دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل

بسم الله الرحمن الرحیم

 

رسوائى هارون(لعنة الله علیه)‏ به اعجاز امام كاظم(سلام الله علیه)

روایت شده است كه روزى، هارون الرشید توسط شخصى یك طبق سرگین- كه به شكل انجیر درست شده بود- براى امام- علیه السّلام- جهت تحقیر ایشان فرستاد. وقتى حضرت، پارچه روى آن را برداشت، شیرین ترین و خوشبوترین انجیر شده بود. حضرت از آن خورد و به شخص آورنده نیز خورانید. و بقیه را به هارون برگرداند. وقتى هارون آن را به دست گرفت، دید واقعا انجیر است. اما هنگامى كه خورد، در دهانش به سرگین تبدیل شد.(1)(2)

-------------------------------------------------

(1) كشف الغمه، 2/ 248، اثبات الهداة، 5/ 558، حدیث 104.

(2) جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام، ص: 255

 

نوشته شده در دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 ساعت 03:31 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام كاظم-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    اذن خواستن از امام زمان (علیه السلام)

    شخصى به نام ابو جعفر مى‏گوید: بچّه‏اى براى ما متولد شد، براى آن حضرت نامه نوشتم و براى تطهیرش(1) روز هفتم، اذن خواستم. پاسخ آمد: نه، پس آن بچّه روز هفتم مرد. بعد از آن، خبر مرگ كودك را به امام نوشتم، در پاسخ نوشت: «خداوند به جاى او، دیگرى را به تو مى‏دهد و نامش را «احمد» بگذار و بعد از او هم «جعفر» است. همان طور شد كه حضرت فرموده بود.

    و باز نامه نوشتم و در باره دو چیز سؤال كردم و خواستم مسأله سوم را بنویسم كه‏ با خود گفتم: شاید بدش بیاید.

    پاسخ نامه آمد و به هر دو مسأله به اضافه مسأله سوم كه ننوشته بودم، پاسخ داده بود(2).(3)

    -----------------------------------------

    (1) اسم رمز امام زمان- عجّل اللَّه تعالى فرجه الشریف-.

    (2) اصول كافى: 1/ 522، حدیث 17. ارشاد مفید: 399.

    (3) جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام، ص: 508و509

     

    نوشته شده در شنبه 13 اردیبهشت 1393 ساعت 08:00 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-علم، امام زمان-نامه ها،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    زنده شدن مرده با دعاى امام حسین (علیه السلام)

    یحیى بن امّ طویل مى‏گوید: خدمت امام حسین- علیه السّلام- بودیم كه جوانى بر آن حضرت وارد شد در حالى كه مى‏گریست. حضرت به او فرمود: براى چه گریه مى‏كنى؟

    پاسخ داد: هم اكنون مادرم بدون وصیت، فوت نمود، در حالى كه ثروتى داشت و به من امر كرده بود تا كارى نكنم مگر اینكه شما را از آن باخبر نمایم.

    امام به اصحاب خود فرمود: برخیزید تا نزد آن زن برویم.

    راوى مى‏گوید: پس به اتفاق ایشان به آن خانه‏اى كه زن را در آن خوابانیده بودند، رفتیم. امام حسین- علیه السّلام- دعا كرد و از خدا خواست تا او را زنده كند تا وصیّت نماید. در آن هنگام خداوند متعال او را زنده كرد.

    پس، آن زن نشست و شهادتین گفت. و متوجه حضرت شد و عرضه داشت: اى مولاى من! بفرمایید داخل خانه. حضرت داخل شده و نزدیك او نشست و به او فرمود: خدا تو را رحمت كند! وصیّت كن.

    زن گفت: اى پسر پیغمبر- صلّى اللَّه علیه و آله- من فلان مقدار مال در فلان محل دارم؛ یك سوم آن را براى شما قرار دادم تا آن را در هر كجا كه مى‏خواهید، مصرف كنید و دو سوّم دیگر آن، براى پسرم باشد. البته اگر از دوستان شماست. و اگر از مخالفین شما باشد، حقّى در آن ندارد و همه اموال، مال شماست. سپس آن زن از امام حسین- علیه السّلام- تقاضا كرد كه بر او نماز گزارده و متولى كارهاى او بشود.

    سپس آن زن مرد همان طور كه اوّل مرده بود(1)(2)

    -----------------------------------------------

    (1) بحار: 44/ 180، حدیث 3.

    (2) جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام، ص: 197

    نوشته شده در شنبه 13 اردیبهشت 1393 ساعت 01:26 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام حسین-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    امیرالمؤمنین(صلوات الله و سلامه علیه) و اخبار غیب

    امام باقر(سلام الله علیه) مى‏فرماید: پیش امیر المؤمنین- علیه السّلام- سوره إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها  تلاوت شد تا رسید به وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها  یَوْمَئِذٍ تُحَدِّثُ أَخْبارَها.

    حضرت فرمود: من «الانسان» هستم و به من اخبار گفته مى‏شود.

    ابن الكوّاء گفت: یا امیر المؤمنین وَ عَلَى الْأَعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ كُلًّا بِسِیماهُمْ؛ چه كسانى هستند؟

    حضرت فرمود: «ما اعراف هستیم و یاران خود را از سیماى آنها مى‏شناسیم و ما اعرافیها بین بهشت و جهنم مى‏ایستیم. كسى وارد بهشت نمى‏شود مگر اینكه ما او را بشناسیم و او ما را بشناسد. و كسى وارد آتش نمى‏شود مگر اینكه ما او را نشناسیم و او ما را نشناسد».

    ابن الكوّاء اظهار تشیع مى‏كرد و على- علیه السّلام- او را با جمله «واى بر تو» مخاطب قرار مى‏داد، وقتى كه جنگ نهروان پیش آمد، ابن الكوّاء طرف مقابل قرار گرفت و با آن حضرت جنگید! مردى پیش آن حضرت آمد و گفت: من تو را دوست دارم.

    حضرت فرمود: «دروغ مى‏گویى».

    آن مرد گفت: سبحان اللَّه! مثل اینكه قلبم را مى‏داند.

    یك نفر دیگر آمد و گفت: من شما اهل بیت پیامبر را دوست دارم.

    حضرت فرمود: «دروغ مى‏گویى، ما را نه مخنّثى دوست مى‏دارد و نه دیّوثى و

    نه ولد الزّنایى و نه كسى كه در حیض نطفه‏اش بسته شده است».

    آن مرد رفت و وقتى كه جنگ بر پا شد در لشكر معاویه قرار گرفت‏(1)

    -----------------------------------------------------

    ( 1) بحار: 42/ 17، حدیث 2- جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام، ص: 151و152

    نوشته شده در جمعه 14 مهر 1391 ساعت 01:45 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-علم، امیرالمؤمنین-کرامات،
  • [ نظرات ]

  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو