دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل

بسم الله الرحمن الر حیم

 

تعلیم قرآن، توسط امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)

رمیله مى‏گوید: على- علیه السّلام- شخصى را در حال خیاطى و آوازخوانى دید و فرمود: «اى جوان! اگر قرآن بخوانى براى تو بهتر است».

گفت: خوب نمى‏توانم بخوانم، دوست داشتم خوب قرآن مى‏خواندم.

حضرت فرمود: «نزدیك بیا» جوان نزدیك على- علیه السّلام- آمد و على- علیه السّلام- آهسته چیزى در گوش او گفت كه تمام قرآن در قلب او نقش بست و حافظ كل قرآن شد(1)

-----------------------------------------

(1) بحار: 42/ 17، حدیث 1.

نوشته شده در چهارشنبه 1 مرداد 1393 ساعت 09:47 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-کرامات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    بیست و سوم ماه رمضان
    نزول قرآن

    شب نزول قرآن است(1)  و به قولى در شب 24 ماه رمضان بوده است(2).

    -------------------------------------------------

    (1) مسار الشیعه : ص 10. بحار الانوار: ج 88 ص 7.

    (2) بحار الانوار: ج 95 ص 196.


    نوشته شده در یکشنبه 29 تیر 1393 ساعت 09:09 ب.ظ توسط : داعی | دسته : تقویم شیعه-رمضان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    توصیه امام باقر(علیه السلام) به شیعیان

    شیخ طوسى در كتاب «امالى» از جابر جعفى روایت میكند كه گفت: بعد از خاتمه اعمال حج، با جمعى بخدمت امام محمد باقر (علیه السلام) رسیدیم و با حضرتش وداع نمودیم و عرضكردیم: یا ابن رسول اللَّه وصیتى بما بفرمائید! فرمود: اقویاى شما بضعفا كمك كنند. و اغنیاى شما از فقرا دلجوئى نمایند، و هر مردى از شما برادر دینیش را مانند خود نصیحت كند (آنچه براى خود میخواهد براى او نیز بخواهد) و اسرار ما را از نااهلان مخفى دارید، و مردم را بر گردنهاى ما مسلط نكنید، بگفته‏هاى ما و آنچه از ما بشما میرسانند توجه كنید، اگر دیدید موافق قرآن است، آن را بپذیرید، و چنانچه آن را موافق قرآن نیافتید، از نظر بیاندازید (یعنى اگر موافق قرآن بود كلام ماست و گر نه از ما نیست و مجعول است).

    و اگر مطلب بر شما مشتبه گشت، در باره آن تصمیمى نگیرید و آن را بما عرضه دارید تا همان طور كه براى شما بیان كرده‏اند تشریح كنیم اگر شما چنین بودید كه بشما سفارش كرده‏ایم و از این حدود تجاوز نكنید و پیش از ظهور قائم ما كسى از شما بمیرد شهید از دنیا رفته است. و هر كس قائم ما را درك كند و در ركاب او كشته شود، ثواب دو شهید دارد، و هر كس در ركاب او یكى از دشمنان ما را بقتل رساند ثواب بیست شهید خواهد داشت‏(1)

    -----------------------------------------

    (1) مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار ، ص: 894و895

     


    نوشته شده در چهارشنبه 18 تیر 1393 ساعت 05:16 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    صراط مستقیم

    قرآن كریم میفرماید :

    ( إهدنا الصّراط المستقیم ) الفاتحة : 6
     خدایا ما را به راه مستقیم هدایت كن .

     

    عن أبی بریدة قال :« صراط محمّد وآله .»
    راه مستقیم راه و روش حضرت محمد وآهل بیت أوست .(1)

    -------------------------------------------

    (1) الكشف والبیان : 1/ورقة29- معالم التنزیل : 1/10- شواهد التنزیل : 1/57-58- رشفة الصّادی : 25 , 70 .


    نوشته شده در یکشنبه 15 تیر 1393 ساعت 10:10 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل، اهل بیت(علیهم السلام)،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    امام هادی(علیه السلام) و علم خداداد

    پس از شهادت امام جواد علیه السلام،‌ معتصم عباسی(لعنة الله علیه) شخصی به نام «عمر بن فرج» را به عنوان فرمانروای مدینه برگزید و او را به مدینه فرستاد تا معلم مخصوصی برای حضرت هادی علیه السلام (كه در آن وقت هشت سال داشت) پیدا كند.

