دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

محبت اهل بیت(سلام الله علیهم)
ابوحمزه گوید: سعد بن عبدالله که از اولاد عبدالعزیز بن مروان بود و امام او را سعد الخیر می‏نامید محضر امام باقر (سلام الله علیه) آمد، و مانند زنان رقیق القلب اشک می‏ریخت. امام فرمود: یا سعد! چرا گریه می‏کنی؟! عرض کرد چرا گریه نکنم حال آنکه از خانواده بنی امیه هستم و خدا آنها را در قرآن شجره ملعونه نامیده است. امام فرمود: تو از آنها نیستی، تو اموی هستی [اما] از ما اهل بیت[ی]. آیا نشنیده‏ای قول خدا را که از ابراهیم (علیه السلام) نقل می‏کند، فرمود: «فمن تَبعنی فانه منّی» ابراهیم:39. (1). 
برید بن معاویه عجلی گوید: محضر ابی جعفر (سلام الله علیه) بودم، مردی که از خراسان آمده بود داخل منزل آن حضرت گردید، او پاهای خود را نشان داد که در اثر پیاده رفتن چاک چاک شده بود، گفت: من از خراسان آمدم به خدا قسم مرا از خراسان و از راه دور به اینجا نیاورده مگر محبت شما اهل بیت. امام (علیه السلام) فرمود: «والله لو اَحبّنا حجر حشره الله معنا و هل الدّین الاالحّب»(2). 
به خدا قسم اگر سنگی هم ما را دوست بدارد، خدا آن را با ما محشور خواهد فرمود، آیا دین جز محبت چیز دیگری است؟ یعنی دین در محبت خلاصه می‏شود. (3)
------------------------------------------------------------------
(1) اختصاص: ص 85. 
(2) سفینة البحار: ج 1 ص 204 (ح ب ب). 
(3) فضائل و سیره فردی امام محمد باقر؛ سید علی قریشی؛ برگرفته از کتاب خاندان وحی 
نوشته شده در سه شنبه 4 آذر 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-شیعیان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    امام سجاد از نگاه امام صادق(سلام الله علیهما)
    از امام صادق -علیه‏ السلام- نقل شده که فرمودند: علی بن الحسین -علیه ‏السلام- در عبادت الهی بسیار شدید تلاش می‏کردند به گونه‏ ای که همیشه روزشان را روزه‏ دار و شبشان به قیام در درگاه خداوندی سپری می‏شد. تا جائی که این رویه به جسم حضرت آسیب رسانید و من به ایشان عرض کردم: «پدر جان این عادت شما تا چه مقدار طول خواهد کشید؟» پاسخ فرمود: «به سوی پروردگارم عشق می‏ورزم شاید که من را به قرب خود واصل کند.» (1).
    در همین رابطه حدیث دیگری نقل شده که در خلال آن امام صادق -علیه‏السلام- جدشان حضرت سجاد -علیه‏السلام- را شبیه‏ ترین فرد به حضرت امیرالمؤمنین -علیه‏السلام- معرفی می‏نمایند:
    «سعید بن کلثوم» می‏گوید: من نزد حضرت جعفر بن محمد الصادق -علیه ‏السلام- بودم که یادی از حضرت امیرالمؤمنین -علیه‏ السلام- به میان آمد پس حضرت از آن بزرگوار زیاد تعریف و تمجید فرمود و ایشان را مدح نمود به آنچه که شایسته او بودند. آنگاه فرمود: «سوگند به خداوند هرگز علی بن ابی‏طالب(صلوات الله علیه) از دنیا حرامی را تناول نفرمود تا اینکه بر راه خداوند از دنیا رخت بربست و هرگز دو کار به او عرضه نگردید که خداوند از هر دو راضی بود مگر اینکه به آنکه در دین او شدیدتر و سخت‏ تر بود آن را اخذ نمود و انتخاب کرد. و هرگز بر رسول خدا - صلی الله علیه و آله وسلم - حادثه‏ ای ناگوار وارد نشد مگر این که او را چون مورد اعتمادش بود، فراخواند. و در این مدت هیچ کس جز او قدرت بر انجام اعمال رسول خدا - صلی الله علیه و آله وسلم - را نداشت، حضرت آن چنان کار می‏کرد مانند مردی که صورتش بین آتش و بهشت باشد، امید به ثواب این داشته و از عقاب آن می‏ترسد. آری حضرت از مال خود هزار برده برای لقاء خدا و نجات از آتش آزاد کرد، و پول این همه را از حاصل دسترنج خود و عرق جبین‏اش فراهم آورده بود. و در همین حال غذای اهل و عیالش و روغن و سرکه و خرمای فشرده شده بود. لباس آن حضرت چیزی نبود جز کرباس که اگر مقداری از آن برای آستین دست زیاد می‏آمد آن را با قیچی که مخصوص چیدن پشم بود، می‏چید. و نه در فرزندانش و نه اهل بیتش هیچ کس نزدیکتر به او و شبیه‏ تر به او در لباس و فقهش، از علی بن الحسین -علیه ‏السلام- پیدا نمی‏شود. آری فرزندش ابوجعفر (امام باقر -علیه‏السلام-) بر او وارد شد در حالی که آن حضرت در عبادت به جایی رسیده بود که هیچ کس به آن نمی‏رسید و او را در حالی دید که رنگ بر رخسارش از شب زنده داری، زرد شده بود و چشمهایش از گریه ورم نموده و آزرده شده بود و...» تا آخر حدیث شریف که حالاتی از عبادت حضرت سجاد -علیه ‏السلام- بیان می‏شود که موجب گریه حضرت باقر -علیه‏السلام- را فراهم می‏آورد و وقتی حضرت سجاد -علیه‏ السلام- ملتفت گریه فرزند خود می‏شوند، دستور می‏دهند که بعضی از صحفی که در آن عبادات حضرت علی ابن ابی طالب -علیه ‏السلام- نوشته شده بیاورند، و بعد از کمی مطالعه می‏فرمایند: «چه کسی بر عبادت علی بن ابی‏طالب -علیه‏السلام- طاقت و قدرت دارد!!»(2) . از این روایت شریف به دست می‏آید در منظر حضرت صادق -علیه‏ السلام- امام سجاد -علیه ‏السلام- شبیه‏ ترین اهل بیت به حضرت مولی علی بن ابی‏طالب -علیه ‏السلام- در ابعاد مختلف بوده ‏اند. (3)
    -----------------------------------------

    (1) بحارالانوار ج 46، ص 91، ح 78 (به نقل از مناقب).
    (2) بحارالانوار ج 46، ص 74، ح 65 (به نقل از الارشاد).
    (3) اسوه کامل‏؛ محمد محسن دعایی؛ اطلاعات چاپ اول 1380.

    نوشته شده در پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-فضائل،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    پاسخ دندان شكن
    ابو حنیفه - که امام و پیشوای یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت می باشد - روزی به مسجد حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) وارد شد و سپس به حضور مبارک حضرت باقر العلوم علیه السلام شرفیاب گردید؛ و از ایشان اجازه خواست تا مقداری در کنار آن حضرت بنشیند؟
    امام محمد باقر علیه السلام فرمود: ای ابو حنیفه! تو را می شناسند، مصلحت نیست کنار من بنشینی.
    ابوحنیفه اعتنائی به فرمایش حضرت نکرد و پهلوی آن حضرت نشست؛ و در ضمن صحبت هائی پیرامون مسائل مختلف، از آن بزرگوار سؤال کرد: آیا شما امام هستی؟
    حضرت فرمود: خیر.
    گفت: بسیاری از مردم کوفه عقیده دارند، که شما امام و پیشوای ایشان می باشی؟
    حضرت فرمود: من چه کنم؟! منظورت چیست؟
    ابوحنیفه گفت: پیشنهاد می دهم که نامه ای برای آن گروه از مردم کوفه بنویسی؛ و آن ها را از این عقیده باز داری.
    امام محمد باقر علیه السلام فرمود: ولی آن ها حرف مرا نمی پذیرند، همانطور که خودت حرف مرا نپذیرفتی؛ چون به تو گفتم که در کنار و پهلوی من منشین.
    ولیکن تو سخن مرا گوش نکردی و در کنارم نشستی؛ و با این که در حضور من بودی مخالفت مرا کردی؛ پس چه انتظاری از دیگران داری؛ با این که بین من و آن ها فاصله است؟!
    و چگونه توقع داری که آن ها به حرف من ترتیب اثر دهند؟!
    در این لحظه، ابوحنیفه سرافکنده شد و دیگر حرفی نزد، و سپس از جای خود برخاست و رفت.(1) .(2)
    -----------------------------------------------------------------------

    (1) بحارالانوار: ج 46، ص 356، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب: ج 3، ص 338.
    (2) چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر؛ عبدالله صالحی.

    نوشته شده در جمعه 11 مهر 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-علم، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    شکایت کبوتر از مار و جوشیدن آب از زمین
    جابر جعفی می‏گوید: با امام باقر علیه ‏السلام به حج رفتیم و من همراه او در محمل بودم. یک کبوتر صحرایی آمد و اطراف محمل آن حضرت نشست و شروع به سروصدا کرد.
    من رفتم تا آن را بگیرم که ناگهان حضرت صدا زد: «ای جابر! این کار را انجام نده، او به ما اهل‏ بیت پناه آورده است.»
    پرسیدم: «از چه چیزی به شما شکایت می‏کند؟»
    حضرت فرمود: «می‏گوید سه سال است در این کوه تخم می‏گذارد ولی ماری می‏ آید و تخم هایش را می‏خورد. از من خواست که دعا کنم تا خدا آن مار را بکشد، من هم دعا کردم و خدا آن را کشت.» بعد رفتیم تا اینکه وقت سحر شد. امام باقر علیه‏ السلام به من فرمود: «پیاده شو ای جابر!»
    پس من پیاده شدم و افسار شتر را گرفتم. آن حضرت نیز پیاده شد و از راهی که می‏رفت، متمایل گردید و به سوی یک تپه‏ ی شنی رفت.
    شنها را کنار زد در حالی که می‏گفت: «خدایا! ما را سیراب و پاک گردان.»
    در این حال، سنگی بلند و سفید پدید آمد، حضرت آن را برداشت، ناگهان چشمه‏ ی صافی جوشید. پس وضو گرفتیم و از آن چشمه نیز آشامیدیم. سپس به راه خود ادامه دادیم. وقتی که صبح شد، نه آبادی بود و نه درختی. حضرت به طرف درخت خشکی رفت و نزدیک شد و فرمود: «ای نخل! ما را از آنچه خدا در تو قرار داده است سیر گردان.»
    به خدا قسم! دیدم که درخت، خم شد تا اینکه ما از میوه ‏اش چیدیم و خوردیم.
    عرب بادیه‏ نشینی در آنجا بود، وقتی که این صحنه را دید گفت: «ساحری مانند تو ندیده‏ ام.»
    امام باقر علیه‏السلام فرمود: «ای عرب! ما اهل‏بیت پیامبر را تکذیب نکن؛ چون نه ساحر هستیم و نه کاهن، بلکه نامهایی را به ما آموخته‏ اند که اگر با آنها خدا را بخوانیم، هر چه بخواهیم به ما داده می‏شود و اگر دعا کنیم اجابت می‏گردد.» (1) .(2)
    ---------------------------------------------
    (1) بحارالانوار ج 46.
    (2) عجایب و معجزات شگفت‏انگیزی از امام باقر؛ واحد تحقیقاتی گل نرگس؛ شمیم گل نرگس چاپ چهارم 1386.

    نوشته شده در پنجشنبه 10 مهر 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    توسل پیدا کردن گرگ وحشی به امام باقر (علیه السلام)
    محمد بن ابی‏ مسلم می‏گوید: با ابی‏ جعفر امام محمد باقر علیه‏ السلام برای انجام کاری بیرون رفتیم. پس گرگی را دیدیم که از کوه پایین آمد. آن گرگ آمد و دستهایش را بلند کرد و به برآمدگی زین اسب حضرت نهاد و گردنش را بلند کرد. پس با آن حضرت صحبت نمود.
    امام باقر علیه ‏السلام به او فرمود: «برگرد، به تحقیق که دعا کردم.» سپس آن گرگ برگشت.
    عرض کردم: «ای سید و آقای من! قضیه چه بود؟»
    آن حضرت فرمود: «آن گرگ گفت: جفت من با سختی و مشقت می‏زاید و زائیدن بر او سخت می‏باشد، دعا کن تا خدای تعالی فرجی اعطاء فرماید و به ما فرزندی بدهد که شیعیان تو را آزار نکند؛ من هم گفتم: برو که دعا کردم.»(1) .(2)

    --------------------------------------------------------------
    (1)خلاصة الأخبار.
    (2) عجایب و معجزات شگفت‏انگیزی از امام باقر؛ واحد تحقیقاتی گل نرگس؛ شمیم گل نرگس چاپ چهارم 1386.

    برچسب‌ها: الله، امام باقر، كوه، گرگ، دعا، اخبار، وحشی،
    نوشته شده در چهارشنبه 9 مهر 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-كرامات، امام باقر-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    اخبار غیبی
    قطب راوندی از ابوبصیر روایت کرد: حضرت امام محمد باقر (علیه‏ السلام) به مردی از اهل خراسان، فرمود: «پدرت چطور است؟»
    گفت: خوب است؛
    فرمود: «پدرت از دنیا رفت، زمانی که تو به نواحی جرجان رسیده بودی» .
    حضرت فرمودند: «برادرت در چه حالی است؟»
    گفت: سالم و تندرست بود.
    فرمودند: «او همسایه‏ ای به نام صالح داشت که در فلان روز و فلان ساعت برادر تو را به قتل رساند» .
    آن مرد گریه کرد و گفت: «انا لله و انا الیه راجعون بما اصبت»
    حضرت فرمودند: «گریه نکن و ناراحت نباش؛ زیرا جای او در بهشت است و بهشت از منزل فانی این دنیا برای او بهتر است» .
    عرض کرد: یابن رسول‏ الله (صلی الله علیه و اله)، زمانی که برای دیدارتان راهی شدم، پسرم رنجور و مریض بود و دچار درد زیادی بود. از حال او هیچ سوالی نکردید؟
    حضرت فرمودند: «مریضی پسرت بر طرف شده و با دختر عمه‏ اش ازدواج کرده است. وقتی که او را ببینی، از او پسری متولد شده که نامش علی است و از شیعیان ما می‏باشد، اما پسرت شیعه‏ ی ما نیست، بلکه دشمن ماست» .
    مرد گفت: آیا چاره‏ ای وجود دارد؟
    حضرت فرمودند: «او خود دشمنی دارد و دشمن او برایش کافی است» .
    راوی گفت: آن مرد بلند شد و رفت، من از آن حضرت سوال کردم، این مرد چه کسی بود؟
    فرمودند: «مردی است مومن و از اهل خراسان و شیعه‏ ی ماست» . (1)

    -----------------------------------------------------
    (1) سیره و زندگانی حضرت امام محمد باقر؛ لطیف راشدی-محمدرضا راشدی؛ لاهوتیان چاپ اول 1387.
    نوشته شده در سه شنبه 8 مهر 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-علم،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    مستخدمینی از جـن
    امام باقر علیه ‏السلام فرموده است: آخرین حد کمال و رشد نیروی خرد را سه نشانه است، توجه کامل و آشنایی «فهم دین» به دین و شکیبایی در برابر ناگواریها و حساب و اندازه نگهداشتن در خرج و زندگی.
    و از سدیر صیرفی نقل شده که: حضرت باقر علیه ‏السلام راجع به کارهایی که در مدینه داشت به من سفارش کرد. (ظاهرا حضرت در مکه بوده‏اند) هنگامی که بیرون رفتم و در دره روحا(جایی بین مکه و مدینه است) بر شتر خویش سوار بودم و می‏رفتم، مردی را دیدم که از دور با جامه خود اشاره می‏کند؛ به طرف او رفتم؛ گمان کردم تشنه است، ظرف آبی به او دادم، گفت: من آب نمی‏خواهم و نامه‏ ای به من داد که گل آن هنوز خیس بود (گلی مثل لاک بر در نامه می‏زده ‏اند و آن را مهر می‏کرده ‏اند که کسی آن را باز نکند.)
    وقتی به مهر نامه نگاه کردم، مهر حضرت باقر علیه ‏السلام را دیدم، به او گفتم: چه موقع نزد صاحب این نامه بودی؟ گفت: همین الان نامه را خواندم، دستورهای دیگری در آن بود. سپس نگاه کردم، کسی را ندیدم. هنگامی که حضرت باقر علیه ‏السلام را ملاقات کردم، به ایشان گفتم: فدایت شوم! مردی نامه‏ ای که گل آن تر بود؛ برای من آورد. فرمود:ای سدیر! ما مستخدمینی از جن داریم که هر وقت کار سریعی داریم، آنها را می‏فرستیم. (1)
    -------------------------------------------------------------

    (1) معجزات امام محمد باقر؛ حبیب الله اکبرپور؛ الف چاپ اول 1382.
    برچسب‌ها: الله، امام باقر، معجزه، بیابان، شتر، آب، جن،
    نوشته شده در دوشنبه 7 مهر 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سؤالاتی از محضر امام باقر(علیه السلام)
    طاووس یمانی از امام باقر علیه‏السلام پرسید: در چه زمانی یک سوم مردم هلاک شدند؟
    حضرت فرمود: ای ابو عبدالرحمان! هرگز یک سوم مردم هلاک نشد، ای شیخ! می‏خواهی بگویی: کی یک چهارم مردم هلاک شد؟ و آن روزی بود که قابیل هابیل را کشت، (مردم در آن زمان) چهار نفر بودند: آدم، حواء، هابیل و قابیل، که یک چهارم آن کشته شود.
    عرض کردم: کدامیک از آنها پدر مردم بودند؟ آیا قاتل یا مقتول؟
    حضرت فرمود: هیچ کدام، پدر مردم شیث بود.
    پرسید: آن کدام چیز است در قرآن که کم آن حلال و زیاد آن حرام است؟
    حضرت فرمود: نهر و چشمه‏ ی طالوت است «که اگر کسی به اندازه ‏ی کفی از آن می‏خورد حلال بود». پرسید: آن کدام نماز است که بدون وضوء است؟ و کدام روزه است که مانعی از خوردن و آشامیدن نیست؟ فرمود: صلوات بر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، و روزه‏ی صمت که قرآن می‏فرماید: «(حضرت مریم گفت:) من برای خدای رحمان روزه (سکوت) نذر کرده‏ام (که حرف نزنم)»(1). پرسید: آن کدام چیز است که زیاد و کم می‏شود؟
    فرمود: ماه است.
    پرسید: آن کدام چیز است که زیاد می‏شود ولی کم نمی‏شود؟
    فرمود: دریا است.
    پرسید: آن کدام است که کم می‏شود ولی زیاد نمی‏شود؟
    فرمود: عمر است.
    پرسید: آن کدام پرنده است که فقط یک مرتبه پریده نه قبل از آن و نه بعد از آن هرگز نپریده است؟ فرمود: طور سیناء است که خداوند می‏فرماید: «و (نیز به خاطر بیاور)(2) هنگامی که کوه را همچون سایبانی بر فراز آنها بلند کردیم(3)». پرسید: آن کدام گروه است که گواهی بر حق دادند در حالی که دروغ می‏گفتند؟ فرمود: منافقان بودند هنگامی که گفتند: «شهادت و گواهی می‏دهیم که تو رسول خدا هستی
    (4)». (5)(6)

    سأل طاووس الیمانی الباقر علیه‏السلام: متی هلک ثلث الناس؟ فقال علیه‏السلام: یا أبا عبدالرحمان! لم یمت ثلث الناس قط، یا شیخ أردت أن تقول: متی هلک ربع الناس؟ و ذلک یوم قتل قابیل هابیل، کانوا أربعة: آدم، و حواء، و هابیل، و قابیل، فهلک ربعهم.

    قال: فأیهما کان أبا الناس؟ القاتل أو المقتول؟
    قال: لا واحد منهما، أبوهم شیث.
    و سأله عن شی‏ء قلیله حلال و کثیره حرام فی القرآن؟
    قال: نهر طالوت (الا من اغترف غرفة بیده).
    و عن صلاة مفروضة بغیر وضوء، و صوم لا یحجز عن أکل و شرب؟
    فقال علیه‏السلام: الصلاة علی النبی صلی الله علیه و آله و سلم، و الصوم قوله تعالی: (انی نذرت للرحمان صوما). [1] .
    و عن شی‏ء یزید و ینقص؟
    فقال علیه‏السلام: القمر.
    و عن شی‏ء یزید و لا ینقص؟
    فقال علیه‏السلام: البحر.
    و عن شی‏ء ینقص و لا یزید؟
    فقال: العمر.
    و عن طائر طار مرة و لم یطر قبلها و لا بعدها؟
    قال علیه‏السلام: طور سیناء، قوله تعالی: (و اذ نتقنا الجبل [2] فوقهم کأنه ظلة) [3] .
    و عن قوم شهدوا بالحق و هم کاذبون؟
    قال علیه‏السلام: المنافقون حین قالوا: (نشهد انک لرسول الله
    [4]).[5] [6]
    --------------------------------------------

    [1] مریم: 26.
    [2] أی قلعناه و رفعناه فوق رؤوسهم، النتق: النفض الشدید.
    [3] الأعراف: 171.
    [4] المنافقون: 1.
    [5] بحارالأنوار: ج 10 ص 156، عن مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 288.
    [6] پرسش‏های مردم و پاسخ‏های امام باقر؛ احمد قاضی زاهدی؛ حاذق چاپ دوم 1386.
    نوشته شده در شنبه 5 مهر 1393 ساعت 04:26 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-علم،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    زنان در آخرالزمان1

    یکی از مسائلی که در حکومت‌های آخرالزّمان مطرح است، بنا بر اخباری که از معصومان(علیه السلام) وارد گردیده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی می‌باشد:
    امیر مؤمنان(علیه السلام) می‌فرماید: «… و آن هنگامی است که زن‌ها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند.»
    (1)
    «هنگامی که زن‌ها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواسته آن‌ها عملی نگردد.»(2)
    امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.»(3)

     

    وضعیّت اقتصادی زنان در آخرالزمان
    یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است. نابسامانی عظیم اقتصادی در سرتاسر جهان به وقوع می‌پیوندد و زنان از این واقعه شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آن‌ها خواهند خورد.
    امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند.»
    (4)
    حضرت علی(علیه السلام) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می‌نمایند.»(5)
    امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»

     

    وضعیّت اجتماعی زنان در آخرالزّمان

    1- عدم امنیّت برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار می‌گردد، بی‌امنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آنچنان فراگیر می‌شود که کمتر کسی می‌تواند یا می‌خواهد از آن جلوگیری نماید.»(6)

    حضرت علی(علیه السلام) در این خصوص می‌فرمایند: «سفیانی در حالی که نیزه‌ای در دست دارد، زنی باردار دستگیر می‌نماید و به یکی از یارانش می‌گوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را می‌درد و جنینش را بیرون می‌آورد و هیچ کس نمی‌تواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.»(7)
    2- هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعه‌ای مملوّ از فساد و بی‌بند و باری‌های اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان‌نما، آنچنان فراگیر می‌شود که حالت عادّی به خود می‌گیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده‌اند، بسیار زیاد است.
    محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام باقر(علیه السلام) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(علیه السلام) فرمودند: «آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن‌ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان.»
    (8)
    امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.»
    و در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) است که فرمودند:«… در آن زمان زنان را می‌بینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمه‌ای ندارند.»
    (9)
    امیرالمؤمنین(علیه السلام) می‌فرمایند: «ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»(10)
    3- افزایش زنان بی‌سرپرست: در آخرالزّمان وضعیّت به گونه‌ای است که بر اثر جنگ‌های پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری می‌یابد و به همین دلیل، زنان زیادی بی‌سرپرست می‌گردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد.
    رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند: «قیامت برپا نمی‌شود، مگر اینکه برای پنجاه زن یک سرپرست باشد.»
    (11)
    و در حدیث دیگری می‌فرمایند: «زمانی فرا رسد که پنجاه زن با یک مرد رو به رو شده، یکی می‌گوید: ای بنده خدا مرا بخر و دیگری می‌گوید به من پناه ده.»(12)
    امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند»
    با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسیده و وضعیّت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسیاری دیده می‌شود. امّا این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی‌توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد، زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و با ایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومی به شکل دیگری است.
    (13)

    ----------------------------------------------------------------------------
    (1) کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی پور، ج۲، ص ۷۶۱ به نقل از بشاره الاسلام، صص ۴۱ و ۴۴٫
    (2) محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۲، ص ۲۵۹٫
    (3) همان، ص ۲۵۷٫
    (4) همان.
    (5) لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص ۴۲۸٫
    (6) سیّده ارغوان حیدری، «زن، انتظار، ظهور»، ماهنامه شمیم یاس، سال سوم، ش ۸، آبان ۱۳۸۲، ص ۸٫
    (7) همان، ص ۹٫ به نقل از مقدّسی شافعی سلمی، عقدالدرر، ص ۴۰۹٫
    (8) منتخب الاثر، ص ۲۹۲٫
    (9) بحارالانوار، ج۵۲، صص ۲۵۷ و ۲۵۸٫
    (10) منتخب الاثر، ص ۴۲۶٫
    (11) «زن، انتظار، ظهور»، همان، ص ۹، به نقل از احمد بن حنبل، مسند، ج۳، ص ۱۲۰٫
    (12) همان، به نقل از بحارالانوار، ج۵۲، ص ۲۵۰٫
    (13) همان.

     

    نوشته شده در دوشنبه 20 مرداد 1393 ساعت 04:21 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-آخرالزمان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    خطبه امام زمان( عجل الله فرجه) در مسجد الحرام

    حضرت مهدی علیه السلام پس از ظهور و قبل از قیام خطبه ای ایراد خواهد کرد.

    امام باقرعلیه السلام در این باره می فرماید:

    «قائم در آن هنگام (ظهور) در مکه است. پشت به بیت اللّه الحرام تکیه داده چنین ندا کند: ای مردم! ما از خدا یاری می طلبیم و از مردمی که دعوت ما را اجابت کنند، ما اهل بیت پیامبرتان محمد هستیم و سزاوارترین مردم به خدا و به محمدصلی الله علیه وآله، هر که در مورد آدم با من محاجّه کند، باید بداند که من نزدیک ترین کس به آدمم. هر که درباره نوح با من به گفت وگو بر خیزد، بداند که من سزاوارترین کسی به نوحم. هر که در زمینه ابراهیم با من الاحتجاج کند، بداند که شایسته ترین مردمان به ابراهیمم. هر که در مورد محمدصلی الله علیه وآله با من محاجه نماید، بداند که من نزدیک ترین مردمان به محمدم، هر که درباره پیامبران با من گفت وگو کند، من سزاوارترین مردمان به پیامبرانم. من بازمانده آدم، ذخیره ای از نوح، برگزیده ای از ابراهیم و انتخاب شده ای از محمدصلی الله علیه وآله هستم. بدانید! هر که در کتاب خدا با من به محاجّه برخیزد، من سزاوارترینِ مردم به کتاب خدا هستم. بدانید! هر که در سنّت رسول خدا با من محاجّه نماید، من به سنّت رسول خدا سزاوارترینم. شما را به خدا سوگند! هر که سخن را امروز بشنود، به دیگری که حاضر نیست برساند. به حق خدا و حق پیامبرش و به حق خودم - حق من بر شما حق قرابت من به پیامبر خدا است - از شما می خواهم که مرا یاری نمایید و در برابر کسانی که به ما ظلم کردند، از ما حفاظت کنید. ما را بیم دادندو به ما ستم نمودند و ما را از دیار و فرزندانمان راندند. بر ما جور نمودند و حقمان را سلب کردند و اهل باطل بر ما دروغ بستند. خدا را! خدا را! ما را در نظر آورید، ما را رها نکنید و یاریمان کنید که خدای تعالی شما را یاری خواهد نمود».(1)

    ----------------------------------------------

    (1) الغیبة، باب چهاردهم، حدیث 67

    نوشته شده در پنجشنبه 9 مرداد 1393 ساعت 09:54 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-دنیا پس از ظهور، امام زمان-اخبار در مورد امام زمان،
  • [ نظرات ]

  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات