تبلیغات
امپراطورهای عالم - مطالب ابر امیرالمومنین

دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل

بسم الله الرحمن الر حیم

 

تعلیم قرآن، توسط امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)

رمیله مى‏گوید: على- علیه السّلام- شخصى را در حال خیاطى و آوازخوانى دید و فرمود: «اى جوان! اگر قرآن بخوانى براى تو بهتر است».

گفت: خوب نمى‏توانم بخوانم، دوست داشتم خوب قرآن مى‏خواندم.

حضرت فرمود: «نزدیك بیا» جوان نزدیك على- علیه السّلام- آمد و على- علیه السّلام- آهسته چیزى در گوش او گفت كه تمام قرآن در قلب او نقش بست و حافظ كل قرآن شد(1)

-----------------------------------------

(1) بحار: 42/ 17، حدیث 1.

نوشته شده در چهارشنبه 1 مرداد 1393 ساعت 10:47 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-کرامات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    13 رجب
    ولادت امیر المؤ منین (علیه السلام )(1)

    اولین امام مؤ منین و خلیفه الله بلافصل بعد از رسول الله خاتم النبیین (صلى الله علیه و آله )، برادر، پسر عمو، وزیر و داماد او سید الوصیین امیر المؤ منین على بن ابى طالب (علیه السلام ) در روز جمعه 13 رجب در بیت الله الحرام ، داخل كعبه معظمه به دنیا آمد، كه قبل از او و بعد از او مولودى در آنجا بدنیا نیامده و نخواهد آمد(2)
    اسم شریفش على (علیه السلام ) است . صاحب كتاب الانوار مى گوید: على بن ابى طالب (علیه السلام ) در كتاب خدا 300 اسم دارد(3).مشهور ترین القاب آن حضرت امیر المؤ منین است و ابن شهر آشوب بیش از 850 لقب براى آن حضرت ذكر نموده است (4)

    ---------------------------------------------------

    (1) ارشاد مفید: ج 1 ص 5. اعلام الورى : ج 1 ص 306. تهذیب شیخ طوسى : ج 6 ص 19. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 97 ص 383. مستدرك حاكم : ج 3 ص 180. مناقب خوارزمى : ص 12 - 13. اسد الغابه : ج 5 ص 517. مصباح المتهجد: ص 741 - 754. كشف الغمه : ج 1 ص 59. مناقب ابن شهر آشوب : ج 3 ص 353. زاد المعاد: ص 21.

    (2) حاكم در مستدرك مى گوید: اخبار متواتر است در اینكه فاطمه بنت اسد (علیها السلام ) حضرت امیر المؤ منین على بن ابى طالب (علیه السلام ) را در داخل كعبه به دنیا آورده است : ج 3 ص 483. احمد بن عبد الرحیم دهلوى مشهور به شاه ولى (پدر عبد العزیز دهلوى كه كتاب التحفه الاینى عشریه را نوشته است ) در كتاب ((ازاله الخفاء)) مى گوید: اخبار متواتر است در اینكه فاطمه بنت اسد (علیها السلام ) امیر المؤ منین (علیه السلام ) را در داخل كعبه در روز جمعه 13 رجب 30 سال بعد از عام الفیل به دنیا آورده است ، وكسى قبل از آن حضرت و بعد از آن حضرت در آن مكان به دنیا نیامده است . الغدیر: ج 6 ص 22. زاد المعاد: ص 21. كلمات بزرگان شیعه در این باب زیادتر از آن است كه در این مختصر ذكر شود. به جلد 6 الغدیر تحت عنوان ((ولادت امیر المؤ منین (علیه السلام ) فى الكعبه )) مراجعه شود. مداركى از كتب اهل خلاف كه دلالت دارد ولادت امیر المؤ منین (علیه السلام ) در داخل كعبه بوده است : كتاب الحسین (علیه السلام ): ج 1 ص 16. مروج الذهب : ج 2 ص 2. تذكریه خواص الامه : ص 7. الفصول المهمه : ص 14. السیره النبویه : ج 1 ص 150. مطالب السؤ ل : ص ‍ 11. محاضره الاءوائل : ص 120. نزهه المجالس : ج 2 ص 204. نور الابصار: ص 76. كفایه الطالب : ص ‍ 37.

    (3) مناقب ابن شهر آشوب : ج 3 ص 319.

    (4) مناقب ابن شهر آشوب : ج 3 ص 321.

     

     البته این نكته قابل ذكر است كه مطلب به صورت كاملا اختصاری آمده است

    نوشته شده در سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 ساعت 11:57 ب.ظ توسط : داعی | دسته : تقویم شیعه-رجب، امیرالمومنین علی(علیه السلام)، امیرالمؤمنین-فضائل،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    معنى كلمه تقوى‏

    أبو برده، از پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله روایت كرده كه فرمود: خداوند عزّ و جلّ در باره علىّ علیه السلام پیمانى به عهده من نهاد، عرض كردم: پروردگارا! آن را برایم آشكار ساز، فرمود: بشنو، گفتم: آماده شنیدنم، فرمود: على پرچم هدایت، و امام‏ دوستان مخلص من، و روشنگر راه كسى كه فرمانبردار من است مى‏باشد، و او كلمه‏اى است كه پرهیزكاران پیوسته ملازم اویند (حضرت اشاره به آیه 26 از سوره فتح نمود) كسى كه او را دوست بدارد، مرا دوست داشته و شخصى كه فرمانبردارى او را بكند مرا اطاعت نموده است.(1)

    ---------------------------------------------

    (1) معانی الأخبار-ترجمه محمدى، ج‏1، ص: 290

     

    نوشته شده در جمعه 29 فروردین 1393 ساعت 12:07 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سند بت‏پرستى ابو بكر و عمر از سخنان امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)

    در آن روز (خندق) رفیقش ابو بكر به او گفت: «این رأى درست نیست، ما بت بزرگى را اختیار مى‏كنیم و آن را مى‏پرستیم! چون ما در امان نیستیم كه ابن ابى كبشه (یعنى‏ پیامبر) پیروز شود و در آن صورت موجب هلاك ما شود(1)، ولى این بت ذخیره‏اى براى ما خواهد بود كه اگر قریش پیروز شدند پرستش این بت را علنى مى‏نمائیم و به آنها اعلام مى‏كنیم كه از دین قبلى خود بر نگشته بودیم، و اگر دولت ابن ابى كبشه برگشت پنهانى بر پرستش این بت باقى مى‏مانیم»! جبرئیل نازل شد و این خبر را به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله رسانید. آن حضرت هم بعد از آنكه من عمرو بن عبد ودّ را كشتم آن را خبر داد و آن دو (ابو بكر و عمر) را صدا زد و فرمود: «در زمان جاهلیّت چند بت پرستیدید»؟! گفتند: اى محمّد، ما را به آنچه در زمان جاهلیّت گذشته سرزنش مكن. فرمود: «امروز چند بت پرستیده‏اید»؟! گفتند: قسم به خدایى كه تو را بر حق به پیامبرى مبعوث كرده، از زمانى كه دین تو را علنا پذیرفته‏ایم جز خدا را نپرستیده‏ایم! حضرت فرمود: اى على، این شمشیر را بگیر و به فلان مكان برو و بتى را كه این دو مى‏پرستند بیرون آور و خرد كن، و اگر كسى میان تو و آن بت مانع شود گردنش را بزن»! در اینجا آن دو به دست و پاى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله افتادند و گفتند: گناه ما را پنهان كن، خدا تو را بپوشاند. من به آن دو گفتم: «در پیشگاه خدا و رسولش ضمانت كنید كه جز خدا را نپرستید و هیچ چیز را شریك او قرار ندهید». آنها هم با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بر این مطلب عهد و پیمان بستند.

    من رفتم و آن بت را از مكانش بیرون آوردم و صورت و دستانش را شكستم و پاهایش را خرد كردم و نزد حضرت بازگشتم. بخدا قسم ناراحتى آن دو را نسبت به خودم را به خاطر این جریان، تا هنگامى كه مردند در صورت آنها مى‏دیدم!(2)

    -----------------------------------------------

    (1) یعنى اگر بت را علنى بپرستیم وقتى پیامبر پیروز شود از آن اطلاع پیدا مى‏كند و موجب هلاك ما مى‏شود.

    (2)   اسرار آل محمد علیهم السلام، ص: 362

    نوشته شده در پنجشنبه 28 فروردین 1393 ساعت 12:11 ق.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت، امیرالمؤمنین-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    چرا باید ابو بكر و عمر و عثمان خلیفه شوند؟!!

    گزیده ای از سخنان امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) به اشعث بن قیس:

    تعجب است! تعجب بسیار از جاهلان این امت و گمراهان و راهنمایان و كشانندگان آنان به آتش، چرا كه آنان از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیدند كه بارها فرمود: «هیچ امّتى امور خود را بدست كسى نمى‏سپارند كه در میان ایشان داناتر از او باشد مگر آنكه كارشان همچنان رو به سقوط مى‏رود تا به آنچه ترك كرده‏اند بازگردند». مردم قبل از من امر خود را بدست سه نفر سپردند كه هیچ كدام از آنان قرآن را جمع آورى نكرده بود و نه ادّعا داشت كه به كتاب خدا و سنت پیامبرش علم دارد. در حالى كه یقینا مى‏دانستند كه من داناترین آنان به كتاب خدا و سنّت پیامبرش و فقیه‏ترین و قرائت‏كننده‏ترین آنها نسبت به كتاب خدا، و بهترین قضاوت‏كننده به حكم خدا هستم، و هیچ كدام از آن سه نفر سابقه نیك و تحمل سختیها با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله را در همه جنگهایش نداشتند. آنان بخاطر ترس و پستى و تمایل به زندگى نه تیرى انداختند و نه نیزه‏اى زدند و نه شمشیرى كشیدند، در حالى كه مى‏دانستند پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شخصا جنگید و ابىّ بن خلف و مسجع بن عوف را كشت (1)، و آن حضرت از شجاعترین مردم و شدیدترین آنها در برخورد با دشمن و سزاوارتر از همه به این كار بود.

    و همچنین یقینا مى‏دانند كه در میان مردم كسى نبود كه جاى مرا بگیرد، و هیچ كس جز من به جنگ شجاعان نمى‏رفت و قلعه‏ها را فتح نمى‏كرد، و هیچ گاه بر پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مشكلى پیش نمى‏آمد و یا كارى و تنگنایى و كار پیچیده‏اى آن حضرت را ناراحت نمى‏نمود مگر آنكه مى‏فرمود: «برادرم على كجاست؟ شمشیرم كجاست؟ نیزه‏ام كجاست؟ آنكه غم و غصه را از روى من مى‏برد كجاست؟» و مرا پیش مى‏فرستاد. من هم پیش مى‏رفتم و جان خود را فداى او مى‏نمودم (2)، و خداوند بدست من ناراحتى را از روى آن حضرت زایل مى‏نمود. خداوند عز و جل و پیامبرش بر من منت و انعام دارند كه مرا به این امر اختصاص داده و موفّق فرموده‏اند.(3)

    ----------------------------------------------

    (1) در بحار: ج 20 ص 77 ح 15 روایت كرده كه ابىّ بن خلف در مكه به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله گفت: من این اسبم كه نامش عوراء است علف مى‏دهم تا بر روى آن تو را بكشم. حضرت فرمود: بلكه ان شاء اللَّه من این كار را مى‏كنم. روز جنگ احد با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله روبرو شد. وقتى نزدیك شد حضرت حربه‏اى را از حارث بن صمه گرفت و به سمت او رفت و به او زد و بازگشت. او به سمت مشركین مى‏رفت و مى‏گفت:« محمد مرا كشت». به او گفتند: به تو ضربه كارى وارد نشده! گفت: او در مكه به من گفت: تو را مى‏كشم و اگر آب دهان بر من مى‏انداخت مرا كشته بود. طولى نكشید كه در« شرف» از دنیا رفت.

     و اما مسجع بن عوف قضیه‏اش در مدارك موجود یافت نشد.

    (2) با جان خود او را حفظ مى‏كردم.

    (3) اسرار آل محمد علیهم السلام، ص: 360-361

    نوشته شده در سه شنبه 26 فروردین 1393 ساعت 12:32 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-احادیث، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    حرم امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)

    امیر المؤمنین على (علیه السلام) فرموده است، مكه حرم خدا و مدینه حرم رسول خدا و كوفه حرم من است. هیچ ستمگرى به فكر ستم در آن نمى‏افتد، مگر آنكه خداوند پشتش را در هم مى‏شكند(1)

    ----------------------------------------------------

    (1) نظیر این روایت با مختصر تفاوتى در امالى طوسى، ص 284، آمده است‏

    (2) روضة الواعظین-ترجمه مهدوى دامغانى، ص: 646


    نوشته شده در چهارشنبه 16 بهمن 1392 ساعت 11:17 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    مدح امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)

    تا حاجت تمام دلم را روا کند
    باید خدا به پای علی ام فدا کند


    آن قدر قیمتی است فدای علی شدن

    خود را فداش حضرت خیر النسا کند


    شیعه شدن که آرزوی هر پیمبری است

    آن رتبه است که فاطمه باید عطا کند


    چه حل شود چه حل نشود مشکلات من

    من راضی ام به آن چه مشکل گشا کند


    آن کس که اختیار دو عالم به دست اوست

    اصلاً عجیب نیست که کار خدا کند


    از لا به لای خلق قیامت که می شود

    بر گردن علی است که ما را سوا کند


    عمری نشسته ایم به پای محبتش

    فردای حشر فاطمه با ما چه ها کند؟
    !

    حتی حسین با همه ی دستگیری اش

    با مهر مرتضی است به ما اعتنا کند


    نیمه نگاش حضرت عباس می شود

    او قادر است خلقت عباس ها کند


    اهل کرم معطل خواهش نمی شوند

    او حاجت نخواسته را هم عطا کند

     

    جواد حیدری

    نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن 1392 ساعت 09:21 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-اشعار،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    ترجمه خطبه 4

     (گفته شد كه پس از فتح بصره در سال 36 هجرى و كشته شدن طلحه و زبیر ایراد فرمود)

    1- ویژگى‏هاى اهل بیت علیهم السّلام:

    شما مردم به وسیله ما، از تاریكى‏هاى جهالت نجات یافته و هدایت شدید، و به كمك ما، به اوج ترقّى رسیدید. صبح سعادت شما با نور ما درخشید، كر است گوشى كه بانگ بلند پندها را نشنود، و آن كس را كه فریاد بلند، كر كند، آواى نرم حقیقت چگونه در او أثر خواهد كرد؟ قلبى كه از ترس خدا لرزان است، همواره پایدار و با اطمینان باد!. من همواره منتظر سرانجام حیله‏گرى شما مردم بصره بودم، و نشانه‏هاى فریب خوردگى را در شما مى‏نگریستم. تظاهر به دیندارى شما، پرده‏اى میان ما كشید ولى من با صفاى باطن درون شما را مى‏خواندم.

    2- ویژگى‏هاى امیرالمؤمنین علیه السّلام:

    من براى وا داشتن شما به راه‏هاى حق، كه در میان جادّه‏هاى گمراه كننده بود، به پاخاستم در حالى كه سر گردان بودید و راهنمایى نداشتید تشنه كام هر چه زمین را مى‏كندید قطره آبى نمى‏یافتید،(1) امروز زبان بسته را به سخن مى‏آورم. دور باد رأى كسى كه با من مخالفت كند! از روزى كه حق به من نشان داده شد، هرگز در آن شك و تردید نكردم! كناره گیرى من چونان حضرت موسى علیه السّلام برابر ساحران است كه بر خویش بیمناك نبود، ترس او براى این بود كه مبادا جاهلان پیروز شده و دولت گمراهان حاكم گردد. امروز ما و شما بر سر دو راهى حق و باطل قرار داریم، آن كس كه به وجود آب اطمینان دارد تشنه نمى‏ماند.(2)

    -------------------------------------------------------

    (1) ضرب المثل كنایه از تلاش بیهوده است.

    (2) نهج البلاغة-ترجمه دشتى، ص: 51

    نوشته شده در جمعه 11 بهمن 1392 ساعت 08:21 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-نهج البلاغه،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سعد بن ابی وقاص و امتناع از توهین به امیرالمؤمنین(علیه السلام)(1)

    معاویه به سعد بن ابى وقّاص دستور داد تا على [علیه السّلام‏] را دشنام دهد. چون سعد امتناع كرد به وى گفت: چرا ابو تراب را دشنام نمى‏دهى؟

    سعد گفت: هرگز على [علیه السّلام‏] را دشنام نمى‏دهم، چون رسول خدا صلّى اللَّه علیه [و آله‏] و سلم سه ویژگى در باره على [علیه السّلام‏] گفته كه اگر یكى از آن‏ها براى من بود از شتران سرخ موى نزد من دوست داشتنى‏تر بود. [یك‏] از رسول خدا صلّى اللَّه علیه [و آله‏] و سلم شنیدم كه چون در برخى از جنگ‏ها على را جانشین خود [در مدینه‏] كرد و رهسپار جنگ شد على [علیه السّلام‏] گفت: «اى رسول خدا، آیا من را با زنان و كودكان وامى‏گذارى مى‏گذارى؟» حضرت فرمود: «آیا تو خشنود نیستى براى من همانند هارون براى موسى باشى جز آن كه پس از من پیغمبرى نخواهد بود».

     [دو] باز از رسول خدا صلّى اللَّه علیه [و آله‏] و سلم در روز [جنگ‏] خیبر شنیدم كه فرمود: «پرچم را به دست مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست دارند»، ما سر كشیده به پرچم چشم دوختیم [و در انتظار آن بودیم كه به ما دهد] آن گاه حضرت فرمود: «على را نزد من خوانید». على در حالى كه چشمانش درد مى‏كرد نزد پیامبر صلّى اللَّه علیه [و آله‏] و سلم آمد، پیامبر صلّى اللَّه علیه [و آله‏] و سلم در چشمان وى از آب دهان مالید [و على علیه السّلام بهبود یافت‏] سپس پرچم را به وى سپرد.

     [سه‏] و چون آیه- بنا به روایت هشام- ... إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ ... «همانا خدا مى‏خواهد رجس و پلیدى را از شما اهل بیت ببرد ...» نازل شد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه [و آله‏] و سلم على و فاطمه و حسن و حسین را فراخواند و فرمود: «خدایا، اینان اهل بیت من هستند».(2)

    ---------------------------------------------------

    (1) این حدیث در مصادر دیگر: مسند احمد 3/ 160 ح 1608؛ صحیح مسلم 4/ 1871 ح 32؛ سنن ابن ماجه 1/ 45 ح 121؛ مصنف ابن ابى شیبه 6/ 369 ح 15؛ كتاب السنه: 587 ح 1336 و ح 1338 و 596 ح 1387؛ سنن ترمذى 5/ 638 ح 3728؛ مسند ابو یعلى 12/ 310 ح 6883؛ مناقب كوفى 1/ 528 ح 474 و 2/ 501 ح 1006؛ تفسیر طبرى 22/ 6 ح 8؛ صحیح ابن حبّان 15/ 15 ح 6643؛ معجم كبیر طبرانى 1/ 146 ح 328 و 23/ 377 ح 892؛ تفسیر الوسیط واحدى 1/ 441؛ مستدرك حاكم 3/ 108 و 147 و 150؛ سنن بیهقى 7/ 63؛ ترجمه الامام على من تاریخ دمشق 1/ 226 ح 271 و 273 و 274؛ أمالى طوسى: 306 ح 616.

    (2) خصائص امیر المؤمنین-: احمد بن شعیب نسائى‏، ترجمه‏فارسى- فتح الله نجارزادگان ، ص: 31

    نوشته شده در سه شنبه 8 بهمن 1392 ساعت 08:13 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    دو دریای عمیق دانش

    قطان گوید از امام ششم(علیه السلام) شنیدم میفرمود: مقصود از آیه مرج البحرین الخ اینست كه على و فاطمه(سلام الله علیهما) دو دریاى عمیق دانش همسر شدند و هیچ كدام بدیگرى سركشى نكردند و از اختلاط آنها لؤلؤ و مرجان یعنى حسن و حسین سلام اللَّه علیهما بوجود آمد.(1)

    --------------------------------------

    (1) خصال-ترجمه كمره‏اى، ج‏1، ص: 102

    نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن 1392 ساعت 08:10 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل،
  • [ نظرات ]