دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

برخی از علائم آخرالزمان در دین مسیحیت

در دین مسیح هم همانند دین اسلام علائمی برای اخرالزمان وظهور منجی ذکر شده است که به تعدادی از ان موارد اشاره کردیم:

 1:انجیل در تمامی جهان تبلیغ خواهد شد

در متی 24، مسیح از جنگها، بیماریهای همهگیر، زلزلهها و آزار و شكنجهی پیروانش میگوید. در آیهی 14 میگوید: «و این مژدهی پادشاهی در سرتاسر جهان اعلام خواهد شد تا شهادتی برای همهی قومها باشد. آن گاه پایان فراخواهد رسید

2:مصیبت چنان عظیم است كه بدون دخالت خداوند، هیچ بشری جان سالم بهدر نمیبرد

مسیح عبارات مبهوتكنندهای را در متی 22ـ21 : 24 بیان میكند. او میگوید كه در زمان پیش از بازگشت او چنان مصیبت عظیمی روی خواهد داد که مانندش از آغاز جهان تاکنون روی نداده است. او همچنین گفته است كه اگر بازنگردد «هیچ بشری جان سالم به در نمیبرد» و حیات بشر بر روی زمین نابود خواهد شد.

3:رسم قربانیدر اورشلیم

در متی 19ـ15 :24، مسیح هشدار میدهد كه زمانی كه «مکروهِ ویرانگر را» ... «در مکان مقدّس برپا بینید»، خواهیم دانست كه پایان زمان بسیار نزدیك است. «مكان مقدس» با معبدی تاریخی كه در اورشلیم قرار دارد و نمادی از تخت خداوند است، در اتباط است. «مكان مقدس» به معنی محضر خداوند است.

مسیحیان بر این عقیده اند که برای تحقق این پیشگوئی باید یهودیان بر اورشلیم و فلسطین مسلط شوند تا رسم قربانی که از احکام و یهودیان است انجام گردد ازاینروزمینه را برای تسلط یهودیان وتاسیس کشوری یهودی فراهم کردند.

اعتقاد به اخرالزمان به گونه ای به زندگی بشر امیخته شده که تقریبا یک رابطه ناگسستنی دارند بطورمثال تشکیل رژیم صهیونیستی اسرائیل وتخریب بیت المقدس وجنگ عراق وتلاش برای نابودی ایران وظهوروبروزجنگنها وبسیار موارد دیگررا می توان نام برد که با این مساله در ارتباط هستند.


نوشته شده در یکشنبه 26 مرداد 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-در ادیان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    منجی موعود در مسیحیت4

    برخی از نشانه های آخرالزمان در دین مسیحیت و جنگ آرماگدون

    دین مسیحیت همانندبرخی ادیان دیگردارای انشعاباتی می باشد که مهمترین انها  ارتدوکس وکاتولیک وپروتستان هستند.دربحث منجی اخرالزمان بین اینها اختلافاتی وجود دارد.

      درمیان مسیحیان پروتستانیها اعتقاد به خصوصی دارند .انها می گویند که ماباید برای ظهوردوباره عیسی مسیح  باید چند خواسته مسیح راكه در تفاسیر انجیل در قرن بیستم به عنوان پیشگویى هاى انجیل بیان شده، عملى نمایند .این جریان نوظهورکه پروتستانیسم نامیده می شوند بر این عقیده اند که باید برای انجام این وظیفه دینی تسریع وتعجیل کرد.

     

     

    حوادثی که باید به وسیله ی آنها عملی شود عبارت است از:

     1- یهودیان از سراسر جهان باید به فلسطین آورده شوند وكشور اسرائیل درگستره اى از رودخانه نیل تا رودخانه فرات به وجود آید ویهودیانى كه به اسرائیل مهاجرت نمایند، اهل نجات خواهند بود.

     2- یهودیان باید دو مسجد اقصى وصخره در بیت المقدس را منهدم كنند وبه جاى این دو مسجد مقدس مسلمانان، معبد بزرگ را بنا نمایند )از سال1967تا به حال دو مسجد اقصى و صخره در بیت المقدس بیش از صد بار مورد حمله یهودیان ومسیحیان صهیونیست قرارگرفته است

    3- روزى كه یهودیان مسجد اقصى ومسجد صخره در بیت المقدس را منهدم كنند، جنگ نهایى مقدس (آرماگدون) به رهبرى آمریكا و انگلیس آغاز شده، در این جنگ جهانى تمام جهان نابود خواهد شد.

     4- روزى كه جنگ آرماگدون آغاز شود، تمامى مسیحیان پیرو اعتقادات عملى نمودن خواسته هاى مسیح كه مسیحیان دوباره تولد یافته مى باشند، مسیح را خواهند دید وتوسط یك سفینه عظیم از دنیا به بهشت منتقل مى شوند از آن جا همراه با مسیح، نظاره گر نابودى جهان وعذاب سخت در این جنگ مقدس خواهند بود.

     5- در جنگ آرماگدون زما نى كه ضد مسیح (دجال) در حال دستیابى به پیروزى است، مسیح همراه مسیحیان درباره تولد یافته در جهان ظهور خواهد كرد و ضد مسیح را در پایان این جنگ مقدس شكست مى دهد وحكومت جهانى خود را به مركزیت بیت المقدس برپا خواهد ساخت ومعبدى كه به جاى مسجد اقصى وصخره در بیت المقدس كه توسط مسیحیان ویهودیان قبل از آغاز جنگ آرماگدون ساخته شده- محل حكومت جهانى مسیح خواهد بود.

     6- دولت صهیونیستى اسرائیل باكمك آمریكا وانگلیس، مسجد اقصى ومسجد صخره در بیت المقدس را نابود خواهدكرد ومعبد بزرگ به دست آنان در این مكان ساخته خواهد شد واین رسالت مقدس به عهده آن ها مى باشد..

    7- این حادثه پس از سال 2000 میلادى حتماً اتفاق خواهد افتاد

    8-قبل از آغاز جنگ آرماگدون، رعب ووحشت جامعه آمریکا و اروپا را فرا خواهد گرفت.

     قبل از ظهور دوباره مسیح، صلح در جهان هیچ معنى ندارد ومسیحیان براى تسریع در ظهور مسیح باید مقدمات جنگ آرما گدون و نابودى جهان را فراهم نمایند .

    گروه دیگری هم هستند که از شاخه پروتستان منشعب می شوند وبه انها جنبش ادونیست میگویند این جنبش درایالات متحده امریکا در سال 1844 حول محور اعتقاد به بازگشت مسیح شکل گرفته است(ادونیستها: گروهی از پروتستانها كه در اوایل قرن نوزده در ایالات متحده امریكا ظاهر شدند و دكترینشان مبتنی بر این بود كه بازگشت مسیح بسیار نزدیك است، ادونتیسم ریشه در هزاره گرایی،مسیحگرایی و ... دارد. )

    انها نیز براین عقیده اند که باید زمینه رابرای ظهور وقیام مسیح مهیا کرد. مسیحیان معتقدند که دراخرالزمان جنگی درخواهدگرفت به نام ارماگدون یا هارمجدون بطوریکه دران جنگ بسیاری ازمردم خواهند مرد وخونهای زیادی خواهدریخت وبه گونه ای جنگ پیش خواهد رفت که اگر عیسی مسیح ظهورنکند احدی روی زمین باقی نخواهدماند.

      

    «اگر آن روزها کوتاه نمیشد، هیچ بشری جان سالم بهدر نمیبرد. اما به خاطر برگزیدگان کوتاه خواهد شد.» (انجیل متی،24:22)

     

      ارماگدون یا هارمجدون نام یک مکانی هست در شمال فلسطین اشغالی.هاربه معنی تپه است که درزمان قدیم یک محل ترانزیتی ومحل عبور و مرورتجاربوده است. علاوه بران این محل ابستن حوادث وجنگنهای خونینی بوده است که کمتر جایی شاهد ان بوده است.

     

    در مكاشفات یوحنا 16:16 میخوانیم كه ارتشهای پادشاهان مشرق«همراه هم در مكانی كه در عبری حارماجدون نامیده میشود، گرد خواهند آمد.» در متون مقدس تنها در این كتاب اصطلاح آرماگدون ذكر شده است. كلمهی آرماگدون از ترجمه ای نام عبری «حارمَجِدّو» گرفته شده است (پیشوند حار در عبری به معنای تپه یا كوه میباشد).

    امروزه، مجدو، گوهری ارزشمند برای باستانشناسی رژیم اشغالگر میباشد. بقایای بیش از 25 شهر، كه بیانگر دورههایی از تاریخ سرزمین فلسطین است، در این منطقه كشف شده است. فهم این كه چرا ارتشهای جهان در این منطقه گرد خواهند آمد نیازمند فهم تاریخ این مكان و اهمیت آن در دنیای باستان است.

      به گفته انها یکی ازعلایم ظهور عیسی مسیح پیدایش قوم یهود درسرزمین اورشلیم یا همان فلسطین است و قوم یهوددرانجا قدس شریف را ویران خواهند کردودرجای ان معبد سلیمان را دوباره خواهندساخت. ازاین رو است که مسیحیان صهیونیستی درسراسرجهان وبالاخص درامریکابه دنبال گسترش یهود  

     درسرزمین اشغالی هستنند تا در پی آن زمینه برای ظهور عیسی مسیح مهیا گردد
    نوشته شده در جمعه 24 مرداد 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-در ادیان،
  • [ نظرات ]

  • [http://www.aparat.com/v/LYXdj]

    برچسب‌ها: الله، جنگ، فرار، عمر، بز كوهی، كلیپ،
    نوشته شده در جمعه 17 مرداد 1393 ساعت 01:06 ب.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    چهارم شوال

    جنگ حنین

    در این روز در سال 8 ه‍ بعد از 15 روز از فتح مكه ، غزوه حنین به وقوع پیوست (1).

    تعداد لشكر اسلام 12 هزار نفر از مكه و ده هزار نفر از مدینه بودند. در این جنگ چهار نفر شهید شدند، و تعداد مقتولین از كفار را بیشتر از 300 نفر نوشته اند(2). یكى از موارد فرار ابوبكر و عمر در همین جنگ بوده است (3) تاریخ این جنگ را ماه رمضان ، و 3 و 10 و 11 شوال هم نقل كرده اند(4).

    --------------------------------------------------------------

    (1)  مستدرك سفینه البحار: ج 6 ص 65.

    (2) توضیح المقاصد: ص 26. بحار الانوار: ج 21 ص 181.الموسوعه الكبرى فى غزوات النبى الاعظم (صلى الله علیه و آله ) . ج 5 ص 6.

    (3)  فیض العلام : ص 73.

    (4) فیض العلام : ص 67.

    برچسب‌ها: الله، اسلام، مكه، جنگ، غزوه، كفار، فتح،
    نوشته شده در جمعه 10 مرداد 1393 ساعت 01:12 ق.ظ توسط : داعی | دسته : پیامبر-غزوه ها، تقویم شیعه-شوال،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    آیا ایرانیان مدیون خلیفه‌ی دوم اند؟

    SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز : برخی از علمای اهل تسنن براین عقیده اند که اسلام ایرانیان مرهون فتوحات عمربن خطاب است ولذا ایرانیان باید کف پای عمر بلکه سم اسب عمر را ببوسند!

    اخیرا برخی از علمای اهل تسنن یا از روی عمد وبه قصد ایجاد تفرقه بین شیعه وسنی یا از روی جهل وبی اطلاعی از تاریخ درمحافل ومجالس جمعی مطرح کرده اند:چون ایران درزمان عمربن خطاب فتح شده پس اسلام ایرانیان مرهون او است وبرایرانیان لازم است کف پای عمر وکف سم اسب عمر را ببوسند!

    اگر اسلام آوردن مردم ایران درسایر فتوحات مانند اسلام آوردن اهل مدائن بوده اسلام آنها هم مورد قبول وتایید اسلام است همان طور که تاریخ شهادت می دهد فتوحات عمر بازور شمشیر بوده واگردرهمان فتوحات مردم با میل ورغبتی باطنی به اسلام گرویده باشند شکی نیست که گرایش آنان به خاطر سلامت نفس خودشان بوده واینکه آنان در جست وجوی دین حق بوده اند.دراین صورت اگر افتخاری هست این افتخار به خودشان بر می گردد نه به عمر بن خطاب واگر ایمانشان از روی ترس ووحشت و زور بوده نه تنها مایه ی افتخار وسربلندی عمر وپیروانش نمی شود بلکه مایه ی سرافکندگی وشرمندگی آنان می گرددزیرا اقرار اعتراف وایمان با اجبار واکراه از دیدگان قرآن وعترت پسندیده ومقبول نیست

    اخیرا برخی از علمای اهل تسنن یا از روی عمد وبه قصد ایجاد تفرقه بین شیعه وسنی یا از روی جهل وبی اطلاعی از تاریخ درمحافل ومجالس جمعی مطرح کرده اند:چون ایران درزمان عمربن خطاب فتح شده پس اسلام ایرانیان مرهون او است وبرایرانیان لازم است کف پای عمر وکف سم اسب عمر را ببوسند.!!!؟؟

    از آنجا که طرح اینگونه مسائل واهی وبی اساس افراد بی اطلاع از تازیخ را تحت تاثیر قرار می دهد لازم دانستیم به عنوان دفاع از اهل بیت عصمت وطهارت (علیهم السلام)این شبهه ی عوام فریبانه ومنحرف کننده را به صورت اجمال وسربسته پاسخ دهیم

     

    محوریت فتوحات عمر(لعنة الله علیه)

    …سپس عمرمردم را به جنگ با عراق(ایران)فراخواند ولی مردم توجهی به فراخوانی عمر نکرده واز جای خود حرکت نکردند.وقتی عمر بی توجهی وبی میلی مردم را در جنگ با ایران مشاهده کرد گفت:اگر شما به جنگ نمی روید من خودم به تنهایی خواهم رفت.درهمین گیروداربودکه گروهی از قبیله ی ازد به قصد جنگ در شام درحرکت بودند عمر آنان را به عراق(که قسمتی از ایران بوده است) گسیل داد وبه غنائم آل کسری ترغیبشان کرد .(1)

     

    قرار داد عمر(لعنة الله علیه) با جریر بر سر غنائم ایران

    هنگام جنگ با عراق جریر بن عبدالله نزد عمر آمد ورفتن به جنگ را مشروط به اختصاص ربع غنائم برای خود و گروهش نمود وعمر این شرط را پذیرفت.آنگاه به جانب عراق رهسپارشد .(2)

     

    دستور پیامبر به علی بن ابی طالب درباره ی عرضه ی اسلام قبل از جنگ

    مولای متقیان فرموده اند:هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)مرا به جانب یمن اعزام کرد فرمود:ای علی مبادا با احدی جنگ کنی مگر اینکه اول اسلام را به او عرضه کرده باشی قبل از دعوت به اسلام با احدی جنگ مکن.به خدا قسم اگر خداوند به دست او یک نفر را به راه راست هدایت کند اجر وپاداش آن برای تو بهتر وگرانبهاتر از هرچیزی است که خورشید از هنگام طلوع تا غروب برآن بتابد وتو برآن ولایت داشته باشی

    یا علی اگر خداوند به واسطه ی تو یک نفر را هدایت کند مزد و پاداش آن برای تو بهتر وارزشمند تر از دنیا و آنچه در آن است می باشد .

    این بود نمونه ی کوچک از توصیه های پیامبر به نیروهای اعزامی جهت جنگ با کفار ومشرکین که تاکید فرمودند تمام توان خود را مصروف هدایت وارشاد بندگان خدا بنمایید وکمترین اشاره ای به امور مادی وغنائم نفرمود

    اما عمر بن خطاب سپاهیانش را به غنائم آل کسری ترغیب می کند وبا فرماندهانش قرار دادغنائم می بندد

     

    حال یک پرسش از جوانان پیرو حقیقت

    همان طور که به طور مستند ومستدل معلوم شد فتوحات عمر بر محوریت ذخارف دنیا ومطامع مادی بوده واسلام وقرآن در حاشیه ی آن بوده است حال باز هم می گویید که اسلام ایرانیان مرهون ومدیون شمشیر امثال عمربن خطاب می باشد؟

     

    بلایی که بر سر ایرانیان آورده شد تاریخ یاد ندارد

    سعید بن مرزبان نقل کرده مردی از قبیله ی عنبس که درجنگ عمر با ایرانیان شرکت داشت برایم تعریف کرد که در آن روز (جنگ با ایرانیان)بلا ومصیبتی برمردم ایران وارد شد که تاکنون هیچ قوم وملتی به آن مصیبت گرفتار نشده اند. بعد از اینکه لشکر ایران شکست خورد و به دست سپاه عمر گرفتار شدند کارشان به آنجا رسید که.یکی از سپاهیان عمر یک ایرانی را نزد خود می طلبید وقتی پیش می آمد اسلحه ی او را می گرفت وبا همان اسلحه او را می کشت!وباز بالاتر از این بالاتر برایت بگویم:(بلا ومصیبت ایرانیان از دست سپاهیان عمر بن خطاب به آنجا رسید که) سپاهیان عمر دونفر ایرانی را فرا می خواندند وبه یکی دستور می دادند رفیقش را بکشد .(3)

     

    پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) درکدام جنگ ها با اسیران این طور برخورد می کند!؟

    آری این عمل سپاهیان عمر پاسخ همان نان وحلواهایی بود که مردم شریف وبشردوست ایران به سپاهیان عمر می دادند

     

    سخنی با اهل تسنن

    سپاهیان عمر بر چه اساسی مرتکب آن کارهای نامشروع شدند…؟

    درکدامیک از جنگ ها رسول خدا (صلی الله علیه و آ له وسلم ) مردم را برای دستیابی به غنیمت به جنگ فرستاد!؟

    درکدامیک از جنگ ها اسیران را کشت!؟

    درکدامیک از جنگ ها به اسیران دستورداد رفیقشان را بکشند!؟

    درکدامیک از جنگ ها دستور داد اموال شخصی مردم را غارت کنند وبه یغما ببرند!؟

    درکدامیک از جنگها قبل از رفتن به جنگ سهم غنائم آ نان را تعیین فرمود!؟

    درکدامیک از جنگها دستور داد کسی را که اقرار به شهادتین کرده بکشند!؟

    آیا فتوحات عمر به همان صورت بود که پیامبر به علی بن ابی طالب فرمود!؟

    آیا جواب نان وحلوای مردم ایران قتل وغارت وجنایت است!؟

    آیا این برخورد با اسیران همان برخورد علی بن ابی طالب وفاطمه وحسن وحسین (علیهم السلام) با اسیر بود که باعث نزول سوره ی ((هل اتی)) شد ((ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا ویتیما واسیرا…))؟

    آیا سپاهیان عمر با این برخوردهای ناجوانمردانه ووحشیانه می خواستند رضای خدا وبهشت را به دست آورند!یعنی با ظلم وجنایت بی نظیر می خواستند خود را مشمول این آیه سازند:((یبتغون فضلا من الله ورضوانا وینصرون الله ورسوله))(4)

     آیا این برخوردهای وحشیانه مایه ی افتخار وسربلندی است که مردم ایران کف پای فرمانروایش (عمر) را ببوسند یا مایه ی ننگ و شرمندگی و سرافکندگی است که مردم به او…؟


    اگر گفته شود جنایات سپاهیان عمر(لعنة الله علیه) ربطی به اوندارد

    اولا:چنانکه به صورت مستند ومستدل در صفحات قبل دانسته شد فتوحات عمر درایران بر محوریت خدا و پیامبر و قرآن نبوده است بلکه بر محوریت غنائم آل کسری ومطامع مادی بوده است

    ثانیا:ما از مدافعین عمر بن خطاب می پرسیم

    آیا ایشان در طول این جنگها وبعد از جنگها عملکرد سپاهش و نحوه ی برخورد وحشیانه وناجوانمردانه ی برخی سپاهیانش با مردم شریف ایران آگاه شده یا نه؟

    آیا شرح وقایع را پرسیده وخبرنگارانش تمام وقایع را برای او گفته اند یا نه؟

    اگر بگویید به طور کلی آگاه نشده وخبرها به او نمی رسیده پس باید گفت:وامصیبتا

    -وای بر مردمی که رهبر وفرمانروایشان از کارهای آنان هیچ خبری نداشته وهیچ پرس وجویی نمی کرده است

    -وای بر کسانی بر آن مردمی که نه تابع قانون الهی بوده اند ونه تابع فرمانروا ورهبر خود

    اگر عمر از جنایات مذکور آگاه شده پس چرا عمر کسانی را که به نام سپاه اسلام آن جنایات هولناک را مرتکب شدند مواخذه نکرد وبه آنان نگفت چرا با این کارهای خلاف شرع آبروی اسلام ومسلمین را بردید؟

    چرا هیچ یک از عاملین جنایت را توبیخ وسرزنش نکرد؟

    کتاب پیشنهادی پیرامون این موضوع:اسلام ایرانیان وعمربن خطاب، نوشته علامه عطائی اصفهانی

    ----------------------------------------------------------------------

    (1) فتوح البلدان بلاذری صفحه ی ۲۵۳

    (2) فتوح البلدان بلاذری صفحه ی ۲۵۳وتاریخ واقدی وتاریخ طبری وتاریخ ابن اثیر

    (3) تاریخ الامم والملوک طبری جلد۴ صفحه۱۳۵

    (4) سوره ی حشر آیه ی ۸

     

    نوشته شده در جمعه 3 مرداد 1393 ساعت 03:42 ب.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت، شبهات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    هفدهم ماه رمضان

    جنگ بدر
    در روز جمعه در سال دوم هجرت جنگ بدر كبرى به وقوع پیوست(1)  18 یا 19 این ماه هم ذكر شده است .
    تعداد مسلمانان 313 نفر و تعداد شهداى آنان 9 تا 14 نفر، و تعداد كفار 950 نفر بود. مقتولین كفار 70 نفر بودند و 70 نفر را هم مسلمانان اسیر گرفتند. 35 نفر از 70 نفر كشته هاى كفار به دست امیرالمؤمنین (علیه السلام ) به قتل رسیدند(2).
    در این جنگ ابوجهل نیز كشته شد(3). ابوجهل هشام بن مغیره مخزومى از دشمنان سر سخت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بود. او با اینكه نامش هشام بود ولى از فرط بدجنسى و زشت سیرتى به  ابوجهل مكنى شد. ابوجهل كسى بود كه در مكه آزار و اذیت بسیار به رسول اكرم (صلى الله علیه و آله ) نمود. بچه دان شتر بر سر مبارك حضرت ریخت . خاكستر و خاك بر سر مبارك حضرت ریخت . سنگ به دندان مباركش زد، نسبت كذب و جنون به آنان حضرت داد. مادر عمار یاسر جناب سمیه را بعد از شكنجه بسیار با نیزه اى كه به ران او زد شهید كرد.
    در جنگ بدر دو برادر انصارى (معاذ و معوذ) به خاطر سابقه اى كه از او در اذیت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شنیده بودند تصمیم به كشتن او گرفتند. به هر صورت او را ضربه هایى زدند و یكى از دو برادر دستش قطع شد و به پوست آویزان گردید، ولى چون دید دستش مزاحم جنگ با ابوجهل و هواداران اوست ، زیر پایش گذاشت و دفعتا آن را از بدنش جداكرد، و سپس ابوجهل را نقش زمین كردند.
    بعد از جنگ ، پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: كسى خبر از ابوجهل بیاورد. عبد الله بن مسعود رفت و پا روى سینه او گذاشت . ابوجهل به هوش آمد و گفت : بر جاى بلندى پاى گذاشته اى ، كاش قاتل من دهقان نبود (كه كنایه اى به انصار بود). عبد الله بن مسعود سر او را از بدن جداكرد و نزد پیامبر (صلى الله علیه و آله ) آورد و جلوى پاى آن حضرت انداخت . پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شكر الهى بجا آورد(4)، و خداوند نصرت خود را بر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نازل نمود، و آن حضرت فرمود: امروز روز عید است و باید شكر خدا را بر نعمتى كه به اهل ایمان عطا فرموده به جاى آورد(5).

    ----------------------------------------------------------

    (1) بحار الانوار: ج 19 ص 325، ج 97 ص 168، ج 18 ص 380. الموسوعه الكبرى فى غزوات النبى الاعظم (صلى الله علیه و آله ): ج 1 ص 138. الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 215 216.

    (2) منتخب التواریخ : ص 48 49. الوقائع و الحوادث : ج 1 ص 215 216.

    (3) نفائح العلام : ص 288. فیض العلام : ص 37 38.

    (4) منتخب التواریخ : ص 47 49. الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 215 216.

    (5) مصباح كفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 97 ص 383.


    نوشته شده در جمعه 27 تیر 1393 ساعت 07:15 ب.ظ توسط : داعی | دسته : پیامبر-غزوه ها، تقویم شیعه-رمضان، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    اول ماه رمضان
    جنگ تبوك

    در اول ماه رمضان سال 9 ه‍ جنگ تبوك به وقوع پیوست (1) این جنگ را فاضحه نیز مى گویند، زیرا منافقین مدینه و كسانى كه قصد كشتن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را در عقبه داشتند رسوا و مفتضح شدند.
    به لشكرى كه در این جنگ شركت«جیش العسره » مى گویند، زیرا در سختى و زحمت فراوان ، با اینكه ایام جمع آورى محصول بود به جنگ رفتند. حركت لشكر در ماه رجب بود كه 30 هزار نفر حركت كردند و فقط هزار نفر سواره بودند. پیامبر (صلى الله علیه و آله) فرمودند:«كفش فراوان با خود بیاورید»، و در مسیر هر دو نفر به یك خرما سد جوع(رفع گرسنگی) مى كردند و آب هم كمیاب بود. در این جنگ عده اى از زنها نیز همراه حضرت حركت كردند.
    از سوى دیگر 82 نفر از منافقین مدینه با عذر تراشى به جنگ نرفتند و در مدینه ماندند تا در غیاب آن حضرت خانه آن حضرت را غارت كنند و خانواده ایشان را از مدینه بیرون نمایند. پیامبر (صلى الله علیه و آله ) امیرالمؤمنین (علیه السلام ) را به جاى خود در مدینه خلیفه قرار داد و منافقین كلماتى گفتند كه خاطر مبارك امیرالمؤمنین (علیه السلام ) را آزردند. پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به آن حضرت فرمود: اءما ترضى اءن تكون منى بمنزله هارون من موسى الا اءنه لا نبى بعدى ...؟
    در بازگشت از تبوك چهل نفر از منافقین كه همراه حضرت بودند، تصمیم گرفتند وقتى شتر حضرت بالاى گردنه مى رسد كدوها را پر از ریگ نمایند و به زیر دست و پاى شتر حضرت رها كنند تا شتر رم كند و پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از شتر افتاده و به قتل برسد. هنگام اجراى توطئه شتر حضرت قدم از قدم برنداشت و مكر منافقین شكست خورد و خداوند وجود مقدس ‍ پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را حفظ كرد(2).
    از سوى دیگر منافقینى كه در مدینه مانده بودند قصد جان امیر المؤ منین(علیه السلام ) را نمودند و حفره اى طولانى در مسیر راه مدینه حفر كردند و روى آن را با حصیر پوشاندند تا هنگامى كه امیر المؤ منین (علیه السلام ) به استقبال پیامبر (صلى الله علیه و آله ) مى آید هنگام مراجعت میان آن حفره بیفتد و آنان بر سرش بریزند و او را به قتل برسانند. ولى هنگام مراجعت اسب آن حضرت از روى حصیر و گودال عبور ننمود و بار دیگر حیله منافقین باطل گردید(3).
    در تبوك جنگى صورت نگرفت و آن حضرت بالشكر به مدینه بازگشتند(4). وقوع این جنگ در ماه رجب هم نقل شده است(5).

    ----------------------------------------------------

    (1) وقایع الشهور: ص 158

    (2) منتخب التواریخ : ص 61. منتهى الآمال : ج 1 ص 91و 93.

    (3) منتخب التواریخ : ص 60.

    (4) منتهى الآمال : ج 1 ص 91.

    (5) بحار الانوار: ج 21، ص 245. الموسوعه الكبرى فى غزوات النبى الاعظم (صلى الله علیه و آله ): ج 5 ص 334و 335.


    نوشته شده در یکشنبه 8 تیر 1393 ساعت 11:00 ب.ظ توسط : داعی | دسته : پیامبر-غزوه ها، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    تتمه شعبان

    1- جنگ پیامبر (صلى الله علیه و آله ) با بنى سعد
    در شعبان سال ششم هجرت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) حضرت امیر المؤ منین(علیه السلام ) را به همراه 100 نفر براى مقابله با طائفه بنى سعد در اطراف مدینه فرستاد. بنى سعد با خبر شده فرار كردند و مسلمانان صد شتر و هزار گوسفند به غنیمت گرفتند. امیر المؤ منین (علیه السلام ) چند شتر براى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) جدا كرد و سایر غنایم را بین مسلمانان تقسیم فرمود و به مدینه بازگشتند(1).


    2- شهادت سعید بن جبیر
    در این ماه در سال 95 ه‍ جناب سعید بن جبیر كوفى به دست حجاج بن یوسف ثقفى به شهادت رسید(2).
    سعید مردى فقیه ، زاهد و عابد بود كه توفیق كسب علم از محضر مبارك حضرت زین العابدین (علیه السلام ) را یافته بود. او به خاطر اعتقاد خالص ‍ و محبت كاملى كه به اهل بیت معصومین (علیهم السلام ) داشت ، نزد امام زین العابدین (علیه السلام ) از احترام خاصى برخوردار بود.
    هنگامى كه حجاج خواست آن بزرگوار را شهید كند، دعا كرد كه حجاج بعد از شهادت او قادر به قتل هیچكس نشود. خداوند دعاى او را مستجاب كرد و حجاج 15 تا 20 روز بعد از شهادت سعید زنده بود و كسى را نكشت تا به مرض آكله به درك واصل شد.
    بعد از آنكه حجاج سر آن بزرگوار را جدا كرد، دو پاى مبارك او را نیز از ساق جدا كردند، در حالى كه از سن مباركش 57 یا 79 سال مى گذشت در شهر الحى در واسط عراق مدفون شد. قبر آن بزرگوار یكى از زیارتگاههاى محبین اهل بیت (علیهم السلام ) است كه داراى گنبد و صحنى بزرگ مشتمل بر چهار در است(3).
    بعضى مرگ حجاج را 15 روز(4) و بعضى 20 روز و عده اى 40 روز(5) بعد از شهادت جناب سعید بن جبیر نقل كرده اند، كه اگر مرگ حجاج رد 13 ماه رمضان باشد، شهادت سعید به ترتیب در روزهاى 27 یا 28 یا 22 یا 23 و 2 یا 3 شعبان محتمل است ، ولى قدر مسلم این است كه شهادت سعید در شعبان بوده است .

    ------------------------------------------------

    (1) بحار الانوار: ج 20 ص 376.

    (2) مراقد المعارف : ج 1 ص 350.

    (3) سعید بن جبیر: ص 25 29. منتخب التواریخ : ص 423. مراقد المعارف : ج 1 ص 351 و352.

    (4) تتمه المنتهى : ص 106.

    (5) جلاء العیون : ص 502.


    نوشته شده در پنجشنبه 5 تیر 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : تقویم شیعه-شعبان، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    امام حسن (علیه السلام) و فضیلت امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)(1)

    هبیرة بن یریم مى‏گوید: حسن بن على [علیهما السّلام پس از شهادت امام على علیه السّلام‏] در حالى كه عمامه‏اى سیاه بر سر داشت در میان ما آمد و فرمود:

     «دیروز در میان شما مردى بود كه هیچ كس از پیشینیان بر او سبقت نگرفته و هیچ كس از پسینیان به [بلنداى مقام‏] او نمى‏رسند، رسول خدا صلّى اللَّه علیه [و آله‏] و سلم [در باره وى در جنگ خیبر] فرمود: فردا پرچم را به مردى خواهم داد كه خدا و رسولش او را دوست مى‏دارند و او هم خدا و رسولش را دوست مى‏دارد. جبرئیل از سمت راست و میكائیل از سمت چپ او را در جنگ همراهى مى‏كنند. هرگز [پرچم‏] اش بر نمى‏گردد جز آن كه خداوند او را به پیروزى رساند. او هیچ درهم و دینارى از خود بر جا نگذاشت جز هفتصد درهمى كه از حق خود به وى عطا شده بود و مى‏خواست خادمى براى خانواده‏اش بخرد»(2).

    ------------------------------------------

    (1) این حدیث در مصادر دیگر: طبقات كبرى: ج 3، ص 38؛ مصنّف ابن ابى شیبه: ج 6، ص 372، ح 32085 و ج 6، ص 374، ح 32101؛ مسند احمد: ج 3، ص 246، ح 1719 و ص 247، ح 1720؛ فضائل احمد: ص 90 و 91، ح 135 و 136؛ كتاب الزهد احمد: ص 195، ح 709؛ تاریخ كبیر بخارى: ج 2، ص 362؛ مقتل ابن ابى الدنیا: ص 92، ح 86 و 94 و 95، ح 88 و 90؛ مسند بزّار: ج 4، ص 178، ح 1339 و ص 179، ح 1340 و ص 180، ح 1341؛ الجرح و التعدیل: ج 3، ص 172؛ مناقب كوفى: ج 2، ص 44، ح 530 و ص 45، ح 531؛ مسند ابو یعلى: ج 12، ص 125، ح 6758؛ تاریخ طبرى: ج 5، ص 157؛ معجم كبیر طبرانى: ج 3، ص 79، ح 2717- 2720 و ص 80، ح 2721- 2725؛ مستدرك حاكم: ج 3، ص 172 و...

    (2) خصائص امیر المؤمنین- احمد بن شعیب نسائى‏، ترجمه‏فارسى- فتح الله نجارزادگان ، ص: 43

    نوشته شده در جمعه 4 بهمن 1392 ساعت 03:56 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    امیرالمؤمنین(علیه السّلام) و خزانه‏دار معاویه‏

    امام صادق(علیه السّلام) روایت مى‏كند: شخصى به نام جبیر، خزانه‏دار معاویه بود و مادر پیرى داشت كه در كوفه زندگى مى‏كرد. روزى به معاویه گفت:

    مادر پیرم در كوفه است و دلم براى او تنگ شده است، اجازه بدهید بروم و او را ملاقات كنم و حق مادرى را ادا نمایم.

    معاویه گفت: در كوفه چه كار مى‏كنى؟ چون در آنجا مرد ساحرى است كه به او «على بن ابى طالب» مى‏گویند و مى‏ترسم تو را فریب دهد! جبیر گفت: من با على چه كار دارم، مى‏روم و مادرم را زیارت مى‏كنم و بر مى‏گردم. معاویه اجازه داد. جبیر آمد تا به عین التمر (1) رسید. و مقدار پولى كه همراه آورده بود در آنجا دفن كرد. مأموران على- علیه السّلام- او را گرفتند و پیش آن حضرت آوردند.

    وقتى كه چشم -امیرالمؤمنین- على(علیه السّلام) به او افتاد، فرمود: اى جبیر! تو گنجى از گنجهاى خدا هستى معاویه به تو گفته است كه من ساحر هستم.

    جبیر گفت: به خدا سوگند! همین طور است.

    امام فرمود: پیش تو مقدارى پول بود كه قسمتى از آن را در عین التمر، مخفى كردى.

    جبیر گفت: «درست مى‏فرمایید یا امیر المؤمنین!».

    -امیرالمؤمنین- على(علیه السّلام) رو كرد به امام حسن و فرمود: یا حسن! او را به خانه خود ببر و به او نیكى كن.

    فرداى آن روز، على- علیه السّلام- او را صدا كرد و فرمود: در زمان رجعت او از طرف كوه اهواز با چهار هزار سواره مسلح مى‏آید و كنار قائم اهل بیت(علیه السّلام) مى‏جنگد(2)

    ------------------------------------------------

    ( 1) شهرى نزدیك انبار، در غرب كوفه است.

    ( 2) بحار: 41/ 296، حدیث 20.-- جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام، ص: 154

    نوشته شده در یکشنبه 16 مهر 1391 ساعت 03:10 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-کرامات، امیرالمؤمنین-علم،
  • [ نظرات ]