تبلیغات
امپراطورهای عالم - مطالب ابر امام سجاد

دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

معجزه یوسف نبی(علیه السلام) از امام سجاد(صلوات الله علیه)
در کتاب شریف اصول کافی آمده است:
زنی که معروف به «حبابه‏ ی والبیه» بود گفت: در وقتی که امیرمؤمنان علیه ‏السلام در کوفه تشریف داشتند، در مسجد کوفه به خدمتشان مشرف شدم. از آن جناب، علامت و نشانه‏ ی امامت را پرسیدم. حضرت به سنگی که بر زمین مسجد افتاده بود اشاره کرد و آن را خواست. سنگ را به دست امام دادم. آن حضرت انگشتر خویش را از دست بیرون آورد و بر سنگ زد. دیدم که اثر و نقش رنگین انگشتری بر سنگ به جا ماند، مثل این که انگشتر را بر موم نرم فرو برده باشد. آنگاه فرمود: «ای حبابه! هر که بعد از من چنین نمود او امام پس از من است.» پس از شهادت امیرمؤمنان علیه ‏السلام به حضور امام حسن علیه‏ السلام مشرف شدم و عرض کردم:
«ارنی دلالة الامامة» «علامت امامت خویش را به من نشان دهید.»
امام حسن علیه ‏السلام فرمود: «ای حبابه! آن سنگی را که پدرم مهر نمود به من بده» و آن‏گاه انگشتر خویش را بر آن سنگ زد و فورا نقش پیدا کرد. بعد از امام حسن علیه‏ السلام همین عمل را امام حسین علیه‏ السلام انجام داد و چون نوبت به امام سجاد علیه ‏السلام رسید عمر من به 113 سال رسیده بود و قدم خمیده گشته بود و پیری مرا از پای درآورده بود. چون به محضر امام زین‏ العابدین علیه‏ السلام رسیدم، آن حضرت را مشغول نماز دیدم و آن حضرت چون از یک نماز فارغ می‏گشت فورا نماز دیگری را از سر می‏گرفت. چون انتظار من به طول انجامید به پا خاستم تا بروم. ناگهان امام علیه ‏السلام با دست اعجاز به من اشاره نمود. به قدرت کامله‏ ی الهی و توجهات امام سجاد علیه ‏السلام ناگاه جوانی به من برگشت و چون دختری نوجوان شدم! آن‏گاه به من فرمود: «ای حبابه! آن سنگ را به من بده.» و آن را مهر فرمود. حبابه گوید: من به محضر امام باقر و امام صادق و امام کاظم و امام رضا علیهم‏ السلام نیز رسیدم و چون به محضر امام هشتم علیه‏ السلام رسیدم بار دیگر پیر و نحیف شده بودم. آن حضرت سنگ را برایم مهر نمود و فرمود:

«اینک مهیای سفر آخرت باش که به زودی از دنیا خواهی رفت.»(1). حبابه - این زن سعادتمند - پس از 9 ماه از دنیا رفت و امام رضا علیه‏ السلام بر جنازه‏ ی او نماز گزارد. (2)
-----------------------------------------------

(1) کلینی، اصول کافی، ج 2، کتاب الحجه، باب ما یفصل به بین دعوی المحق و المبطل.
(2) کرامات و مقامات عرفانی امام سجاد؛ سید علی حسینی قمی؛ نبوغ؛ چاپ دوم 1381 .

نوشته شده در جمعه 30 آبان 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    امام سجاد از نگاه امام صادق(سلام الله علیهما)
    از امام صادق -علیه‏ السلام- نقل شده که فرمودند: علی بن الحسین -علیه ‏السلام- در عبادت الهی بسیار شدید تلاش می‏کردند به گونه‏ ای که همیشه روزشان را روزه‏ دار و شبشان به قیام در درگاه خداوندی سپری می‏شد. تا جائی که این رویه به جسم حضرت آسیب رسانید و من به ایشان عرض کردم: «پدر جان این عادت شما تا چه مقدار طول خواهد کشید؟» پاسخ فرمود: «به سوی پروردگارم عشق می‏ورزم شاید که من را به قرب خود واصل کند.» (1).
    در همین رابطه حدیث دیگری نقل شده که در خلال آن امام صادق -علیه‏السلام- جدشان حضرت سجاد -علیه‏السلام- را شبیه‏ ترین فرد به حضرت امیرالمؤمنین -علیه‏السلام- معرفی می‏نمایند:
    «سعید بن کلثوم» می‏گوید: من نزد حضرت جعفر بن محمد الصادق -علیه ‏السلام- بودم که یادی از حضرت امیرالمؤمنین -علیه‏ السلام- به میان آمد پس حضرت از آن بزرگوار زیاد تعریف و تمجید فرمود و ایشان را مدح نمود به آنچه که شایسته او بودند. آنگاه فرمود: «سوگند به خداوند هرگز علی بن ابی‏طالب(صلوات الله علیه) از دنیا حرامی را تناول نفرمود تا اینکه بر راه خداوند از دنیا رخت بربست و هرگز دو کار به او عرضه نگردید که خداوند از هر دو راضی بود مگر اینکه به آنکه در دین او شدیدتر و سخت‏ تر بود آن را اخذ نمود و انتخاب کرد. و هرگز بر رسول خدا - صلی الله علیه و آله وسلم - حادثه‏ ای ناگوار وارد نشد مگر این که او را چون مورد اعتمادش بود، فراخواند. و در این مدت هیچ کس جز او قدرت بر انجام اعمال رسول خدا - صلی الله علیه و آله وسلم - را نداشت، حضرت آن چنان کار می‏کرد مانند مردی که صورتش بین آتش و بهشت باشد، امید به ثواب این داشته و از عقاب آن می‏ترسد. آری حضرت از مال خود هزار برده برای لقاء خدا و نجات از آتش آزاد کرد، و پول این همه را از حاصل دسترنج خود و عرق جبین‏اش فراهم آورده بود. و در همین حال غذای اهل و عیالش و روغن و سرکه و خرمای فشرده شده بود. لباس آن حضرت چیزی نبود جز کرباس که اگر مقداری از آن برای آستین دست زیاد می‏آمد آن را با قیچی که مخصوص چیدن پشم بود، می‏چید. و نه در فرزندانش و نه اهل بیتش هیچ کس نزدیکتر به او و شبیه‏ تر به او در لباس و فقهش، از علی بن الحسین -علیه ‏السلام- پیدا نمی‏شود. آری فرزندش ابوجعفر (امام باقر -علیه‏السلام-) بر او وارد شد در حالی که آن حضرت در عبادت به جایی رسیده بود که هیچ کس به آن نمی‏رسید و او را در حالی دید که رنگ بر رخسارش از شب زنده داری، زرد شده بود و چشمهایش از گریه ورم نموده و آزرده شده بود و...» تا آخر حدیث شریف که حالاتی از عبادت حضرت سجاد -علیه ‏السلام- بیان می‏شود که موجب گریه حضرت باقر -علیه‏السلام- را فراهم می‏آورد و وقتی حضرت سجاد -علیه‏ السلام- ملتفت گریه فرزند خود می‏شوند، دستور می‏دهند که بعضی از صحفی که در آن عبادات حضرت علی ابن ابی طالب -علیه ‏السلام- نوشته شده بیاورند، و بعد از کمی مطالعه می‏فرمایند: «چه کسی بر عبادت علی بن ابی‏طالب -علیه‏السلام- طاقت و قدرت دارد!!»(2) . از این روایت شریف به دست می‏آید در منظر حضرت صادق -علیه‏ السلام- امام سجاد -علیه ‏السلام- شبیه‏ ترین اهل بیت به حضرت مولی علی بن ابی‏طالب -علیه ‏السلام- در ابعاد مختلف بوده ‏اند. (3)
    -----------------------------------------

    (1) بحارالانوار ج 46، ص 91، ح 78 (به نقل از مناقب).
    (2) بحارالانوار ج 46، ص 74، ح 65 (به نقل از الارشاد).
    (3) اسوه کامل‏؛ محمد محسن دعایی؛ اطلاعات چاپ اول 1380.

    نوشته شده در پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-فضائل،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    ملائك در خدمت امام سجاد(سلام الله علیه)
    سعید بن المسیب می‏گوید: چون یزید ملعون، مسلم بن عقبه را به مدینه فرستاد تا آنجا را غارت کند و اهل مدینه را به قتل برساند، آن ملعونها اسبهای خود را بر ستونهای مسجد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بستند و آنها را بر دور مرقد آن جناب باز داشتند و سه روز مشغول غارت مدینه بودند، و هر روز امام زین‏ العابدین علیه ‏السلام مرا برمی‏داشت و می‏آمد به نزد قبر رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله و سلم و دعائی می‏خواند که من نمی‏فهمیدم، و از اعجاز آن حضرت چنان شد که ما آنها را می‏دیدیم ولی آنها ما را نمی‏دیدند. مردی بر اسب اشهبی سوار و جامه ‏های سبز پوشیده بود، حربه‏ ای در دست داشت و هر روز می‏ آمد و بر درب خانه‏ ی آن حضرت می ‏ایستاد و هر که اراده می‏کرد که داخل خانه‏ ی آن حضرت شود، با آن حربه به او اشاره می‏ کرد و بی آنکه آن حربه به او برسد می‏ افتاد و می‏مرد. چون دست از غارت برداشتند، امام زین‏ العابدین علیه‏ السلام به خانه رفت و زیورهای زنان خود و جامه‏ های ایشان و گوشواره‏ های اطفال خود را جمع کرد و برای آن سوار بیرون آورد. او گفت: «ای فرزند رسول ‏خدا! من ملکی از شیعیان تو و پدر تو هستم، چون این افراد بر مدینه غالب شدند، من از حق تعالی اجازه خواستم که به زمین بیایم و شما را یاری بنمایم، و به آنچه کردم امید رحمت از خدا و شفاعت از رسول‏ خدا صلی الله علیه و آله و سلم و شما اهل‏ بیت علیهم ‏السلام دارم.» (1)(2) .
    ---------------------------------------------------

    (1) مناقب ابن شهر آشوب.

    (2) عجایب و معجزات شگفت انگیزی از امام سجاد؛ تهیه و تنظیم واحد تحقیقاتی گل نرگس؛ شاکر؛ چاپ اول 1386 .

    نوشته شده در سه شنبه 27 آبان 1393 ساعت 03:36 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    منجی موعود در دین زرتشت4

    ادامه بحث در مورد جاماسب و منجی موعود در دین زرتشت:

    وى در كتاب «جاماسب نامه» از زمان خود تا پنج هزار سال ]آینده را [پیش بینى نموده و قبرش در خفرك فارس است[1]

    در زند و هومن یسن از ظهور شخصیت فوق العاده اى بنام سوشیانس نجات دهنده بزرگ- خبر داده و درباره نشانه هاى ظهور وى چنین مى گوید. نشانه هاى شگفت انگیزى در آسمان پدید آید كه به ظهور منجى جهان دلالت مى كند وفرشتگانى از شرق و غرب به فرمان او فرستاده مى شوند، وبه همه دنیا پیام مى فرستند .سوشیانس دین را به جهان رواج دهد، فقر وتنگدستى را ریشه كن سازد، یزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم فكر و همگفتار و همكردارگرداند

     

    لازم به یاد آورى است كه اعتقاد یه ظهور سوشیانت در میان ملت ایران باستان به اندازه اى رایج بوده است كه حتى در موقع شكست هاى جنگى وفراز ونشیب هاى زندگى با یادآورى ظهور چنین نجات دهنده مقتدرى، خود را از یأس ونا امیدى نجات مى داد.

    شاهد صادق این گفتار این كه، در جنگ قادسیّه پس از درگذشت رستم فرّخ زاد، سردار نامى ایران، هنگامى كه یزدگرد، آخرین پادشاه ساسانى، با افراد خانواده خود آماده فرار مى شد، بهنگام خارج شدن از كاخ پرشكوه مدائن، ایوان مجلّل خود را مورد خطاب قرار داده و گفت:

    «هان اى ایوان! درود من بر تو باد، من هم اكنون از تو روى برمى تابم تا آنگاه كه با یكى از فرزندان خود كه هنوز زمان ظهور او نرسیده است به سوى تو برگردم. »

    سلیمان دیلمى مى گوید: من به محضر امام صادق(علیه السلام) شرفیاب شدم و مقصود یزدگرد را از جمله «یكى از فرزندان خود» از آن حضرت پرسیدم، حضرت فرمود:

    «او مهدى موعود(علیه السلام) و قائم آل محمّد(علیهم السلام) است كه به فرمان خداوند در آخر زمان ظهور مى كند. او ششمین فرزند من، و فرزند دخترى یزدگرد است و یزدگرد نیز پدر او مى باشد[2]»

    با توجّه به این كه «شاه زنان» معروف به «شهربانو»، مادر امام سجّاد(علیه السلام) ـ بنابر مشهور ـ دختر یزدگرد آخرین پادشاه ساسانى است، روشن مى شود كه او واقعاً پدر حضرت ولى عصر(علیه السلام) مى باشد.

     در یکی از وبلاگهای زرتشتیان شعری در مورد منجی موعود یا سوشیانت امده است که خالی از لطف نیست:

     یکی پر خرد گفت کز سیستان بیاید یکی گرد گیتی ستان

    سراسر بیالاید ایران زمین زتازی نژادان پر مکرو کین

    چنان پست گرداند اهریمنان که دیگر نماند از ایشان نشان

    پس آنگه آن گرد عالی تبار بیاراید ایران چو باغ بهار

    از ایلام تا خاک مازندران ز اروند تا دامن سیستان

    نگردد بجز داد ؛ فرمانروا گلستان شود کشور آریا

     

    -------------------------------------------------

    [1] بشارات عهدین، ص 243.

     [2] بحار الأنوار، ج 51 ص 164

    نوشته شده در یکشنبه 2 شهریور 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-در ادیان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سیزدهم ماه رمضان
    مرگ حجاج ثقفى(لعنة الله علیه)
    در سال 95 ه‍ در چنین روزى ظالم سفاك پلید حجاج بن یوسف ثقفى(لعنة الله علیه) به هلاكت رسید. او در زمان ولید بن عبد الملك در شهر واسط كه خودش بنا كرده بود با مرض آكله در شكمش به درك واصل شد(1). اقوال دیگر در روز مرگ او 21، 23، 25، 27 ماه رمضان است .
    مادر او قارحه نامى بود كه قبل از همسرى با یوسف بن عقیل پدر ظاهرى حجاج ، در منزل حارث بن كلده طبیب بود. هنگامى كه حجاج به دنیا آمد سوراخ مقصد نداشت ، طبیب براى او سوراخ قرار داد. همچنین او شیر نمى خورد تا اینكه بز سیاهى كشتند و از خونش بر پستان مادر و به صورت حجاج مالیدند و او از روز چهارم پستان قبول كرد. به این سبب حجاج خونخوار شد و مى گفت : بیشترین لذت من در ریختن خون است . این صفت از كسى كه مدت حمل او دو سال و نیم بوده و بیش از دو سال و نیم پس از مرگ پدرش به دنیا آمده ، بعید نیست (2)!!
    تعداد كشته شدگان به دست او را بجز جنگها، یكصد و بیست هزار نفر نوشته اند. هنگامى كه هلاك شد، در زندان او پنجاه هزار مرد و سى هزار زن بود كه 16 هزار از آنها برهنه و عریان بودند، و قاعده آن ملعون این بود كه زن و مرد و اطفال را با هم زندانى مى كرد، زندان او سقف نداشت .
    عده زیادى از دوستان و شیعیان امیر المؤ منین (علیه السلام ) را شهید كرد، از جمله كمیل بن زیاد نخعى (3)، قنبر غلام امیرالمؤمنین (علیه السلام )(4) ، عبد الرحمن بن ابى لیلى انصارى ، كه آن قدر او را تازیانه زد كه امیر المؤ منین (علیه السلام ) را سب كند و او مناقب آن حضرت را مى گفت ، تا حجاج دستور داد او را شهید كردند. دست و پاى یكى از حواریین امام زین العابدین (علیه السلام ) به نام یحیى بن ام طویل را برید تا شهید شد. همچنین سعید بن جبیر را به شهادت رسانید كه 15 روز بعد از قتل او حجاج به درك واصل شد.
    حجاج به مرض آكله مبتلا شد، و طبیب تكه گوشتى را به نخى بست تا آن ملعون بلعید. طبیب آخر نخ را نگه داشت ، و بعد از لحظه اى نخ را كشید و دید چیزى نمانده است ، و معلوم شد كه به زودى جان به مالك جهنم خواهد سپرد(5). قبر او را در شهر واسط مخفى كردند و آب روى آن رها كردن ولى در زمان سفاح قبر او را پیدا كردند، آنچه مانده بود سوزانده و بر باد دادند(6). او بیست سال در عراق حكومت كرد، و عمر نحسش 53 سال بود(7)

    ---------------------------------------------

    (1) نفائح العلام : ص 471.

    (2) روضات الجنات : ج 7 ص 259.

    (3) مراقد المعارف : ج 2 ص 219.

    (4) مراقد المعارف : ج 2 ص 202.

    (5) تتمه المنتهى : ص 96 108.

    (6) الوقایع و الحوادث : ج ماه رمضان ، ص 156.

    (7) توضیح المقاصد: ص 22. الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 139. فیض العلام : ص 32.

    نوشته شده در جمعه 20 تیر 1393 ساعت 01:07 ق.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت، تقویم شیعه-رمضان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    مدح امام سجاد (علیه السلام)

    آرزوی کوه‌ها یک سجده‌ی طولانی‌اش

    آرزوی آسمان یک بوسه بر پیشانی‌اش

     دست‌هایش شاخه‌ی طوباست، مشغول دعاست

    ماه و خورشید و فلک در سایه ی نورانی‌اش

     تا که شد یک شب عروس خانه ی آل عبا

    شهربانوی جهان شد مادر ایرانی‌اش

     می وزد از منبرش فریادهای یاحسین

    شام‌ها ویرانه‌ی هر خطبه‌ی طوفانی‌اش

     در کلامش ضربت شمشیر حق حیدر است

    عبدودها کشته از شور حماسی خوانی‌اش

     اوست فرزند منا و مکه فرزند صفا

    چشمه‌ها می‌جوشد از هر واژه‌ی قرآنی‌اش


    شاعر: اعظم سعادتمند

     

     


    نوشته شده در یکشنبه 15 تیر 1393 ساعت 02:35 ب.ظ توسط : رضایی | دسته : امام سجاد-اشعار،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    امام سجاد(علیه السلام) و شیعیان آخرالزمان

    احمد بن على بن ابى طالب طبرسى در كتاب احتجاج از ابو حمزه ثمالى و اواز ابو خالد كابلى روایت میكند كه امام زین العابدین علیه السّلام فرمود: «غیبت بوسیله دوازدهمى از جانشینان رسول خدا و امامان بعد از او ممتد می ‏شود. اى ابو خالد مردم زمان او كه معتقد بامامت وى میباشند و منتظر ظهور او هستند، از مردم تمام زمانها بهترند، زیرا خداوند عقل و فهمى بآنها داده كه غیبت در نزد آنها حكم مشاهده را دارد! خداوند آنها را در آن زمان مثل كسانى میداند كه با شمشیر در پیش روى پیغمبر (علیه دشمنان دین) پیكار كرده‏ اند، آنها مخلصان حقیقى و شیعیان راستگوى ما هستند كه مردم را بطور آشكار و نهان بدین خدا میخوانند.» و هم فرمود: «انتظار فرج بزرگترین فرج است.»‏(1)

    -------------------------------------------

    (1) مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 893و894

     

    نوشته شده در شنبه 14 تیر 1393 ساعت 03:03 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-احادیث، امام زمان-آخرالزمان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    امام سجاد(علیه السلام) و شیعیان آخرالزمان

    احمد بن على بن ابى طالب طبرسى در كتاب احتجاج از ابو حمزه ثمالى و اواز ابو خالد كابلى روایت میكند كه امام زین العابدین علیه السّلام فرمود: غیبت بوسیله دوازدهمى از جانشینان رسول خدا و امامان بعد از او ممتد مى‏شود. اى ابو خالد مردم زمان او كه معتقد بامامت وى میباشند و منتظر ظهور او هستند، از مردم تمام زمانها بهترند، زیرا خداوند عقل و فهمى بآنها داده كه غیبت در نزد آنها حكم مشاهده را دارد! خداوند آنها را در آن زمان مثل كسانى میداند كه با شمشیر در پیش روى پیغمبر (علیه دشمنان دین) پیكار كرده‏ اند، آنها مخلصان حقیقى و شیعیان راستگوى ما هستند كه مردم را بطور آشكار و نهان بدین خدا میخوانند. و هم فرمود: انتظار فرج بزرگترین فرج است‏(1)

    -------------------------------------------

    (1) مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 893و894

     

    نوشته شده در جمعه 30 خرداد 1393 ساعت 01:20 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-احادیث، امام زمان-آخرالزمان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    امام سجاد(صلوات الله علیه) و مالك بن دینار

    آورده اند كه مالك بن دینار رحمت الله علیه وقتی به سفر حج از قافله دور افتاد و در بیابان می گشت كه ناگاه جوانی نورانی دید كه از دور می رفت.

    مالك خود را بدو رسانیده و مالك بسیار تشنه بود و شرم داشت كه از آن جوان آب طلبد و تشنگی خود را بدو بگوید اما پیش آمده سلام كردو شرایط تعظیم به جا آورد.

    دید آن جوان دست به هوا دراز كرده و مطهره پر از آب سرد از هوا گرفته به دست مالك دینار داد.

    مالك آن را برگرفت و بعد از خوردن آن مطهره را بدان جوان داد، چون قدمی برداشت جوان را ندیدو خود را در میان قافله دید.

    چون چند روز از این واقعه بگذشت، مالك باز به یك وادی راه كعبه رسید و بر سر چاهی رفت كه آب برمی داشت و كسی او را آب نمیداد،‌ ناگاه همان جوان ظاهر شد، بر سر چاه آمده و سر به طرف آسمان كرده چیزی بخواند، دیدم كه آب از آن چاه بجوشید و بالا آمد پس مرا به گوشه ی چشم اشاره فرمود كه برو آب بردار،‌ من مطهره را پر آب كردم. جمعیكه در آنجا حاضر بودند حال را نمی دیدند.

    چون مطهره را پر كردم دیگر او را ندیدم چون به حرم كعبه رسیدم،‌ آن جوان را در اندرون حرم دیدم كه نشسته است و مردم را تعلیم فرائض و تفسیر قرآن از محكم و متشابه و امر و نهی میفرمود.

    از یكی پرسیدم كه این جوان كسیت؟

    گفت: سنگریزه های مكه او را می شناسند كه او امام زمان علی بن الحسین صلوات الله علیهما امام زین العابدین است.(1)

    ------------------------------------------------------------

    (1) تحفة المجالس، باب معجزات حضرت سجاد صلوات الله علیه، معجزه دهم 

    نوشته شده در یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    حضرت امام حسین از زبان اهل بیت(علیهم السلام)

    قسمت دوم

    ---------------------------------------------------------- 

    حال‌ حضرت‌ موسی‌ بن‌جعفر(ع) در روز عاشورا از زبان‌ حضرت‌ علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا(ع)

    ))كان‌ ابی‌ اذا دخل‌ شهر المحرم‌، لا یری‌ ضاحكا و كانت‌ الكآب تغلب‌ علیه‌، حتی‌ یمضی‌ منه‌ عشر ایام‌ فاذا كان‌ یوم‌ العاشر كان‌ ذلك‌ الیوم‌ یوم‌ مصیبه‌ و حزنه‌ و بكائه‌

    ویقول‌: هو الیوم‌ الذی‌ قتل‌ فیه‌ الحسین‌(ع)

    ((  حضرت‌ رضا(ع) می‌فرماید: آن‌گاه‌ كه‌ ماه‌ محرم‌ آغاز می‌شد، دیگر پدرم‌ خندان‌ دیده‌ نمی‌شد و حزن‌ و غم‌ بر او چیره‌ می‌گشت‌ تا روز عاشورا كه‌ آن‌ روز، روز مصیبت‌ و حزن‌ و گریه‌اش‌ بود و می‌فرمود: در چنین‌ روزی‌ حسین‌(ع) كشته‌ شد.(25)

     --------------------------------------------------------------------------------

    مصیبت‌ امام‌ حسین‌(ع) چشمان‌ ما را خسته‌ و مجروح‌ كرده‌ است‌

    حضرت‌ علی‌ بن‌ موسی‌ الرضا علیه‌ آلاف‌ التحیه‌ والثنا می‌فرماید:

    ))ان‌ یوم‌ الحسین‌ اقرح‌ جفوننا و اسبل‌ دموعنا و اذل‌ عزیزنا بارض‌ كرب‌ وبلا و اورثتنا الكرب‌ والبلا الی‌ یوم‌ الانقضا((

    همانا روز (مصیبت‌) حسین‌(ع)، دیدگان‌ ما را خسته‌ و مجروح‌ كرده‌ است‌. (از كثرت‌ و شدت‌ گریه) و اشك‌های‌ ما را ریزان‌ نموده‌ است‌. عزیزان‌ ما را در آن‌ سرزمین‌ غم‌ و بلا گرفتار خواری‌ (ظاهری‌) شدند. مصایب‌ آن‌ روز به‌ گونه‌ای‌ است‌ كه‌ برای‌ همیشه‌ ما را غمگین‌ و داغدار كرده‌ است‌.(26)

    ---------------------------------------------------------------------------------- 

    مصافحه‌ انبیا و ملایكه‌ با زایر كربلای‌ امام‌ حسین‌(ع)

    حضرت‌ امام‌ محمد تقی‌(ع) فرمود:

    ))من‌ زار الحسین‌ لیله‌ ثلاث‌ عشرین‌ من‌ شهر رمضان‌، و هی‌ اللیله‌ التی‌ یرجی‌ ان‌ تكون‌ لیله‌ القدر وفیها یفرق‌ كل‌ امر حكیم‌، صافحه‌ اربعه‌ و عشرون‌ الف‌ ملك‌ و نبی‌ كلهم‌ یستاذن‌ الله‌ فی‌ زیار الحسین‌ فی‌ تلك‌ اللیل((

    هر كسی‌ در شب‌ بیست‌ و سوم‌ رمضان‌ كه‌ امید است‌ همان‌ شب‌ قدری‌ باشد كه‌ هر امری‌ ط‌بق‌ حكمت‌ حضرت‌ حق‌ تنظ‌یم‌ می‌شود، امام‌ حسین‌(ع) را زیارت‌ كند، بیست‌ و چهار هزار فرشته‌ و پیامبر با این‌ زایر مصافحه‌ می‌كنند و آن‌ها همان‌ گروهی‌ هستند كه‌ از خداوند برای‌ زیارت‌ حضرت‌ سیدالشهدا (ع) در چنین‌ شبی‌ اذن‌ می‌ط‌لبند.(27)

    ----------------------------------------------------------------------------------

    گناهان‌ زایر امام‌ حسین‌(ع) آمرزیده‌ می‌شود

    حضرت‌ امام‌ علی‌ النقی‌(ع) فرمود:

    ))من‌ خرج‌ من‌ بیته‌، یرید زیاره‌ الحسین‌(ع) بن‌ علی‌ (ع)

    فصار الی‌ الفرات‌، فاغتسل‌ منه‌، كتبه‌ الله‌ من‌ المفلحین‌،

    فاذا سلم‌ علی‌ ابی‌ عبدالله‌(ع) كتب‌ من‌ الفائزین‌ فاذا فرغ‌

    من‌ صلوته‌، اتاه‌ ملك‌، فقال‌: ان‌ رسول‌ الله‌ یقروك‌ السلام‌

    و یقول‌ لك‌: اما ذنوبك‌ فقد غفر لك‌، فاستانف‌ العمل‌((

    هر كسی‌ از منزل‌ خویش‌ به‌ قصد زیارت‌ حسین‌(ع) خارج‌

    شود و به‌ فرات‌ رود و غسل‌ كند، خدا نامش‌ را در زمره‌

    رستگاران‌ می‌نویسد و چون‌ به‌ آن‌ حضرت‌ سلام‌ دهد از

    فایزین‌ محسوب‌ می‌شود، و آنگاه‌ كه‌ از نمازش‌ فارغ‌

    شود، فرشته‌ای‌ به‌ او می‌گوید: رسول‌ خدا بر تو درود

    می‌فرستد و به‌ تو می‌فرماید:

    گناهانت‌ بخشیده‌ شد، پس‌ عمل‌ را از نو آغاز كن‌.(28)

    ---------------------------------------------------- 

    حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكری‌ خدا را به‌ امام‌ حسین‌(ع) قسم‌ می‌دهد

    حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسكری‌(ع) می‌فرماید:

    ))اللهم‌ انی‌ اسئلك‌ بحق‌ المولود فی‌ هذا الیوم‌، الموعود

    بشهادته‌ قبل‌ استهلاله‌ و ولادته‌، بكته‌ السما و من‌ فیها و

    الارض‌ و من‌ علیها، و لما یط‌ا لا بتیها، قتیل‌ العبر و سید

    الاسر، الممدود بالنصره‌ یوم‌ الكر، المعوض‌ من‌ قتله‌ ان‌

    الائمه‌ من‌ نسله‌، و الشفا فی‌ تربته‌((

    خدایا! از تو مسالت‌ دارم‌ به‌ حق‌ نوزادی‌ كه‌ در چنین‌

    روزی‌ )سوم‌ شعبان‌( تولد یافته‌; همان‌ كه‌ پیش‌ از

    ولادتش‌ وعده‌ شهادتش‌ داده‌ شده‌ است‌; او كه‌ آسمان‌ و

    آسمانیان‌ و زمین‌ و زمینیان‌ در مصیبت‌ وی‌ گریه‌ كردند،

    در حالی‌ كه‌ هنوز بر زمین‌ گام‌ ننهاده‌ بود; همان‌ كه‌ كشته‌

    گریه‌ است‌ و بزرگ‌ خاندان‌; كسی‌ كه‌ در رجعت‌ پیروز

    گردد; و او كه‌ به‌ خاط‌ر پاداشی‌ از پاداش‌های‌ شهادتش‌،

    تداوم‌ امامت‌ در نسلش‌ و شفا در تربتش‌ نهاده‌ شده‌ است‌.(29)

    -------------------------------------------------------------------------

    حضرت‌ بقیالله‌ الاعظ‌م‌ صاحب‌ العصر و الزمان‌ در

    مصیبت‌ جد مظ‌لومش‌ حضرت‌ ابا عبدالله‌ الحسین‌(ع) به‌

    جای‌ اشك‌ خون‌ می‌گرید

    حضرت‌ صاحب‌ الامر ارواحنا فداه‌ می‌فرماید:

    ))فلئن‌ اخرتنی‌ الدهور و عاقنی‌ عن‌ نصرك‌ المقدور، و لم‌

    اكن‌ لمن‌ حاربك‌ محاربا ولمن‌ نصب‌ لك‌ العداو

    مناصبا، فلاند بنك‌ صباحا و مسا، ولا بكین‌ لك‌ بدل‌

    الدموع‌ دما((

    اگر زمانه‌ به‌ تاخیرم‌ انداخت‌ و مقدرات‌ الهی‌ از یاری‌ات‌

    بازم‌ داشت‌ و نتوانستم‌ در ركاب‌ تو با دشمنانت‌ بجنگم‌،

    ولی‌ از صبح‌ تا شام‌ در یاد تو اشك‌ ماتم‌ از دیده‌ می‌بارم‌

    و به‌ جای‌ اشك‌، خون‌ می‌گریم‌.(30)

    عالم‌ ربانی‌ فخرالواعظ‌ین‌ حج الاسلام‌ و المسلمین‌ حاج‌ میزرا احمد

    سیبویه‌ از عالم‌ اهل‌ معنا شیخ‌ حسین‌(ع) سامرایی‌ كه‌ از اتقیای‌ اهل‌ منبر در

    عراق‌ بودند نقل‌ فرمودند: در ایامی‌ كه‌ در سامرا مشرف‌ بودم‌، عصر

    جمعه‌ای‌ به‌ سرداب‌ مقدس‌ رفتم‌. غیر از من‌ كسی‌ در سرداب‌ نبود. حالی‌

    پیدا كردم‌ و متوجه‌ مقام‌ حضرت‌ صاحب‌ الامر7 شدم‌. در آن‌ حال‌

    ناگهان‌ صدایی‌ از پشت‌ سر شیندم‌ كه‌ به‌ فارسی‌ فرمود: به‌ شیعیان‌ و دوستان‌

    ما بگویید كه‌ خدا را به‌ حق‌ عمه‌ام‌ حضرت‌ زینب‌ قسم‌ دهند كه‌ فرج‌

    مرا نزدیك‌ كند .


    یا رب الزینب بحق الزینب اشف صدر الزینب بظهور الحجة

    -------------------------------------------------------------------

    (25) امالی‌ صدوق‌، ص‌ 821، بحارالانوار، ج‌ 44، ص‌ 482

    (26) امالی‌ صدوق‌، ص‌ 821; بحارالانوار، ج‌ 44، ص‌ 482

    (27) وسائل‌ الشیعه‌، ج‌ 01، ص‌ 073

    (28) وسائل‌ الشیعه‌، ج‌ 01، ص‌ 083; كامل‌ الزیارات‌، ص‌ 581، 681

    (29) بحارالانوار، ج‌ 89، ص‌ 743; مفاتیح‌ الجنان‌ اعمال‌ روز سوم‌ شعبان‌

    (30) بحارالانوار، ج‌ 89، ص‌ 023

    *منبع مطلب سایت امام حسین دات ارگ می باشد.

    نوشته شده در شنبه 18 آبان 1392 ساعت 12:05 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمومنین علی(علیه السلام)، امیرالمؤمنین-احادیث،
  • [ نظرات ]