دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل

بسم الله الرحمن الرحیم


چهارم شوال

جنگ حنین

در این روز در سال 8 ه‍ بعد از 15 روز از فتح مكه ، غزوه حنین به وقوع پیوست (1).

تعداد لشكر اسلام 12 هزار نفر از مكه و ده هزار نفر از مدینه بودند. در این جنگ چهار نفر شهید شدند، و تعداد مقتولین از كفار را بیشتر از 300 نفر نوشته اند(2). یكى از موارد فرار ابوبكر و عمر در همین جنگ بوده است (3) تاریخ این جنگ را ماه رمضان ، و 3 و 10 و 11 شوال هم نقل كرده اند(4).

--------------------------------------------------------------

(1)  مستدرك سفینه البحار: ج 6 ص 65.

(2) توضیح المقاصد: ص 26. بحار الانوار: ج 21 ص 181.الموسوعه الكبرى فى غزوات النبى الاعظم (صلى الله علیه و آله ) . ج 5 ص 6.

(3)  فیض العلام : ص 73.

(4) فیض العلام : ص 67.

برچسب‌ها: الله، اسلام، مكه، جنگ، غزوه، كفار، فتح،
نوشته شده در جمعه 10 مرداد 1393 ساعت 01:12 ق.ظ توسط : داعی | دسته : پیامبر-غزوه ها، تقویم شیعه-شوال،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    هفدهم ماه رمضان

    جنگ بدر
    در روز جمعه در سال دوم هجرت جنگ بدر كبرى به وقوع پیوست(1)  18 یا 19 این ماه هم ذكر شده است .
    تعداد مسلمانان 313 نفر و تعداد شهداى آنان 9 تا 14 نفر، و تعداد كفار 950 نفر بود. مقتولین كفار 70 نفر بودند و 70 نفر را هم مسلمانان اسیر گرفتند. 35 نفر از 70 نفر كشته هاى كفار به دست امیرالمؤمنین (علیه السلام ) به قتل رسیدند(2).
    در این جنگ ابوجهل نیز كشته شد(3). ابوجهل هشام بن مغیره مخزومى از دشمنان سر سخت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) بود. او با اینكه نامش هشام بود ولى از فرط بدجنسى و زشت سیرتى به  ابوجهل مكنى شد. ابوجهل كسى بود كه در مكه آزار و اذیت بسیار به رسول اكرم (صلى الله علیه و آله ) نمود. بچه دان شتر بر سر مبارك حضرت ریخت . خاكستر و خاك بر سر مبارك حضرت ریخت . سنگ به دندان مباركش زد، نسبت كذب و جنون به آنان حضرت داد. مادر عمار یاسر جناب سمیه را بعد از شكنجه بسیار با نیزه اى كه به ران او زد شهید كرد.
    در جنگ بدر دو برادر انصارى (معاذ و معوذ) به خاطر سابقه اى كه از او در اذیت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شنیده بودند تصمیم به كشتن او گرفتند. به هر صورت او را ضربه هایى زدند و یكى از دو برادر دستش قطع شد و به پوست آویزان گردید، ولى چون دید دستش مزاحم جنگ با ابوجهل و هواداران اوست ، زیر پایش گذاشت و دفعتا آن را از بدنش جداكرد، و سپس ابوجهل را نقش زمین كردند.
    بعد از جنگ ، پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: كسى خبر از ابوجهل بیاورد. عبد الله بن مسعود رفت و پا روى سینه او گذاشت . ابوجهل به هوش آمد و گفت : بر جاى بلندى پاى گذاشته اى ، كاش قاتل من دهقان نبود (كه كنایه اى به انصار بود). عبد الله بن مسعود سر او را از بدن جداكرد و نزد پیامبر (صلى الله علیه و آله ) آورد و جلوى پاى آن حضرت انداخت . پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شكر الهى بجا آورد(4)، و خداوند نصرت خود را بر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نازل نمود، و آن حضرت فرمود: امروز روز عید است و باید شكر خدا را بر نعمتى كه به اهل ایمان عطا فرموده به جاى آورد(5).

    ----------------------------------------------------------

    (1) بحار الانوار: ج 19 ص 325، ج 97 ص 168، ج 18 ص 380. الموسوعه الكبرى فى غزوات النبى الاعظم (صلى الله علیه و آله ): ج 1 ص 138. الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 215 216.

    (2) منتخب التواریخ : ص 48 49. الوقائع و الحوادث : ج 1 ص 215 216.

    (3) نفائح العلام : ص 288. فیض العلام : ص 37 38.

    (4) منتخب التواریخ : ص 47 49. الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 215 216.

    (5) مصباح كفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 97 ص 383.


    نوشته شده در جمعه 27 تیر 1393 ساعت 07:15 ب.ظ توسط : داعی | دسته : پیامبر-غزوه ها، تقویم شیعه-رمضان، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    بیستم ماه رمضان
    فتح مكه
    در سال 8 هـ‍ فتح مكه واقع شد. در این فتح بزرگ تعداد مسلمانان 12 هزار نفر، و شهدا 2 نفر بودند. علت شهادت آن دو این بود كه همراه لشكر نبودند و از آخر مكه وارد شده بودند، و لذا مورد هجوم قرار گرفته شهید شدند(1).
    در این روز امیرالمؤمنین (علیه السلام ) به امر مبارك خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله )، براى شكستن بت هایى كه در كعبه بود، پاى مبارك خود را بر كتف شریف اشرف مخلوقات نهاد(2).
    مجلسى (رحمه الله ) از تاریخ طبرى نقل مى فرماید: هنگامى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نظر مباركش بر این قرار گرفت كه به طرف مكه حركت كند عمر را طلبید و به او فرمود: به مكه برو و اشراف قریش را از حال ما با خبر كن . عمر گفت : من بر جانم از اشراف قیش مى ترسم(3)!
    هنگامى كه مسلمانان وارد مكه شدند شعار مى دادند: الیوم یوم الملحمه : «امروز روز در هم كوبیدن است ». پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمودند: شعار را عوض كنید و بگویید: الیوم یوم المرحمه : «امروز روز رحمت است ».
    بعد فرمود: ابوسفیان و خانه اش در امانند، و هر كس داخل خانه او رفت در امان است . همچنین فرمودند: همه در امانند جز یك نفر به نام «هبار بن اسود» و بعضى معاویه را هم ذكر كرده اند(4). حضرت فرمود: «اگر هبار چسبیده به پرده كعبه هم بود او را بكشید»؟!
    علت این بر خورد شدید با هبار آن بود كه در یكى از جنگهاى مسلمین با كفار قریش عده اى اسیر از كفار گرفتند و داخل اسرا داماد بزرگ پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شوهر زینب دخترشان بود. حضرت فرمودند: هر كس ‍ فدیه بفرستد اسیر او را آزاد مى كنیم . بین آنچه از مكه به عنوان فدیه فرستاده بودند گردنبند حضرت خدیجه (علیها السلام ) به چشم مى خورد كه به دخترش زینب داده بود. هنگامى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) آن گردنبند را دیدند به یاد جناب خدیجه (علیها السلام ) افتادند و گریستند. آنگاه از مسلمین خواستند آن فدیه را كه یادگار خدیجه (علیها السلام )است ، به آن حضرت ببخشند، و آنان قبول كردند. سپس قرار شد اسرا را آزاد كنند، در مقابل این كه هر یك از زنان مسلمان كه در مكه اسلام را پذیرفته ، اگر خواست بیاید آزاد باشد.
    قرار بر این شد كه امیرالمؤمنین (علیه السلام ) بروند و هودج فواطم را بیاورند. آن حضرت به تنهایى رفتند و زینب دختر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و دیگر هاشمیات را آوردند، همینكه مقدارى از مكه بیرون آمدند ابوسفیان لعنت الله علیه گفت : پسر عمویش محمد (صلى الله علیه و آله) جوانهاى شما را گمراه كرد و مسلمان شدند. حال این جوان یعنى على (علیه السلام ) در روز روشن آمده و بستگانش را مى برد. جلو او را بگیرید.
    آنها آمدند تا مانع آن حضرت شوند. امیرالمؤمنین (علیه السلام ) دفاع فرمودند. بعضى زخمى و بعضى به درك واصل شدند، در این اثنا هبار بن اسود به هودج هاشمیات حمله كرد و نیزه اى حواله هودج زینب دختر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نمود.
    امیرالمؤمنین (علیه السلام ) حمله به هبار كردند و او را فرارى دادند. زینب در این حمله ترسید و چون ششماهه حامله بود، هنگامى كه وارد مدینه شدند بعد از زمانى بچه سقط شده و از دنیا رحلت كرد.
    پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: «خون هبار بن اسود مهدور است، و هر كس هر جا او را دید بكشد».
    ابن ابى الحدید به استادش مى گوید: پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به خاطر ترساندن زینب و سقط جنین او، ریختن خون هبار را جایز دانست . اگر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) زنده بود، آیا ریختن خون آن كس را كه فاطمه (علیها السلام ) را ترسانید، جایز نمى دانست (5)؟

    ---------------------------------------------------

    (1) مسار الشیعه : ص 9. العدد القویه : ص 218. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 20 ص ‍ 111 - 143، ج 21 ص 143، ج 97 ص 168. سیره ابن هشام : ج 4 ص 80، تقویم المحسنین : ص 12.

    (2) توضیح المقاصد: ص 23. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 97 ص 384. فیض العلام : ص 42.

    (3) بحار الانوار: ج 35 ص 287.

    (4) احقاق الحق : ص 265. التعجب : ص 106. نهج الحق و كشف الصدق : ص 310.

    (5) بیت الاحزان : ص 153. شرح ابن ابى الحدید: ج 14 ص 193.


    نوشته شده در جمعه 27 تیر 1393 ساعت 05:25 ب.ظ توسط : داعی | دسته : پیامبر-غزوه ها، تقویم شیعه-رمضان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    اول ماه رمضان
    جنگ تبوك

    در اول ماه رمضان سال 9 ه‍ جنگ تبوك به وقوع پیوست (1) این جنگ را فاضحه نیز مى گویند، زیرا منافقین مدینه و كسانى كه قصد كشتن پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را در عقبه داشتند رسوا و مفتضح شدند.
    به لشكرى كه در این جنگ شركت«جیش العسره » مى گویند، زیرا در سختى و زحمت فراوان ، با اینكه ایام جمع آورى محصول بود به جنگ رفتند. حركت لشكر در ماه رجب بود كه 30 هزار نفر حركت كردند و فقط هزار نفر سواره بودند. پیامبر (صلى الله علیه و آله) فرمودند:«كفش فراوان با خود بیاورید»، و در مسیر هر دو نفر به یك خرما سد جوع(رفع گرسنگی) مى كردند و آب هم كمیاب بود. در این جنگ عده اى از زنها نیز همراه حضرت حركت كردند.
    از سوى دیگر 82 نفر از منافقین مدینه با عذر تراشى به جنگ نرفتند و در مدینه ماندند تا در غیاب آن حضرت خانه آن حضرت را غارت كنند و خانواده ایشان را از مدینه بیرون نمایند. پیامبر (صلى الله علیه و آله ) امیرالمؤمنین (علیه السلام ) را به جاى خود در مدینه خلیفه قرار داد و منافقین كلماتى گفتند كه خاطر مبارك امیرالمؤمنین (علیه السلام ) را آزردند. پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به آن حضرت فرمود: اءما ترضى اءن تكون منى بمنزله هارون من موسى الا اءنه لا نبى بعدى ...؟
    در بازگشت از تبوك چهل نفر از منافقین كه همراه حضرت بودند، تصمیم گرفتند وقتى شتر حضرت بالاى گردنه مى رسد كدوها را پر از ریگ نمایند و به زیر دست و پاى شتر حضرت رها كنند تا شتر رم كند و پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از شتر افتاده و به قتل برسد. هنگام اجراى توطئه شتر حضرت قدم از قدم برنداشت و مكر منافقین شكست خورد و خداوند وجود مقدس ‍ پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را حفظ كرد(2).
    از سوى دیگر منافقینى كه در مدینه مانده بودند قصد جان امیر المؤ منین(علیه السلام ) را نمودند و حفره اى طولانى در مسیر راه مدینه حفر كردند و روى آن را با حصیر پوشاندند تا هنگامى كه امیر المؤ منین (علیه السلام ) به استقبال پیامبر (صلى الله علیه و آله ) مى آید هنگام مراجعت میان آن حفره بیفتد و آنان بر سرش بریزند و او را به قتل برسانند. ولى هنگام مراجعت اسب آن حضرت از روى حصیر و گودال عبور ننمود و بار دیگر حیله منافقین باطل گردید(3).
    در تبوك جنگى صورت نگرفت و آن حضرت بالشكر به مدینه بازگشتند(4). وقوع این جنگ در ماه رجب هم نقل شده است(5).

    ----------------------------------------------------

    (1) وقایع الشهور: ص 158

    (2) منتخب التواریخ : ص 61. منتهى الآمال : ج 1 ص 91و 93.

    (3) منتخب التواریخ : ص 60.

    (4) منتهى الآمال : ج 1 ص 91.

    (5) بحار الانوار: ج 21، ص 245. الموسوعه الكبرى فى غزوات النبى الاعظم (صلى الله علیه و آله ): ج 5 ص 334و 335.


    نوشته شده در یکشنبه 8 تیر 1393 ساعت 11:00 ب.ظ توسط : داعی | دسته : پیامبر-غزوه ها، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]