تبلیغات
امپراطورهای عالم - مطالب امام هادی-علم

دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

امام هادی (علیه السلام) و تفسیر احادیث
کلینی رحمه الله با سند خود نقل می‏کند که:
راوی گفت: به امام هادی علیه ‏السلام نوشتم: فدایت شوم! معنای این سخن امام صادق علیه ‏السلام که: «حدیث ما را نه فرشته مقرب تحمل می‏کند، نه پیامبر مرسل، و نه مؤمنی که خدا دلش را با ایمان آزموده است»، چیست؟
در پاسخ نوشت: معنای سخن امام صادق علیه‏السلام که: «آن را نه فرشته، تاب می‏آورد، نه پیامبر، و نه مؤمن»، این است که: فرشته آن را تحمل نمی‏کند تا به فرشته دیگر بسپارد، و پیامبر تحمل نمی‏کند تا به پیامبر دیگر بسپارد، و مؤمن تحمل نمی‏کند تا به مؤمن دیگر بسپارد. این معنای سخن جد من است. (1)(2).
------------------------------------------------------------------------
(1) الکافی 1: 401 ح 4.
(2) فرهنگ جامع سخنان امام هادی؛ تهیه و تدوین گروه حدیث پژوهشکده باقر العلوم؛ مترجم علی مؤیدی؛ نشر معروف چاپ اول دی 1384.
نوشته شده در سه شنبه 4 شهریور 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام هادی-علم،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    امام هادی(علیه السلام) و علم خداداد

    پس از شهادت امام جواد علیه السلام،‌ معتصم عباسی(لعنة الله علیه) شخصی به نام «عمر بن فرج» را به عنوان فرمانروای مدینه برگزید و او را به مدینه فرستاد تا معلم مخصوصی برای حضرت هادی علیه السلام (كه در آن وقت هشت سال داشت) پیدا كند.

    عمر بن فرج از دشمنان پر كینه خاندان رسالت بود و منظور معتصم از تعیین معلم دشمن این بود كه تعلیم و تربیت او در حضرت هادی علیه السلام اثر بگذارد و افكار و روحیات عالی آن حضرت را عوض كند و دوستی دشمنان اهل بیت علیهم السلام را در دل امام جای دهد.

    عمر بن فرج پس از جستجو و پیگیری، شخصی به نام «جنیدی» را كه از دشمنان خاندان رسالت بود به عنوان معلم حضرت هادی برگزید، برای او حقوقی تعیین كرد و از او خواست كه مانع ملاقات شیعیان با حضرت هادی علیه السلام گردد.

    جنیدی به كار خود مشغول شد ولی هر روز آنچه از حضرت هادی علیه السلام مشاهده می كرد شگفت زده می شد.

    روزی محمد بن جعفر از جنیدی پرسید:« این كودك-یعنی حضرت هادی علیه السلام- در تحت آموزش تو چگونه است؟»

    جنیدی از تعبیر برآشفته شد و گفت:« می گویی این كودك! نمی گویی این پیر! تو را به خدا كسی را داناتر از من نسبت به علم و ادب در مدینه می شناسی؟»

    محمد پاسخ داد:«نه»

    جنیدی گفت:« سوگند به خدا من بحثی را در ادبیات پیش می كشم و به تجزیه و تحلیل آن می پردازم، بعد می بینم او مطالبی را به گفته هایم می افزاید كه من از آنها استفاده می كنم و از او می آموزم. مردم گمان می كنند كه من به حضرت هادی علیه السلام درس می دهم ولی به خدا این من هستم كه از او درس می آموزم...»

    چند روز بعد محمد بن جعفر با جنیدی ملاقات كرد و پرسید:« حال این كودك چگونه است؟»

    جنیدی از این حرف برانگیخته شد و گفت:« دیگر این حرف را نزن، سوگند به خدا او بهترین انسان روی زمین و برترین خلق خدا است. گاهی می خواهد وارد اتاق شود، می گویم یك سوره از قرآن بخوان بعد وارد شو. می گوید:‌ كدام سوره؟ من سوره های بلند آغاز قرآن را نام می برم، او همان سوره را از آغاز تا انجام به طور دقیق و درست می خواند،‌ به گونه ای كه من درست تر از آن نشنیده ام. او قرآن را زیباتر از مزامیر داوود می خواند، به علاوه حافظ همه قرآن است و به تأویل و تنزیل( معنی باطنی و تفسیر ظاهری) قرآن آگاه است.»

    سپس جنیدی از روی تعجب گفت:« سبحان الله!!! این كودك با اینكه در میان دیوارهای سیاه مدینه رشد كرده، پس این دانش عمیق را از كجا آموخته است؟!»

    سرانجام همین جنیدی كه از دشمنان خاندان رسالت بود، مرید و سرسپرده آنها شد.(1)

    ----------------------------------------------------------

    (1) مآثر الكبری فی تاریخ سامرا،ج3، ص 95-96 . طبق زندگی امام هادی علیه السلام، باقر شریف قرشی، ص 23-24



     

    نوشته شده در پنجشنبه 22 خرداد 1393 ساعت 01:05 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام هادی-علم،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    امام هادی(علیه السلام) و علم غیبی
    سید ابو طالب محمّد بن حسین حسینى گرگانى از پدر خود حسین بن حسن ... از ابو هاشم جعفرى نقل كرد كه گفت: در مدینه بودم كه بغاء (یكى از سپهداران متوكل) در جستجوى اعراب شود لشكر بمدینه رسید حضرت هادى علیه السّلام فرمود: برویم ببینیم این سپهدار ترك چگونه صف آرائى كرده.
    بیرون شدیم ایستادیم تا سپاه آمد مردى از تركها از كنار ما گذشت حضرت هادى با او بزبان تركى صحبت كرد مرد ترك از اسب پیاده شد و سم مركب سوارى امام را بوسید. من او را قسم دادم كه این مرد بتو چه گفت.
    از من پرسید این مرد پیامبر است؟ گفتم: نه، گفت: مرا بنامى صدا زد كه در كودكى آن نام را بر من گذاشته بودند در سرزمین ترك و كسى تا این ساعت از آن نام اطلاع نداشت‏.(1)
    ---------------------------------------------------------------------------
    (1) اعلام الورى- ص 343
    برچسب‌ها: الله، امام، امام هادی، لشکر، ترک، کودک، اسم،
    نوشته شده در شنبه 13 اردیبهشت 1393 ساعت 11:52 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام هادی-علم،
  • [ نظرات ]