دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل

بسم الله الرحمن الرحیم

 

منجی موعود در دین زرتشت1

  دین زرتشت که به دین بهی هم نامیده می شود قدیمی ترین ادیان الهی هست.دین زرتشت رامی توان دین ایرانی نامید چونکه مرکز وپایه اصلی ان درایران باستان وجود داشت وهم اکنون اکثرپیروان دین زرتشت در سرزمین ایران زندگی می کنند که موجب نشرآن دربرخی کشورهای دیگر شده اند.

 اینگونه می گویند که دین زرتشت درحدود 1500تا3000هزارسال قبل میلاد مسیح برزرتشت که نام واقعی اودرگاثاها زرتوشتره اسپیتا مه است وحی شده است.

درمورد قدمت دین زرتشت، اقوال متفاوتی وجود دارد، برخی از مستشرقین بر این نظرند که این دین حدود هفت هزار سال قبل میلاد مسیح به واسطه فردی به نام اشوزرتشت یا زرتشتره  بنیان نهاده شد.بنا بر قول دیگر دین زرتشت که به دین بهی هم نامیده می شود در حدود 1500 تا3000 سال قبل مسیح بر زرتشت که نام واقعی او درگاثاها  رزتوشتره اسپیتامه است وحی شده است. اقای جان بی ناس در کتاب معروف خود در مورد  قدمت دین زرتشت، قول محققینی که قدمت آنرا در 660 سال ق /م می دانند بهتر می داند.   اما  بنا بر قول قویتر قدمت دین زرتشت به 329 تا600 سال /ق م/ می رسد.[1]

مطا بق آنچه که از کتاب مقدس زرتشتیان معلوم است اینست که زرتشت در مدی (نام یکی از شهر یا مناطق ان زمان) به دنیا آمد و از میان طا یفه ای به نام مغ ها برخاست که مردمی عا قل و اهل نظر و فیلسوف ودانشمند بودند. وقتی زرتشت به سن 20 رسید از دامهائی که افسونگران و جادوگران و احضار کنندگان ارواح برای او درست کرده بودند گریخت و از دنیا کناره گیری کرد و شاید این عمل برای این بود که خود را آماده اجرای فرمان آسمانی که به او وحی شده بود نماید.

در سی سالگی به الهامات و وحی های آسمانی رسید که در آنها امشاسپند و (هومانو) که به معنی پندار نیک است بنظر او آمد؛ و او را به آسمانها برد و به خدا نزدیک کرد. زرتشت دستورات خدائی را گرفت، به فواصل ده سال شش بار دیگر این الهامات به او دست داد، در چهل سالگی رسماً برای تبلیغ دین جدید به مبارزه و پیکار پرداخت.

مساله موعود بنحوعام و مهدویت بنحو خاص یکی ازمسائل نادری هست که تمام ادیان به آن بطور کامل پرداخته اند وهرگونه تردیدی را ازآن سلب می کند. دین زرتشت هم مانند ادیان دیگر فارق از این مساله نشده است.اقای جان بی ناس در کتاب معروفش اینگونه مگوید:دین زرتشت نخستین مذهبی است که در جهان از مساله حیات عقبی و قیامت سخن به میان آورده است و مساله اخرالزمان را به مفهوم کامل خود طرح کرده است.[2]

دین زرتشت هم به عنوان یک دین الهی به مساله مهدویت با نگاه سبز نگرسته است و مهدویت یکی از اساسی ترین مسائل دین بهی است دین زرتشت همواره به پیروان خود آموخته است که پیروزی نهائی ازآنٍ مومنین خواهد بود ودر کتاب مقدسشان این نوع نگاه دنبال شده است

نکته جالب این است که این دین با تمام تحریفات ونواقصی که دارد به مساله مهدویت بطور مفصل پرداخته است واین ازمعجزات الهی است که این مساله اینگونه وبه شکلی زیبا به دست ما رسیده است،اگرچه زرتشتیان به آنچه که ما اعتقاد داریم بطور دقیق عقیده ندارند ولی وجه اشتراک آنها درظهورمهدی نوعی است که در دین بهی دارای نام دیگری می باشد؛ یعنی آنها هم براین عقیده اند که فردی در آینده ظهور خواهد کرد وپیروان دین زرتشت را ازدست ظلم وستم نجات خواهد داد، این یک اصل اساسی و مشترک بین ادیان الهی است.

به موجب مقررات آئین زرتشت هر هزار سال از دختری باکره از نطفه زرتشت نجات دهنده ای نمایان می شود، در هزاره سوم یعنی آخرین دوره (سوشیانت) ظهور می کند، مردگان زنده می شوند؛ حوادث آسمانی موجب ذوب شدن فلزات در دل کوهها می گردد؛ فلز ذوب شده برای مؤمنین شیر سرد و برای دشمنان دین، دردناک است، مردم بدکار و شیاطین نابود می شوند، نیکوکاران به آب زندگی جاوید میرسند. طبق مدرکی سوشیانت و بنا بر سند دیگر شخص زرتشت خودش آئین مزدا را تکریم و تقدیس می کند؛ خرای از جهان میرود و خوشی و شادی برقرار میگردد.

 کرگ لینگر مینویسد: در دین زرتشت مفهوم بزرگی وجود دارد که نه در آئین مصریان قدیم دیده می شود و نه در اندیشه های بسیار عمیق هندو، آن این است که جهان دارای تاریخ است و از قانون تحول پیروی می کند، وضع فعلی جهان را به مرحله نهائی رهبری می کند، همه نیروها در کار خود باید به آن راه بروند، در نظر زرتشت دنیا از برنامه استمرار تاریخ پیروی می کند و میدان جنگ است، مبارزه ای پر شور، نیروها را مقابل یکدیگر قرار داده است و این امر واجب است و نتیجه آن تکامل مردم با تقوی و بهره مندی از زندگی جاویدان است.

همنطورکه گفته شد منجی موعود دردین زرتشت سوشیانت نام دارد.  اعتقاد به منجی یکی از قدیمیترین مسائل در دین بهی است. انها هم همانند دیگر ادیان معتقدند که در اخرالزمان فردی ظهور خواهد کرد ودر مقابل اهریمنان قرار خواهد گرفت وعدالت را در زمین می گستراند 



[1] تاریخ ادیات و مذاهب جهان بخش زرتشت

[2] تاریخ جامع ادیان ص 310

نوشته شده در چهارشنبه 29 مرداد 1393 ساعت 01:49 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-در ادیان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    منجی موعود در مسیحیت1

    با نظر به کتب مقدسه ادیان و مذاهب مختلف جهان، به این حقیقت می‌توان دست یافت که اعتقاد به موعود در تمامی ادیان وجود دارد

     

    وجود مصلح جهانی از اعتقادات چهار دین بزرگ جهان یعنی اسلام و مسیحیت و یهود و زرتشت است و اختصاص به اسلام ندارد و ادیان دیگر نیز به مصلح و منجی اعتقاد دارند و در سرتاسر کتب مقدسه از صلح و امنیت و حکومت دینی بر جهان، در آخر الزمان خبر داده شده است.

    در اینجا ما به بررسی دین مسیحیت پیرامون مصلح آخر الزمان می‌پردازیم از اینرو کلماتی از کتاب مقدس که صفات و خصوصیات مصلح جهانی را بیان کرده و نشان دهنده اعتقاد آنان به مصلح و منجی است نقل می‌نماییم.

    مسیحیان معتقد به [بازگشت مسیح](۱) هستند. در مسیحیت، در عهد جدید نجات دهندگی به حضرت عیسی نسبت داده شده است، زیرا او مأمور شده است که امت خویش را از گناه نجات بخشد. مسیحیان با تعابیر زیادی از آمدن مصلح جهانی خبر داده‌اند، گاهی از آن به [ملکوت خدا] تعبیر می‌کنند. از الفاظی همچون شیلو، روح راستین، پسر انسان نیز بارها در آیات انجیل برای بیان دوره آخر الزمان استفاده گردیده است.

    در انجیل متّی باب ۲۴ آیه ۲۷ آمده است : [همچنانکه برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنان خواهد شد، آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدیدار گردد و در آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که برابرهای آسمان با قوّت و جلال می‌آید. اما از آن روز و ساعت هیچکس اطلاع ندارد حتی ملائکه آسمان. بنابراین شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گناه نبرید پسر انسان می‌آید.]
    همچنین در انجیل متّی، باب
    ۳۱ آن حضرت را به نام فرزند انسان خوانده و می‌فرماید:

    [و چون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد با جمیع ملائکه مقدمسه بر کرسی بزرگی قرار خواهد گرفت و همگی قبائل نزد وی جمع خواهند گشت و آنها را از یکدیگر جدا خواهد نمود، چنانکه شبانی میش‌ها را از بزها جدا بنماید(۲)، آنگاه ملک به اصحاب یمین خواهد گفت: أی برکت یافتگان خدا بیایید و آن مملکت را که از ابتدای عالم برای شما مهیا شده بود تصرف نمایید.] (۳)

    همچنین در انجیل مرقس باب ۱۳، شماره ۲۶ می‌گوید:

    [آنگاه پسر انسان را ببینید که با قوّت و جلال عظیم برابرها می‌آید و در آن وقت فرشتگان خود را از جهات اربعه از انتهای زمین تا اقصای فلک فراهم خواهد آورد. ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچکس اطلاع ندارد، نه فرشتگان و نه پسر، پس بر حذر باشید و بیدار شده و دعا کنید، زیرا نمیدانید که آنوقت کی میشود(۴)، پس بیدار باشید زیرا نمیدانید که در چه وقت صاحبخانه می‌آید، در سام، یا نصف شب یا با بانگ خروس یا صبح. مبادا ناگهان آمده و شما را خفته یابد. اما آنچه به شما می‌گویم و به همه می‌گویم اینکه بیدرا باشید.] (۵)

    همچنین در انجیل لوقا باب ۱۲ شماره ۳۵ و ۳۶ می‌گوید:

    [کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افراشته بدارید...خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید ایشان را بیدار یابد...پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید پسر انسان می‌آید.]

    همچنین در انجیل لوقا باب ۲۱ آمده:

    [زلزله‌های عظیم در جایها و قحطیها و وباها پدید می‌آید و چیزهای هولناک و علامات بزرگ از آسمان ظاهر خواهد شد… اورشلیم پایمال امتها خواهد شد تا زمانهای امتها به انجام رسد و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمین تنگی و حیرت از برای امتها روی خواهد نمود… و دلهای مردمان ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقایعی که بر ربع مسکون ظاهر می‌شود و آنگاه پسر انسان را خواهند دید که برابری سوار شده با قوّت و جلال عظیم می‌آید.]

    (فرزند انسان) کیست؟

    بر خلاف آنچه گروهی از علماء و مفسرین انجیل پنداشته‌اند فرزند انسان که در آیات فوق زمامدار و حامل لواء سلطنت جهانی در آینده معرفی شده است حضرت مسیح نیست. زیرا چنانچه از عبارات فوق معلوم میشود، بشارت دهنده خود حضرت مسیح است و از شخصی بشارت می‌دهد که در آینده جمیع ملل نزد او گرد می‌آیند.

    از جملات [او خواهد آمد] و [قرار خواهد گرفت] ، [نزد او جمع خواهند گشت] و امثال آن، بدست می‌آید که شخص مورد بشارتِ حضرت مسیح، در عصر وی نبوده، بلکه بعداً خواهد آمد.

    از اندک تأملی در بشارت فوق میتوان نتیجه گرفت که مقصود از فرزند انسان فردی است که بزرگترین نمونه انسانیت و شاخصترین مولود عالم انسانی، حضرت ولیعصر علیه السلام می‌باشد که تمام امم نزدش گرد می‌آیند و زمام امور اجتماع را در دست خود خواهند گرفت و جمالاً بدون داوری و قضاوت مذهبی میتوان این برداشت را نمود که مسیح علیه السلام درباره فردی غیر از خود سخن می‌گوید که او همان مصلح و منجی آخر الزمان است.

    در انجیل یوحنّا باب ۱۴ شماره ۱۶ آمده:

    [من از پسر خواهم خواست و تسلی دهنده دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما بماند یعنی روح راستی، که جهان نمی‌تواند او را قبول کند، زیرا که او را نمی‌بیند و نمی‌شناسد، اما شما او را می‌بینید زیرا که با شما می‌ماند و در میان شما خواهد بود.]

    و در انجیل یوحنّا باب ۱۵ شماره ۲۷ می‌گوید:

    [لیکن چون تسلی دهنده که او از جانب پدر نزد شما آید یعنی روح راستی که از پدر صادر می‌گردد او بر من شهادت خواهد داد و شما نیز شهادت خواهید داد.]
    و در انجیل یوحنّا باب
    ۱۶ شماره ۷ آمده:

    [راست می‌گویم که رفتن من برای شما مفید است زیرا اگر نروم تسلی دهنده نزد شما نخواهد آمد. اما اگر بروم او را نزد شما می‌فرستم و چون او آید جهان را بر گناه و عدالت داوری و ملزم خواهد نمود. اما بر گناه، زیرا که به من ایمان نمی‌آورید و اما بر عدالت، از آن سبب که نزد پدر خود می‌روم و دیگر مرا نخواهید دید و اما بر داوری، از آن رو که بر رئیس این جهان حکم شده است و بسیار چیزهای دیگر نیز دارم به شما بگویم لیکن آلان طاقت تحمل آنها را ندارید و لیکن چون او یعنی روح راستی آید شما را به جمع راستیها هدایت خواهد کرد. زیرا که او از خود تکلّم نمی‌کند بلکه به آنچه شنیده است سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد. او مرا جلال خواهد داد زیرا که از آنچه آنِ من است خواهد گرفت و به شما خبر خواهد داد، هر چه از آنِ پدر است از آنِ من است. از این جهت گفتم که از آنچه آنِ من است می‌گیرد و به شما خبر خواهد داد.]

    و در انجیل متّی بشارت ۴۸ آمده:

    [هر کس که غالب آید وی را بر قبائل اقتدار خواهم داد که بر آنها به عصای آهنین حکمرانی خواهد کرد به نوعی که من از پدر خود یافته‌ام و من او را ستاره سحری خواهم داد. هر کس که گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه می‌گوید، آنکس که گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه می‌گوید.]


    حضرت عیسی(علیه السلام) در آیات فوق از چه کسی بشارت می‌دهد؟

    اگر چه عده‌ای از مسیحیان اصرار و پافشاری دارند که مورد بشارت در این قیام جهانی خود حضرت مسیح علیه‌السلام است که در آخر الزمان از آسمان فرود آید و زمام امور بشریت را در دست گیرد ولی چنانچه قبلاً بیان شد و آیات فوق نیز گواهی می‌دهد مورد بشارت بطور قطع خود حضرت عیسی نیست بلکه منظور پرچمدار انقلاب و عدل جهانی حضرت مهدی علیه‌السلام است که به قدرت و نصرت الهی بر جهان حکومت خواهد کرد.
    برداشتهایی از کتاب مقدس انجیل:

    از گفته‌های کتاب مقدس استفاده می‌شود که:

    انجیل متّی باب ۲۴، آیه ۲۷:

    شخصی برای اصلاح جامعه بشری و تشکیل حکومت جهانی به نام روح راستی یا تسلی دهنده یا روح خدا و یا پسر انسان خواهد آمد و مسیحیت انتظار او را دارد.

    انجیل لوقا، باب ۲۱:

    قبل از آمدن او جنگهای عالمگیر، خصوصاً در منطقه فلسطین روی می‌دهد که همه را به وحشت می‌اندازد که چنان مصیبت بزرگی در عالم واقع نشده.

    آیه ۲۱ انجیل مرقس، باب ۱۳:

    همه ملتهای جهان و تمام مردم دنیا از او پیروی می‌کنند و زیر نفوذ او خواهند بود و او بر جهان حکومت خواهد کرد او رئیس جهان خواهد بود.

    و از آیه ۱۶ انجیل یوحنّا، باب ۱۴ استفاده می‌شود که:

    نمی‌تواند او را قبول کنند و وجودش را احساس نماید.او در عین آنکه همیشه با مردم جهان خواهد بود، مردم جهان او را نمی‌بینند و اگر ببینند نمی‌شناسند. یعنی ممکن است در بین مردم زندگی کند ولی او را نشناسند و ندانند که او روزی قیام خواهد کرد و تشکیل حکومت جهانی خواهد داد. و با توجه به باب ۲۱ از انجیل لوقا استفاده می‌شود که:

    ۱- قبل از آمدن او دنیا پر از ظلم و جور می‌شود و سراسر جهان را ستمگران احاطه می‌کنند.

    ۲- او مردم را به عدالت ملزم می‌کند و خودش به عدالت داوری می‌نماید.

    ۳- او ظلم و ستم را از روی زمین محو می‌کند و نمی‌گذارد احدی به کسی ظلم کند و اثری از ستمگران روی زمین باقی نمی‌ماند.

    همچنین از آیه ۷ انجیل یوحنّا باب ۱۶ استفاده می‌شود که:

    ۴- او از خود تکلم نمی‌کند بلکه آنچه از خداوند و پیامبران شنیده است خواهد گفت.

    ۵- وقتی او بیاید مردم دنیا را به همه راستیها هدایت خواهد نمود.

    ۶- او مردم دنیا را از امور آینده، با خبر خواهد کرد، زیرا به جمیع علوم اولین و آخرین احاطه دارد.

    ۷- او حضرت عیسی را جلال خواهد داد و او را از تمام اتهاماتی که دشمنان او یا دوستان نادانش به او بسته‌اند نجات می‌دهد.

    ۸- به پیامبری حضرت عیسی علیه‌السلام شهادت می‌دهد.

    ۹- مردم مسیحی قبل از دیگران به حقانیت او شهادت می‌دهند.(۶)

    از آیه ۲۶ انجیل مرقس باب ۱۳ استفاده می‌شود که:

    ۱۰- همه باید منتظر او باشند زیرا وقت ظهورش مشخص نیست حتی ملائکه آسمانها هم نمی‌دانند و بالاخره جز خداوند کسی از آمدنش اطلاع ندارد، بنابراین همه باید بیدار باشند و آمدنش را انتظار داشته باشند.

    ۱۱- همه چیز در اختیار او قرار گرفت و او برابرهای آسمان با قوّت و جلال خواهد آمد.

    ۱۲- آمدن او دارای علائمی است و در آن زمان علامت پسر انسان در آسمان هم پدیدار می‌گردد.

     

     

    --------------------------------------------------------------

    Messiahnism- 1 

    2- انجیل متّی، باب ۳۲٫

    3-  انجیل متّی، باب ۳۴٫

    4- انجیل مرقس، باب ۱۳، شماره ۲۶ و ۲۷٫

    5- انجیل مرقس، باب ۱۳، شماره ۳۵٫

    6- مطالعات شیعه شناسی

    نوشته شده در سه شنبه 21 مرداد 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-در ادیان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    آخرین کتاب انیشتین

     

    موضوع : نامه نگاری انیشتین با آیت الله العظمی بروجردی قدس سره

     

    آلبرت اینشتین در رساله­ی پایانی عمر خود با عنوان : دی ارکلرونگ"، یعنی : بیانیه"، که در سال 1954 ( =1333ش ) آن را در آمریکا و به آلمانی نوشته است اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح می­دهد و آن را کامل­ترین و معقول­ترین دین می­داند. این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه­ی اینشتین با آیت­الله العظمی بروجردی (فوت 1340 ش = 1961 م) است که توسط مترجمین برگزیده­ی شاه ایران و به صورت محرمانه صورت پذیرفته است.

    اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خو درا با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از نهج­البلاغه و بیش از همه بحارالانوار علامه­ی مجلسی (که از عربی به انگلیسی و ... توسط حمیدرضا پهلوی (فوت 1371 ش) و ... ترجمه و تحت نظر آیت الله بروجردی شرح می­شده تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمی­شود و تنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده­اند. از آن جمله حدیثی است که علامه مجلسی در مورد معراج جسمانی رسول اکرم (ص) نقل می­کند که : هنگام برخاستن از زمین دامن یا پای مبارک پیامبر به ظرف آبی می­خورد و آن ظرف واژگون می­شود. اما بعد از این که پیامبر اکرم (ص) از معراج جسمانی باز می­گردند مشاهده می­کنند که پس از گذشت این همه زمان هنوز آب آن ظرف در حال ریختن روی زمین است ... اینشتین این حدیث را از گرانبهاترین بیانات علمی پیشوایان شیعه در زمینه­ی "انبساط و نسبیت زمان" دانسته و شرح فیزیکی مفصلی بر آن می­نویسد....

    همچنین اینشتین در این رساله "معاد جمسانی" را از راه فیزیکی اثبات می­کند (علاوه بر قانون سوم نیوتون = عمل و عکس العمل .) او فرمول ریاضی "معاد جسمانی " را عکس فرمول معروف "نسبیت ماده و انرژی" می­داند: E=M.C2>>M=E:C2 یعنی اگر حتی بدن ما تبدیل به انرژی شده باشد دوباره عینا" به ماده تبدیل شده و زنده خواهد شد.

    اینیشتین در این کتاب همواره از آیت­ الله بروجردی با احترام و بارها به لفظ "بروجردی بزرگ" یاد کرده و از شادروان پروفسور حسابی نیز بارها با لفظ "حسابی عزیز"...

    000/000/3 دلار بهای خرید این رساله توسط پروفسور ابراهیم مهدوی (مقیم لندن) با کمک برخی از اعضاء شرکت­های اتومبیل بنز و فورد و .. از یک عتیقه­ دار یهودی بوده و دستخط اینشتین در تمامی صفحات این کتابچه توسط خط شناسی رایانه­ای چک شده و تأیید گشته که او این رساله را به دست خود نوشته است. هم اکنون این کتاب ارزشمند در حال ترجمه از آلمانی به پارسی – توسط دکتر عیسی مهدوی (برادر دکتر ابراهیم مهدوی) و توأم با تحقیق و ارائه منابع مذکور در متن (توسط اینجانب) می­ باشد و بسیاری از متن آن ترجمه و تحقیق فنی شده است . اصل نسخه این رساله اکنون جهت مسائل امنیتی به صندوق امانات سری لندن – بخش امانات پروفسور ابراهیم مهدوی – سپرده شده و نگهداری می­شود. توضیحات بیشتر و شماره ثبت آن را برای اطلاع خوانندگان در آغاز برگزیده این کتابچه ارائه خواهیم داد.

    گزیده­ای از آخرین رساله اینشتین: (DIE ERKLA"RUNG دی ارکلرونگ = بیانیه) ترجمه: دکتر عیسی مهدوی، تحقیق و پیشگفتار و پاورقی: اسکندر جهانگیری

    پیشگفتار

    در اوائل سال 1382 شمسی (=2003م) پروفسور ابراهیم مهدوی ( تولد 1310 ش ) – مقیم لندن پس از سفری به آمریکا و آلمان و فرانسه و دیدار با برخی سرمایه­ داران شرکت اتومبیل سازی "فورد" در آمریکا و "بنز" در آلمان و "کنکورد" در فرانسه و جلب رضایت برخی از اعضاء آنها جهت کمک مالی برای خریداری این رساله گران­قیمت بالاخره موفق شدند قرار داد خرید آن را از یک عتیقه­ دار یهودی را به امضاء برسانند. بهای این رساله که تماماً به خط خود انیشتین می­باشد سه میلیون دلار تمام شد که به این ترتیب سرشکن شده پرداخت گردید:

    1/000/000 $ BENZ به افتخار این که اینشتین آلمانی بود.

    1/000/000 $ FORD به افتخار این که در آمریکا میزیست و نیز به افتخار جان . اف. کندی . رئیس جمهور آمریکا ( مقتول 1963 م ) که در این رساله بارها اینشتین از وی نام برده و او را رئیس جمهور آینده آمریکا دانسته است حال آن که در 1954 م ( سال نگارش این اثر ) هنوز 7 سال به زمان انتخاب وی مانده بود! و این از پیشگویی­های اینشتین به شمار می­رود. نیز شاید سرنخ­هایی از معمای حیرت­انگیز ترور زنجیره­ای خاندان کندی در این رساله موجود باشد که بتوانیم دریابیم چرا کندی کشته شد؟ راز این معما کجاست؟ چرا خانواده او نیز قربانی شدند؟ و چرا ... ؟

    500/000 $ : CONCORDE به افتخار جناب لاوازیه – مقتول 1794 م در انقلاب / یا شورش / فرانسه – و نیز قانون بقای ماده او که در این رساله بارها یاد شده است.

    500/000 $: TITANICبه یاد بود کشته شدگان حادثه اندوهبار کشتی "تایتانیک" انگلیسی و نیز الکساندر فلمینگ انگلیسی (فوت 1955م) – کاشف پنیسیلین و از یاری کنندگان اینشتین در نگارش این رساله – بخش­هایی که مربوط به اسرار علم پزشکی و زیست شناسی و داروشناسی آن می­شود.

    شخصیت­های اصلی این رساله : آلبرت اینشتین (فوت مشکوک 1955 م) / الکساندر فلمینگ (فوت 1955م) آیت­الله العظمی سید حسین بروجردی (فوت 1961میلادی) / نیلز بور (بوهر) شیمیدان و فیزیکدان دانمارکی که او نیز با اینشتین در نگارش این اثر همکاری می­کرد (فوت 1962م) / جان . اف . کندی ( مقتول 1963م) / علیرضا پهلوی ( مترجم و رابط ) (کشته شده بر اثر سقوط هواپیما توسط عناصر سازمان «کا. گ. ب» شوروی در 1954م (= 1333 ش – سال نگارش این رساله) / حمیدرضا پهلوی (مترجم و رابط فوت 1371 ش = 1992م ) که نیلز بور او را به اینشتین معرفی کرده و در آن زمان 22 ساله بود.

    سؤالی که اینجا مطرح می­شود این است که چرا سه تاریخ مرگ ( 1954 – 1955 و باز 1955م ) و نیز سه تاریخ مرگ (1961 – 1962 – 1963 م ) دقیقاً پشت سر هم واقع شده؟ و چرا نویسنده (اینشتین) با همکار اصلی او در این نگارش (الکساندر فلمینگ) هر دو در یک سال (1955 م ) مرده­اند ؟ و چرا یکی از مترجمین و رابط­ها ( ع ... پ ... ) در همان سال نگارش راسله بر اثر سقوط هواپیما جان داده است؟ و باز چرا همین چند سال قبل دو فرزند مترجم و رابط دیگر (ح ... پ ... ) به نام­های بهزاد و نازک در سن جوانی به طرز مشکوکی در خارج از ایران مسموم شده و مرده­اند؟

    و بالاخره چرا باید این رساله از چنین شخصیتی (اینشتین) حدود نیم قرن (!!) مخفی بماند و چرا "صندوق امانات سری انگلیس" به بهانه پرهیز از ایجاد "یک رولوشن (= انقلاب خطرناک مذهبی" اجازه تکثیر این اثر علمی – مذهبی را تحت هیچ شرایطی به ما نمی­دهد؟

    سرآغاز متن کتاب، اولین عبارت کتابچه اینشتین / خطاب به آیت ­الله بروجردی این عبارت آلمانی است : Herzliche Gru``&e von Einstein هرتسلیش گروشس فن آینشتاین = با صمیمانه­ترین سلام­ها از اینشتین محضر شریف پیشوای جهان اسلام جناب سید حسین بروجردی. پس از 40 مکاتبه که با جنابعالی بعمل آوردم اکنون دین مبین اسلام و آئین تشیع 12 امامی (*1) را پذیرفته ام / که اگر همه دنیا بخواهند من را از این اعتقاد پاکیزه پشیمان سازند هرگز نخواهند توانست حتی من را اندکی دچار تردید سازند! اکنون که مرض پیری مرا از کار انداخته و سست کرده است ماه مرتس ( مارس) (*2) از سال 1954 ( *3*) است که من مقیم آمریکا و دور از وطن هستم.

    به یاد دارید که آشنایی من با شما از ماه آگوست (اوت) (*4*) سال 1946 یعنی حدود 8 سال قبل بود ( *5) . خوب به یاد دارم که وقتی در 6 آوگوست 1945 آن مرد ناپاک پلید (*6*) اکتشاف فیزیکی من را – که کشف نیروی نهفته در اتم بود – همچون صاعقه­ای آتشبار و خانمانسوز بر سر مردم بی دفاع هیروشیما فرو ریخت من از شدت غم و اندوه مشرف به مرگ شدم و در صدد برآمدم که موافقتنامه­ای بین المللی به امضاء و تصویب جهانی برسانم.

    گر چه در این راه برای من توفیقی حاصل نشد ولی ثمره آن آشنایی با شما مرد بزرگ بود که هم تا حدی من را از آن اندوه عظیم خلاص نمود و هم بالاخره سبب مسلمان شدن پنهانی من شد. و چون این آخرین یادداشت من در جمع­بندی این چهل نامه است / برای خوانندگان گرامی ( بعدی ) نیز می­نویسم همانگونه که آقای بروجردی – مقیم شهر قم / در ایران – می­دانند : من در آوگوست 1939 (*7) طی نامه­ای به روزولت – رئیس جمهور وقت آمریکا – او را از پیشرفت آلمان نازی – که در ابتدای جنگ جهانی دوم بود – در مسئله شکافتن اتم و آزاد کردن و مهار انرژی عظیم آن جهت کشتار و نابود کردن آنی برخی شهرها مطلع ساختم و اکیداً به او (روزولت ) گفتم که برای بازداشتن آلمان نازی از این نقشه جنایت امیز ... باید ابرقدرتی چون آمریکا – که به نظر من عاقل­ترین و ... خونسردترین ابرقدرت­های دنیای فعلی است – سریعاً گروهی را مأمور بررسی و تحقیق علمی – در شکافتن هسته اتم – بنماید و به سرعت باید بمب اتم را بسازد چون دیر یا زود این سگ از زنجیر در رفته – یعنی آدولف هیتلر نژآدپرست خوانخوار – آن (بمب اتم) را ساخته و چون ببیند از راه جنگ متعارف حریف تمامی دنیا نمی­شود – حتماً متوسل به آن شده و لااقل چندین شهر بزرگ را هدف بمب اتمی خود قرار می­دهد. اما وقتی آمریکا ... آن را از قبل ساخته و اعلان نموده باشد دیگر امثال هیتلر دیوانه نمی­توانند دنیا را به آتش بکشند! پس جناب پاپ پیوس دوازدهم نیز – که آغاز دوره پاپی وی برای مسیحیان کاتولیک جهان / از همان سال 1939 بود – فتوا به این امر صادر کرد و فقط اکیداً قید نمود که : هرگز نباید از این سلاح اتمی برای جنگ – حتی با خود نازی­های آلمان – استفاده شود سپس من نامه­ای به محضر شریف پیشوای اسلامی آن زمان سید ابوالحسن (ابوالحسن اصفهانی – که مقیم نجف بودند – نوشتم / ایشان نیز در جواب گفتند که : از باب ناچاری لازم است که بمب اتم ساخته شود تا آلمانی­ها بهراسند و دست به حمله اتمی به هیچ کشوری نزنند . ولی استعمال این سلاح مرگبار در قانون اسلام بطور کلی ممنوع است و هرگز نباید از آن – به نحو ابتدایی – استفاده شود حتی علیه خود آلمان نازی باز تأکید می­کنم . تا آنجا که امکان دارد نباید سلاح اتمی بکار گرفته شود و باید با اسلحه متعارف با آلمان نازی مقابله کرد"

    آری ! جهان در آن روزها وضعی اضطراری پیدا کرده بود . به حکم چنین بزرگ­مردانی (از ادیان و مذاهب مختلف) من (اینشتین) ناچار بودم که روزولت را در جریان ساخت بمب اتم قرار دهم و این اقدام مانع عملکرد آلمان نازی شد و با این عمل من جان بسیاری از مردم دنیا نجات داده شد / اما افسوس که این فرمول به دست آن مرد دیوانه دیگر (*6 )افتاد و توصیه­های من و روزولت را از یاد برده / دچار وسوسه شیطانی شد و در حال مستی دستور داد که خلبان احمق و جنایتکار او در 6 اوگوست 1945 که دنیا تازه داشت طعم تلخ جنگ دوم را از یاد برده و صلح جهانی در حال استقرار بود – این بمب خطرزا را در هیروشیما فرو افکند !! بمبی که بقدر یک توپ بیشتر اندازه نداشت و به زمین نرسیده در آسمان شهر منفجر و شهری را مبدل به خاکستر کرد !! احساس می­کنم که هر گاه به یاد این حادثه می­افتم چند ماه و یا چندین سال از عمرم کاسته می­شود و پیرتر می­شوم!! و من همان طور که در جنگ اول جهانی بین سال­های 1914 – 1918 در صدد ارائه طرح صلح جهانی بودم و موفق نشدم / در این 6 سال سیاه جنگ دوم 1939 – 1918 نیز دائماً در تکاپو بودم که بنحوی بتوانم طرح صلح جهانی را ارائه بدهم / باز هم نتیجه نگرفتم!! گویا شکافتن هسته اتم بسیار آسان­تر بود از شکافتن قلب سخت و سیاه انسان!! براستی که این موجود دوپا (!) سرسخت­ترین موجودات جهان است !! ... و در مقیاس­های کوچک­تر نیز همواره ناکام بوده­ام / هنگامی که ورزش­ های رزمی از جمله کاراته / جودو/ و کنگ فو و مانند این چیزها {...} از شرق وحشی بی­تمدن و خرچنگ خوار – یعنی چین و ژاپن و کره – به وسیله اروپا و آمریکا آمد / من از جمله مخالفان این گونه ورزشها بودم و تأکید می­کردم که چنین آداب و رسوم وحشیانه­ای خشونت را در جامعه رواج می­دهد ... ولی همه مانند دیوار گچی (!) به من نگاه کردند و هیچ نگفتند و چنان که خود حضرتعالی (= آقای بروجردی برای من در جواب نامه ((ایکس – 25)) مرقوم فرموده­اید // در اسلام ... حتی کندن یک مو یا ایجاد یک خراش سطحی و یا حتی اندک ناراحت ساختن یک انسان – غیر مجاز و ممنوع است !!// . آری ! سیاست فقط فکر لحظه­های هیجان­آور را در سر می­آورد / حال آن که این عملکردهای سیاسی همچون قوانین معادلات ریاضی نتایج و عواقبی جبران ناپذیر و غیر قابل دفع را در پی می­آورد!! و اکنون ای جناب ... بروجردی، ای پیشوای خردمند و ای پدر مهربان بسیار از شما سپاسگزارم که در 1952 در پی مرگ (وایتسمن) – رئیس جمهور وقت اسرائیل هنگامی که من از شما تقاضای مشاوره کردم که / آیا ریاست جمهوری اسرائیل را – که رسماً و علناً به من (اینشتین) پیشنهاد شد و همگان مرا یک یهودی دنیا دیده و مهاجر از وطن می­دانستند – بپذیرم؟ / خود در جواب نامه ((ایکس – 32)) فرمودید: انسان خداترس و خردمند چنین پیشنهادی را هرگز نمی­پذیرد. هر کس به دنبال سیاست رفته آلوده شده است . پس شما خود را آلوده سیاست نکنید" لذا من (اینیشتن) نیز به بهانه اشتغالات علمی / این پیشنهاد را رد کردم.

     

     -----------------------------------------------------------------------

    1- Zwo"Iffach

    2 – Ma"rz

    3 – برابر با اواخر سال 1332 ش / یا اوائل سال 1333 ش

    4 – 5 – August تقریباً برابر با مرداد ماه 1325 شمسی

    6 – احتمالاً منظور وی : هاری ترومن (1945 – 1953) است

    7 – تقریباً برابر با مرداد 13

     

    برچسب‌ها: الله، آیت الله، بروجردی، قدس، آلبرت، انیشتین، رساله، عمر، آمریکا، آلمان، ادیان، جهان، مترجم، شاه، ایران، نظریه، نسبیت، قرآن، کریم، احادیث، نهج البلاغه، بحارالانوار، بحار الانوار، علامه، مجلسی، مذهب، عربی، انگلیسی، پهلوی، مغز، شیعه، پیامبر، دانشمند، معراج، فیزیک، ریاضی، پروفسور، حسابی، لندن، دکتر، فورد، کنکورد، فرانسه، بنز، benz، ford، CONCORDE، قانون، انقلاب، شورش، تایتانیک، بمب، هسته ای، اتمی، هیروشیما، نازی، کاتولیک، مسیحیان، اسرائیل، یهودی، سیاست،
    نوشته شده در شنبه 6 آبان 1391 ساعت 04:11 ب.ظ توسط : داعی | دسته : بزرگان-دانشمندان-علما،
  • [ نظرات ]

  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic