دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

زبان حال امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) با حضرت زهرا(سلام الله علیه)

این پیام دردآور چون شنفت
با دلی با حسرت و بی تاب گفت:


ای به تو دلگرم ، آه سرد من
همزبان و همدل و همدرد من

هستی من جان من جانان من 
این قدر بازی مکن با جان من

ای چراغ من مگو از خامشی
ورنه پیش از خود علی را می کُشی

روبهان در مکر خود با شیر نر
تیغ هاشان آخته، من بی سپر

ای مسیحای علی اعجاز کن
مشکلِ مشکل گشا را باز کن

ای کتاب عشق من، بسته مشو
همچو مَردم از علی خسته مشو

رفتنت، خانه خرابم میکند
ماندنت چون شمع آبم میکند

ای علی را سرو باغ آرزو
هرچه میگویی، حلالم کن مگو

نه دلم را از فراقت چاک کن
نه به دست خویش اشکم پاک کن

ای به دردم، چشم بیمارت طبیب
مانده ی مضطر، بخوان «امن یجیب»

باز زهرا چشم خودرا باز کرد
راز دیگر باعلی آغاز کرد

کی پسر عَمّ هرچه گویم گوش کن
آتشم را از درون خاموش کن

یا علی امروز گردیده چو شام
عمرزهرای تو میگردد تمام

من که بستم چشم از من دل بشوی
شب تنم را زیر پیراهن بشوی

شب مرا تشییع کن تا آن دو تن 
یک قدم نایند بر تشییع من

گر به تشییع من آید قاتلم
داغ محسن تازه گردد در دلم

در دل شب دور از چشم همه
کن نهان درخاک جسم فاطمه

تا نشان ماند به جا از غربتم
بی نشان باید بماند تربتم

چون به دست خویش بارنج و تعب
پیکرم را دفن کردی نیمه شب

در کنار قبر پنهانم بمان
تا صدایت بشنوم قرآن بخوان

گرچه رفت از دست یار ویاورت
فاطمه تنهاترین همسنگرت

غم مخور داری یگانه یاوری
تربیت کردم برایت دختری

اوتورا مردانه یاری میکند
مثل زهرا خانه داری میکند

شب که خاموشی و جانت برلب است
چاه غمهای تو قلب زینب است

شاعر:علی انسانی

نوشته شده در سه شنبه 4 فروردین 1394 ساعت 01:19 ق.ظ توسط : داعی | دسته : حضرت زهرا-اشعار،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    معجزه یوسف نبی(علیه السلام) از امام سجاد(صلوات الله علیه)
    در کتاب شریف اصول کافی آمده است:
    زنی که معروف به «حبابه‏ ی والبیه» بود گفت: در وقتی که امیرمؤمنان علیه ‏السلام در کوفه تشریف داشتند، در مسجد کوفه به خدمتشان مشرف شدم. از آن جناب، علامت و نشانه‏ ی امامت را پرسیدم. حضرت به سنگی که بر زمین مسجد افتاده بود اشاره کرد و آن را خواست. سنگ را به دست امام دادم. آن حضرت انگشتر خویش را از دست بیرون آورد و بر سنگ زد. دیدم که اثر و نقش رنگین انگشتری بر سنگ به جا ماند، مثل این که انگشتر را بر موم نرم فرو برده باشد. آنگاه فرمود: «ای حبابه! هر که بعد از من چنین نمود او امام پس از من است.» پس از شهادت امیرمؤمنان علیه ‏السلام به حضور امام حسن علیه‏ السلام مشرف شدم و عرض کردم:
    «ارنی دلالة الامامة» «علامت امامت خویش را به من نشان دهید.»
    امام حسن علیه ‏السلام فرمود: «ای حبابه! آن سنگی را که پدرم مهر نمود به من بده» و آن‏گاه انگشتر خویش را بر آن سنگ زد و فورا نقش پیدا کرد. بعد از امام حسن علیه‏ السلام همین عمل را امام حسین علیه‏ السلام انجام داد و چون نوبت به امام سجاد علیه ‏السلام رسید عمر من به 113 سال رسیده بود و قدم خمیده گشته بود و پیری مرا از پای درآورده بود. چون به محضر امام زین‏ العابدین علیه‏ السلام رسیدم، آن حضرت را مشغول نماز دیدم و آن حضرت چون از یک نماز فارغ می‏گشت فورا نماز دیگری را از سر می‏گرفت. چون انتظار من به طول انجامید به پا خاستم تا بروم. ناگهان امام علیه ‏السلام با دست اعجاز به من اشاره نمود. به قدرت کامله‏ ی الهی و توجهات امام سجاد علیه ‏السلام ناگاه جوانی به من برگشت و چون دختری نوجوان شدم! آن‏گاه به من فرمود: «ای حبابه! آن سنگ را به من بده.» و آن را مهر فرمود. حبابه گوید: من به محضر امام باقر و امام صادق و امام کاظم و امام رضا علیهم‏ السلام نیز رسیدم و چون به محضر امام هشتم علیه‏ السلام رسیدم بار دیگر پیر و نحیف شده بودم. آن حضرت سنگ را برایم مهر نمود و فرمود:

    «اینک مهیای سفر آخرت باش که به زودی از دنیا خواهی رفت.»(1). حبابه - این زن سعادتمند - پس از 9 ماه از دنیا رفت و امام رضا علیه‏ السلام بر جنازه‏ ی او نماز گزارد. (2)
    -----------------------------------------------

    (1) کلینی، اصول کافی، ج 2، کتاب الحجه، باب ما یفصل به بین دعوی المحق و المبطل.
    (2) کرامات و مقامات عرفانی امام سجاد؛ سید علی حسینی قمی؛ نبوغ؛ چاپ دوم 1381 .

    نوشته شده در جمعه 30 آبان 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    امام سجاد از نگاه امام صادق(سلام الله علیهما)
    از امام صادق -علیه‏ السلام- نقل شده که فرمودند: علی بن الحسین -علیه ‏السلام- در عبادت الهی بسیار شدید تلاش می‏کردند به گونه‏ ای که همیشه روزشان را روزه‏ دار و شبشان به قیام در درگاه خداوندی سپری می‏شد. تا جائی که این رویه به جسم حضرت آسیب رسانید و من به ایشان عرض کردم: «پدر جان این عادت شما تا چه مقدار طول خواهد کشید؟» پاسخ فرمود: «به سوی پروردگارم عشق می‏ورزم شاید که من را به قرب خود واصل کند.» (1).
    در همین رابطه حدیث دیگری نقل شده که در خلال آن امام صادق -علیه‏السلام- جدشان حضرت سجاد -علیه‏السلام- را شبیه‏ ترین فرد به حضرت امیرالمؤمنین -علیه‏السلام- معرفی می‏نمایند:
    «سعید بن کلثوم» می‏گوید: من نزد حضرت جعفر بن محمد الصادق -علیه ‏السلام- بودم که یادی از حضرت امیرالمؤمنین -علیه‏ السلام- به میان آمد پس حضرت از آن بزرگوار زیاد تعریف و تمجید فرمود و ایشان را مدح نمود به آنچه که شایسته او بودند. آنگاه فرمود: «سوگند به خداوند هرگز علی بن ابی‏طالب(صلوات الله علیه) از دنیا حرامی را تناول نفرمود تا اینکه بر راه خداوند از دنیا رخت بربست و هرگز دو کار به او عرضه نگردید که خداوند از هر دو راضی بود مگر اینکه به آنکه در دین او شدیدتر و سخت‏ تر بود آن را اخذ نمود و انتخاب کرد. و هرگز بر رسول خدا - صلی الله علیه و آله وسلم - حادثه‏ ای ناگوار وارد نشد مگر این که او را چون مورد اعتمادش بود، فراخواند. و در این مدت هیچ کس جز او قدرت بر انجام اعمال رسول خدا - صلی الله علیه و آله وسلم - را نداشت، حضرت آن چنان کار می‏کرد مانند مردی که صورتش بین آتش و بهشت باشد، امید به ثواب این داشته و از عقاب آن می‏ترسد. آری حضرت از مال خود هزار برده برای لقاء خدا و نجات از آتش آزاد کرد، و پول این همه را از حاصل دسترنج خود و عرق جبین‏اش فراهم آورده بود. و در همین حال غذای اهل و عیالش و روغن و سرکه و خرمای فشرده شده بود. لباس آن حضرت چیزی نبود جز کرباس که اگر مقداری از آن برای آستین دست زیاد می‏آمد آن را با قیچی که مخصوص چیدن پشم بود، می‏چید. و نه در فرزندانش و نه اهل بیتش هیچ کس نزدیکتر به او و شبیه‏ تر به او در لباس و فقهش، از علی بن الحسین -علیه ‏السلام- پیدا نمی‏شود. آری فرزندش ابوجعفر (امام باقر -علیه‏السلام-) بر او وارد شد در حالی که آن حضرت در عبادت به جایی رسیده بود که هیچ کس به آن نمی‏رسید و او را در حالی دید که رنگ بر رخسارش از شب زنده داری، زرد شده بود و چشمهایش از گریه ورم نموده و آزرده شده بود و...» تا آخر حدیث شریف که حالاتی از عبادت حضرت سجاد -علیه ‏السلام- بیان می‏شود که موجب گریه حضرت باقر -علیه‏السلام- را فراهم می‏آورد و وقتی حضرت سجاد -علیه‏ السلام- ملتفت گریه فرزند خود می‏شوند، دستور می‏دهند که بعضی از صحفی که در آن عبادات حضرت علی ابن ابی طالب -علیه ‏السلام- نوشته شده بیاورند، و بعد از کمی مطالعه می‏فرمایند: «چه کسی بر عبادت علی بن ابی‏طالب -علیه‏السلام- طاقت و قدرت دارد!!»(2) . از این روایت شریف به دست می‏آید در منظر حضرت صادق -علیه‏ السلام- امام سجاد -علیه ‏السلام- شبیه‏ ترین اهل بیت به حضرت مولی علی بن ابی‏طالب -علیه ‏السلام- در ابعاد مختلف بوده ‏اند. (3)
    -----------------------------------------

    (1) بحارالانوار ج 46، ص 91، ح 78 (به نقل از مناقب).
    (2) بحارالانوار ج 46، ص 74، ح 65 (به نقل از الارشاد).
    (3) اسوه کامل‏؛ محمد محسن دعایی؛ اطلاعات چاپ اول 1380.

    نوشته شده در پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-فضائل،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


     «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا»

    «من كنت مولاه فعلىٌ مولاه»

    «اللهم وال من والاه و عاد من عاداه وانصر من نصره وخذل من خذله»

    عیدغدیر، عید ابلاغ ولایت مولای عوالم هستی،امیرالمؤمنین، علی ابن ابیطالب(صلوات الله علیه)، بر تمامی اهل بیت(علیهم السلام) و بخصوص دردانه خلقت حضرت صاحب الزمان(عجل الله فرجه) و تمامی شیعیان و محبین حضرتش مبارك باد.

    علاقه مندان به خطبه غدیر میتوانند این خطبه را در قسمت  موضوعات وبلاگ   "امیرالمؤمنین-احادیث" مطالعه كنند

    یا علی مدد

    یا رب امیرالمؤمنین بحق امیرالمؤمنین اشف صدر امیرالمؤمنین بظهور الحجة

    نوشته شده در یکشنبه 20 مهر 1393 ساعت 08:03 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل، امیرالمومنین علی(علیه السلام)،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    ماجرایی عجیب درباره قبر ابن ملجم مرادی(لعنة الله علیه)

    درباره محل دفن و قبر ابن ملجم مرادی ملعون، ماجرایی عجیب در کتاب های تاریخی معتبر ذکر شده است که نشان اوج عذاب اوست.

    مکان قبر ابن ملجم(لعنة الله علیه)

    درباره مکان و جایگاه قرار گرفتن قبر ابن ملجم از ابن بطوطه، سیاح معروف نقل شده است که: هنگامی که به کوفه مسافرت کردم، در غربی جبانه کوفه، در زمینی سرتاسر سفید، زمینی بسیار سیاه دیدم و از روی کنجکاوی علت آن را پرسیدم، و چون به تحقیق مشغول شدم مردم آن دیار گفتند: اینجا قبر ابن ملجم، قاتل حضرت علی(علیه السلام)، است و عادت اهل کوفه این است که هر سال هیزم زیادی در سر قبر ابن ملجم جمع می کنند و به مدت 7 روز آن ها را در این مکان می سوزانند.(1)

    عاقبت شوم

    در تاریخ آمده است که حضرت علی (علیه السلام) در آخرین ساعات زندگی به مدارا با ابن ملجم فرزندانش را وصیت فرمود و پس از وفات امیرالمومنین علی (علیه السلام)، ابن ملجم را برای قصاص نزد امام حسن (علیه السلام) آوردند و ایشان نیز با یک ضربه شمشیر ابن ملجم را قصاص فرمود و این واقعه در 21 رمضان روی داد و چنانچه مشهور است ام الهیثم دختر اسود نخعی جنازه ی او را گرفته، آن را به آتش کشید. (2)

    اما قطام دختری که لقب زیباروی کوفه را یدک می کشید عاقبتی بهتر از ابن ملجم نیافت به نحوی که آمده است بعد از کشته شدن ابن ملجم، مردم به سوی قطامِ ملعونه فاسقه هجوم آوردند و او را با شمشیر به درک فرستادند و جنازه اش را بیرون کوفه سوزانیدند.(3)

    مسلمان شدن یک راهب با دیدن عذاب ابن ملجم!

    یکی از عذاب های ابن ملجم که پس از مرگ او، از سوی خداوند نازل گردید، توسط پرنده ای صورت می گرفت، به نحوی که شیخ راوندی با استناد از حسن بن محمد، معروف به ابن رفا، در کوفه روایت کرده است: یک روز وقتی در مسجدالحرام بودم دیدم مردم در مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) جمع شده اند و در آن جا یک مرد نشسته بود. از مردم سؤال کردم که آن مرد کیست؟ به من گفتند: آن یک راهب است که اسلام آورده است.

    راوی می گوید: به او نزدیک شدم و یک پیرمرد با عبای پشمی را دیدم که در مقام حضرت ابراهیم نشسته بود و شنیدم که می گفت: من رئیس راهبان در صومعه هستم. روزی پرنده ای شبیه عقاب دیدم که یک قسمت از  بدن  یک نفر را از حلقومش را بیرون انداخت، پس قسمت دیگرش را بیرون انداخت تا وقتی که آن ها تبدیل به یک  انسان  کامل شدند. پس من از آن شخص سؤال کردم: تو چه کسی هستی؟ هیچ جوابی به من نداد. به او گفتم: تو را قسم می دهم به آن کسی که تو را آفرید، به من بگو تو چه کسی هستی؟

    او گفت: من ابن ملجم مرادی(لعنة الله علیه) هستم، به او گفتم تو چه گناهی نموده ای که به طور پیوسته تکه های بدنت را این پرنده پس می اندازد و مجدد از هم جدا کرده و فرو می برد؟

    به من گفت: من قاتل علی بن ابی طالب(صلوات الله علیه) هستم، و به خاطر همین خداوند این پرنده را قرار داده تا هر روز با این کار مرا عذاب نماید.

    راهب می گوید: در حال حرف زدن بودیم که یکباره همان پرنده آمد و آن را قطعه قطعه برداشت تا وقتی که همه ی قسمت های او را برداشت و من منتظر شدم تا وقتی که پرنده پایین آمد و آن را آورد و مجدد از  بدن  خود تکه های او را خارج نمود. پس از او سوال کردم: علی بن ابی طالب (علیه السلام) کیست؟ جواب داد: علی بن ابی طالب (علیه السلام) پسر عمو و وصی پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) است. (4)

    ---------------------------------------------------

    (1) رحلة ابن بطوطه: 147؛ نفائح العلام: 409؛ تقویم شیعه: 293

    (2) ارشاد، ج1: 22؛ بحارالانوار، ج42: 232، 246، 298

    (3) بحارالانوار، ج42: 298؛ انوار العلویة: 390؛ نفائح العلام: 410

    (4) مدینة المعاجز، ج1: 544، حدیث 540


    نوشته شده در سه شنبه 21 مرداد 1393 ساعت 02:22 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-شهادت، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    زنان در آخرالزمان1

    یکی از مسائلی که در حکومت‌های آخرالزّمان مطرح است، بنا بر اخباری که از معصومان(علیه السلام) وارد گردیده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی می‌باشد:
    امیر مؤمنان(علیه السلام) می‌فرماید: «… و آن هنگامی است که زن‌ها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند.»
    (1)
    «هنگامی که زن‌ها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواسته آن‌ها عملی نگردد.»(2)
    امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.»(3)

     

    وضعیّت اقتصادی زنان در آخرالزمان
    یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است. نابسامانی عظیم اقتصادی در سرتاسر جهان به وقوع می‌پیوندد و زنان از این واقعه شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آن‌ها خواهند خورد.
    امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند.»
    (4)
    حضرت علی(علیه السلام) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می‌نمایند.»(5)
    امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»

     

    وضعیّت اجتماعی زنان در آخرالزّمان

    1- عدم امنیّت برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار می‌گردد، بی‌امنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آنچنان فراگیر می‌شود که کمتر کسی می‌تواند یا می‌خواهد از آن جلوگیری نماید.»(6)

    حضرت علی(علیه السلام) در این خصوص می‌فرمایند: «سفیانی در حالی که نیزه‌ای در دست دارد، زنی باردار دستگیر می‌نماید و به یکی از یارانش می‌گوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را می‌درد و جنینش را بیرون می‌آورد و هیچ کس نمی‌تواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.»(7)
    2- هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعه‌ای مملوّ از فساد و بی‌بند و باری‌های اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان‌نما، آنچنان فراگیر می‌شود که حالت عادّی به خود می‌گیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده‌اند، بسیار زیاد است.
    محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام باقر(علیه السلام) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(علیه السلام) فرمودند: «آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن‌ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان.»
    (8)
    امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.»
    و در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) است که فرمودند:«… در آن زمان زنان را می‌بینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمه‌ای ندارند.»
    (9)
    امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند: «ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»(10)
    3- افزایش زنان بی‌سرپرست: در آخرالزّمان وضعیّت به گونه‌ای است که بر اثر جنگ‌های پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری می‌یابد و به همین دلیل، زنان زیادی بی‌سرپرست می‌گردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد.
    رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند: «قیامت برپا نمی‌شود، مگر اینکه برای پنجاه زن یک سرپرست باشد.»
    (11)
    و در حدیث دیگری می‌فرمایند: «زمانی فرا رسد که پنجاه زن با یک مرد رو به رو شده، یکی می‌گوید: ای بنده خدا مرا بخر و دیگری می‌گوید به من پناه ده.»(12)
    امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند»
    با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسیده و وضعیّت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسیاری دیده می‌شود. امّا این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی‌توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد، زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و با ایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومی به شکل دیگری است.
    (13)

    ----------------------------------------------------------------------------
    (1) کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی پور، ج۲، ص ۷۶۱ به نقل از بشاره الاسلام، صص ۴۱ و ۴۴٫
    (2) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۲، ص ۲۵۹٫
    (3) همان، ص ۲۵۷٫
    (4) همان.
    (5) لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص ۴۲۸٫
    (6) سیّده ارغوان حیدری، «زن، انتظار، ظهور»، ماهنامه شمیم یاس، سال سوم، ش ۸، آبان ۱۳۸۲، ص ۸٫
    (7) همان، ص ۹٫ به نقل از مقدّسی شافعی سلمی، عقدالدرر، ص ۴۰۹٫
    (8) منتخب الاثر، ص ۲۹۲٫
    (9) بحارالانوار، ج۵۲، صص ۲۵۷ و ۲۵۸٫
    (10) منتخب الاثر، ص ۴۲۶٫
    (11) «زن، انتظار، ظهور»، همان، ص ۹، به نقل از احمد بن حنبل، مسند، ج۳، ص ۱۲۰٫
    (12) همان، به نقل از بحارالانوار، ج۵۲، ص ۲۵۰٫
    (13) همان.

     

    نوشته شده در دوشنبه 20 مرداد 1393 ساعت 04:21 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-آخرالزمان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    سوم شوال

    قتل متوكل

     در سال 247 ه‍ در شب چهارشنبه متوكل عباسى ملعون(لعنة الله علیه) ، به دستور فرزندش ‍ به قتل رسید. مدت خلافت او 14 سال و ده ماه و عمر نحسش 41 سال بود(1).

     متوكل(لعنة الله علیه) بعد از واثق ، در سال 232 ه‍ به خلافت نشست . در ایام او لهو و لعب و طرب ، مخصوصا در مجلس او بسیار بود. او مردى خبیث السیره بود و چنانچه امیرالمؤمنین (علیه السلام ) فرموده بود، كافرترین آل عباس بود. عمرو بن فرج را والى مدینه و مكه كرد، و او به مردم دستور داده بود كه كسى به آل ابى طالب احسان نكند، و اگر كسى كوچكترین احسانى كند سخت عقوبت خواهد شد، به حدى كار بر علویین تنگ شده بود كه لباسهاى زنان علویه كهنه و پاره شده بود و پیراهن سالمى را براى نماز به نوبت مى پوشیدند، و نخ ریسى مى كردند، تا متوكل(لعنة الله علیه) به درك واصل شد.

     از اعمال زشت و پست متوكل(لعنة الله علیه) این بود كه همیشه و در همه جا امیرالمؤمنین (علیه السلام ) را به بدى یاد مى كرد، و به آن حضرت جسارت مى كرد. او 17 بار قبر مبارك حضرت سید الشهداء (علیه السلام ) را خراب كرد، ولى دوباره بنا شد. متوكل(لعنة الله علیه) در راه زیارت آن حضرت دست قطع مى كرد و زوار را مى كشت .

     به خاطر جسارتهایى كه متوكل در مجلسى به امیرالمؤمنین (علیه السلام ) كرد، منتصر پسرش در شب چهارشنبه سوم یا چهارم ماه شوال چند نفر از غلامهاى خاص پدر را ماءمور كشتن وى كرد، و آنها در حالى كه متوكل مشغول شرب خمر بود، خویش را ریختند و به دركات جحیم شتافت .

     در همان روزى كه متوكل(لعنة الله علیه) به دستور پسرش منتصر كشته شد مردم با او در قصر معروف جعفرى بیعت كردند. منتصر مردى به ظاهر رئوف و مهربان بر اهل بیت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بود، و بر عكس پدر خود به آل ابى طالب احسان مى كرد و به هیچ وجه متعرض ایشان نمى گشت .

     او زیارت امام حسین (علیه السلام ) را آزاد كرد و مانع احدى نشد، و دستور داد فدك را به اولاد امام حسن و امام حسین (علیهم السلام ) رد كنند، و اوقاف آل ابى طالب (علیه السلام ) را آزاد كرد و دستور داد كسى متعرض ‍ شیعیان على (علیه السلام ) نشود. همچنین براى علویین و علویات مدینه اموالى فرستاد تا در میانشان تقسیم شود. او در روز 25 ربیع الاول سال 248 بیمار شد و در پنجم ربیع الثانى عصر در گذشت و مدت خلافتش 6 ماه بود. گفته شده كه او مسموم شد به زهرى كه در شاخ حجامت ریخت بودند(2).

    ---------------------------------------------------

    (1) توضیح المقاصد: ص 26. تتمه المنتهى : ص 322. بحار الانوار: ج 50 ص 210، فیض العلام : ص ‍ 65. تاریخ سامراء: ج 3 ص 324. البدایه و النهایه : ج 10 ص 385. تاریخ بغداد: ج 2 ص 119.

    (2) تتمه المنتهى : ص 330 332. فیض العلام : ص 65 66، 227. تاریخ الخلفاء: ص 357

    نوشته شده در پنجشنبه 9 مرداد 1393 ساعت 05:05 ب.ظ توسط : داعی | دسته : تقویم شیعه-شوال، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    اهل سنت

    لطفا بی غرض و بی طرف برای دانستن بخوانید


    سالهاست كه حجت بر اهل سنت تمام شده

    القاعده شیعه بود یا داعش؟

    چقدر از مردم سنی و شیعه ی سوریه و عراق و افغانستان و پاكستان كشتند.؟

    شما انسان عاقل حاضرید بچه را سر ببرید؟

    آیا اهل سنت به اقدامات داعش و امثالهم افتخار می كند؟

    حزب الله كه جلوی یهود ایستاد شیعه بود

    تا كی می خواهید دلیل رد شده بیاورید

    آدم از این می سوزه كه می دونید شیعه ی دوازده امامی بر حق است ولی باز قبول نمی كنید

    مگه چند سال زنده ایم ؟

    تموم می شه

    توی تفاسیر قرآن را نگاهی بیاندازید

    عم یتسائلون* عن نباء العظیم

     

    و جایی كه میفرماید:

    وقفوهم انهم مسئولون

    ببینید چه كسانی را نگه می دارند و از چه می پرسند؟

    در سوره زلزله

    و قال الانسان ما لها

    منظور از انسان كیست؟

    و در كل

    جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا

     

    جواب هم نمی خواهم بدهید

    با خودتون فكر كنید و به نتیجه درست برسید

    تا در یوم تبل السرائر  رو سفید باشید

    ائمه مذاهب اربعه و وهابیت هیچ كدام زمان رسول الله نبودند ولی امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) راوی احادیث رسول الله و صاحب احادیث بسیار است.

    امیرالمؤمنین صاحب فتوحات و جنگ آوری هاست. صاحب دلیل و علم است.صاحب شجاعت است. خیبر و خندق و بدر و احد و تبوك و قرقره الكدر و دیگر جنگها شاهد جنگاوریهای امیرالمؤمنین هستند.

    از زهد و عبادت و بندگی و معجزات فراوان و فضائل بسیار و دیگر برتری ها كه زبان از گفتنش عاجز است و گوش از شنیدنش.

    ابوبكر و عمر و عثمان ، كدام جنگاوری را داشتند و كدام یل و پهلوان را در میدان نبرد به دست خودشان كشته اند؟

    كدام علم و معجزه و قضاوت و فضیلت را بروز داده اند؟

    در روز خیبر قلعه به دست چه كسی فتح شد؟

    در روز خندق، پهلوان كافر ( عمرو بن عبدود) به دست چه كسی كشته شد؟

    مگر پیامبر( صلی الله علیه و آله) نفرمود : علی مع الحق و الحق و مع علی

    در جنگ صفین، معاویه با علی بود یا بر علیه علی؟

    آیا عایشه نبود كه دستور نیرباران تابوت امام حسن را داد؟

    مگر امام حسین پاره تن پیغمبر نبود؟

    در جنگ بین امام حسین و سپاهیان یزید چه كسی حق بود؟

    آیا بنی امیه و بنی مروان و بنی عباس(لعنة الله علیهم) به اهل بیت رسول خدا ظلم نكردند.؟

    دنبال رد كردن نباشید

    همین موارد را تحقیق كنید

    با خودتان فكر كنید

    جوابش را هم به خودتان بگوئید 

    یا علی مدد

    نوشته شده در پنجشنبه 9 مرداد 1393 ساعت 04:36 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمومنین علی(علیه السلام)،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    خصلتهای سگ در كلام امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)

    حضرت امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) در مورد سگ می فرمایند:

    سگ ده صفت دارد كه شایسته است هر مؤمن واقعی داشته باشد تا به كمال برسد.(1)

    1- سگ را در میان مردم قدر و منزلتی نیست و این حال مسكینان و بیچارگان است.

    2- مال و ملكی از آن سگ نیست و این همان صفت مجردان و فرشتگان است.

    3- سگ لانه و خانه ی معینی ندارد و هرجا كه برود رفته است. این علامت متوكلان است.

    4- سگ اغلب اوقات گرسنه است و این عادت صالحان است.

    5- سگ اگر صد تازیانه از دست صاحب خود بخورد، در خانه او را رها نمی كند و این صفت مریدان حقیقی است.

    6- شب هنگام به جز اندكی نمی آرامد و این حالت عاشقان و دوست داران است.

    7- هر گاه رانده شود و ستم بیند، چون صدایش كنند بدون دلگیری باز گردد و این صفت فروتنان است.

    8- هر خوراكی كه صاحبش به او بدهد راضی است و این صفت و حال قانعان است.

    9- بیشتر اوقات لب فروبسته و خاموش است و این علامت خائفان است.

    10- وقتی بمیرد هیچ میراثی بر جای نمی گذارد و این حال زاهدان حقیقی است.

    ---------------------------------------------------------------

    (1) ثمین و ماء مَعین: ص 457 ؛ از كتاب لئالی الاخبار:ج 5 – ص387- 388 ؛ تحریر المواعظ العددیة، ص: 552

    نوشته شده در پنجشنبه 2 مرداد 1393 ساعت 03:05 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الر حیم

     

    تعلیم قرآن، توسط امیرالمؤمنین (صلوات الله علیه)

    رمیله مى‏گوید: على- علیه السّلام- شخصى را در حال خیاطى و آوازخوانى دید و فرمود: «اى جوان! اگر قرآن بخوانى براى تو بهتر است».

    گفت: خوب نمى‏توانم بخوانم، دوست داشتم خوب قرآن مى‏خواندم.

    حضرت فرمود: «نزدیك بیا» جوان نزدیك على- علیه السّلام- آمد و على- علیه السّلام- آهسته چیزى در گوش او گفت كه تمام قرآن در قلب او نقش بست و حافظ كل قرآن شد(1)

    -----------------------------------------

    (1) بحار: 42/ 17، حدیث 1.

    نوشته شده در چهارشنبه 1 مرداد 1393 ساعت 10:47 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-کرامات،
  • [ نظرات ]