دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

اخبار غیبی
قطب راوندی از ابوبصیر روایت کرد: حضرت امام محمد باقر (علیه‏ السلام) به مردی از اهل خراسان، فرمود: «پدرت چطور است؟»
گفت: خوب است؛
فرمود: «پدرت از دنیا رفت، زمانی که تو به نواحی جرجان رسیده بودی» .
حضرت فرمودند: «برادرت در چه حالی است؟»
گفت: سالم و تندرست بود.
فرمودند: «او همسایه‏ ای به نام صالح داشت که در فلان روز و فلان ساعت برادر تو را به قتل رساند» .
آن مرد گریه کرد و گفت: «انا لله و انا الیه راجعون بما اصبت»
حضرت فرمودند: «گریه نکن و ناراحت نباش؛ زیرا جای او در بهشت است و بهشت از منزل فانی این دنیا برای او بهتر است» .
عرض کرد: یابن رسول‏ الله (صلی الله علیه و اله)، زمانی که برای دیدارتان راهی شدم، پسرم رنجور و مریض بود و دچار درد زیادی بود. از حال او هیچ سوالی نکردید؟
حضرت فرمودند: «مریضی پسرت بر طرف شده و با دختر عمه‏ اش ازدواج کرده است. وقتی که او را ببینی، از او پسری متولد شده که نامش علی است و از شیعیان ما می‏باشد، اما پسرت شیعه‏ ی ما نیست، بلکه دشمن ماست» .
مرد گفت: آیا چاره‏ ای وجود دارد؟
حضرت فرمودند: «او خود دشمنی دارد و دشمن او برایش کافی است» .
راوی گفت: آن مرد بلند شد و رفت، من از آن حضرت سوال کردم، این مرد چه کسی بود؟
فرمودند: «مردی است مومن و از اهل خراسان و شیعه‏ ی ماست» . (1)

-----------------------------------------------------
(1) سیره و زندگانی حضرت امام محمد باقر؛ لطیف راشدی-محمدرضا راشدی؛ لاهوتیان چاپ اول 1387.
نوشته شده در سه شنبه 8 مهر 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-علم،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    دستوراتی از امام صادق(علیه السلام) 

    سفیان ثوری گفت: خدمت حضرت صادق علیه‏السلام رسیدم عرض کردم: به من سفارشی (پندی) فرمایید تا بعد از شما آن را به کار بندم.

    حضرت فرمودند: به گوش می‏گیری، ای سفیان؟ 

    عرض کردم: آری، ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

    حضرت فرمودند: ای سفیان، دروغگو را مردانگی نیست و حسود را آسایش و شاهان را برادری و مغرور و متکبر را دوستی و بداخلاق را سروری نیست. 

    حضرت سپس دم فروبستند.

    من گفتم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، بیشتر بفرمایید،

    حضرت فرمودند: ای سفیان، به خدا اعتماد کن، تا عارف باشی و به آن چه قسمت تو کرده است خرسند باش، تا توانگر باشی، چنان رفاقت کن که با تو رفاقت می‏کنند، تا بر ایمانت بیفزایی و با بدکار همنشینی مکن، که تو را بدکاری می‏آموزد و در کارهایت با کسانی مشورت کن که از خداوند عزوجل می‏ترسند. 

    پس حضرت دوباره دم فروبستند.

    گفتم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بیشتر بفرمائید.

    حضرت فرمودند: ای سفیان، هر که عزت خواهد بی‏ آن که پادشاهی داشته باشد و قدرت خواهد بی ‏آن که برادران (و دوستان) داشته باشد و هیبت و شکوه خواهد بی ‏آن که مال و ثروت داشته باشد، باید از خواری معاصی خداوند به عزت طاعت او درآید. 

    باز حضرت دم فروبستند.

    عرض کردم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) باز هم بفرمایید.

    حضرت فرمودند: ای سفیان پدرم سه نکته‏ی ادب به من آموخت و از سه چیز نهی فرمود: اما آن سه نکته‏ی ادب که به من آموخت این بود که به من فرمود: فرزندم، هر که با یار بد بنشیند، به سلامت نماند و هر که گفتارش را در بند نکشد، پشیمان گردد و هر که به جاهای بدنام آمد و شد کند، مورد بدگمانی و اتهام قرار گیرد.

    عرض کردم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آن سه چیز که شما را از آنها نهی نمودند چیست؟ 

     حضرت فرمودند: مرا از همنشینی با کسی که بر نعمت (دیگران) حسادت می‏ورزد و از گرفتاری و معصیت (دیگران) شاد می‏شود و یا کسی که سخن‏چین است نهی فرمود. (1) . 
    -------------------------------------------------------------------------
     (1) تحف العقول: 21791 367
    نوشته شده در جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 02:06 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام صادق-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو