تبلیغات
امپراطورهای عالم - مطالب مرداد 1393

دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل

بسم الله الرحمن الرحیم


امام صادق(علیه السلام) و سخاوت پنهانی

هشام بن سالم می‏گوید: «رویه‏ی امام صادق این بود که چون پاسی از شب می‏گذشت، کیسه‏ای را به دوش می‏گرفت و محتویات آن را میان فقرای مدینه تقسیم می‏کرد. آنان از حضرت خبری نداشتند، تا اینکه پس از مرگ امام صادق روشن شد که چه کسی به آنان توجه داشته است.» (1). 
 خثعمی می‏گوید: «امام صادق کیسه‏ای دینار به من دادند که به شخصی بدهم و تاکید نمودند که اسم ایشان را نبرم. چون کیسه را به آن شخص دادم تشکر کرد؛ ولی از امام صادق گله کرد که با وصفی که قدرت دارد، به ما رسیدگی نمی‏کند!» (2) . 
--------------------------------------------------------------------------
 (1) بحارالانوار ج 47 ص 38 نقل از کافی ج 4 ص 8. 
 (2) مناقب ابن‏شهرآشوب ج 4 ص 273 - بحار قدیم ج 11 ص 89 نقل از امالی شیخ طوسی ره.

نوشته شده در جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 09:02 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام صادق-كرامات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    امام صادق(علیه السلام) و پادشاه هند

    می گویند: یکی از پادشاهان هند احوال امام صادق علیه‏السلام را شنیده بود و محبت آن حضرت در دلش جا کرد و این محبت روز به روز بیشتر می‏شد.
    روزی وی کنیزی در نهایت زیبائی و جمال را به همراه تحفه و هدایا و اجناس نفیسی را به عنوان هدیه به خدمت امام صادق علیه‏السلام روانه کرد.
    فرستاده‏ی او با آن اسباب به درب خانه آن حضرت رسید ولی امام صادق علیه‏السلام اجازه‏ی ورود نداد. وی مدتی بر درب خانه منتظر شد ولی باز موفق نشد که خدمت آن حضرت برسد. پس به برید بن سلیمان التماس نمود و با واسطه‏ی او توانست خدمت امام صادق علیه‏السلام برسد.
    بعد از سلام، آن مرد گفت: «من از راه دور از پیش پادشاه هند آمده‏ام و کاغذی سر به مهر دارم و مدتی است که در درگاه شما سرگردان هستم! آیا اولاد انبیاء اینچنین رفتار می‏کنند؟!» آن حضرت سر در پیش افکنده و جوابی نداد، بعد از لحظه‏ای فرمود: «البته بعد از مدتی خواهی فهمید.»
    چون مهر را از کاغذ برداشتند، نوشته بود که: «به نام خداوند بخشنده و مهربان، بسوی جعفر بن محمد الصادق، طاهر و پاک از هر پلیدی و بدی، می‏نویسد فلان پادشاه هند که فلان نام دارد: حق تعالی می‏خواهد که مرا بوسیله‏ی شما هدایت نماید، کنیزی که تا امروز از آن زیباتر و خوبتر ندیده بودم را با چیزهای دیگری از جواهر و حلی و زیور و بوی خوش و دیگر اجناس خدمت شما فرستادم. چون هیچ کس را به جز شما قابل این کنیز ندانستم هزار نفر از میان وزراء و علماء و کاتبان و امینان خود که صلاحیت امانت داشتند را انتخاب نموده و از آن هزار نفر، صد نفر و از آن صد نفر، ده نفر و از آن ده نفر، یک نفر را که میزاب بن حباب بود و اعتماد بر دیانت و امانت او داشتم، انتخاب نمودم و هدیه خود را به او سپرده و به خدمت شما فرستادم، به امید آن که مورد قبول شما بیفتد.»
    چون مضمون نامه خوانده شد، امام صادق علیه‏السلام رو به آن فرستاده کرد و فرمود: «اکنون برگرد ای خائن و هر چه آورده‏ای ببر که ما چیزی که در آن خیانت واقع شده است را قبول نمی‏کنیم.»
    آن شخص شروع به قسم خوردن نمود، آن حضرت فرمود: «اگر آن جامه‏ای که تو پوشیده‏ای بر علیه تو گواهی دهد، مسلمان می‏شوی؟!»
    او گفت: «مرا از این کار معاف کنید.»
    حضرت فرمود: «پس هر چه تو کرده‏ای را برای صاحبت می‏نویسم.»
    گفت: «اگر چیزی از من صادر شده باشد آن را بنویس.»
    آن حضرت رو به قبله کرد و دعا فرمود که: «خدایا! این پوستین را که این مرد پوشیده به سخن در آور تا بر آنچه کرده است، گواهی دهد.» و به او دستور داد که پوستین را در بیاورد و در آنجا بگذارد.
    آن هندی، پوستین را از تن خود بیرون آورد و آنجا گذاشت. ناگهان آن پوستین به زبان آمد و گفت: «ای پسر رسول خدا! فلان پادشاه، این مرد را امین ساخت و او را در حفظ آنچه با اوست بسیار سفارش نمود. در راه به منزلی رسیدیم، در آنجا باران بود و ما خیس شده بودیم. او خادمی که نامش بشیر بوده و همراه کنیز بود را از بدنبال کاری فرستاد. بعد کنیز را طلبید. آن راه پر از گل شده بود، کنیز لباسش را بالا گرفت تا جامه‏اش گل آلوده نشود که نظر این خائن بر ساق کنیز افتاد. پس او را پیش خود خواند و با او زنا کرد.»
    چون سخن پوستین به اینجا رسید هندی به خاک افتاد و اعتراف به خطای خود نمود. سپس پوستین خود را پوشید. ناگهان پوستین، حلق او را گرفت و رویش سیاه شد و نزدیک بود که بمیرد. در این هنگام امام صادق علیه‏السلام به آن پوستین دستور داد که: «او را بگذار که صاحبش به کشتن او اولی است.» و دستور داد که هدایا را پس ببرد. منتها با التماس حضار هر چه غیر از کنیز بود را نگه داشت و کنیز را به او برگرداند. هندی گفت: «صاحب من عقوبتش بسیار سخت است! مرا بکشتن می‏دهی.»
    امام صادق علیه‏السلام فرمود: «مسلمان شو تا کنیز را به تو ببخشم.»
    ولی آن ملعون قبول نکرد و چون برگشت، پادشاه باهوش و فراستی که داشت فهمید که او خیانت کرده است. پس آن کنیز را تهدید نمود و کنیز نیز ماجرا را نقل کرد. و پادشاه هر دوی آنها را کشت. بعد خدمت امام صادق علیه‏السلام نوشت که: «چون آنچه نفیس بود را پس فرستادی و چیزهایی که زیاد نفیس نبود را قبول فرمودید دانستم که خیانتی شده است و بر اولاد انبیاء این چیزها مخفی نمی‏ماند. پس کنیز را تهدید نمودم و او اقرار کرد و قصه‏ی پوستین را برای من نقل نمود. پس هر دوی آنها را گردن زدم و شهادت می‏دهم که خدا یکی است و به غیر از او خدائی نیست و محمد صلی الله علیه و اله و سلم که جد شما می‏باشد رسول خدا است و تو وصی و جانشین رسول خدا هستی و امیدوارم که انشاءالله تعالی به دنبال این نامه توفیق رسیدن به خدمتتان را بیابم.»
     پس بعد از مدتی اندک او به خدمت امام صادق علیه‏السلام رسید و اسلامش نیکو شد و از دوستان و شیعیان آن حضرت بود و خدمت آن حضرت را به پادشاهی ترجیح داد، تا اینکه از دنیا رفت و به بهشت وارد شد. (1) . 
    -----------------------------------------------------------------------------
     (1) حدیقة الشیعه.

    نوشته شده در جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 07:34 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام صادق-علم، امام صادق-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    امام صادق(علیه السلام) و نیمه شب

    شبی به دستور منصور (خلیفه‏ی عباسی) حضرت صادق علیه‏السلام را در نیمه‏های شب، با سر برهنه و بدون روپوش مناسب به حضور او آوردند. منصور با کمال جسارت و خشونت به آن حضرت علیه‏السلام گفت: ای جعفر! با این سن و سال، آیا شرم نمی‏کنی که خواهان ریاست هستی و می‏خواهی بین مسلمانان فتنه و آشوب به پاکنی؟! سپس شمشیر خود را از غلاف بیرون کشید و قصد جان امام علیه‏السلام را نمود. ناگاه جناب پیامبر اسلام رسول خدا علیه‏السلام در نظرش متمثل شد که خشمگین به او نگاه می‏کند؛ ترسید و شمشیرش را در غلاف نهاد. برای دومین بار نیز همین کار را تکرار کرد و باز رسول خدا صلی الله علیه و اله را با همان هیأت در برابر خود دید. این ماجرا تا سه بار اتفاق افتاد. سرانجام از ترس و به ناچاری از کشتن امام صادق علیه‏السلام منصرف گردید. (1) . 
    --------------------------------------------------------
     (1) منهاج الدموع.

    نوشته شده در جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 05:23 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام صادق-مصائب، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    امام صادق(علیه السلام) و معجزات ابراهیمی

    مردی آمد حضور امام صادق علیه‏السلام پرسیدم آن چهار مرغی که ابراهیم گرفت و کشت و با هم کوبید و سر چهار کوه گذاشت صدا کرد زنده شدند از یک جنس بودند یا از اجناس مختلف - آن حضرت فرمود شما می‏خواهید مانند آن را به شما بنمایم - گفتم آری آن حضرت فرمود ای طاوس فی الحال یک طاوس ظاهر شد بعد فرمود ای باز یک باز آمد فرمود ای کبوتر فی‏الفور کبوتری مقابلش نشست مرغی دیگر را که نام او را ننوشته‏اند صدا کرد حاضر شد تا همه را کشتند و ریزریز کردند و با یکدیگر درآمیختند و سرهای ایشان را نگاه داشت بعد سر طاوس را دست گرفت فرمود ای طاوس دیدم طاوس که گوشت و استخوان و پرهای او داخل اجزای دیگران بود از هم جدا شد و طاوس زنده گردید حاضر به حرکت درآمد - و آن سه مرغ دیگر هر یک به همین طریق جدا جدا زنده شدند و ما این معجزه را از پسر پیغمبر دیدیم. (1) . 
    ------------------------------------------------------------------
     (1) خرایج و بحارالانوار باب معجزات ص 107 ج 11.

    نوشته شده در جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 03:12 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام صادق-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    دستوراتی از امام صادق(علیه السلام) 

    سفیان ثوری گفت: خدمت حضرت صادق علیه‏السلام رسیدم عرض کردم: به من سفارشی (پندی) فرمایید تا بعد از شما آن را به کار بندم.

    حضرت فرمودند: به گوش می‏گیری، ای سفیان؟ 

    عرض کردم: آری، ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)

    حضرت فرمودند: ای سفیان، دروغگو را مردانگی نیست و حسود را آسایش و شاهان را برادری و مغرور و متکبر را دوستی و بداخلاق را سروری نیست. 

    حضرت سپس دم فروبستند.

    من گفتم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم)، بیشتر بفرمایید،

    حضرت فرمودند: ای سفیان، به خدا اعتماد کن، تا عارف باشی و به آن چه قسمت تو کرده است خرسند باش، تا توانگر باشی، چنان رفاقت کن که با تو رفاقت می‏کنند، تا بر ایمانت بیفزایی و با بدکار همنشینی مکن، که تو را بدکاری می‏آموزد و در کارهایت با کسانی مشورت کن که از خداوند عزوجل می‏ترسند. 

    پس حضرت دوباره دم فروبستند.

    گفتم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) بیشتر بفرمائید.

    حضرت فرمودند: ای سفیان، هر که عزت خواهد بی‏ آن که پادشاهی داشته باشد و قدرت خواهد بی ‏آن که برادران (و دوستان) داشته باشد و هیبت و شکوه خواهد بی ‏آن که مال و ثروت داشته باشد، باید از خواری معاصی خداوند به عزت طاعت او درآید. 

    باز حضرت دم فروبستند.

    عرض کردم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) باز هم بفرمایید.

    حضرت فرمودند: ای سفیان پدرم سه نکته‏ی ادب به من آموخت و از سه چیز نهی فرمود: اما آن سه نکته‏ی ادب که به من آموخت این بود که به من فرمود: فرزندم، هر که با یار بد بنشیند، به سلامت نماند و هر که گفتارش را در بند نکشد، پشیمان گردد و هر که به جاهای بدنام آمد و شد کند، مورد بدگمانی و اتهام قرار گیرد.

    عرض کردم: ای پسر دخت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آن سه چیز که شما را از آنها نهی نمودند چیست؟ 

     حضرت فرمودند: مرا از همنشینی با کسی که بر نعمت (دیگران) حسادت می‏ورزد و از گرفتاری و معصیت (دیگران) شاد می‏شود و یا کسی که سخن‏چین است نهی فرمود. (1) . 
    -------------------------------------------------------------------------
     (1) تحف العقول: 21791 367
    نوشته شده در جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 02:06 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام صادق-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    شهادت امام صادق علیه السلام
    در روز 25 شوال، امام صادق(علیه السلام) به واسطه ملعون ازل و ابد منصور دوانیقی( لعنة الله علیه) به شهادت رسید.
    برای اطلاعات بیشتر به قسمت صفحات جانبی وبلاگ( تقویم شیعه-شوال) مراجعه کنید.
    نوشته شده در جمعه 31 مرداد 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام صادق-شهادت، تقویم شیعه-شوال،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    منجی موعود در دین زرتشت2

    نمونه هایی از کتاب زرتشتیان:

    اعتقاد به منجی یکی از قدیمیترین مسائل در دین بهی است. انها هم همانند دیگر ادیان معتقدند که در اخرالزمان فردی ظهور خواهد کرد ودر مقابل اهریمنان قرار خواهد گرفت وعدالت را در زمین می گستراند  ودر نتیجه حکومت از ان خوبان است. برای نمونه به تعدادی ازمواردی که در کتب زرتشتیان به منجی موعود اشاره دارند به عنوان تذکار بیان می کنیم.


    در کتاب  یسنا هات 48بند 12 در مورد منجی اخرالزمان امده است:

    براستی کسانی از زمره سوشیانتها و رها کنندگان جهان بشمار خواهند رفت که فرمانهای مزدا و وظیفه خود را با نیک منشی بجای آورند و بر ضد خشم وستم بپا خیزند و آنرا در هم شکنند. [1]

     

    دركتاب زند [2]كه ازكتب مقدسه زرتشتیان است، درباره انقراض اشرار ووراثت صلحا مى گوید: لشكر اهریمنان با ایزدان، دایم در روى خاكدان محاربه وكشمكش دارند وغالباً پیروزى با اهریمنان باشد، امَا نه به طورى كه بتوانند ایزدان را محو ومنقرض سازند، چه در هنگام تنگى از جانب اورمزد كه خداى آسمان است به ایزدان كه فرزندان اویند یارى مى رسد و محاربه ایشان نه هزار سال طول مى كشد. آنگاه پیروزى بزرگ از طرف ایزدان مى شود و اهریمنان را منقرض مى سازند، وتمام اقتدار اهریمنان در زمین است و در آسمان راه ندارند، و بعد ازپیروزى ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم كیهان به سعادت اصلى خود رسیده، بنى آدم بر تخت نیكبختى خواهند نشست

     در بخش گات ها كه یكى از بخش هاى چهارگانه اوستاست، نویدهایى درباره ظهور حضرت مهدى (ع) وسیطره جهانى آن حضرت آمده است:... وهنگامى كه سزاى این گناهكاران فرا رسد، پس آنگاه اى مزدا كشورت را بهمن در پایان برپا كند، از براى كسانى كه دروغ را به دست هاى راستى سپرند، وخواستاریم از آنانى باشیم كه زندگى تازه كنند ... كى اى مزدا بامداد روز فراز آید، جهان دین راستین فرا گیرد، با آموزش هاى فزایش بخش پر خرد رهانندگان، كیانند آنانى كه بهمن به یارى شان خواهد آمد، از براى آگاه ساختن، من تو را برگزیدم اى اهورا

    بهمن را نماینده توانایى و منش نیك وراستى وپارسایى دادار اهور مزدا، تفسیر كرده اند و او کسی است که حکومت جهانی تشکیل خواهد داد،اگرچه در این بند نامی ازحضرت نیامده است ولی مسلما تشکیل حکومت جهانی وپیروزی نهائی به دست با کفایت ان حضرت اتفاق خواهد افتاد.

     

    جاماسب دركتاب معروف خود جاماسب نامه مى گوید: پیغمبر عرب، آخر پیغمبران باشد كه در میان كوه هاى مكه پیدا شود، وشتر سوار شود وقوم او شتر سواران خواهند بود، وبا بندگان خود چیز خورد، وبه روش بندگان نشیند، واو را سایه نباشد وازپشت سر، مثل پیش رو ببیند. دین او اشرف ادیان باشد وكتاب او باطل گرداند همه كتاب ها را ... واز فرزندان دختر آن پیغمبركه خورشید جهان وشاه زنان نام دارد، كسى پادشاه شود در دنیا به حكم یزدان، كه جانشین آخر آن پیغمبر باشد در میان دنیاكه مکه باشد ودولت او تا به قیامت متصل باشد وبعد از پادشاهى او، دنیا تمام شود... همه جهان را یك دین كند ودین گبرى و زرتشتى نماند، وپیغمبران خدا وحكیمان و پرى زادان و دیوان و مرغان وهمه اصناف جانوران و ابرها وبادها ومردان سفیدرویان در خدمت او باشند... [3]

    جاماسبنامه صفحه 121:

    «سوشیانس (نجات دهنده بزرگ) دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه كن سازد. ایزدان را از دست اهریمن نجات داده ، مردم جهان را همفكر و هم گفتار و هم كردار گرداند.»

     

    جاماسب در كتاب «جاماسبنامه» از زرتشت نقل می كند كه می گوید:

    «مردی بیرون آید از زمین تازیان، از فرزندان هاشم، مردی بزرگ سر، بزرگ تن و بزرگ ساق و بر آیین جد خویش و با سپاه بسیار و روی به ایران نهد و آبادانی كند و زمین را داد كند.

    و مردم بسیار شوند، و عمر دیگر باز، به درازى كشد و باز گردد چنان كه مردى بود كه او را پنجاه فرزند بود نر و ماده، و كوه و دشت پر از مردم شود، و پر از حیوان شود، و همچون عروسى شود.

    و همه كس به دین مهر آزماى (یعنى دین حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم)) باز آیند، و جور و آشوب از جهان برخیزد، چنان كه فراموش كنند كه چون سلاح باید داشتن، و اگر وصف نیكویى آن كنم تلخ گردد این زندگانى كه ما بدو اندریم.

     درهمان كتاب پس از بشارت دادن به نبوت حضرت رسول(صل الله علیه و اله) می گوید: «و از فرزندان دختر آن پیامبر كه خورشید جهان و شام زمان نام دارد، كسی پادشاه شود در دنیا به حكم یزدان كه جانشین آخر آن پیغمبر باشد. در میان دنیا كه مكه باشد و دولت او تا به قیامت متصل شود و ..... از خوبان و پیامبران گروه بسیار را زنده كند.....»

     


    [1] یسنا ۴۸ بند ۱۲

    [2] كتاب زند

    [3] جاماسب نامه ص 124

    نوشته شده در پنجشنبه 30 مرداد 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-در ادیان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    منجی موعود در دین زرتشت1

      دین زرتشت که به دین بهی هم نامیده می شود قدیمی ترین ادیان الهی هست.دین زرتشت رامی توان دین ایرانی نامید چونکه مرکز وپایه اصلی ان درایران باستان وجود داشت وهم اکنون اکثرپیروان دین زرتشت در سرزمین ایران زندگی می کنند که موجب نشرآن دربرخی کشورهای دیگر شده اند.

     اینگونه می گویند که دین زرتشت درحدود 1500تا3000هزارسال قبل میلاد مسیح برزرتشت که نام واقعی اودرگاثاها زرتوشتره اسپیتا مه است وحی شده است.

    درمورد قدمت دین زرتشت، اقوال متفاوتی وجود دارد، برخی از مستشرقین بر این نظرند که این دین حدود هفت هزار سال قبل میلاد مسیح به واسطه فردی به نام اشوزرتشت یا زرتشتره  بنیان نهاده شد.بنا بر قول دیگر دین زرتشت که به دین بهی هم نامیده می شود در حدود 1500 تا3000 سال قبل مسیح بر زرتشت که نام واقعی او درگاثاها  رزتوشتره اسپیتامه است وحی شده است. اقای جان بی ناس در کتاب معروف خود در مورد  قدمت دین زرتشت، قول محققینی که قدمت آنرا در 660 سال ق /م می دانند بهتر می داند.   اما  بنا بر قول قویتر قدمت دین زرتشت به 329 تا600 سال /ق م/ می رسد.[1]

    مطا بق آنچه که از کتاب مقدس زرتشتیان معلوم است اینست که زرتشت در مدی (نام یکی از شهر یا مناطق ان زمان) به دنیا آمد و از میان طا یفه ای به نام مغ ها برخاست که مردمی عا قل و اهل نظر و فیلسوف ودانشمند بودند. وقتی زرتشت به سن 20 رسید از دامهائی که افسونگران و جادوگران و احضار کنندگان ارواح برای او درست کرده بودند گریخت و از دنیا کناره گیری کرد و شاید این عمل برای این بود که خود را آماده اجرای فرمان آسمانی که به او وحی شده بود نماید.

    در سی سالگی به الهامات و وحی های آسمانی رسید که در آنها امشاسپند و (هومانو) که به معنی پندار نیک است بنظر او آمد؛ و او را به آسمانها برد و به خدا نزدیک کرد. زرتشت دستورات خدائی را گرفت، به فواصل ده سال شش بار دیگر این الهامات به او دست داد، در چهل سالگی رسماً برای تبلیغ دین جدید به مبارزه و پیکار پرداخت.

    مساله موعود بنحوعام و مهدویت بنحو خاص یکی ازمسائل نادری هست که تمام ادیان به آن بطور کامل پرداخته اند وهرگونه تردیدی را ازآن سلب می کند. دین زرتشت هم مانند ادیان دیگر فارق از این مساله نشده است.اقای جان بی ناس در کتاب معروفش اینگونه مگوید:دین زرتشت نخستین مذهبی است که در جهان از مساله حیات عقبی و قیامت سخن به میان آورده است و مساله اخرالزمان را به مفهوم کامل خود طرح کرده است.[2]

    دین زرتشت هم به عنوان یک دین الهی به مساله مهدویت با نگاه سبز نگرسته است و مهدویت یکی از اساسی ترین مسائل دین بهی است دین زرتشت همواره به پیروان خود آموخته است که پیروزی نهائی ازآنٍ مومنین خواهد بود ودر کتاب مقدسشان این نوع نگاه دنبال شده است

    نکته جالب این است که این دین با تمام تحریفات ونواقصی که دارد به مساله مهدویت بطور مفصل پرداخته است واین ازمعجزات الهی است که این مساله اینگونه وبه شکلی زیبا به دست ما رسیده است،اگرچه زرتشتیان به آنچه که ما اعتقاد داریم بطور دقیق عقیده ندارند ولی وجه اشتراک آنها درظهورمهدی نوعی است که در دین بهی دارای نام دیگری می باشد؛ یعنی آنها هم براین عقیده اند که فردی در آینده ظهور خواهد کرد وپیروان دین زرتشت را ازدست ظلم وستم نجات خواهد داد، این یک اصل اساسی و مشترک بین ادیان الهی است.

    به موجب مقررات آئین زرتشت هر هزار سال از دختری باکره از نطفه زرتشت نجات دهنده ای نمایان می شود، در هزاره سوم یعنی آخرین دوره (سوشیانت) ظهور می کند، مردگان زنده می شوند؛ حوادث آسمانی موجب ذوب شدن فلزات در دل کوهها می گردد؛ فلز ذوب شده برای مؤمنین شیر سرد و برای دشمنان دین، دردناک است، مردم بدکار و شیاطین نابود می شوند، نیکوکاران به آب زندگی جاوید میرسند. طبق مدرکی سوشیانت و بنا بر سند دیگر شخص زرتشت خودش آئین مزدا را تکریم و تقدیس می کند؛ خرای از جهان میرود و خوشی و شادی برقرار میگردد.

     کرگ لینگر مینویسد: در دین زرتشت مفهوم بزرگی وجود دارد که نه در آئین مصریان قدیم دیده می شود و نه در اندیشه های بسیار عمیق هندو، آن این است که جهان دارای تاریخ است و از قانون تحول پیروی می کند، وضع فعلی جهان را به مرحله نهائی رهبری می کند، همه نیروها در کار خود باید به آن راه بروند، در نظر زرتشت دنیا از برنامه استمرار تاریخ پیروی می کند و میدان جنگ است، مبارزه ای پر شور، نیروها را مقابل یکدیگر قرار داده است و این امر واجب است و نتیجه آن تکامل مردم با تقوی و بهره مندی از زندگی جاویدان است.

    همنطورکه گفته شد منجی موعود دردین زرتشت سوشیانت نام دارد.  اعتقاد به منجی یکی از قدیمیترین مسائل در دین بهی است. انها هم همانند دیگر ادیان معتقدند که در اخرالزمان فردی ظهور خواهد کرد ودر مقابل اهریمنان قرار خواهد گرفت وعدالت را در زمین می گستراند 



    [1] تاریخ ادیات و مذاهب جهان بخش زرتشت

    [2] تاریخ جامع ادیان ص 310

    نوشته شده در چهارشنبه 29 مرداد 1393 ساعت 01:49 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-در ادیان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    برخی از علائم آخرالزمان در دین مسیحیت

    در دین مسیح هم همانند دین اسلام علائمی برای اخرالزمان وظهور منجی ذکر شده است که به تعدادی از ان موارد اشاره کردیم:

     1:انجیل در تمامی جهان تبلیغ خواهد شد

    در متی 24، مسیح از جنگها، بیماریهای همهگیر، زلزلهها و آزار و شكنجهی پیروانش میگوید. در آیهی 14 میگوید: «و این مژدهی پادشاهی در سرتاسر جهان اعلام خواهد شد تا شهادتی برای همهی قومها باشد. آن گاه پایان فراخواهد رسید

    2:مصیبت چنان عظیم است كه بدون دخالت خداوند، هیچ بشری جان سالم بهدر نمیبرد

    مسیح عبارات مبهوتكنندهای را در متی 22ـ21 : 24 بیان میكند. او میگوید كه در زمان پیش از بازگشت او چنان مصیبت عظیمی روی خواهد داد که مانندش از آغاز جهان تاکنون روی نداده است. او همچنین گفته است كه اگر بازنگردد «هیچ بشری جان سالم به در نمیبرد» و حیات بشر بر روی زمین نابود خواهد شد.

    3:رسم قربانیدر اورشلیم

    در متی 19ـ15 :24، مسیح هشدار میدهد كه زمانی كه «مکروهِ ویرانگر را» ... «در مکان مقدّس برپا بینید»، خواهیم دانست كه پایان زمان بسیار نزدیك است. «مكان مقدس» با معبدی تاریخی كه در اورشلیم قرار دارد و نمادی از تخت خداوند است، در اتباط است. «مكان مقدس» به معنی محضر خداوند است.

    مسیحیان بر این عقیده اند که برای تحقق این پیشگوئی باید یهودیان بر اورشلیم و فلسطین مسلط شوند تا رسم قربانی که از احکام و یهودیان است انجام گردد ازاینروزمینه را برای تسلط یهودیان وتاسیس کشوری یهودی فراهم کردند.

    اعتقاد به اخرالزمان به گونه ای به زندگی بشر امیخته شده که تقریبا یک رابطه ناگسستنی دارند بطورمثال تشکیل رژیم صهیونیستی اسرائیل وتخریب بیت المقدس وجنگ عراق وتلاش برای نابودی ایران وظهوروبروزجنگنها وبسیار موارد دیگررا می توان نام برد که با این مساله در ارتباط هستند.


    نوشته شده در یکشنبه 26 مرداد 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-در ادیان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    منجی موعود دردین مسیحیان

      پیام اور دین مسیحیت حضرت عیسی روح الله ع است،ایشان در سی سالگی به پیامبری مبعوث شدند .مسیحیت به گفته خودشان مکمل ومتمم دین حضرت موسی کلیم الله ع است ایندو دین الهی در بسیاری از موارد اشتراک دارند ازجمله اینکه انها در قسمتی از کتاب مقدس به نام عهد قدیم که همان کتاب مقدس یهودیان است اشتراکات فراوانی دارند. یکی دیگر از اشتراکات دو دین مسیح ویهود اعتقاد به ظهور منجی اخرالزمان است که انها از ظلم وستم و بدبختی نجات خواهد داد،این مساله در مسیحیت اصلا قابل انکار نیست زیرا علاوه برتصریحات واشاراتی که کتاب مقدس به این مساله دارد، به

    عبارت دیگر علاوه بر تئوری ظهورمنجی در اخرالزمان،این موضوع بطور عملی هم در دین مسیحیت اتفاق افتاده است که ازان به مدعیان دروغین

    ظهور عیسی مسیح تعبیر می شود،در طول تاریخ مسیحیت بطور مکرر اتفاق افتاده است که افرادی برای جلب توجه ومنافع بیشتر دست به چنین اقدامی زده اند که لازمه ان این است که میسحیان به ظهورمنجی در اخرالزمان اعتقاد دارند وگرنه لزومی نداشته است که آن افراد بیایند وچنین ادعائی بکنند


    مدعیان دروغین

    برای اثبات گفته های خود اسم تعدادی از افرادی که چنین ادعائی کرده اند را برای شما ذکرمی کنیم که برجسته ترین این افراد ازاین قبیل است:

     تئوداس كه در سال 44 میلادى ظهور كرد و خود را عیسى نامید. و سرانجام به دست سپاهیان رومى اسیر گشت و پیروانش قتل عام شدند.1

     تئوداس دوم ؛ او نیز از مصر برخاست و مدعى شد كه مسیح است . او و یارانش نیز كشته شدند.2

     تئوداس سوم ؛ او نیز مدعى شد كه عیسى است و كشته شد.3

     مناحم یهودى ؛ فرزند یهوداى جلیلى و نوه حزقیال ، مدعى شد كه عیسى است . او و پیروانش كشته شدند.4

     سیمون ماگوس ؛ مدعى شد كه عیسى است .5

     دولیتوس ؛ مدعى شد كه عیسى مسیح موعود است .6

     مسبر كوخا؛ مدعى شد كه مسیح موعود است .7

     ابو عیسى اسحاق بن یعقوب اصفهانى ؛ در عهد مروان اموى و منصور عباسى ، مدعى شد كه مسیح موعود است .8

     یوذعان همدانى ؛ او نیز كه از شاگردان ابوعیسى بود، خود را مسیح موعود نامید.9

     سرنیوس ؛ از مردم سوریه بود كه مدعى شد عیسى است .10

     داود الروى ؛ در سال 1127 میلادى در آذربایجان ظاهر شد و مدعى گردید كه مسیح موعود است .11

     ابراهیم بن سموئل : از اهالى ساراكوس در سال 1204 میلادى مدعى شد كه مسیح موعود است .12

     موسى بوتال ؛ از مردم سیزوس مدعى شد كه مسیح موعود است .13

     اسژلامیلین ؛ در سال 1502 میلادى ادعا كرد كه عیسى است .14

    یعقوب كرسن ؛ در سده چهارم میلادى مدعى شد كه عیسى میسح است .15

     سلیمان مولخو؛ در سال هاى 1501 تا 1532 م مدعى شد كه مسیح موعود است .16

     شباطه ظبّى ؛ در سال 1676 میلادى مدعى شد كه مسیح موعود است .17

     نهیسا؛ در سال 1676 میلادى مدعى شد كه مسیح موعود است .18

     موسى حیم لوزاتو؛ در سال 1707 میلادى مدعى شد كه مسیح موعود است .19

    نوشته شده در شنبه 25 مرداد 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-در ادیان،
  • [ نظرات ]