دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

شباهت امام جواد(سلام الله علیه) و حضرت عیسی(علیه السلام)
مسعودی نقل کرده است:
محمد بن محمودی از پدرش روایت کرده که دایه امام جواد علیه السلام به حضرت عرض کرد: تو را در اندیشه و تفکر می بینم، گویا بزرگ شده ای؟
حضرت به خانمی که از وی نگهداری می کرد (دایه) فرمود: همانا عیسی بن مریم (علی نبینا و آله و علیه السلام) بیمار می شد، در حالی که خردسال بود، پس داروی درد خود را برای مادرش، توصیف می نمود و هنگامی که آن را میل می کرد، می گریست.
مادرش می گفت: پسرکم! بی گمان تو را به آنچه به من آموختی، درمان کردم!
حضرت عیسی به مادرش اظهار می داشت: حکم، حکم پیامبرانه و خلق و خو، خلق و خوی کودکانه است. (1)(2) .
----------------------------------------------------------------
(1) اثبات الوصیه: 212.
(2) فرهنگ جامع سخنان امام جواد؛ گروه حدیث پژوهشکده باقرالعلوم؛ ترجمه مسلم صاحبی؛ شرکت جاپ و نشر بین الملل چاپ اول زمستان 1387.
نوشته شده در یکشنبه 2 شهریور 1393 ساعت 03:27 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام جواد-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    دستوراتی از امام صادق(علیه السلام) 

    سفیان ثوری گفت: خدمت حضرت صادق علیه‏السلام رسیدم عرض کردم: به من سفارشی (پندی) فرمایید تا بعد از شما آن را به کار بندم.

    حضرت فرمودند: به گوش می‏گیری، ای سفیان؟ 

    عرض کردم: آری، ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

    حضرت فرمودند: ای سفیان، دروغگو را مردانگی نیست و حسود را آسایش و شاهان را برادری و مغرور و متکبر را دوستی و بداخلاق را سروری نیست. 

    حضرت سپس دم فروبستند.

    من گفتم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، بیشتر بفرمایید،

    حضرت فرمودند: ای سفیان، به خدا اعتماد کن، تا عارف باشی و به آن چه قسمت تو کرده است خرسند باش، تا توانگر باشی، چنان رفاقت کن که با تو رفاقت می‏کنند، تا بر ایمانت بیفزایی و با بدکار همنشینی مکن، که تو را بدکاری می‏آموزد و در کارهایت با کسانی مشورت کن که از خداوند عزوجل می‏ترسند. 

    پس حضرت دوباره دم فروبستند.

    گفتم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بیشتر بفرمائید.

    حضرت فرمودند: ای سفیان، هر که عزت خواهد بی‏ آن که پادشاهی داشته باشد و قدرت خواهد بی ‏آن که برادران (و دوستان) داشته باشد و هیبت و شکوه خواهد بی ‏آن که مال و ثروت داشته باشد، باید از خواری معاصی خداوند به عزت طاعت او درآید. 

    باز حضرت دم فروبستند.

    عرض کردم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) باز هم بفرمایید.

    حضرت فرمودند: ای سفیان پدرم سه نکته‏ی ادب به من آموخت و از سه چیز نهی فرمود: اما آن سه نکته‏ی ادب که به من آموخت این بود که به من فرمود: فرزندم، هر که با یار بد بنشیند، به سلامت نماند و هر که گفتارش را در بند نکشد، پشیمان گردد و هر که به جاهای بدنام آمد و شد کند، مورد بدگمانی و اتهام قرار گیرد.

    عرض کردم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آن سه چیز که شما را از آنها نهی نمودند چیست؟ 

     حضرت فرمودند: مرا از همنشینی با کسی که بر نعمت (دیگران) حسادت می‏ورزد و از گرفتاری و معصیت (دیگران) شاد می‏شود و یا کسی که سخن‏چین است نهی فرمود. (1) . 
    -------------------------------------------------------------------------
     (1) تحف العقول: 21791 367
    نوشته شده در جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 02:06 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام صادق-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    تتمه ماه جمادی الثانی

    شهادت ابراهیم بن مالك اشتر

    در این ماه در سال 71 ه‍ ابراهیم پسر مالك اشتر نخعى (رحمه الله ) به شهادت رسید(1).

    ------------------------------------------------------

    (1) مراقد المعارف : ج 1 ص 37.

    نوشته شده در چهارشنبه 10 اردیبهشت 1393 ساعت 08:19 ب.ظ توسط : داعی | دسته : تقویم شیعه-جمادی الثانی،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    همای رحمت

    علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را

    که به ماسوا فکندی همه سایه‌ی هما را

    دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین

    به علی شناختم به خدا قسم خدا را

    به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند

    چو علی گرفته باشد سر چشمه‌ی بقا را

    مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ

    به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

    برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن

    که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

    بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من

    چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

    بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب

    که علم کند به عالم شهدای کربلا را

    چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان

    چو علی که میتواند که بسر برد وفا را

    نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت

    متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

    بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت

    که ز کوی او غباری به من آر توتیا را

    به امید آن که شاید برسد به خاک پایت

    چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را

    چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان

    که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را

    چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم

    که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را

    «همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

    به پیام آشنائی بنوازد و آشنا را»

    ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب

    غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا

     

    شاعر: شهریار

    نوشته شده در یکشنبه 19 اسفند 1386 ساعت 03:03 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-اشعار،
  • [ نظرات ]

  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو