دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ دندان شكن
ابو حنیفه - که امام و پیشوای یکی از مذاهب چهارگانه اهل سنت می باشد - روزی به مسجد حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) وارد شد و سپس به حضور مبارک حضرت باقر العلوم علیه السلام شرفیاب گردید؛ و از ایشان اجازه خواست تا مقداری در کنار آن حضرت بنشیند؟
امام محمد باقر علیه السلام فرمود: ای ابو حنیفه! تو را می شناسند، مصلحت نیست کنار من بنشینی.
ابوحنیفه اعتنائی به فرمایش حضرت نکرد و پهلوی آن حضرت نشست؛ و در ضمن صحبت هائی پیرامون مسائل مختلف، از آن بزرگوار سؤال کرد: آیا شما امام هستی؟
حضرت فرمود: خیر.
گفت: بسیاری از مردم کوفه عقیده دارند، که شما امام و پیشوای ایشان می باشی؟
حضرت فرمود: من چه کنم؟! منظورت چیست؟
ابوحنیفه گفت: پیشنهاد می دهم که نامه ای برای آن گروه از مردم کوفه بنویسی؛ و آن ها را از این عقیده باز داری.
امام محمد باقر علیه السلام فرمود: ولی آن ها حرف مرا نمی پذیرند، همانطور که خودت حرف مرا نپذیرفتی؛ چون به تو گفتم که در کنار و پهلوی من منشین.
ولیکن تو سخن مرا گوش نکردی و در کنارم نشستی؛ و با این که در حضور من بودی مخالفت مرا کردی؛ پس چه انتظاری از دیگران داری؛ با این که بین من و آن ها فاصله است؟!
و چگونه توقع داری که آن ها به حرف من ترتیب اثر دهند؟!
در این لحظه، ابوحنیفه سرافکنده شد و دیگر حرفی نزد، و سپس از جای خود برخاست و رفت.(1) .(2)
-----------------------------------------------------------------------

(1) بحارالانوار: ج 46، ص 356، به نقل از مناقب ابن شهر آشوب: ج 3، ص 338.
(2) چهل داستان و چهل حدیث از امام محمد باقر؛ عبدالله صالحی.

نوشته شده در جمعه 11 مهر 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-علم، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    اخبار غیبی
    قطب راوندی از ابوبصیر روایت کرد: حضرت امام محمد باقر (علیه‏ السلام) به مردی از اهل خراسان، فرمود: «پدرت چطور است؟»
    گفت: خوب است؛
    فرمود: «پدرت از دنیا رفت، زمانی که تو به نواحی جرجان رسیده بودی» .
    حضرت فرمودند: «برادرت در چه حالی است؟»
    گفت: سالم و تندرست بود.
    فرمودند: «او همسایه‏ ای به نام صالح داشت که در فلان روز و فلان ساعت برادر تو را به قتل رساند» .
    آن مرد گریه کرد و گفت: «انا لله و انا الیه راجعون بما اصبت»
    حضرت فرمودند: «گریه نکن و ناراحت نباش؛ زیرا جای او در بهشت است و بهشت از منزل فانی این دنیا برای او بهتر است» .
    عرض کرد: یابن رسول‏ الله (صلی الله علیه و اله)، زمانی که برای دیدارتان راهی شدم، پسرم رنجور و مریض بود و دچار درد زیادی بود. از حال او هیچ سوالی نکردید؟
    حضرت فرمودند: «مریضی پسرت بر طرف شده و با دختر عمه‏ اش ازدواج کرده است. وقتی که او را ببینی، از او پسری متولد شده که نامش علی است و از شیعیان ما می‏باشد، اما پسرت شیعه‏ ی ما نیست، بلکه دشمن ماست» .
    مرد گفت: آیا چاره‏ ای وجود دارد؟
    حضرت فرمودند: «او خود دشمنی دارد و دشمن او برایش کافی است» .
    راوی گفت: آن مرد بلند شد و رفت، من از آن حضرت سوال کردم، این مرد چه کسی بود؟
    فرمودند: «مردی است مومن و از اهل خراسان و شیعه‏ ی ماست» . (1)

    -----------------------------------------------------
    (1) سیره و زندگانی حضرت امام محمد باقر؛ لطیف راشدی-محمدرضا راشدی؛ لاهوتیان چاپ اول 1387.
    نوشته شده در سه شنبه 8 مهر 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-علم،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سؤالاتی از محضر امام باقر(علیه السلام)
    طاووس یمانی از امام باقر علیه‏السلام پرسید: در چه زمانی یک سوم مردم هلاک شدند؟
    حضرت فرمود: ای ابو عبدالرحمان! هرگز یک سوم مردم هلاک نشد، ای شیخ! می‏خواهی بگویی: کی یک چهارم مردم هلاک شد؟ و آن روزی بود که قابیل هابیل را کشت، (مردم در آن زمان) چهار نفر بودند: آدم، حواء، هابیل و قابیل، که یک چهارم آن کشته شود.
    عرض کردم: کدامیک از آنها پدر مردم بودند؟ آیا قاتل یا مقتول؟
    حضرت فرمود: هیچ کدام، پدر مردم شیث بود.
    پرسید: آن کدام چیز است در قرآن که کم آن حلال و زیاد آن حرام است؟
    حضرت فرمود: نهر و چشمه‏ ی طالوت است «که اگر کسی به اندازه ‏ی کفی از آن می‏خورد حلال بود». پرسید: آن کدام نماز است که بدون وضوء است؟ و کدام روزه است که مانعی از خوردن و آشامیدن نیست؟ فرمود: صلوات بر پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم، و روزه‏ی صمت که قرآن می‏فرماید: «(حضرت مریم گفت:) من برای خدای رحمان روزه (سکوت) نذر کرده‏ام (که حرف نزنم)»(1). پرسید: آن کدام چیز است که زیاد و کم می‏شود؟
    فرمود: ماه است.
    پرسید: آن کدام چیز است که زیاد می‏شود ولی کم نمی‏شود؟
    فرمود: دریا است.
    پرسید: آن کدام است که کم می‏شود ولی زیاد نمی‏شود؟
    فرمود: عمر است.
    پرسید: آن کدام پرنده است که فقط یک مرتبه پریده نه قبل از آن و نه بعد از آن هرگز نپریده است؟ فرمود: طور سیناء است که خداوند می‏فرماید: «و (نیز به خاطر بیاور)(2) هنگامی که کوه را همچون سایبانی بر فراز آنها بلند کردیم(3)». پرسید: آن کدام گروه است که گواهی بر حق دادند در حالی که دروغ می‏گفتند؟ فرمود: منافقان بودند هنگامی که گفتند: «شهادت و گواهی می‏دهیم که تو رسول خدا هستی
    (4)». (5)(6)

    سأل طاووس الیمانی الباقر علیه‏السلام: متی هلک ثلث الناس؟ فقال علیه‏السلام: یا أبا عبدالرحمان! لم یمت ثلث الناس قط، یا شیخ أردت أن تقول: متی هلک ربع الناس؟ و ذلک یوم قتل قابیل هابیل، کانوا أربعة: آدم، و حواء، و هابیل، و قابیل، فهلک ربعهم.

    قال: فأیهما کان أبا الناس؟ القاتل أو المقتول؟
    قال: لا واحد منهما، أبوهم شیث.
    و سأله عن شی‏ء قلیله حلال و کثیره حرام فی القرآن؟
    قال: نهر طالوت (الا من اغترف غرفة بیده).
    و عن صلاة مفروضة بغیر وضوء، و صوم لا یحجز عن أکل و شرب؟
    فقال علیه‏السلام: الصلاة علی النبی صلی الله علیه و آله و سلم، و الصوم قوله تعالی: (انی نذرت للرحمان صوما). [1] .
    و عن شی‏ء یزید و ینقص؟
    فقال علیه‏السلام: القمر.
    و عن شی‏ء یزید و لا ینقص؟
    فقال علیه‏السلام: البحر.
    و عن شی‏ء ینقص و لا یزید؟
    فقال: العمر.
    و عن طائر طار مرة و لم یطر قبلها و لا بعدها؟
    قال علیه‏السلام: طور سیناء، قوله تعالی: (و اذ نتقنا الجبل [2] فوقهم کأنه ظلة) [3] .
    و عن قوم شهدوا بالحق و هم کاذبون؟
    قال علیه‏السلام: المنافقون حین قالوا: (نشهد انک لرسول الله
    [4]).[5] [6]
    --------------------------------------------

    [1] مریم: 26.
    [2] أی قلعناه و رفعناه فوق رؤوسهم، النتق: النفض الشدید.
    [3] الأعراف: 171.
    [4] المنافقون: 1.
    [5] بحارالأنوار: ج 10 ص 156، عن مناقب ابن شهر آشوب: ج 2 ص 288.
    [6] پرسش‏های مردم و پاسخ‏های امام باقر؛ احمد قاضی زاهدی؛ حاذق چاپ دوم 1386.
    نوشته شده در شنبه 5 مهر 1393 ساعت 04:26 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-علم،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    امام باقر(علیه السلام) و قضاوت بین پرندگان

    محمد بن مسلم می گوید: روزی در محضر امام بافر علیه السلام بودم ناگاه یك جفت پرنده قمری آمدند و روی دیوار خانه اما باقر علیه السلام نشستند.

    طبق معمول خود سر و صدا می كردند و امام باقر علیه السلام به آنها پاسخ داد، سپس آنها روی دیوار دیگر پریدند و قمری نر مدتی بر سر قمری ماده فریاد می كشید و سپس با هم پریدند و رفتند.

    از امام باقر علیه السلام پرسیدم:« ماجرای این دو پرنده چه بود؟»

    امام باقر علیه السلام فرمودند: ای پسر مسلم، هر پرنده و جاندار و چارپایی را كه خدا آفرید،‌ از همه كس نسبت به ما شنواتر و فرمانبردارتر است. این دو قمری یكی نر تود و دیگری ماده، قمری نر به قمری ماده بدگمان شده بود، قمری ماده سوگند یاد می كرد كه دامنش پاك است، و گفته بود آیا به قضاوت امام باقر علیه السلام راضی هستی؟

    قمری نر پیشنهاد قمری ماده را پذیرفته بود و با هم نزد من برای داوری آمده بودند(آنها به اینجا آمدند و شكایت خود را مطرح كردند) و من به قمری نر گفتم:« تو نسبت به ماده خود ظلم كردی».

    قمری نر، داوری مرا پذیرفت و پاكدامنی قمری ماده را تصدیق كرد.(1)

    -------------------------------------------

    (1) اصول كافی، ج1، ص471

     


    نوشته شده در دوشنبه 9 تیر 1393 ساعت 03:16 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-علم،
  • [ نظرات ]