تبلیغات
امپراطورهای عالم - مطالب ابر رسول خدا

دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

امام سجاد از نگاه امام صادق(سلام الله علیهما)
از امام صادق -علیه‏ السلام- نقل شده که فرمودند: علی بن الحسین -علیه ‏السلام- در عبادت الهی بسیار شدید تلاش می‏کردند به گونه‏ ای که همیشه روزشان را روزه‏ دار و شبشان به قیام در درگاه خداوندی سپری می‏شد. تا جائی که این رویه به جسم حضرت آسیب رسانید و من به ایشان عرض کردم: «پدر جان این عادت شما تا چه مقدار طول خواهد کشید؟» پاسخ فرمود: «به سوی پروردگارم عشق می‏ورزم شاید که من را به قرب خود واصل کند.» (1).
در همین رابطه حدیث دیگری نقل شده که در خلال آن امام صادق -علیه‏السلام- جدشان حضرت سجاد -علیه‏السلام- را شبیه‏ ترین فرد به حضرت امیرالمؤمنین -علیه‏السلام- معرفی می‏نمایند:
«سعید بن کلثوم» می‏گوید: من نزد حضرت جعفر بن محمد الصادق -علیه ‏السلام- بودم که یادی از حضرت امیرالمؤمنین -علیه‏ السلام- به میان آمد پس حضرت از آن بزرگوار زیاد تعریف و تمجید فرمود و ایشان را مدح نمود به آنچه که شایسته او بودند. آنگاه فرمود: «سوگند به خداوند هرگز علی بن ابی‏طالب(صلوات الله علیه) از دنیا حرامی را تناول نفرمود تا اینکه بر راه خداوند از دنیا رخت بربست و هرگز دو کار به او عرضه نگردید که خداوند از هر دو راضی بود مگر اینکه به آنکه در دین او شدیدتر و سخت‏ تر بود آن را اخذ نمود و انتخاب کرد. و هرگز بر رسول خدا - صلی الله علیه و آله وسلم - حادثه‏ ای ناگوار وارد نشد مگر این که او را چون مورد اعتمادش بود، فراخواند. و در این مدت هیچ کس جز او قدرت بر انجام اعمال رسول خدا - صلی الله علیه و آله وسلم - را نداشت، حضرت آن چنان کار می‏کرد مانند مردی که صورتش بین آتش و بهشت باشد، امید به ثواب این داشته و از عقاب آن می‏ترسد. آری حضرت از مال خود هزار برده برای لقاء خدا و نجات از آتش آزاد کرد، و پول این همه را از حاصل دسترنج خود و عرق جبین‏اش فراهم آورده بود. و در همین حال غذای اهل و عیالش و روغن و سرکه و خرمای فشرده شده بود. لباس آن حضرت چیزی نبود جز کرباس که اگر مقداری از آن برای آستین دست زیاد می‏آمد آن را با قیچی که مخصوص چیدن پشم بود، می‏چید. و نه در فرزندانش و نه اهل بیتش هیچ کس نزدیکتر به او و شبیه‏ تر به او در لباس و فقهش، از علی بن الحسین -علیه ‏السلام- پیدا نمی‏شود. آری فرزندش ابوجعفر (امام باقر -علیه‏السلام-) بر او وارد شد در حالی که آن حضرت در عبادت به جایی رسیده بود که هیچ کس به آن نمی‏رسید و او را در حالی دید که رنگ بر رخسارش از شب زنده داری، زرد شده بود و چشمهایش از گریه ورم نموده و آزرده شده بود و...» تا آخر حدیث شریف که حالاتی از عبادت حضرت سجاد -علیه ‏السلام- بیان می‏شود که موجب گریه حضرت باقر -علیه‏السلام- را فراهم می‏آورد و وقتی حضرت سجاد -علیه‏ السلام- ملتفت گریه فرزند خود می‏شوند، دستور می‏دهند که بعضی از صحفی که در آن عبادات حضرت علی ابن ابی طالب -علیه ‏السلام- نوشته شده بیاورند، و بعد از کمی مطالعه می‏فرمایند: «چه کسی بر عبادت علی بن ابی‏طالب -علیه‏السلام- طاقت و قدرت دارد!!»(2) . از این روایت شریف به دست می‏آید در منظر حضرت صادق -علیه‏ السلام- امام سجاد -علیه ‏السلام- شبیه‏ ترین اهل بیت به حضرت مولی علی بن ابی‏طالب -علیه ‏السلام- در ابعاد مختلف بوده ‏اند. (3)
-----------------------------------------

(1) بحارالانوار ج 46، ص 91، ح 78 (به نقل از مناقب).
(2) بحارالانوار ج 46، ص 74، ح 65 (به نقل از الارشاد).
(3) اسوه کامل‏؛ محمد محسن دعایی؛ اطلاعات چاپ اول 1380.

نوشته شده در پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-فضائل،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    ملائك در خدمت امام سجاد(سلام الله علیه)
    سعید بن المسیب می‏گوید: چون یزید ملعون، مسلم بن عقبه را به مدینه فرستاد تا آنجا را غارت کند و اهل مدینه را به قتل برساند، آن ملعونها اسبهای خود را بر ستونهای مسجد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بستند و آنها را بر دور مرقد آن جناب باز داشتند و سه روز مشغول غارت مدینه بودند، و هر روز امام زین‏ العابدین علیه ‏السلام مرا برمی‏داشت و می‏آمد به نزد قبر رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله و سلم و دعائی می‏خواند که من نمی‏فهمیدم، و از اعجاز آن حضرت چنان شد که ما آنها را می‏دیدیم ولی آنها ما را نمی‏دیدند. مردی بر اسب اشهبی سوار و جامه ‏های سبز پوشیده بود، حربه‏ ای در دست داشت و هر روز می‏ آمد و بر درب خانه‏ ی آن حضرت می ‏ایستاد و هر که اراده می‏کرد که داخل خانه‏ ی آن حضرت شود، با آن حربه به او اشاره می‏ کرد و بی آنکه آن حربه به او برسد می‏ افتاد و می‏مرد. چون دست از غارت برداشتند، امام زین‏ العابدین علیه‏ السلام به خانه رفت و زیورهای زنان خود و جامه‏ های ایشان و گوشواره‏ های اطفال خود را جمع کرد و برای آن سوار بیرون آورد. او گفت: «ای فرزند رسول ‏خدا! من ملکی از شیعیان تو و پدر تو هستم، چون این افراد بر مدینه غالب شدند، من از حق تعالی اجازه خواستم که به زمین بیایم و شما را یاری بنمایم، و به آنچه کردم امید رحمت از خدا و شفاعت از رسول‏ خدا صلی الله علیه و آله و سلم و شما اهل‏ بیت علیهم ‏السلام دارم.» (1)(2) .
    ---------------------------------------------------

    (1) مناقب ابن شهر آشوب.

    (2) عجایب و معجزات شگفت انگیزی از امام سجاد؛ تهیه و تنظیم واحد تحقیقاتی گل نرگس؛ شاکر؛ چاپ اول 1386 .

    نوشته شده در سه شنبه 27 آبان 1393 ساعت 03:36 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    امام صادق(علیه السلام) و نیمه شب

    شبی به دستور منصور (خلیفه‏ی عباسی) حضرت صادق علیه‏السلام را در نیمه‏های شب، با سر برهنه و بدون روپوش مناسب به حضور او آوردند. منصور با کمال جسارت و خشونت به آن حضرت علیه‏السلام گفت: ای جعفر! با این سن و سال، آیا شرم نمی‏کنی که خواهان ریاست هستی و می‏خواهی بین مسلمانان فتنه و آشوب به پاکنی؟! سپس شمشیر خود را از غلاف بیرون کشید و قصد جان امام علیه‏السلام را نمود. ناگاه جناب پیامبر اسلام رسول خدا علیه‏السلام در نظرش متمثل شد که خشمگین به او نگاه می‏کند؛ ترسید و شمشیرش را در غلاف نهاد. برای دومین بار نیز همین کار را تکرار کرد و باز رسول خدا صلی الله علیه و اله را با همان هیأت در برابر خود دید. این ماجرا تا سه بار اتفاق افتاد. سرانجام از ترس و به ناچاری از کشتن امام صادق علیه‏السلام منصرف گردید. (1) . 
    --------------------------------------------------------
     (1) منهاج الدموع.

    نوشته شده در جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 05:23 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام صادق-مصائب، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    دستوراتی از امام صادق(علیه السلام) 

    سفیان ثوری گفت: خدمت حضرت صادق علیه‏السلام رسیدم عرض کردم: به من سفارشی (پندی) فرمایید تا بعد از شما آن را به کار بندم.

    حضرت فرمودند: به گوش می‏گیری، ای سفیان؟ 

    عرض کردم: آری، ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

    حضرت فرمودند: ای سفیان، دروغگو را مردانگی نیست و حسود را آسایش و شاهان را برادری و مغرور و متکبر را دوستی و بداخلاق را سروری نیست. 

    حضرت سپس دم فروبستند.

    من گفتم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، بیشتر بفرمایید،

    حضرت فرمودند: ای سفیان، به خدا اعتماد کن، تا عارف باشی و به آن چه قسمت تو کرده است خرسند باش، تا توانگر باشی، چنان رفاقت کن که با تو رفاقت می‏کنند، تا بر ایمانت بیفزایی و با بدکار همنشینی مکن، که تو را بدکاری می‏آموزد و در کارهایت با کسانی مشورت کن که از خداوند عزوجل می‏ترسند. 

    پس حضرت دوباره دم فروبستند.

    گفتم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بیشتر بفرمائید.

    حضرت فرمودند: ای سفیان، هر که عزت خواهد بی‏ آن که پادشاهی داشته باشد و قدرت خواهد بی ‏آن که برادران (و دوستان) داشته باشد و هیبت و شکوه خواهد بی ‏آن که مال و ثروت داشته باشد، باید از خواری معاصی خداوند به عزت طاعت او درآید. 

    باز حضرت دم فروبستند.

    عرض کردم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) باز هم بفرمایید.

    حضرت فرمودند: ای سفیان پدرم سه نکته‏ی ادب به من آموخت و از سه چیز نهی فرمود: اما آن سه نکته‏ی ادب که به من آموخت این بود که به من فرمود: فرزندم، هر که با یار بد بنشیند، به سلامت نماند و هر که گفتارش را در بند نکشد، پشیمان گردد و هر که به جاهای بدنام آمد و شد کند، مورد بدگمانی و اتهام قرار گیرد.

    عرض کردم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آن سه چیز که شما را از آنها نهی نمودند چیست؟ 

     حضرت فرمودند: مرا از همنشینی با کسی که بر نعمت (دیگران) حسادت می‏ورزد و از گرفتاری و معصیت (دیگران) شاد می‏شود و یا کسی که سخن‏چین است نهی فرمود. (1) . 
    -------------------------------------------------------------------------
     (1) تحف العقول: 21791 367
    نوشته شده در جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 02:06 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام صادق-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    برخورد مهرانگیز امام صادق (علیه السلام) با كنیز

    سفیان ثوری یكی از صوفیان معروف عصر امام صادق علیه السلام بود.

    روزی به حضور امام صادق علیه السلام آمد،‌ دید آن حضرت بسیار غمگین و ناراحت به نظر می رسد،‌ علت آن را پرسید.

    امام صادق علیه السلام در جواب فرمودند:« من اهل خانه ام را از رفتن به پشت بام نهی كرده بودم. امروز به خانه آمدم دیدم یكی از كنیزانی كه بچه ام را نگهداری می كرد از پله های نردبان بالا رفته می خواهد به پشت بام برود. هنگامی كه مرا دید،‌ لرزه بر اندام شد و در این حال كودك از آغوشش به زمین سقوط كرد و مرد.

    خشم و ناراحتی من به خاطر مرگ كودك نیست، بلكه از این جهت ناراحتم كه چرا این كنیز بی نوا با دیدن من وحشت زده شد.»

    سپس آن امام رئوف و مهربان كنیز را دلداری داد و 2 بار فرمود: «انت حرة لوجه الله لا بأس علیك»

    «یعنی تو در راه خدا آزاد هستی و هیچ باك و بازخواستی بر تو نیست.»(1)

    به این ترتیب رأفت و مهربانی رسول خدا صلی الله علیه و آله و امیرالمومنین صلوات الله و سلامه علیه نسبت به دیگران حتی كنیز خطاكار را فقط در خلف صالح آن بزرگواران می توان یافت و لا غیر، همانها كه حجتها و امامان خدا بر بندگانش هستند كه ششمین نور از آن انوار امامت الهی كسی جز امام راستین و بر حق و خلیفه خدا و ششمین جانشین رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم( جعفر بن محمد علیهما سلام نیست.

    به راستی كه همو لایق ریاست مذهب شیعه است و بس

    خداوند ما را از شیعیان راستین آن بزرگوار قرار دهد

    ------------------------------------------------------------------

     (1) روضة الكافی،‌ مطابق نقل بحار،‌ ج47، ص24

     


    نوشته شده در یکشنبه 12 مرداد 1393 ساعت 05:04 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام صادق-كرامات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    خطبه امام زمان( عجل الله فرجه) در مسجد الحرام

    حضرت مهدی علیه السلام پس از ظهور و قبل از قیام خطبه ای ایراد خواهد کرد.

    امام باقرعلیه السلام در این باره می فرماید:

    «قائم در آن هنگام (ظهور) در مکه است. پشت به بیت اللّه الحرام تکیه داده چنین ندا کند: ای مردم! ما از خدا یاری می طلبیم و از مردمی که دعوت ما را اجابت کنند، ما اهل بیت پیامبرتان محمد هستیم و سزاوارترین مردم به خدا و به محمدصلی الله علیه وآله، هر که در مورد آدم با من محاجّه کند، باید بداند که من نزدیک ترین کس به آدمم. هر که درباره نوح با من به گفت وگو بر خیزد، بداند که من سزاوارترین کسی به نوحم. هر که در زمینه ابراهیم با من الاحتجاج کند، بداند که شایسته ترین مردمان به ابراهیمم. هر که در مورد محمدصلی الله علیه وآله با من محاجه نماید، بداند که من نزدیک ترین مردمان به محمدم، هر که درباره پیامبران با من گفت وگو کند، من سزاوارترین مردمان به پیامبرانم. من بازمانده آدم، ذخیره ای از نوح، برگزیده ای از ابراهیم و انتخاب شده ای از محمدصلی الله علیه وآله هستم. بدانید! هر که در کتاب خدا با من به محاجّه برخیزد، من سزاوارترینِ مردم به کتاب خدا هستم. بدانید! هر که در سنّت رسول خدا با من محاجّه نماید، من به سنّت رسول خدا سزاوارترینم. شما را به خدا سوگند! هر که سخن را امروز بشنود، به دیگری که حاضر نیست برساند. به حق خدا و حق پیامبرش و به حق خودم - حق من بر شما حق قرابت من به پیامبر خدا است - از شما می خواهم که مرا یاری نمایید و در برابر کسانی که به ما ظلم کردند، از ما حفاظت کنید. ما را بیم دادندو به ما ستم نمودند و ما را از دیار و فرزندانمان راندند. بر ما جور نمودند و حقمان را سلب کردند و اهل باطل بر ما دروغ بستند. خدا را! خدا را! ما را در نظر آورید، ما را رها نکنید و یاریمان کنید که خدای تعالی شما را یاری خواهد نمود».(1)

    ----------------------------------------------

    (1) الغیبة، باب چهاردهم، حدیث 67

    نوشته شده در پنجشنبه 9 مرداد 1393 ساعت 09:54 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-دنیا پس از ظهور، امام زمان-اخبار در مورد امام زمان،
  • [ نظرات ]