تبلیغات
امپراطورهای عالم - مطالب تیر 1393

دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل

بسم الله الرحمن الرحیم

 

خبر ظهور و كارهای حضرت مهدی(عجل الله فرجه) در معراج

مفضل بن عمر از حضرت صادق جعفر بن محمد (علیه السلام) روایت كرده كه آن جناب از پدر بزرگوارش و او از پدران خود و آنها از حضرت أمیر المؤمنین (علیه السلام) روایت كرده‏اند كه فرمود رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمود كه چون كه من بآسمان سیر داده شدم جناب رب الارباب جل جلاله وحى فرستاد و فرمود بمن اى محمد چون كه نظر مرحمت بزمین انداختم برگزیدم ترا از اهل زمین پس ترا پیغمبر قرار دادم و مشتق كردم از براى تو از اسم خود اسمى را پس منم محمود و توئى محمد پس چون كه ثانیا نظر كردم برگزیدم از اهل زمین على را و وى را وصى تو و جانشین تو و شوهر دختر تو و پدر ذریه تو قرار دادم و مشتق گردانیدم از براى او اسمى را از اسماء خودم پس منم على اعلى و او است على و فاطمه و حسن و حسین را از نور شما دو نفر قرار دادم پس از آن ولایت و محبت ایشان را بر ملائكه عرضه داشتم هر كس قبول ولایت نمود نزد من از مقربین درگاه شد اى محمد اگر بنده مرا بندگى كند تا اینكه قطعه قطعه شود پس مثل انبان و مشك كهنه شود پس از آن نزد من انكار كند ولایت و محبت ایشان را او را در بهشت خود جاى ندهم و در سایه عرش خود مكان ندهم اى محمد آیا دوست میدارى ایشان را به بینى گفتم بلى اى پروردگار من فرمود بلند كند سر خود را پس چون سر خود را بلند نمودم دیدم انوار على و فاطمه و حسن و حسین و على بن الحسین و محمد بن على و جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على و حجة بن الحسن كه در وسط ایشان قائم بود مثل ستاره درخشنده، عرض كردم اى پروردگار من كیستند اینها؟

فرمود اینها ائمه(علیهم السلام) هستند و آن كسى كه در وسط ایشان قائم(عجل الله فرجه) است كسى است كه حلال میكند حلال مرا و حرام میكند حرام مرا و باو انتقام میكشم از دشمنان خودم و او راحت دوستان من است و او كسى است كه شفا میدهد قلوب شیعه ترا از ظلم ظالمان و جاحدان و كافران پس بیرون مى‏آورد دو بت بزرگ لات و عزى را در حالتى كه هر دو تر و تازه باشند پس میسوزاند آنها را و فتنه كه مردم در آن وقت بجهت این دو بت بر پا كنند سخت‏تر است از فتنه گوساله و سامرى. «مترجم گوید» ظاهرا مراد از دو بت بزرگ ابو بكر و عمر باشد(1)

 

---------------------------------------------------

 

(1) عیون أخبار الرضا ع-ترجمه آقا نجفى، ج‏1، ص: 38

برچسب‌ها: الله، امام، محمد، علی، قائم، شیعه، ستاره،
نوشته شده در سه شنبه 31 تیر 1393 ساعت 09:00 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-اخبار در مورد امام زمان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    قائم مقام پدر

    محمّد بن ابراهیم بن مهزیار مى‏گوید: هنگام وفات ابو محمّد امام حسن عسكرى(علیه السّلام) بسیار ناراحت شدم. نزد پدرم مقدار زیادى از بیت المال جمع شده بود كه آنها را به كشتى منتقل كرد و مى‏خواست به طرف عراق برود. من هم براى بدرقه او رفته بودم كه همان جا مریض شد و گفت: مرا برگردان این مرض موت است. و در باره این مال از خدا بترس. وصیّت كرد و سپس از دنیا رفت.

    با خود گفتم: پدرم به چیزى كه درست نباشد وصیّت نمى‏كند. این مال را به عراق مى‏برم. اگر در آنجا كسى را كه باید مال را به او بدهم، یافتم به او مى‏سپارم و اگر نیافتم، انفاقش مى‏كنم. ولى در این باره به كسى چیزى نگفتم. در نزدیكى ساحل، خانه‏اى كرایه كردم و چند روز آنجا ماندم تا اینكه شخصى با نامه‏اى پیش من آمد كه در آن نوشته بود:

     «اى محمّد! همراه تو این مقدار مال است». و تمام خصوصیات آنها را توضیح داده بود. در حالى كه خود من هم مانند او نمى‏دانستم. مال را به آن شخص دادم.

    و چند روز همین طور بودم و كسى از احوالم نمى‏پرسید لذا از این مسأله غمگین بودم.

    و مجددا نامه‏اى به این مضمون رسید كه: «ما تو را به جاى پدرت منصوب نمودیم. بنا بر این خدا را شكر كن»(1)(2)

    -------------------------------------------------------------------

    (1) بحار: 51/ 364، حدیث 12.

    (2) جلوه‏هاى اعجاز معصومین علیهم السلام، ص: 356و357

     

      

    نوشته شده در سه شنبه 31 تیر 1393 ساعت 06:49 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-نماینده ها، امام زمان-نامه ها،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    بیست و چهارم ماه رمضان

    مرگ ابولهب(لعنة الله علیه)

    در این روز و به قولى در 25 ماه رمضان ابولهب به درك واصل شد(1).

    ------------------------------------------------

    (1) نفائح العلام : ص 463.

    برچسب‌ها: الله، ماه، رمضان، مرگ، ابولهب، لعن، تقویم،
    نوشته شده در سه شنبه 31 تیر 1393 ساعت 05:16 ب.ظ توسط : داعی | دسته : تقویم شیعه-رمضان، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    بیست و سوم ماه رمضان
    نزول قرآن

    شب نزول قرآن است(1)  و به قولى در شب 24 ماه رمضان بوده است(2).

    -------------------------------------------------

    (1) مسار الشیعه : ص 10. بحار الانوار: ج 88 ص 7.

    (2) بحار الانوار: ج 95 ص 196.


    نوشته شده در یکشنبه 29 تیر 1393 ساعت 10:09 ب.ظ توسط : داعی | دسته : تقویم شیعه-رمضان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    مدح امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)


    من کیستم گدای تو یا مرتضی علی

    احیای من ثنای تو یا مرتضی علی

    عمری بود ز لطف خداوند زنده ام

    در سایه ی لوای تو یا مرتضی علی

    ما را خدا شبیه نجف پر بها نمود

    در سینه ها ولای تو یا مرتضی علی

    باید به دست آتش دوزخ حواله داد

    آن دل که نیست جای تو یا مرتضی علی

    تا روز حشر تشنه ی جام ولایتم

    سرمستم از ولای تو یا مرتضی علی

    امشب نه اهل فرش تمامی عرش حق

    باشد به اقتدای تو یا مرتضی علی

    از حب حیدر است که خاکم حسینی است

    ممنونم از عطای تو یا مرتضی علی

    عالم همه طفیلی ذات مقدّست

    هستی ترابِ پای تو یا مرتضی علی

    هستند اولیای اولوالعزم مفتخر

    بر خدمت سرای تو یا مرتضی علی

    شرط قبولی همه طاعات روز حشر

    باشد فقط ولای تو یا مرتضی علی  

    میزان اگر تویی به قیامت عجیب نیست

    بخشندم از وفای تو یا مرتضی علی

    قرآن بود به نطق و نمازت نیازمند

    زیباست با نوای تو یا مرتضی علی

    صحبت نمود حق، شب معراج با نبی

    با لحن آشنای تو یا مرتضی علی

    زهرا که افتخار خدا بر ملائک است

    باشد فقط برای تو یا مرتضی علی

    زینب که تکیه گاه حسین و حسن بود

    گردیده مبتلای تو یا مرتضی علی...

    شاعر: احسان محسنی فر


    نوشته شده در یکشنبه 29 تیر 1393 ساعت 07:16 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-اشعار،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    خطبه امام حسن(علیه السلام) پس از خاكسپاری امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) (1)

    عموم راویان حدیث و مورخین نوشته‏اند شبى كه امیر المؤمنین(صلوات الله علیه)به شهادت رسید و حسنین(علیهما السلام)جنازه پدر را دفن كردند، فرداى آن شب امام مجتبى(علیه السلام)به مسجد رفت و براى مردم سخنرانى كرد، و طبق روایت امالى صدوق سخنرانى آن حضرت این گونه بود كه پس از حمد و ثناى الهى فرمود:

    «ایها الناس فى هذه اللیلة نزل القرآن، و فى هذه اللیلة، رفع عیسى بن مریم، و فى هذه اللیلة قتل یوشع بن نون، و فى هذه اللیلة مات ابى امیر المؤمنین(صلوات الله علیه)، و الله لا یسبق ابى احد كان قبله من الاوصیاء الى الجنة، و لا من یكون بعده، و ان كان رسول الله(صلی الله علیه و آله) لیبعثه فى السریة فیقاتل جبرئیل عن یمینه و میكائیل عن یساره و ما ترك صفراء و لا بیضاء الا سبعماة درهم فضلت من عطائه كان یجمعها لیشترى بها خادما لاهله‏».(2)

    «اى مردم در این شب قرآن نازل شد، و در این شب عیسى بن مریم را به آسمان بردند، و در این شب یوشع بن نون كشته شد، و در این شب پدرم امیر المؤمنین(صلوات الله علیه)از این جهان رحلت كرد، به خدا سوگند هیچ یك از اوصیا بر پدرم در رفتن به بهشت پیشى نجسته، و نه هر كس كه پس از اوست، و این گونه بود كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) او را در هر ماموریت جنگى كه مى‏فرستاد جبرئیل در سمت راست او و میكائیل در سمت چپ او مى‏جنگیدند و هیچ درهم و دینارى پس از خود به جاى نگذارد جز هفتصد درهم كه از جیره بیت المال او زیاد و اضافه آمده بود و آن را جمع كرده بود تا خادمى براى خانواده خود خریدارى كند.»

    و شیخ مفید در ارشاد سخنرانى آن حضرت را این گونه نقل كرده: «و روى ابو محنف لوط بن یحیى، قال: حدثنى اشعث‏بن سوار، عن ابى اسحق السبیعى و غیره، قالوا: خطب الحسن بن على(علیهما السلام) فی صبیحة اللیلة التى قبض فیها امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) فحمد الله و اثنى علیه و صلى على رسول الله(صلی الله علیه و آله)

    ثم قال:  لقد قبض فى هذه اللیلة رجل لم یسبقه الاولون بعمل و لا یدركه الآخرون بعمل لقد كان یجاهد من رسول الله فیقیه بنفسه، و كان رسول الله(صلی الله علیه و آله) یوجهه برایته فیكنفه جبرئیل عن یمینه و میكائیل عن شماله، و لا یرجع حتى یفتح الله على یدیه.

    و لقد توفى(ع)فى اللیلة التى عرج فیها بعیسى بن مریم، و فیها قبض یوشع بن نون وصى موسى(ع)و ما خلف صفراء و لا بیضاء الا سبعماة درهم، فضلت عن عطائه اراد ان یبتاع بها خادما لاهله. »

    ثم خنقته العبرة فبكى و بكى الناس معه.

    ثم قال:« انا ابن البشیر انا ابن النذیر، انا ابن الداعى الى الله باذنه، انا ابن السراج المنیر، انا من اهل بیت اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا، انا من اهل بیت فرض الله مودتهم فى كتابه فقال تعالى: «قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فى القربى، و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنا» (3) فالحسنة مودتنا اهل البیت‏» (4).

    ابو محنف(به سندش)از ابى اسحق سبیعى و دیگران روایت كرده كه گفتند: امام حسن(علیه السلام) در بامداد آن شبى كه امیر المؤمنین(صلوات الله علیه) در آن شب از دنیا رفت‏خطبه خواند، و حمد و ثناى خداى را به جاى آورد و بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درود فرستاد، آنگاه فرمود:

    «به حقیقت در این شب مردى از دنیا رفت كه پیشینیان در كردار از او پیشى نجستند، و آیندگان نیز در كردار به او نرسند، همانا با رسول‏خدا(ص)جهاد كرد و با جان خویش از آن حضرت دفاع نمود، و رسول خدا(ص)او را با پرچم خود(به جنگها)فرستاد و(جبرئیل و میكائیل)او را در میان مى‏گرفتند، جبرئیل از سمت راستش، و میكائیل از سمت چپ او، و باز نمى‏گشت تا به دست تواناى او خداوند(جنگ را)فتح كند.

    و در شبى از دنیا رفت كه عیسى بن مریم در آن شب به آسمان بالا رفت، و یوشع بن نون وصى حضرت موسى(ع)در آن شب از دنیا رفت، و هیچ درهم و دینارى از خود به جاى نگذاشته جز هفتصد درهم كه آن هم از بهره‏اش(كه بیت المال داشت)زیاد آمده، و مى‏خواست‏با آن پول براى خانواده خود خادمى خریدارى كند»،

    (این سخن را فرمود)سپس گریه گلویش را گرفت و گریست، مردم نیز با آن حضرت گریه كردند، آنگاه فرمود:

    « منم فرزند بشیر(مژده دهنده به بهشت، یعنى رسول خدا(صلی الله علیه و آله)كه از نامهاى آسمانى او بشیر است) منم فرزند نذیر(ترساننده از جهنم)منم فرزند آن كس كه به اذن پروردگار مردم را به سوى او مى‏خواند، منم پسر چراغ تابناك(هدایت)، من از خاندانى هستم كه خداى تعالى پلیدى را از ایشان دور كرده و به خوبى پاكیزه‏شان فرموده، من از آن خاندانى هستم كه خداوند دوستى ایشان را در كتاب خویش(قرآن)فرض و واجب دانسته و فرموده است: «بگو نپرسم شما را بر آن مزدى جز دوستى در خویشاوندانم و آنكه فراهم كند نیكى را بیفزاییمش در آن نكویى را»پس نیكى در این آیه دوستى ما خاندان است.»

    و نظیر همین دو سخنرانى با مختصر اختلافى در بسیارى از كتابهاى اهل سنت نیز نقل شده كه هر كه خواهد مى‏تواند در ملحقات احقاق الحق بخواند(5).

    -----------------------------------------------------

    (1) زندگانى امام حسن مجتبى علیه السلام، سید هاشم رسولى محلاتى، ص. 192

    (2) امالى صدوق، ص 192.

    (3) سوره شورى، آیه 22.

    (4) ارشاد مفید، ج 2، (مترجم)، ص 4، و نظیر این روایت از امالى شیخ و تفسیر فرات و غیره نیز نقل شده(بحار الانوار، ج 43، ص 361).

    (5) ملحقات احقاق الحق، ج 11، صص 93-182.

     

    نوشته شده در شنبه 28 تیر 1393 ساعت 09:30 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-شهادت، امام حسن-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    بیست و یكم ماه رمضان

    قتل ابن ملجم و قطام(لعنة الله علیهما)
    در این روز ابن ملجم با یك ضربت شمشیر به جهنم فرستاده شد. بعد از كشته شدن ابن ملجم مردم به سوى قطام ملعونه فاسقه هجوم آوردند و او را با شمشیر به درك فرستادند و جثه اش را بیرون كوفه سوزانیدند(1).
    ابن بطوطه متوفى سال 779 هـ گفته است : هنگامى كه به كوفه مسافرت كردم ، در غربى جبانه كوفه در زمینى سفید، زمینى بسیار سیاه دیدم و علت را پرسیدم . گفتند: اینجا قبر ابن ملجم است . عادت اهل كوفه این است كه هر سال هیزم زیادى مى آوردند و 7 روز در این مكان مى سوزانند(2).

    ---------------------------------------------------

    (1) نفائح العلام : ص 410.

    (2) نفائح العلام : ص 409.

     


    برچسب‌ها: الله، شمشیر، قتل، ابن ملجم، قطام، لعن، كوفه،
    نوشته شده در شنبه 28 تیر 1393 ساعت 03:50 ب.ظ توسط : داعی | دسته : تقویم شیعه-رمضان، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    بیست و یكم ماه رمضان

    بیعت با امام مجتبى (علیه السلام)
    در این روز مردم پس از شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) با امام حسن (علیه السلام ) بیعت كردند(1).

    ----------------------------------------------

    (1) كشف الغمه : ج 1 ص 538.


    نوشته شده در شنبه 28 تیر 1393 ساعت 12:00 ب.ظ توسط : داعی | دسته : تقویم شیعه-رمضان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    بیست و یكم ماه رمضان
    شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام
    )
    امام المتقین امیرالمؤمنین (علیه السلام ) در شب بیست و یكم ماه رمضان مقارن طلوع فجر به شهادت رسید، در حالى كه از سن مبارك حضرتش 63 سال گذشته بود(1). در بیستم ماه رمضان اثرات سم در پاهاى مبارك امیرالمؤمنین (علیه السلام ) ظاهر شد و پاهاى مبارك ورم كرد(2). در شب بیست و یكم اثر زهر بر بدن مبارك امیرالمؤمنین (علیه السلام) بسیار شد. حضرت فرزندان و اهل بیت خود را جمع كرد و با آنها وداع نمود و وصیت هاى خود را فرمود. در آن شب هر چه خوردنى و آشامیدنى آوردند تناول نفرمود، ولبهاى مباركش به ذكر خدا حركت مى كرد، و مانند مروارید عرق از پیشانى نازنینش مى ریخت و با دست مبارك خود آن را بر طرف مى كرد.
    به امام مجتبى (علیه السلام ) فرمود: تو را به برادرت حسین (علیه السلام ) وصیت مى كنم . به فرزندان دیگر كه از فاطمه زهرا (علیها السلام) نبودند، فرمود:« شما را وصیت مى كنم به اطاعت از حسن و حسین» . سپس فرمودند: «خداوند شما را صبر نیكو كرامت فرماید. امشب از میان شما مى روم و به حبیب خود محمد مصطفى (صلى الله علیه و آله ) ملحق مى شوم چنانچه مرا وعده داده است ». صداى گریه از اهل بیت(علیهم السلام) بلند شد. آنگاه دستوراتى در مورد غسل ، كفن ، نماز و محل دفن به امام مجتبى (علیه السلام ) فرمودند و با امام حسین (علیه السلام ) و حضرت زینب (علیها السلام ) كلماتى از كربلاء فرمودند.
    بعد از وداع با همگان دست و پاى مبارك را به طرف قبله كشیدند و فرمودند: اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ، و چشمان مبارك را بستند و بهشت را به قدوم خویش مبارك فرمودند.
    صداى شیون و گریه از خانه آن حضرت بلند شد. اهل كوفه كه باخبر شدند، صداى شیون و ناله از تمامى شهر برخواست ، مانند روزى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از دنیا رفتند. در آن شب آفاق آسمان متغیر گشت و زمین لرزید و صداى تسبیح و تقدیس فرشتگان از هوا شنیده شد.
    سپس مشغول غسل آن حضرت شدند. بعد از غسل و كفن ، امام حسن و امام حسین (علیه السلام ) پشت سر تابوت را همانطور كه حضرت فرموده بودند برداشته ، جلو تابوت خودش حركت مى كرد، تا در مكانى فرود آمد.
    بعد از نماز بر آن حضرت توسط امام مجتبى (علیه السلام )، مقدارى از زیر تابوت را كندند و قبرى آماده یافتند كه داخل آن لوحى مسى یا سفالى بود و بر آن نوشته شده بود:

    «بسم الله الرحمن الرحیم ، این قبرى است كه نوح پیامبر براى بنده صالح خدا على بن ابى طالب حفر نمود است ».

     بدن مطهر آن حضرت را دفن نمودند و حسب وصیت آن حضرت ، قبر مطهرش ‍ را مخفى نمودند تا در زمان هارون بر همگان معلوم شد.
    فرزندان آن حضرت از همسران مختلف 28 دختر و پسرند(3) .پنج نفر آنها اولاد حضرت صدیقه طاهره فاطمه زهرا (سلام الله علیها) هستند كه عبارتند از امام حسن و امام حسین و زینب كبرى وام كلثوم و حضرت محسن (علیهم السلام ) كه در دوران حمل در شش ماهگى توسط منافقین در ماجراى هجوم به خانه امیرالمؤمنین (علیه السلام ) به شهادت رسید. حضرت عباس (علیه السلام ) و جعفر و عثمان و عبد الله در كربلا به شهادت رسیدند، كه مادرشان حضرت ام البنین(سلام الله علیها) است . بقیه اولاد حضرت از همسران دیگر هستند.
    وقتى خبر شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) به عایشه رسید چنان خوشحال شد كه بى اختیار شعرى خواند و سپس گفت : چه كسى على را كشت ؟ جواب دادند: ابن ملجم . گفت : خاك بر دهانش مباد (كنایه از اینكه خوب كارى كرد)(4).
    در شب 21 ماه رمضان حضرت عیسى بن مریم (علیه السلام ) به آسمان برده شد(5)؛ و در همین شب حضرت موسى بن عمران و یوشع بن نون (علیهم السلام ) رحلت نمودند(6).

    ---------------------------------------------------------

    (1) كافى : ج 2 ص 465. منتهى الآمال : ج 1 ص 183. ارشاد: ج 1 ص 19. اعلام الورى : ج 1 ص 309. كشف الغمه : ج 1 ص 436. مناقب خوارزمى ن ص 284. العدد القویه : ص 235. ذخائر العقبى : ص ‍ 115. مسار الشیعه : ص 10. توضیح المقاصد: ص 24. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599. تاریخ الخلفاء: ص ‍ 166 175.

    (2) الوقایع و الحوادث : ج 1 ص 265، 271 294.

    (3) ارشاد مفید: ج 1 ص 354 355. اعلام الورى : ج 1 ص 395.

    (4) تذكره الخواص ابن جوزى : ص 165.

    (5) بحار الانوار: ج 13 ص 376. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599.

    (6) بحار الانوار: ج 13 ص 376. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599.


    نوشته شده در شنبه 28 تیر 1393 ساعت 12:31 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-شهادت، تقویم شیعه-رمضان، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    مدح و مرثیه امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)

    علی آن شیر خدا شاه عرب
    الفتی داشته با این دل شب

    شب ز اسرار علی آگاه است
    دل شب محرم سرّالله است

    شب علی دید و به نزدیكی دید
    گر چه او نیز به تاریكی دید

    شب شنیده ست مناجات علی
    جوشش چشمه ی عشق ازلی

    شاه را دیده به نوشینی خواب
    روی بر سینه ی دیوار خراب

    قلعه بانی كه به قصر افلاك
    سر دهد ناله ی زندانی خاك

    اشكباری كه چو شمع بیزار
    می فشاند زر و می گرید زار

    دردمندی كه چو لب بگشاید
    در و دیوار به زنهار آید

    كلماتی چو در آویزه ی گوش
    مسجد كوفه هنوزش مدهوش

    فجر تا سینه ی آفاق شكافت
    چشم بیدار علی خفته نیافت

    روزه داری كه به مهر اسحار
    بشكند نان جوین در افطار

    ناشناسی كه به تاریكی شب
    می برد شام یتیمان عرب

    پادشاهی كه به شب برقع پوش
    می كشد بار گدایان بر دوش

    تا نشد پردگی آن سرّ، جلی
    نشد افشا كه علی بود علی

    شاهبازی كه به بال و پر  راز
    می كند در ابدیت پرواز

    شهسواری كه به برق شمشیر
    در دل شب بشكافد دل شیر

    عشقبازی كه هم آغوش خطر
    خفت در خوابگه پیغمبر

    آن دم صبح قیامت تأثیر
    حلقه ی در شد از او دامن گیر

    دست در دامن مولا زد در
    كه علی بگذر و از ما مگذر

    شال شه وا شد و دامن به گرو
    زینبش دست به دامن كه مرو

    شال می بست و ندایی مبهم
    كه كمربند شهادت محكم

    پیشوایی كه ز شوق دیدار
    می كند قاتل خود را بیدار

    ماه محراب عبودیت حق
    سر به محراب عبادت منشق

    می زند پس لب او كاسه ی شیر
    می كند چشم اشارت به اسیر

    چه اسیری كه همان قاتل اوست
    تو خدایی مگر ای دشمن دوست

    در جهانی همه شور و همه شر
    ها علی بشر كیف بشر؟

    كفن از گریه غسال خجل
    پیرهن از رخ وصال خجل

    شبروان، مست ولای تو علی
    جان عالم به فدای تو علی

     

    شاعر: شهریار


    نوشته شده در جمعه 27 تیر 1393 ساعت 10:34 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-اشعار،
  • [ نظرات ]