریختن خون آن كس را كه فاطمه (علیها السلام ) را ترسانید، جایز نمى دانست (5)؟

    ---------------------------------------------------

    (1) مسار الشیعه : ص 9. العدد القویه : ص 218. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 20 ص ‍ 111 - 143، ج 21 ص 143، ج 97 ص 168. سیره ابن هشام : ج 4 ص 80، تقویم المحسنین : ص 12.

    (2) توضیح المقاصد: ص 23. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 97 ص 384. فیض العلام : ص 42.

    (3) بحار الانوار: ج 35 ص 287.

    (4) احقاق الحق : ص 265. التعجب : ص 106. نهج الحق و كشف الصدق : ص 310.

    (5) بیت الاحزان : ص 153. شرح ابن ابى الحدید: ج 14 ص 193.


    نوشته شده در جمعه 27 تیر 1393 ساعت 05:25 ب.ظ توسط : داعی | دسته : پیامبر-غزوه ها، تقویم شیعه-رمضان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    فضائل امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) از لسان سعد بن ابى وقّاص‏(لعنة الله علیه)

     (سعد گفت:) على خصالى داشته كه براى احدى از مردم نبوده است:

    او صاحب سوره برائت است كه پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: «از قول من جز كسى كه از من باشد مطلبى را ابلاغ نمى‏كند».

    و آن حضرت در روز جنگ تبوك فرمود: «تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى هستى بجز نبوّت، كه پیامبرى بعد از من نیست».(1)

    و پیامبر صلى اللَّه علیه و آله دستور داد هر درى را كه به مسجد باز است مسدود كنند جز در خانه‏ على(علیه السلام). عمر(لعنه الله) بسیار كوشید تا حضرت به اندازه شكافى (2) بقدر دو چشمش به او اجازه دهد (كه از منزلش به مسجد باز باشد) ولى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مانع شد. در همان جا بود كه حمزه و عباس و جعفر گفتند: «در خانه‏هاى ما را مسدود كردى ولى در خانه على را رها كردى»؟

    حضرت فرمود: من آنها را مسدود نكردم و در خانه او را من باز نكردم، بلكه خداوند آنها را مسدود كرد و در خانه او را باز كرد.

    و وقتى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بین هر دو نفر از اصحابش برادرى ایجاد كرد، على علیه السّلام عرض كرد:

    «بین هر دو نفر از اصحابت برادرى قراردادى و مرا رها كردى؟»

    پیامبر صلى اللَّه علیه و آله فرمود: «تو برادر من و من برادر تو در دنیا و آخرت هستم».(3)

    ----------------------------------

    (1) در كتاب فضائل در اینجا اضافه دارد: تو وصىّ من هستى

    (2) در كتاب فضائل: سوراخى.

    (3) اسرار آل محمد علیهم السلام، ص: 588

    نوشته شده در پنجشنبه 19 تیر 1393 ساعت 10:38 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    دوازدهم ماه رمضان
    مراسم عقد اخوت
    در این روز در سال اول هجرت رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) بین اصحاب خود عقد اخوت بست و امیر المؤ منین (علیه السلام ) را برادر خود گردانید(1).

    ----------------------------------------------

    (1) الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 112. فیض العلام : ص 31. مسار الشیعه : ص 7. تقویم المحسنین : ص ‍ 14. منتخب التواریخ : ص 46.

    نوشته شده در پنجشنبه 19 تیر 1393 ساعت 02:04 ب.ظ توسط : داعی | دسته : تقویم شیعه-رمضان،
  • [ نظرات ]

  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic