دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

ماجرایی عجیب درباره قبر ابن ملجم مرادی(لعنة الله علیه)

درباره محل دفن و قبر ابن ملجم مرادی ملعون، ماجرایی عجیب در کتاب های تاریخی معتبر ذکر شده است که نشان اوج عذاب اوست.

مکان قبر ابن ملجم(لعنة الله علیه)

درباره مکان و جایگاه قرار گرفتن قبر ابن ملجم از ابن بطوطه، سیاح معروف نقل شده است که: هنگامی که به کوفه مسافرت کردم، در غربی جبانه کوفه، در زمینی سرتاسر سفید، زمینی بسیار سیاه دیدم و از روی کنجکاوی علت آن را پرسیدم، و چون به تحقیق مشغول شدم مردم آن دیار گفتند: اینجا قبر ابن ملجم، قاتل حضرت علی(علیه السلام)، است و عادت اهل کوفه این است که هر سال هیزم زیادی در سر قبر ابن ملجم جمع می کنند و به مدت 7 روز آن ها را در این مکان می سوزانند.(1)

عاقبت شوم

در تاریخ آمده است که حضرت علی (علیه السلام) در آخرین ساعات زندگی به مدارا با ابن ملجم فرزندانش را وصیت فرمود و پس از وفات امیرالمومنین علی (علیه السلام)، ابن ملجم را برای قصاص نزد امام حسن (علیه السلام) آوردند و ایشان نیز با یک ضربه شمشیر ابن ملجم را قصاص فرمود و این واقعه در 21 رمضان روی داد و چنانچه مشهور است ام الهیثم دختر اسود نخعی جنازه ی او را گرفته، آن را به آتش کشید. (2)

اما قطام دختری که لقب زیباروی کوفه را یدک می کشید عاقبتی بهتر از ابن ملجم نیافت به نحوی که آمده است بعد از کشته شدن ابن ملجم، مردم به سوی قطامِ ملعونه فاسقه هجوم آوردند و او را با شمشیر به درک فرستادند و جنازه اش را بیرون کوفه سوزانیدند.(3)

مسلمان شدن یک راهب با دیدن عذاب ابن ملجم!

یکی از عذاب های ابن ملجم که پس از مرگ او، از سوی خداوند نازل گردید، توسط پرنده ای صورت می گرفت، به نحوی که شیخ راوندی با استناد از حسن بن محمد، معروف به ابن رفا، در کوفه روایت کرده است: یک روز وقتی در مسجدالحرام بودم دیدم مردم در مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) جمع شده اند و در آن جا یک مرد نشسته بود. از مردم سؤال کردم که آن مرد کیست؟ به من گفتند: آن یک راهب است که اسلام آورده است.

راوی می گوید: به او نزدیک شدم و یک پیرمرد با عبای پشمی را دیدم که در مقام حضرت ابراهیم نشسته بود و شنیدم که می گفت: من رئیس راهبان در صومعه هستم. روزی پرنده ای شبیه عقاب دیدم که یک قسمت از  بدن  یک نفر را از حلقومش را بیرون انداخت، پس قسمت دیگرش را بیرون انداخت تا وقتی که آن ها تبدیل به یک  انسان  کامل شدند. پس من از آن شخص سؤال کردم: تو چه کسی هستی؟ هیچ جوابی به من نداد. به او گفتم: تو را قسم می دهم به آن کسی که تو را آفرید، به من بگو تو چه کسی هستی؟

او گفت: من ابن ملجم مرادی(لعنة الله علیه) هستم، به او گفتم تو چه گناهی نموده ای که به طور پیوسته تکه های بدنت را این پرنده پس می اندازد و مجدد از هم جدا کرده و فرو می برد؟

به من گفت: من قاتل علی بن ابی طالب(صلوات الله علیه) هستم، و به خاطر همین خداوند این پرنده را قرار داده تا هر روز با این کار مرا عذاب نماید.

راهب می گوید: در حال حرف زدن بودیم که یکباره همان پرنده آمد و آن را قطعه قطعه برداشت تا وقتی که همه ی قسمت های او را برداشت و من منتظر شدم تا وقتی که پرنده پایین آمد و آن را آورد و مجدد از  بدن  خود تکه های او را خارج نمود. پس از او سوال کردم: علی بن ابی طالب (علیه السلام) کیست؟ جواب داد: علی بن ابی طالب (علیه السلام) پسر عمو و وصی پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) است. (4)

---------------------------------------------------

(1) رحلة ابن بطوطه: 147؛ نفائح العلام: 409؛ تقویم شیعه: 293

(2) ارشاد، ج1: 22؛ بحارالانوار، ج42: 232، 246، 298

(3) بحارالانوار، ج42: 298؛ انوار العلویة: 390؛ نفائح العلام: 410

(4) مدینة المعاجز، ج1: 544، حدیث 540


نوشته شده در سه شنبه 21 مرداد 1393 ساعت 02:22 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-شهادت، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    خطبه امام حسن(علیه السلام) پس از خاكسپاری امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) (1)

    عموم راویان حدیث و مورخین نوشته‏اند شبى كه امیر المؤمنین(صلوات الله علیه)به شهادت رسید و حسنین(علیهما السلام)جنازه پدر را دفن كردند، فرداى آن شب امام مجتبى(علیه السلام)به مسجد رفت و براى مردم سخنرانى كرد، و طبق روایت امالى صدوق سخنرانى آن حضرت این گونه بود كه پس از حمد و ثناى الهى فرمود:

    «ایها الناس فى هذه اللیلة نزل القرآن، و فى هذه اللیلة، رفع عیسى بن مریم، و فى هذه اللیلة قتل یوشع بن نون، و فى هذه اللیلة مات ابى امیر المؤمنین(صلوات الله علیه)، و الله لا یسبق ابى احد كان قبله من الاوصیاء الى الجنة، و لا من یكون بعده، و ان كان رسول الله(صلی الله علیه و آله) لیبعثه فى السریة فیقاتل جبرئیل عن یمینه و میكائیل عن یساره و ما ترك صفراء و لا بیضاء الا سبعماة درهم فضلت من عطائه كان یجمعها لیشترى بها خادما لاهله‏».(2)

    «اى مردم در این شب قرآن نازل شد، و در این شب عیسى بن مریم را به آسمان بردند، و در این شب یوشع بن نون كشته شد، و در این شب پدرم امیر المؤمنین(صلوات الله علیه)از این جهان رحلت كرد، به خدا سوگند هیچ یك از اوصیا بر پدرم در رفتن به بهشت پیشى نجسته، و نه هر كس كه پس از اوست، و این گونه بود كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) او را در هر ماموریت جنگى كه مى‏فرستاد جبرئیل در سمت راست او و میكائیل در سمت چپ او مى‏جنگیدند و هیچ درهم و دینارى پس از خود به جاى نگذارد جز هفتصد درهم كه از جیره بیت المال او زیاد و اضافه آمده بود و آن را جمع كرده بود تا خادمى براى خانواده خود خریدارى كند.»

    و شیخ مفید در ارشاد سخنرانى آن حضرت را این گونه نقل كرده: «و روى ابو محنف لوط بن یحیى، قال: حدثنى اشعث‏بن سوار، عن ابى اسحق السبیعى و غیره، قالوا: خطب الحسن بن على(علیهما السلام) فی صبیحة اللیلة التى قبض فیها امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) فحمد الله و اثنى علیه و صلى على رسول الله(صلی الله علیه و آله)

    ثم قال:  لقد قبض فى هذه اللیلة رجل لم یسبقه الاولون بعمل و لا یدركه الآخرون بعمل لقد كان یجاهد من رسول الله فیقیه بنفسه، و كان رسول الله(صلی الله علیه و آله) یوجهه برایته فیكنفه جبرئیل عن یمینه و میكائیل عن شماله، و لا یرجع حتى یفتح الله على یدیه.

    و لقد توفى(ع)فى اللیلة التى عرج فیها بعیسى بن مریم، و فیها قبض یوشع بن نون وصى موسى(ع)و ما خلف صفراء و لا بیضاء الا سبعماة درهم، فضلت عن عطائه اراد ان یبتاع بها خادما لاهله. »

    ثم خنقته العبرة فبكى و بكى الناس معه.

    ثم قال:« انا ابن البشیر انا ابن النذیر، انا ابن الداعى الى الله باذنه، انا ابن السراج المنیر، انا من اهل بیت اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا، انا من اهل بیت فرض الله مودتهم فى كتابه فقال تعالى: «قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فى القربى، و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنا» (3) فالحسنة مودتنا اهل البیت‏» (4).

    ابو محنف(به سندش)از ابى اسحق سبیعى و دیگران روایت كرده كه گفتند: امام حسن(علیه السلام) در بامداد آن شبى كه امیر المؤمنین(صلوات الله علیه) در آن شب از دنیا رفت‏خطبه خواند، و حمد و ثناى خداى را به جاى آورد و بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درود فرستاد، آنگاه فرمود:

    «به حقیقت در این شب مردى از دنیا رفت كه پیشینیان در كردار از او پیشى نجستند، و آیندگان نیز در كردار به او نرسند، همانا با رسول‏خدا(ص)جهاد كرد و با جان خویش از آن حضرت دفاع نمود، و رسول خدا(ص)او را با پرچم خود(به جنگها)فرستاد و(جبرئیل و میكائیل)او را در میان مى‏گرفتند، جبرئیل از سمت راستش، و میكائیل از سمت چپ او، و باز نمى‏گشت تا به دست تواناى او خداوند(جنگ را)فتح كند.

    و در شبى از دنیا رفت كه عیسى بن مریم در آن شب به آسمان بالا رفت، و یوشع بن نون وصى حضرت موسى(ع)در آن شب از دنیا رفت، و هیچ درهم و دینارى از خود به جاى نگذاشته جز هفتصد درهم كه آن هم از بهره‏اش(كه بیت المال داشت)زیاد آمده، و مى‏خواست‏با آن پول براى خانواده خود خادمى خریدارى كند»،

    (این سخن را فرمود)سپس گریه گلویش را گرفت و گریست، مردم نیز با آن حضرت گریه كردند، آنگاه فرمود:

    « منم فرزند بشیر(مژده دهنده به بهشت، یعنى رسول خدا(صلی الله علیه و آله)كه از نامهاى آسمانى او بشیر است) منم فرزند نذیر(ترساننده از جهنم)منم فرزند آن كس كه به اذن پروردگار مردم را به سوى او مى‏خواند، منم پسر چراغ تابناك(هدایت)، من از خاندانى هستم كه خداى تعالى پلیدى را از ایشان دور كرده و به خوبى پاكیزه‏شان فرموده، من از آن خاندانى هستم كه خداوند دوستى ایشان را در كتاب خویش(قرآن)فرض و واجب دانسته و فرموده است: «بگو نپرسم شما را بر آن مزدى جز دوستى در خویشاوندانم و آنكه فراهم كند نیكى را بیفزاییمش در آن نكویى را»پس نیكى در این آیه دوستى ما خاندان است.»

    و نظیر همین دو سخنرانى با مختصر اختلافى در بسیارى از كتابهاى اهل سنت نیز نقل شده كه هر كه خواهد مى‏تواند در ملحقات احقاق الحق بخواند(5).

    -----------------------------------------------------

    (1) زندگانى امام حسن مجتبى علیه السلام، سید هاشم رسولى محلاتى، ص. 192

    (2) امالى صدوق، ص 192.

    (3) سوره شورى، آیه 22.

    (4) ارشاد مفید، ج 2، (مترجم)، ص 4، و نظیر این روایت از امالى شیخ و تفسیر فرات و غیره نیز نقل شده(بحار الانوار، ج 43، ص 361).

    (5) ملحقات احقاق الحق، ج 11، صص 93-182.

     

    نوشته شده در شنبه 28 تیر 1393 ساعت 09:30 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-شهادت، امام حسن-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    بیست و یكم ماه رمضان
    شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام
    )
    امام المتقین امیرالمؤمنین (علیه السلام ) در شب بیست و یكم ماه رمضان مقارن طلوع فجر به شهادت رسید، در حالى كه از سن مبارك حضرتش 63 سال گذشته بود(1). در بیستم ماه رمضان اثرات سم در پاهاى مبارك امیرالمؤمنین (علیه السلام ) ظاهر شد و پاهاى مبارك ورم كرد(2). در شب بیست و یكم اثر زهر بر بدن مبارك امیرالمؤمنین (علیه السلام) بسیار شد. حضرت فرزندان و اهل بیت خود را جمع كرد و با آنها وداع نمود و وصیت هاى خود را فرمود. در آن شب هر چه خوردنى و آشامیدنى آوردند تناول نفرمود، ولبهاى مباركش به ذكر خدا حركت مى كرد، و مانند مروارید عرق از پیشانى نازنینش مى ریخت و با دست مبارك خود آن را بر طرف مى كرد.
    به امام مجتبى (علیه السلام ) فرمود: تو را به برادرت حسین (علیه السلام ) وصیت مى كنم . به فرزندان دیگر كه از فاطمه زهرا (علیها السلام) نبودند، فرمود:« شما را وصیت مى كنم به اطاعت از حسن و حسین» . سپس فرمودند: «خداوند شما را صبر نیكو كرامت فرماید. امشب از میان شما مى روم و به حبیب خود محمد مصطفى (صلى الله علیه و آله ) ملحق مى شوم چنانچه مرا وعده داده است ». صداى گریه از اهل بیت(علیهم السلام) بلند شد. آنگاه دستوراتى در مورد غسل ، كفن ، نماز و محل دفن به امام مجتبى (علیه السلام ) فرمودند و با امام حسین (علیه السلام ) و حضرت زینب (علیها السلام ) كلماتى از كربلاء فرمودند.
    بعد از وداع با همگان دست و پاى مبارك را به طرف قبله كشیدند و فرمودند: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ، و چشمان مبارك را بستند و بهشت را به قدوم خویش مبارك فرمودند.
    صداى شیون و گریه از خانه آن حضرت بلند شد. اهل كوفه كه باخبر شدند، صداى شیون و ناله از تمامى شهر برخواست ، مانند روزى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از دنیا رفتند. در آن شب آفاق آسمان متغیر گشت و زمین لرزید و صداى تسبیح و تقدیس فرشتگان از هوا شنیده شد.
    سپس مشغول غسل آن حضرت شدند. بعد از غسل و كفن ، امام حسن و امام حسین (علیه السلام ) پشت سر تابوت را همانطور كه حضرت فرموده بودند برداشته ، جلو تابوت خودش حركت مى كرد، تا در مكانى فرود آمد.
    بعد از نماز بر آن حضرت توسط امام مجتبى (علیه السلام )، مقدارى از زیر تابوت را كندند و قبرى آماده یافتند كه داخل آن لوحى مسى یا سفالى بود و بر آن نوشته شده بود:

    «بسم الله الرحمن الرحیم ، این قبرى است كه نوح پیامبر براى بنده صالح خدا على بن ابى طالب حفر نمود است ».

     بدن مطهر آن حضرت را دفن نمودند و حسب وصیت آن حضرت ، قبر مطهرش ‍ را مخفى نمودند تا در زمان هارون بر همگان معلوم شد.
    فرزندان آن حضرت از همسران مختلف 28 دختر و پسرند(3) .پنج نفر آنها اولاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هستند كه عبارتند از امام حسن و امام حسین و زینب كبرى وام كلثوم و حضرت محسن (علیهم السلام ) كه در دوران حمل در شش ماهگى توسط منافقین در ماجراى هجوم به خانه امیرالمؤمنین (علیه السلام ) به شهادت رسید. حضرت عباس (علیه السلام ) و جعفر و عثمان و عبد الله در كربلا به شهادت رسیدند، كه مادرشان حضرت ام البنین(سلام الله علیها) است . بقیه اولاد حضرت از همسران دیگر هستند.
    وقتى خبر شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) به عایشه رسید چنان خوشحال شد كه بى اختیار شعرى خواند و سپس گفت : چه كسى على را كشت ؟ جواب دادند: ابن ملجم . گفت : خاك بر دهانش مباد (كنایه از اینكه خوب كارى كرد)(4).
    در شب 21 ماه رمضان حضرت عیسى بن مریم (علیه السلام ) به آسمان برده شد(5)؛ و در همین شب حضرت موسى بن عمران و یوشع بن نون (علیهم السلام ) رحلت نمودند(6).

    ---------------------------------------------------------

    (1) كافى : ج 2 ص 465. منتهى الآمال : ج 1 ص 183. ارشاد: ج 1 ص 19. اعلام الورى : ج 1 ص 309. كشف الغمه : ج 1 ص 436. مناقب خوارزمى ن ص 284. العدد القویه : ص 235. ذخائر العقبى : ص ‍ 115. مسار الشیعه : ص 10. توضیح المقاصد: ص 24. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599. تاریخ الخلفاء: ص ‍ 166 175.

    (2) الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 265، 271 294.

    (3) ارشاد مفید: ج 1 ص 354 355. اعلام الورى : ج 1 ص 395.

    (4) تذكره الخواص ابن جوزى : ص 165.

    (5) بحار الانوار: ج 13 ص 376. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599.

    (6) بحار الانوار: ج 13 ص 376. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599.


    نوشته شده در شنبه 28 تیر 1393 ساعت 12:31 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-شهادت، تقویم شیعه-رمضان، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    نوزدهم ماه رمضان
    ضربت خوردن امیرالمؤمنین (علیه السلام)

    در 19 ماه رمضان سال 40 هـ‍ در نماز صبح در مسجد كوفه با شمشیرى مسموم به دست ناپاك ابن ملجم(لعنة الله علیه) منافق بر فرق مبارك امیرالمؤمنین (علیه السلام ) ضربت وارد شد.
    در 13 ماه رمضان سال 40 هـ‍ حضرت مولى الموحدین على بن ابى طالب امیرالمؤمنین (علیه السلام ) بعد از فارق شدن از جنگ نهروان از شهادت خود خبر دادند(1). در آن روز حضرت بر فراز منبر بعد از بیان كلماتى درربار در حقایق اسلام ، در آخر بیانات شریف خود، به فرزندشان امام حسن مجتبى (علیه السلام ) فرمودند: تا امروز چند روز از ماه مبارك رمضان مى گذرد؟ امام مجتبى (علیه السلام ) فرمود: 13 روز گذشته است . از امام حسین (علیه السلام ) پرسیدند: چند روز باقى مانده است ؟ امام حسین (علیه السلام ) فرمود: 17 روز باقى مانده است . در این هنگام امیر المؤ منین(علیه السلام ) دست به محاسن مبارك گرفتند و فرمودند:« نزدیك است این موى من به خون سرم خضاب شود».
    در شب 16 ماه رمضان سال 40 هـ امیرالمؤمنین (علیه السلام ) در خواب پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را دیدند، و آن حضرت به نزدیك شدن ملاقاتشان در بهشت به امیرالمؤمنین (علیه السلام ) بشارت دادند، امیرالمؤمنین (علیه السلام ) به دخترشان ام كلثوم (سلام الله علیها) خبر دادند(2). در شب نوزدهم در شب نوزدهم امیرالمؤمنین (علیه السلام ) روزه را در منزل ام كلثوم (علیها السلام ) افطار نمودند(3).
    در شب 19 ماه رمضان سال 40 هـ ‍ وردان و شبیب كه با ابن ملجم(لعنة الله علیه) در شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) همراه بودند، در حین درگیرى كشته شدند(4).
    در سال چهلم گروهى از خوارج در مكه جمع شدند و بر كشتگان نهروان گریستند. سه نفر از آنان با هم پیمان بستند كه در یك شب امیرالمؤمنین (علیه السلام ) و عمرو عاص و معاویه را بكشند.
    ابن ملجم(لعنة الله علیه) كشتن امیرالمؤمنین (علیه السلام ) را بر عهده گرفت و وارد كوفه شد و با كمك قطام بنت اخضر(لعنة الله علیها) كه ابن ملجم(لعنة الله علیه) قصد ازدواج با او را داشت ، و با همدستى شبیب بن بجره و وردان بن مجاله(لعنة الله علیهم) تصمیم خود را عملى كرد.
    در صبح روز نوزدهم بعد از اذان صبح ، امیرالمؤمنین (علیه السلام ) وارد مسجد شد و صداى نازنین ایشان به یا ایهاالناس ، الصلاة بلند شد.
    سپس آن حضرت مشغول نماز شد. هنگامى كه در ركعت اول سر از سجده برداشت شبیب بر آن حضرت حمله ور شد، ولى شمشیرش خطا كرد. بلافاصله ابن ملجم(لعنة الله علیه) لعنه الله حمله كرد و شمشیر او فرق مبارك آن حضرت را شكافت و محاسن شریفش خون فرق مباركش خضاب شد، و صداى مباركش بلند شد: بسم الله و بالله و على مله رسول الله ، فزت و رب الكعبه .
    صداى جبرئیل بلند شد: «تهدمت والله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروه الوثقى ، قتل ابن عم المصطفى ، قتل الوصى المجتبى ، قتل على المرتضى ، قتله اشقى الاشقیاء.»

    --------------------------------------------------------

    (1) الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 139. مستدرك سفینه البحار: ج 5 ص 213.

    (2) ارشاد: ج 2 ص 15. الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 190.

    (3) الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 242.

    (4) نفائح العلام : ص 41.

    نوشته شده در جمعه 27 تیر 1393 ساعت 04:48 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-شهادت، تقویم شیعه-رمضان،
  • [ نظرات ]