    عمر بن فرج از دشمنان پر كینه خاندان رسالت بود و منظور معتصم از تعیین معلم دشمن این بود كه تعلیم و تربیت او در حضرت هادی علیه السلام اثر بگذارد و افكار و روحیات عالی آن حضرت را عوض كند و دوستی دشمنان اهل بیت علیهم السلام را در دل امام جای دهد.

    عمر بن فرج پس از جستجو و پیگیری، شخصی به نام «جنیدی» را كه از دشمنان خاندان رسالت بود به عنوان معلم حضرت هادی برگزید، برای او حقوقی تعیین كرد و از او خواست كه مانع ملاقات شیعیان با حضرت هادی علیه السلام گردد.

    جنیدی به كار خود مشغول شد ولی هر روز آنچه از حضرت هادی علیه السلام مشاهده می كرد شگفت زده می شد.

    روزی محمد بن جعفر از جنیدی پرسید:« این كودك-یعنی حضرت هادی علیه السلام- در تحت آموزش تو چگونه است؟»

    جنیدی از تعبیر برآشفته شد و گفت:« می گویی این كودك! نمی گویی این پیر! تو را به خدا كسی را داناتر از من نسبت به علم و ادب در مدینه می شناسی؟»

    محمد پاسخ داد:«نه»

    جنیدی گفت:« سوگند به خدا من بحثی را در ادبیات پیش می كشم و به تجزیه و تحلیل آن می پردازم، بعد می بینم او مطالبی را به گفته هایم می افزاید كه من از آنها استفاده می كنم و از او می آموزم. مردم گمان می كنند كه من به حضرت هادی علیه السلام درس می دهم ولی به خدا این من هستم كه از او درس می آموزم...»

    چند روز بعد محمد بن جعفر با جنیدی ملاقات كرد و پرسید:« حال این كودك چگونه است؟»

    جنیدی از این حرف برانگیخته شد و گفت:« دیگر این حرف را نزن، سوگند به خدا او بهترین انسان روی زمین و برترین خلق خدا است. گاهی می خواهد وارد اتاق شود، می گویم یك سوره از قرآن بخوان بعد وارد شو. می گوید:‌ كدام سوره؟ من سوره های بلند آغاز قرآن را نام می برم، او همان سوره را از آغاز تا انجام به طور دقیق و درست می خواند،‌ به گونه ای كه من درست تر از آن نشنیده ام. او قرآن را زیباتر از مزامیر داوود می خواند، به علاوه حافظ همه قرآن است و به تأویل و تنزیل( معنی باطنی و تفسیر ظاهری) قرآن آگاه است.»

    سپس جنیدی از روی تعجب گفت:« سبحان الله!!! این كودك با اینكه در میان دیوارهای سیاه مدینه رشد كرده، پس این دانش عمیق را از كجا آموخته است؟!»

    سرانجام همین جنیدی كه از دشمنان خاندان رسالت بود، مرید و سرسپرده آنها شد.(1)

    ----------------------------------------------------------

    (1) مآثر الكبری فی تاریخ سامرا،ج3، ص 95-96 . طبق زندگی امام هادی علیه السلام، باقر شریف قرشی، ص 23-24



     

    نوشته شده در پنجشنبه 22 خرداد 1393 ساعت 12:05 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام هادی-علم،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    قیام امام قائم علیه السّلام در قرآن‏
     
    از امام صادق علیه السّلام در باره آیه شریفه: سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ ... (1) پرسش كردند و حضرت علیه السّلام در پاسخ فرمود: مقصود به زمین فرو شدن و مسخ شدن و پرتاب شدن است. راوى مى ‏گوید: عرض كردم: تا براى آنها آشكار شود؟ فرمود: این سخن را رها كن، مقصود قیام امام قائم است.(2)
    ------------------------------------------------------------------
    (1) «
    زودا كه آیات قدرت خود را در آفاق و در وجود خودشان به آنها نشان خواهیم داد تا بر ایشان آشكار شود كه اوست حق»( سوره فصّلت/ آیه 53).
    (2)
    بهشت كافى-ترجمه روضه كافى، ص: 213

    نوشته شده در جمعه 12 اردیبهشت 1393 ساعت 09:04 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-اخبار در مورد امام زمان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سعید بن منصور روایت میکند از قول عمران بن حصین که ما در حال صحبت کردن در مورد احادیث بودیم که مردی آمد و گفت : این حرفها را رها کنید ! از کتاب خدا برای من (در مورد این حرفها ) دلیل بیاورید ! 

    عمر بن خطاب گفت : تو آدم احمقی هستی ! آیا در کتاب خدا ، نماز خواندن و روزه گرفتن تفسیرش آمده ؟ کتاب خدا حکم را آورده و سنت نبوی آن را تفسیر میکند !
     

    برچسب‌ها: الله، خدا، نبوی، حكم، قرآن، نماز، روزه،
    نوشته شده در جمعه 29 فروردین 1393 ساعت 02:00 ب.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    ناصبى و عاقبت آن در قرآن‏

    حنان به نقل از امام صادق علیه السّلام مى‏ گوید كه فرمود: ناصبى [دشمن خاندان محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم‏] باكى نداشته باشد كه نماز بخواند یا زنا كند، به هر حال این آیه در باره او نازل شده است: عامِلَةٌ ناصِبَةٌ*  تَصْلى‏ ناراً حامِیَةً (1)(2)
    ----------------------------------------------------------------------
    (1) « تلاش كرده و رنجدیده، در آتش سوزان درافتند»( سوره غاشیه/ آیه 3 و 4)
    (2) بهشت كافى-ترجمه روضه كافى، ص: 207

    نوشته شده در جمعه 18 بهمن 1392 ساعت 02:54 ب.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت، امام صادق-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    ترجمه خطبه 2

     

     (پس از بازگشت از نبرد صفّین «1» در سال 38 هجرى ایراد فرمود)

    1 ستایش پروردگار

    ستایش مى‏كنم خداوند او را، براى تكمیل نعمت‏هاى او و تسلیم بودن برابر بزرگى او و ایمن ماندن از نافرمانى او. و در رفع نیازها از او یارى مى‏طلبم؛ زیرا آن كس را كه خدا هدایت كند، هرگز گمراه نگردد، و آن را كه خدا دشمن دارد، هرگز نجات نیابد و هر آن كس را كه خداوند بى نیاز گرداند، نیازمند نخواهد شد. پس ستایش خداوند گران سنگ‏ترین چیز است، و برترین گنجى است كه ارزش ذخیره شدن دارد، و گواهى مى‏دهم كه جز خداى یكتاى بى شریك، معبودى نیست، شهادتى كه اخلاص آن آزموده و پاكى و خلوص آن را باور داریم و تا زنده‏ایم بر این باور استواریم، و آن را براى صحنه‏هاى هولناك روز قیامت ذخیره مى‏كنیم، زیرا شهادت به یگانگى خدا، نشانه استوارى ایمان، باز كننده درهاى احسان، مایه خشنودى خداى رحمان، و دور كننده شیطان است.

    2 ویژگى‏هاى پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله و سلّم‏

    و شهادت مى‏دهم كه محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بنده خدا و فرستاده اوست. خداوند او را با دینى آشكار، و نشانه‏اى پایدار و قرآنى نوشته شده و استوار و نورى درخشان و چراغى تابان و فرمانى آشكار كننده فرستاد تا شك و تردیدها را نابود سازد و با دلائل روشن استدلال كند «2»، و با آیات الهى مردم را پرهیز دهد، و از كیفرهاى الهى بترساند.

    3 شناخت عصر جاهلیّت‏

    خدا پیامبر اسلام را زمانى فرستاد كه مردم در فتنه‏ها گرفتار شده، رشته‏هاى دین پاره شده و ستون‏هاى ایمان و یقین ناپایدار بود. در اصول دین اختلاف داشته، و امور مردم پراكنده بود، راه رهایى دشوار و پناهگاهى وجود نداشت، چراغ هدایت بى نور، و كور دلى همگان را فرا گرفته بود. خداى رحمان معصیت مى‏شد و شیطان یارى مى‏گردید، ایمان بدون یاور مانده و ستون‏هاى آن ویران گردیده و نشانه‏هاى آن انكار شده، راه‏هاى آن ویران و جاده‏هاى آن كهنه و فراموش گردیده بود. مردم جاهلى شیطان را اطاعت مى‏كردند و به راه‏هاى او مى‏رفتند و در آبشخور شیطان سیراب مى‏شدند. با دست مردم جاهلیت، نشانه‏هاى شیطان، آشكار و پرچم او بر افراشته گردید. فتنه‏ها، مردم را لگد مال كرده و با سم‏هاى محكم خود نابودشان كرده و پا بر جا ایستاده بود. امّا مردم حیران و سرگردان، بى خبر و فریب خورده، در كنار بهترین خانه (كعبه) و بدترین همسایگان (بت پرستان) زندگى مى‏كردند. خواب آنها بیدارى، و سرمه چشم آنها اشك بود، در سرزمینى كه دانشمند آن لب فرو بسته و جاهل گرامى بود.

    4 ویژگى‏هاى اهل بیت علیهم السّلام‏

    عترت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم جایگاه اسرار خداوندى و پناهگاه فرمان الهى و مخزن علم خدا و مرجع احكام اسلامى، و نگهبان كتاب‏هاى آسمانى و كوه‏هاى همیشه استوار دین خدایند خدا به وسیله اهل بیت علیهم السّلام پشت خمیده دین را راست نمود و لرزش و اضطراب آن را از میان برداشت.

    5 سیماى فاسدان‏

    برابر فاسدانى كه تخم گناه افشاندند، و با آب غرور و فریب آبیارى كردند، و محصول آن را كه جز عذاب و بدبختى نبود برداشتند!

    6 جایگاه آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم‏

    كسى را با خاندان رسالت نمى‏شود مقایسه كرد و آنان كه پرورده نعمت هدایت اهل بیت پیامبرند با آنان برابر نخواهند بود. عترت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم أساس دین، و ستون‏هاى استوار یقین مى‏باشند. شتاب كننده، باید به آنان بازگردد و عقب مانده باید به آنان بپیوندد؛ زیرا ویژگى‏هاى حقّ ولایت به آنها اختصاص دارد و وصیّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم نسبت به خلافت مسلمین و میراث رسالت، به آنها تعلّق دارد. هم اكنون (كه خلافت را به من سپردید) حق به اهل آن بازگشت، و دوباره به جایگاهى كه از آن دور مانده بود، باز گردانده شد.«3»

    ------------------------------------------------

    «1» صفّین سرزمینى نزدیك« رقّه» و بالس، بر كرانه رود فرات كه در آنجا جنگ صفّین در صفر سال 37 هجرى بین امام على علیه السّلام و شامیان رخ داده است.( معجم البلدان)

    «2» نفى تفكّر دگماتیسم MSITAMGOD( پذیرش بدون دلیل و برهان) در سراسر نهج البلاغه در واژه‏هاى حجج، دلیل، برهان، این حقیقت را طرح مى‏فرماید كه انسان با دلیل و برهان مى‏باید چیزى را پذیرفته یا انكار كند.

    «3» نهج البلاغة-ترجمه دشتى، ص: 45 و 46

    نوشته شده در جمعه 29 دی 1391 ساعت 04:34 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-نهج البلاغه،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    آخرین کتاب انیشتین

     

    موضوع : نامه نگاری انیشتین با آیت الله العظمی بروجردی قدس سره

     

    آلبرت اینشتین در رساله­ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه"، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­دهد و آن را کامل­ترین و معقول­ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ی اینشتین با آیت­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده­ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.

    اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خو درا با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج­البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه­ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی (فوت 1371 ش) و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می­شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی­شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده­اند. از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می­کند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می­خورد و آن ظرف واژگون می­شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از معراج جسمانی باز می­گردند مشاهده می­کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه­ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می­نویسد....

    همچنین اینشتین در این رساله "معاد جمسانی" را از راه فیزیکی اثبات می­کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون = عمل و عکس العمل .) او فرمول ریاضی "معاد جسمانی " را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می­داند: E=M.C2>>M=E:C2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.

    اینیشتین در این کتاب همواره از آیت­ الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز"...

    000/000/3 دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسور ابراهیم مهدوی (مقیم لندن) با کمک برخی از اعضاء شرکت­های اتومبیل بنز و فورد و .. از یک عتیقه­ دار یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه­ای چک شده و تأیید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. هم اکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی – توسط دکتر عیسی مهدوی (برادر دکتر ابراهیم مهدوی) و توأم با تحقیق و ارائه منابع مذکور در متن (توسط اینجانب) می­ باشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است . اصل نسخه این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن – بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی – سپرده شده و نگهداری می­شود. توضیحات بیشتر و شماره ثبت آن را برای اطلاع خوانندگان در آغاز برگزیده این کتابچه ارائه خواهیم داد.

    گزیده­ای از آخرین رساله اینشتین: (DIE ERKLA"RUNG دی ارکلرونگ = بیانیه) ترجمه: دکتر عیسی مهدوی، تحقیق و پیشگفتار و پاورقی: اسکندر جهانگیری

    پیشگفتار

    در اوائل سال 1382 شمسی (=2003م) پروفسور ابراهیم مهدوی ( تولد 1310 ش ) – مقیم لندن پس از سفری به آمریکا و آلمان و فرانسه و دیدار با برخی سرمایه­ داران شرکت اتومبیل سازی "فورد" در آمریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی از اعضاء آنها جهت کمک مالی برای خریداری این رساله گران­قیمت بالاخره موفق شدند قرار داد خرید آن را از یک عتیقه­ دار یهودی را به امضاء برسانند. بهای این رساله که تماماً به خط خود انیشتین می­باشد سه میلیون دلار تمام شد که به این ترتیب سرشکن شده پرداخت گردید:

    1/000/000 $ BENZ به افتخار این که اینشتین آلمانی بود.

    1/000/000 $ FORD به افتخار این که در آمریکا میزیست و نیز به افتخار جان . اف. کندی . رئیس جمهور آمریکا ( مقتول 1963 م ) که در این رساله بارها اینشتین از وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده آمریکا دانسته است حال آن که در 1954 م ( سال نگارش این اثر ) هنوز 7 سال به زمان انتخاب وی مانده بود! و این از پیشگویی­های اینشتین به شمار می­رود. نیز شاید سرنخ­هایی از معمای حیرت­انگیز ترور زنجیره­ای خاندان کندی در این رساله موجود باشد که بتوانیم دریابیم چرا کندی کشته شد؟ راز این معما کجاست؟ چرا خانواده او نیز قربانی شدند؟ و چرا ... ؟

    500/000 $ : CONCORDE به افتخار جناب لاوازیه – مقتول 1794 م در انقلاب / یا شورش / فرانسه – و نیز قانون بقای ماده او که در این رساله بارها یاد شده است.

    500/000 $: TITANICبه یاد بود کشته شدگان حادثه اندوهبار کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی (فوت 1955م) – کاشف پنیسیلین و از یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله – بخش­هایی که مربوط به اسرار علم پزشکی و زیست شناسی و داروشناسی آن می­شود.

    شخصیت­های اصلی این رساله : آلبرت اینشتین (فوت مشکوک 1955 م) / الکساندر فلمینگ (فوت 1955م) آیت­الله العظمی سید حسین بروجردی (فوت 1961میلادی) / نیلز بور (بوهر) شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی که او نیز با اینشتین در نگارش این اثر همکاری می­کرد (فوت 1962م) / جان . اف . کندی ( مقتول 1963م) / علیرضا پهلوی ( مترجم و رابط ) (کشته شده بر اثر سقوط هواپیما توسط عناصر سازمان «کا. گ. ب» شوروی در 1954م (= 1333 ش – سال نگارش این رساله) / حمیدرضا پهلوی (مترجم و رابط فوت 1371 ش = 1992م ) که نیلز بور او را به اینشتین معرفی کرده و در آن زمان 22 ساله بود.

    سؤالی که اینجا مطرح می­شود این است که چرا سه تاریخ مرگ ( 1954 – 1955 و باز 1955م ) و نیز سه تاریخ مرگ (1961 – 1962 – 1963 م ) دقیقاً پشت سر هم واقع شده؟ و چرا نویسنده (اینشتین) با همکار اصلی او در این نگارش (الکساندر فلمینگ) هر دو در یک سال (1955 م ) مرده­اند ؟ و چرا یکی از مترجمین و رابط­ها ( ع ... پ ... ) در همان سال نگارش راسله بر اثر سقوط هواپیما جان داده است؟ و باز چرا همین چند سال قبل دو فرزند مترجم و رابط دیگر (ح ... پ ... ) به نام­های بهزاد و نازک در سن جوانی به طرز مشکوکی در خارج از ایران مسموم شده و مرده­اند؟

    و بالاخره چرا باید این رساله از چنین شخصیتی (اینشتین) حدود نیم قرن (!!) مخفی بماند و چرا "صندوق امانات سری انگلیس" به بهانه پرهیز از ایجاد "یک رولوشن (= انقلاب خطرناک مذهبی" اجازه تکثیر این اثر علمی – مذهبی را تحت هیچ شرایطی به ما نمی­دهد؟

    سرآغاز متن کتاب، اولین عبارت کتابچه اینشتین / خطاب به آیت ­الله بروجردی این عبارت آلمانی است : Herzliche Gru``&e von Einstein هرتسلیش گروشس فن آینشتاین = با صمیمانه­ترین سلام­ها از اینشتین محضر شریف پیشوای جهان اسلام جناب سید حسین بروجردی. پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع 12 امامی (*1) را پذیرفته ام / که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس ( مارس) (*2) از سال 1954 ( *3*) است که من مقیم آمریکا و دور از وطن هستم.

    به یاد دارید که آشنایی من با شما از ماه آگوست (اوت) (*4*) سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود ( *5) . خوب به یاد دارم که وقتی در 6 آوگوست 1945 آن مرد ناپاک پلید (*6*) اکتشاف فیزیکی من را – که کشف نیروی نهفته در اتم بود – همچون صاعقه­ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فرو ریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقتنامه­ای بین المللی به امضاء و تصویب جهانی برسانم.

    گر چه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره آن آشنایی با شما مرد بزرگ بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمع­بندی این چهل نامه است / برای خوانندگان گرامی ( بعدی ) نیز می­نویسم همانگونه که آقای بروجردی – مقیم شهر قم / در ایران – می­دانند : من در آوگوست 1939 (*7) طی نامه­ای به روزولت – رئیس جمهور وقت آمریکا – او را از پیشرفت آلمان نازی – که در ابتدای جنگ جهانی دوم بود – در مسئله شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار و نابود کردن آنی برخی شهرها مطلع ساختم و اکیداً به او (روزولت ) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه جنایت امیز ... باید ابرقدرتی چون آمریکا – که به نظر من عاقل­ترین و ... خونسردترین ابرقدرت­های دنیای فعلی است – سریعاً گروهی را مأمور بررسی و تحقیق علمی – در شکافتن هسته اتم – بنماید و به سرعت باید بمب اتم را بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته – یعنی آدولف هیتلر نژآدپرست خوانخوار – آن (بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف حریف تمامی دنیا نمی­شود – حتماً متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار می­دهد. اما وقتی آمریکا ... آن را از قبل ساخته و اعلان نموده باشد دیگر امثال هیتلر دیوانه نمی­توانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز – که آغاز دوره پاپی وی برای مسیحیان کاتولیک جهان / از همان سال 1939 بود – فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیداً قید نمود که : هرگز نباید از این سلاح اتمی برای جنگ – حتی با خود نازی­های آلمان – استفاده شود سپس من نامه­ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان سید ابوالحسن (ابوالحسن اصفهانی – که مقیم نجف بودند – نوشتم / ایشان نیز در جواب گفتند که : از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانی­ها بهراسند و دست به حمله اتمی به هیچ کشوری نزنند . ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از آن – به نحو ابتدایی – استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی باز تأکید می­کنم . تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با اسلحه متعارف با آلمان نازی مقابله کرد"

    آری ! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود . به حکم چنین بزرگ­مردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین) ناچار بودم که روزولت را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم و این اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد / اما افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه دیگر (*6 )افتاد و توصیه­های من و روزولت را از یاد برده / دچار وسوسه شیطانی شد و در حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در 6 اوگوست 1945 که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی در حال استقرار بود – این بمب خطرزا را در هیروشیما فرو افکند !! بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت و به زمین نرسیده در آسمان شهر منفجر و شهری را مبدل به خاکستر کرد !! احساس می­کنم که هر گاه به یاد این حادثه می­افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته می­شود و پیرتر می­شوم!! و من همان طور که در جنگ اول جهانی بین سال­های 1914 – 1918 در صدد ارائه طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم / در این 6 سال سیاه جنگ دوم 1939 – 1918 نیز دائماً در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم / باز هم نتیجه نگرفتم!! گویا شکافتن هسته اتم بسیار آسان­تر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا (!) سرسخت­ترین موجودات جهان است !! ... و در مقیاس­های کوچک­تر نیز همواره ناکام بوده­ام / هنگامی که ورزش­ های رزمی از جمله کاراته / جودو/ و کنگ فو و مانند این چیزها {...} از شرق وحشی بی­تمدن و خرچنگ خوار – یعنی چین و ژاپن و کره – به وسیله اروپا و آمریکا آمد / من از جمله مخالفان این گونه ورزشها بودم و تأکید می­کردم که چنین آداب و رسوم وحشیانه­ای خشونت را در جامعه رواج می­دهد ... ولی همه مانند دیوار گچی (!) به من نگاه کردند و هیچ نگفتند و چنان که خود حضرتعالی (= آقای بروجردی برای من در جواب نامه ((ایکس – 25)) مرقوم فرموده­اید // در اسلام ... حتی کندن یک مو یا ایجاد یک خراش سطحی و یا حتی اندک ناراحت ساختن یک انسان – غیر مجاز و ممنوع است !!// . آری ! سیاست فقط فکر لحظه­های هیجان­آور را در سر می­آورد / حال آن که این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج و عواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می­آورد!! و اکنون ای جناب ... بروجردی، ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان بسیار از شما سپاسگزارم که در 1952 در پی مرگ (وایتسمن) – رئیس جمهور وقت اسرائیل هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که / آیا ریاست جمهوری اسرائیل را – که رسماً و علناً به من (اینشتین) پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده و مهاجر از وطن می­دانستند – بپذیرم؟ / خود در جواب نامه ((ایکس – 32)) فرمودید: انسان خداترس و خردمند چنین پیشنهادی را هرگز نمی­پذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است . پس شما خود را آلوده سیاست نکنید" لذا من (اینیشتن) نیز به بهانه اشتغالات علمی / این پیشنهاد را رد کردم.

     

     -----------------------------------------------------------------------

    1- Zwo"Iffach

    2 – Ma"rz

    3 – برابر با اواخر سال 1332 ش / یا اوائل سال 1333 ش

    4 – 5 – August تقریباً برابر با مرداد ماه 1325 شمسی

    6 – احتمالاً منظور وی : هاری ترومن (1945 – 1953) است

    7 – تقریباً برابر با مرداد 13

     

    برچسب‌ها: الله، آیت الله، بروجردی، قدس، آلبرت، انیشتین، رساله، عمر، آمریکا، آلمان، ادیان، جهان، مترجم، شاه، ایران، نظریه، نسبیت، قرآن، کریم، احادیث، نهج البلاغه، بحارالانوار، بحار الانوار، علامه، مجلسی، مذهب، عربی، انگلیسی، پهلوی، مغز، شیعه، پیامبر، دانشمند، معراج، فیزیک، ریاضی، پروفسور، حسابی، لندن، دکتر، فورد، کنکورد، فرانسه، بنز، benz، ford، CONCORDE، قانون، انقلاب، شورش، تایتانیک، بمب، هسته ای، اتمی، هیروشیما، نازی، کاتولیک، مسیحیان، اسرائیل، یهودی، سیاست،
    نوشته شده در شنبه 6 آبان 1391 ساعت 04:11 ب.ظ توسط : داعی | دسته : بزرگان-دانشمندان-علما،
  • [ نظرات ]

  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو