دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل

بسم الله الرحمن الرحیم


استجابت در دعای حضرت زهرا(سلام الله علیها)

مروی است كه چون سرور عالمیان و بهتر آدمیان محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله) از این دار فانی بسرای جاودانی ارتحال فرمود، ابوبكر لعین بتعدی و جلافت تخت خلافت را از صاحبش گرفته به تحت تصرف درآورد، فدك را را از فاطمه سلام الله علیها بضعة الرسول غصب كرد و كس فرستاد و ضابط آن حضرت را از آنجا اخراج كرد. حضرت فاطمه سلام الله علیها به نزد آن ملعون زمین و زمان ابوالمكر یعنی ابوبكر لعین رفته و در آن باب سخنان گفت و حقیقت خود را به حجج و دلائل بر همگان ثابت و روشن ساخته غبار شبهات از ساحت خاطر رفت و خطبه ای كه آنحضرت در آن مجلس خوانده در كتب معتبره مذكور است و ایراد در این مقام از طریقه ایجاز دور است. القصه ابوبكر در آن بحث ملزم و از جواب آن عاجز گردیده ناچار شدی در آن باب نوشت كه فدك حق فاطمه است باید كسی معترض آن نشود. حضرت خیرالنساء سلام الله علیها سند را گرفته بیرون آمد.عمر بن خطاب علیه اللعنة و العذاب الالیم بدان سیده مظلومه برخورده، احوال پرسید كه منازعه شما با خلیفه به كجا رسید،‌ حضرت زهرا سلام الله علیها فرمود این نوشته اوست كه فدك حق من است و كسی در او مداخله ننماید. عمر لعنة الله علیه از این خبر آشقته گردید و دست تعدی دراز كرده نوشته را از دست آنحضرت كشید و در هم درید. آن مظلومه از آن حركت محزون گشته با جان خسته دل شكسته زبان به نفرین آن بی دین گشوده فرمود: یابن الخطاب مزق كتابی مزق الله بطنك یعنی كتاب مرا پاره كردی خداوند شكمت را پاره كند، پس دعای آن مظلومه قرین به اجابت گشته آن ستم كیش را عاقبت شكم دریدند و روح پلیدش را در مقر سقر رسانیدند .لعنت خداوند و بندگان پاكش بر عمر و اتباعش باد(1)

---------------------------------------------------------------

(1) كتاب تحفة المجالس،‌ معجزه دهم از باب معجزات سیده ی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله و صلواته علیها

 

 

نوشته شده در شنبه 31 خرداد 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : حضرت زهرا-بعد از پیامبر،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    مدح مولای عالم امیرالمؤمنین(صلوات الله و سلامه علیه)

    گوش كن ذرات عالم یا علی سر می دهد

    با ملائك روح اعظم یا علی سر می دهد

    تاج كرّمنا خدا آماده ی انسان نمود

    تا شود انسان مكرّم یا علی سر می دهد

    طبق تعلیم خداوند از لسان جبرئیل

    در طریق توبه آدم یا علی سر می دهد

    نوح در امواج عالمگیر با صدق ضمیر

    تا شود خشكی فراهم یا علی سر می دهد

    تا شود آتش به ابراهیم گلزار بهشت

    آن خلیل الله اعظم یا علی سر می دهد

    طفل هاجر در بیابان عطشناك حجاز

    تا ظهور آب زمزم یا علی سر می دهد

    تا عصا را حضرت موسی به شكل واقعی

    اژدها سازد مجسّم یا علی سر می دهد

    تا گریزد از صلیب مرگ سوی آسمان

    حضرت عیسی بن مریم یا علی سر می دهد

    می رهد یوسف اگر از ظلمت زندان و چاه

    رمز آن اینست او هم یا علی سر می دهد

    می شود ایوب یكدم از همه غم ها رها

    چون به زیر چكمه غم یا علی سر می دهد

    تا عقب راند پیمبر رومیان را در تبوك

    با هجوم خود مسلم یا علی سر می دهد

    روز خیبر مصطفی با كثرت رزمندگان

    تا دهد تحویل پرچم یا علی سر می دهد

    صور اسرافیل چون جان از خلایق می كشد

    نفحه ی این صور آن دم یا علی سر می دهد

    ای (كمال الدین) كمال الدین و اتمام النّعم

    یافته هر كس دمادم یا علی سر می دهد

     

    شاعر: كمال الدین همایونی


    نوشته شده در جمعه 30 خرداد 1393 ساعت 11:12 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-اشعار،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    امام سجاد(علیه السلام) و شیعیان آخرالزمان

    احمد بن على بن ابى طالب طبرسى در كتاب احتجاج از ابو حمزه ثمالى و اواز ابو خالد كابلى روایت میكند كه امام زین العابدین علیه السّلام فرمود: غیبت بوسیله دوازدهمى از جانشینان رسول خدا و امامان بعد از او ممتد مى‏شود. اى ابو خالد مردم زمان او كه معتقد بامامت وى میباشند و منتظر ظهور او هستند، از مردم تمام زمانها بهترند، زیرا خداوند عقل و فهمى بآنها داده كه غیبت در نزد آنها حكم مشاهده را دارد! خداوند آنها را در آن زمان مثل كسانى میداند كه با شمشیر در پیش روى پیغمبر (علیه دشمنان دین) پیكار كرده‏ اند، آنها مخلصان حقیقى و شیعیان راستگوى ما هستند كه مردم را بطور آشكار و نهان بدین خدا میخوانند. و هم فرمود: انتظار فرج بزرگترین فرج است‏(1)

    -------------------------------------------

    (1) مهدى موعود-ترجمه جلد سیزدهم بحار، متن، ص: 893و894

     

    نوشته شده در جمعه 30 خرداد 1393 ساعت 01:20 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-احادیث، امام زمان-آخرالزمان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    استفتاء از آیت الله سیستانی در مورد عزاداری برای حضرت سیدالشهدا اباعبدالله الحسین(صلوات الله علیه)


    SHIA-NEWS.COM
    شیعه نیوز :

    1- پرسش: ما حدود سی سال است که در شب تاسوعا در مسجد شمع میگذاریم آیا می شود به جای شمع چیز دیگری مانند لامپ به مسجد داد؟
    پاسخ: اشکال ندارد.

    ۲ - پرسش: میخواستم نظر حضرت عالی وشرعی ونحوه حلال یا حرام را درباره لخت شدن افراد در هیئت های مذهبی که جهت سینه زنی انجام می گیرد را بدانم؟
    پاسخ: اشکال ندارد.

    ۳ - پرسش: آیا اشکالی دارد در ابتدای دسته های عزاداری چهلچراغ یا علم قرار داشته باشد ؟
    پاسخ: مانعی ندارد .

    ۴ - پرسش: حکم لباس مشکی در دو ماه محرم وصفر مستحب است یا مکروه ؟
    پاسخ: کار شایسته و پسندیده ای است و کراهت آن ثابت نیست.

    ۵ - پرسش: آیا کار کردن در روز عاشورا حرام یا مکروه است ؟
    پاسخ: سزاوار است که در ایام شهادت اهل بیت عصمت و طهارت ( علیهم السلام ) مغازه داران تعطیل کنند بلکه اگر باز ماندن مغازه ها جسارت به ساحت مقدّس اهل بیت (علیهم السلام) محسوب شود باید از آن اجتناب کنند.

    ۶ - پرسش: میخواستم نظر حضرت عالی را درباره لخت نمودن قسمت بالای بدن مردان در هیئت های مذهبی که جهت سینه زنی انجام می گیرد را بدانم؟
    پاسخ: در حدّ خود حرام نیست.

    ۷ - پرسش: آیا هروله کردن ( یک نوع حرکت باشتاب ) در دسته های عزاداری امام حسین (علیه السلام) که دور خیابانها راهپیمایی می کنند جایز است یا خیر؟
    پاسخ: در حدّ خود اشکال ندارد.

    ۸ - پرسش: آیا در مجالس عزاداری حضرت امام حسین (علیه السلام)، ناله وشیون بلند سردادن و به سر و صورت زدن جایز است ؟
    پاسخ: اشکال ندارد.

     


    نوشته شده در جمعه 30 خرداد 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام حسین-عزاداری،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سخن گفتن امام حسن عسگری (علیه السلام) به زبانهای گوناگون

    نصیر خادم امام حسن عسگری (علیه السلام) می گوید:

    بازها شنیدم كه امام حسن عسگری (علیه السلام) با غلامان ترك و رومی و صقالبی(1) خود به زبان خودشان سخن می گفت.

    من تعجب می كردم و با خود می گفتم: امام حسن ( علیه السلام) در مدینه متولد شده و تا هنگام شهادت پدرش، به جایی نرفت و كسی او را ندید( كه درس زبان نزد كسی بخواند) پس چگونه به زبانهای مختلف سخن می گوید؟

    در همین فكر بودم كه ناگاه آن حضرت متوجه من شد و فرمود:« همانا خداوند حجت خود را در همه چیز به سایر مردم امتیاز داده و آگاهی به زبانها و شناخت نسبها و مرگها و حوادث آینده را به او عطا فرموده است. اگر چنین نبود، بین حجت و سایر مردم فرقی نبود.»(2)

    -------------------------------------------------

    (1) صقالبیها مردمی بودند كه به «صقالبه» (محلی بین بلغار و قسطنطنیه) نسبت داشتند و دارای زبان مخصوص بودند.

    (2) اصول كافی، ج1، ص509


    نوشته شده در پنجشنبه 29 خرداد 1393 ساعت 12:14 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام حسن عسگری-علم،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    از سلفی گری تا بدعت


    به گزارش «شیعه نیوز»، پیروی از سَلَف و سَلفیه تا پیش از ظهور ابن تیمیه در معنای لغوی‌اش یعنی «گذشتگان» به کار می‌‌رفت. «سَلَف» در عبارات مالک بن انس و احمد بن حنبل، بیشتر بر صحابه اطلاق می‌‌شد و‌ گاه تابعان را نیز در بر می‌‌گرفت. بعد از تبیین اصول سنت به دست احمد بن حنبل و بازتاب آن در اعتقاد، نامه‌هایی که از سوی شاگردان او به جامعه علمی آن زمان ارائه شد، استفاده از لفظ «سَلَف» کاربرد بیشتری یافت و در این دوره به صورت مشخص‌تر به کار رفت.

    در قرن هفتم، ابن تیمیه ظهور کرد و در سال ۶۹۸ قمری کتاب معروف خود به نام «الفتوی الحمویة الکبری» یا «العقیدة الحمویة الکبری» را در پاسخ به سؤالی در باب «دیدگاه ائمه دین درباره آیات صفات» نوشت و به کرّات از عقیده سَلف یاد کرد و در جایی از این رساله آورده که «در عقل صریح و نقل صحیح چیزی که مخالف طریقه سلفیه باشد، وجود ندارد».

    ابن تیمیه با تعریفی که نسبت به کلمه سلف انجام داد، این واژه را از صرف کلمه‌ای که محدثین برای بیان نقل قول گذشتگان استفاده می‌کردند، به اصطلاحی که بنیان یک مکتب بود، تبدیل کرد. ابن تیمیه با بذل توجه به حدیثی منسوب به نبی اکرم(ص) که پیامبر بهترین قرن را قرن خویش نامیده است، به واژه «سلف» توجه می‌کرد.

    جهت‌دهی وهابیت با گرایش تکفیری

    تفکر ابن تیمیه، در میان اصحاب حدیث، مدافعان جدی‌ای نداشت تا اینکه محمد بن عبدالوهاب در عربستان ظهور کرد و وهابیت را با گرایش تکفیری تأسیس کرد. در شرق جهان اسلام، شاه ولی‌الله دهلوی به ترویج برخی از آرای ابن تیمیه در میان حنفیان شبه قاره هند پرداخت. وی منتقد تقدیس بیش از اندازه پیامبر و اولیاء بود و طلب حاجت و نذر و نیاز برای اولیای الهی را جایز نمی‌دانست. در شمال آفریقا نیز سیدمحمدرشید رضا تفکر سلفیه را پذیرفت و تفکر سلفیه در شمال آفریقا رواج یافت.

    ظهور وهابیت با کمک انگلیس

    قدیمی‌ترین جریان سلفی در عربستان با عنوان وهابیت ظهور کرد و گرچه دوره اول حکومت به دستور امپراتوری عثمانی از بین رفته، اما دوباره با کمک انگلیس با هدف تجزیه امپراتوری عثمانی احیا گردید و این چنین تفکرات ابن‌تیمیه که خود از آن با عنوان سلفیه یاد کرده بود، به عنوان جریان سلفی در جهان اسلام مطرح شد.

    محمد بن عبدالوهاب که خود را مسلمان حنبلی و یک فرد روشنفکر مذهبی معرفی می‌کرد، تمام افکار ابن تیمیه را همراه با تندی و افراط پذیرفت و به نجد آمد و جریان وهابیت را تأسیس کرد و عنوان سلفیه افراطی وهابی به آنان اطلاق گردید. او به عنوان یک فرد روشنفکر، همه گروه‌های مسلمان را مشرک معرفی می‌کرد و قتل و کشتار آن‌ها را لازم می‌دانست.

    تکفیرهای او چنان عمومی و همگانی است که حتی احمد بن حنبل را نیز که خود را پیرو مذهب او معرفی می‌نمود، شامل می‌شد، چرا که احمد حنبل جزئی از کتاب خود را درباره زیارت امام حسین(علیه السلام) و اعمالی که سزاوار است زائرین آن بارگاه انجام دهند، نوشته است، ولی از نظر محمد بن عبدالوهاب رفتن به مشاهد مشرفه و اماکن متبرکه و مستحب دانستن زیارت آن‌ها شرک است و کشتن زائران و غارت کردن اموال آن‌ها مباح است.

    او با استفاده از نام اسلام به مخالفت و ستیز با همه مسلمانان برخاست. طرفداران ابن تیمیه که محمد بن عبدالوهاب عقاید خود را از او گرفته است، وهابیت را گروهی تفرقه‌انگیز می‌دانند؛ به دلیل این‌که در میان مسلمانان تفرقه‌های بسیاری ایجاد می‌کرد و هیچ مصلحت‌اندیشی‌ای را رعایت نمی‌کرد.

    در عقاید محمد بن عبدالوهاب که در کتاب «توحید»آمده، اعمال و رفتار همه طوائف مسلمین را محکوم است و هر یک از آن‌ها به بهانه زیارت، شفاعت، نذر، تبرک، توسل، که استمداد از نیروی غیبی خداوند است، به شرک محکوم هستند و کافر می‌داند و در قبال آن در کتاب توحید از عقیدهٔ یهود پشتیبانی می‌کند.

    تجسد در اندیشه وهابیت

    محمد بن عبدالوهاب صفاتی را برای خدا برشمرده است که صفاتی انسانی است و او را با مخلوقاتش تشبیه می‌کند. او ذات خداوند را از نظر شکل و حرکت و حتی حالات و انفعالات روحی، هم‌چون انسان می‌داند. این عقیده مخالف با دیدگاه همه مسلمانان است. بنابراین وهابیت به بهانهٔ توحید و خداپرستی، مجسّم بودن خداوند و دارا بودن صفات انسانی را خداپرستی می‌داند و در کتاب توحید خود آن را عنوان نموده و می‌پذیرد.

    محمد بن عبدالوهاب در کتاب «توحید»، خداوند را دارای جسمی بسیار بزرگ می‌داند که دارای انگشتانی بسیار طویل است. در این کتاب چنین آمده که «یکی از دانشمندان یهود به پیغمبر گفت: یا محمد! ما در کتاب‌های خود یافتیم که خداوند آسمان‌ها را روی یک انگشت و زمین‌ها را روی انگشت دیگر و درختان را بر یک انگشت و آب‌ها را بر یک انگشت و خاک‌ها را بر انگشت دیگر قرار می‌دهد. پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) سخنان دانشمند یهودی را شنید و از جهت تصدیق قول او چنان تبسم نمودند که دندان‌های آن حضرت آشکار شد».


    نوشته شده در سه شنبه 27 خرداد 1393 ساعت 01:14 ق.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    دعای فرج امام زمان(عجل الله فرجه)
    این دعا را بسیار بخوانید

    بسم الله الرحمن الرحیم

    اِلهى عَظُمَ الْبَلاَّءُ وَبَرِحَ الْخَفاءُ وَانْكَشَفَ الْغِطاءُ وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ

    خدایا بلاء عظیم گشته و درون آشكار شد و پرده از كارها برداشته شد و امید قطع شد

    وَضاقَتِ الاْرْضُ وَمُنِعَتِ السَّماءُ واَنْتَ الْمُسْتَعانُ وَاِلَیْكَ

    و زمین تنگ شد و از ریزش رحمت آسمان جلوگیرى شد و تویى یاور و شكوه بسوى تو است

    الْمُشْتَكى وَعَلَیْكَ الْمُعَوَّلُ فِى الشِّدَّةِ وَالرَّخاَّءِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

    و اعتماد و تكیه ما چه در سختى و چه در آسانى بر تو است خدایا درود فرست بر

    مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ اُولِى الاْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ

    محمد و آل محمد آن زمامدارانى كه پیرویشان را بر ما واجب كردى و بدین سبب مقام

    وَعَرَّفْتَنا بِذلِكَ مَنْزِلَتَهُمْ فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلا قَریباً كَلَمْحِ

    و منزلتشان را به ما شناساندى به حق ایشان به ما گشایشى ده فورى و نزدیك مانند

    الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ یا مُحَمَّدُ یا عَلِىُّ یا عَلِىُّ یا مُحَمَّدُ اِكْفِیانى

    چشم بر هم زدن یا نزدیكتر اى محمد اى على اى على اى محمد مرا كفایت كنید

    فَاِنَّكُما كافِیانِ وَانْصُرانى فَاِنَّكُما ناصِرانِ یا مَوْلانا یا صاحِبَ

    كه شمایید كفایت كننده ام و مرا یارى كنید كه شمایید یاور من اى سرور ما اى صاحب

    الزَّمانِ الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى اَدْرِكْنى السّاعَةَ

    الزمان فریاد، فریاد، فریاد، دریاب مرا دریاب مرا دریاب مرا همین ساعت

    السّاعَةَ السّاعَةَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَلَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ بِحَقِّ

    همین ساعت هم اكنون زود زود زود اى خدا اى مهربانترین مهربانان به حق

    مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرینَ

    محمد و آل پاكیزه اش

     


    نوشته شده در جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 11:00 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام زمان-اخبار در مورد امام زمان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    15 شعبان

    وفات على بن محمد سمرى،آخرین نایب امام زمان (علیه السلام)
    وفات شیخ جلیل نایب خاص امام عصر (علیه السلام ) على بن محمد سمرى در این روز بوده است كه به معناى اتمام غیبت صغرى و شروع غیبت كبرى است (1)، چه اینكه حضرت صاحب الامر (علیه السلام ) به او امر فرموده بودند كه وصى و جانشینى براى خود قرار نده كه غیبت كبرى شروع شده است .(2)


    پایان غیبت صغرى
    پیش از وفات على بن محمد سمرى گروهى از شیعیان نزد او گرد آمدند و پرسیدند: «پس از شما چه كسى جانشین شما خواهد بود؟» پاسخ داد
    من مامور نشده ام كه در این مورد به كسى وصیت كنم(3).» سپس توقیعى را كه از سوى امام غایب (علیه السلام ) در این باره صادر شده بود به شیعیان نشان داد. آنان از روى توقیع استنساخ كردند كه مضمون آن چنین بود: «بسم الله الرحمن الرحیم ،اى على بن محمد سمرى ، خداوند در مصیبت تو فراهم آور و به هیچكس وصیت مكن كه پس از تو جانشین تو شود. غیبت كبرى واقع شد و ظهورى نخواهد بود تا آنگاه كه خداى متعال فرمان دهد، كه پس از مدت طولانى و قساوت دلها و پر شدن زمین از ستم است . به زودى افرادى نزد شیعیانم مدهى مشاهده من مى شوند. آگاه باشید كه هر كس پیش از خروج سفیانى و پیش از صیحه (4) چنین ادعایى نماید (یعنى ادعاى رؤ یت به عنوان سفارت و نیابت نماید) دروغگو و افترا زننده است و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظیم (5).»
    روز ششم كه مصادف با نیمه شعبان سال 329 ه‍ بود جناب ابو الحسن سمرى در گذشت ، و در خیابان خلنجى كنار نهر ابو عتاب در بغداد دفن گردید(6).
    مجلسى (رحمه الله ) از احتجاج مرحوم شیخ طبرسى نقل مى فرماید: هیچیك از نائبان خاص امام عصر (علیه السلام ) جز با فرمان صریحى از جانب آن حضرت و تعیین و نصب و معرفى نایب قبلى به نیابت قیام نكرد. شیعه نیز گفتار هیچیك را نپذیرفت مگر بعد از بروز نشانه و معجزه اى به دست هر یك از آنان از طرف امام عصر (علیه السلام ) كه بر راستى گفتار و درستى نیابتشان دلالت مى كرد(7).

    ------------------------------------------------------

    (1) حق الیقین : ص 301. مراقد المعارف : ج 1 ص 375. فیض العلام : ص 348. قلائد النحور: ج شعبان ، ص 463.

    (2) تقویم شیعه؛بندانی نشابوری- شعبان

    (3) بحار الانوار: ج 51 ص 360.

    (4) خروج سفیانى و صیحه دو علامت از علاماتى هستند كه هنگام ظهور امام عصر (علیه السلام ) واقع مى شود.

    (5) بحار الانوار: ج 51 ص 361. غیبت شیخ طوسى : ص 242 243. كمال الدین : ج 2 ص 193. حق الیقین : ص 301.

    (6) اعیان الشیعه : ج 4 ص 21 بخش سوم . قاموس الرجال : ج 7 ص 51. بحار الانوار: ج 51 ص 361.

    (7) بحارالانوار: ج 51 ص 362.


    نوشته شده در جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 05:58 ب.ظ توسط : داعی | دسته : تقویم شیعه-شعبان، امام زمان-نماینده ها،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    15 شعبان
    ولادت حضرت بقیه الله الاعظم (صلوات الله علیه)
    در سال 255 ه‍ شب جمعه ! ولادت خاتم الاوصیاء منتقم آل محمد (صلى الله علیه و آله )، آخرین امام بر حق و ولى مطلق خداوند حضرت بقیه الله حجة بن الحسن عجل الله تعالى فرجه الشریف واقع شده است(1).
    در این شب آب زمزم زیاد مى شود به گونه اى كه همه مى توانند رؤ یت كنند(2). ولى اكنون روى آن پوشیده است . در این شب برات آزادى از آتش براى افراد زیادى نوشته مى شود، و آن را«شب برات» و «شب مبارك»و«شب رحمت » گویند.
    از امام باقر و امام صادق (علیهم السلام ) راویت شده كه فرمودند: وقتى شب نیمه شعبان شود، منادى از افق اعلى ندا مى كند:«اى زائرین قبر حسین بن على برگردید در حالى كه گناهان شما آمرزیده شده و اجر شما با خداى شما و محمد(صلی الله علیه و آله) باشد». ولى كسى كه استطاعت زیارت قبر امام حسین(علیه السلام ) را ندارد قبور مطهر ائمه دیگر را زیارت كند؛ و اگر این هم ممكن نیست با اشاره به طرف قبرشان سلام دهد(3).
    نام پدرشان حضرت ابو محمد حسن بن على (علیه السلام )، و نام مادرشان حضرت نرجس (علیها السلام ) است(4).


    ماجراى شب ولادت
    امام حسن عسكرى (علیه السلام ) در شب ولادت براى عمه بزرگوار خود جناب حكیمه خاتون(سلام الله علیها) پیغام فرستاده فرمودند: امشب نزد ما افطار كن كه شب نیمه شعبان است و خداوند حجت خود را آشكار مى سازد(5).
    ولادت امام زمان (علیه السلام ) در شهر سامرا به هنگام طلوع فجر نیمه شعبان 255 ه‍ بوده است . بر شانه راست آن حضرت نوشته شده بود: «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا.»
    پس از تولد آن بزرگوار را نزد پدر بردند و شروع به سخن فرمود:« اشهد اءن لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اءن علیا اءمیر المؤ منین ولى الله و ائمه معصومین (علیهم السلام ) را یكى بعد از دیگرى نام برد تا به وجود شریف خود رسید و براى فرج محبین خود دعا فرمود.»


    امام زمان (علیه السلام ) در آغوش پدر
    آنگاه حسب الامر امام عسكرى (علیه السلام )، حكیمه خاتون(سلام الله علیها) او را نزد مادرش نرجس خاتون(سلام الله علیها) برد. حكیمه خاتون(سلام الله علیها) مى فرماید: روز هفتم به خدمت امام حسن (علیه السلام ) رفتم . حضرت فرمود:«پسر مرا بیاورید». آن وجود سراپا جود را نزد آن امام بردیم . حضرت زبان در دهان وى گذاشتند و فرمودند:« پسرم ، سخن بگو». دیدم آنچه در روز اول از او شنیده بودم از اقرار به وحدانیت و ثنا بر جد خود پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و امیر المؤ منین (علیه السلام ) و سایر ائمه (علیهم السلام ) تا پدر بزرگوارش دوباره بیان كرد و این آیه را تلاوت فرمود:«بسم الله الرحمن الرحیم و نرید أن نمن على الذین استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین و نمكن لهم فى الارض و نرى فرعون و هامان و جنودهما منهم ما كانوا یحذرون»(6).
    سپس پدر بزرگوار شان فرمودند: بخوان آنچه را كه خدا بر پیامران خود نازل فرمود. حضرت خواند صحف آدم را به لغت سریانى آغاز نمود، و بعد كتاب ادریس و نوح و صالح و صحف ابراهیم و تورات موسى و انجیل عیسى وزبور داود و فرقان محمد (صلى الله علیه و آله ) را قرائت نمود. بعد از آن بیان قصص انبیاء و مرسلین را شروع نمود.
    حكیمه خاتون(سلام الله علیها) مى فرماید:« پس از چهل روز دیگر، دوباره خدمت فرزند برادرم امام عسكرى (علیه السلام ) رفتم و حضرت صاحب الزمان (علیه السلام) را دیدم كه راه مى رود». امام عسكرى (علیه السلام ) فرمود:«اى عمه ، مولود عزیز نزد خدا این است ». گفتم :«اى سید و مولاى من ، نشو و نماى او را در چهل روز زیادتر از دیگران مى بینم ». حضرت فرمودند:«اى عمه ، ما اوصیاء در یك روز نشو و نماى یك هفته دیگران را، و در یك جمعه نشو و نماى یك سال دیگران را مى نماییم» . من برخاستم و سر آن طفل را بوسیده و به منزل مراجعه كردم(7).


    القاب امام زمان (علیه السلام )
    از القاب آن نور الهى (8) «حجة الله»،«حجة آل محمد»،«صاحب الزمان » یعنى فرمانرواى عصر خود، «مالك رقاب خلایق» یعنى امر امر او و نهى نهى او و حكم حكم او و فرمان فرمان اوست ،« مهدى » كه خلق به وسیله او هدایت مى یابند و به وجود مقدس او از جاده ضلالت به شاهراه هدایت رسیده رستگار مى شوند، « قائم » كه حضرت صادق (علیه السلام ) فرمودند: «از این جهت كه به حق قیام مى نماید او را قائم گویند»؛ «منتظر» كه براى او غیبت طولانى است ، و مخلصین او انتظار خروجش ‍ را مى كشند و شكاكین او را انكار مى كنند.


    اوصاف امام زمان (علیه السلام )
    اوصاف ظاهرى آن حضرت (9) شباهتهاى زیادى به رسول گرامى اسلام (صلى الله علیه و آله ) دارد. خطى از موى سبز رنگ مانند زمرد از گردن تا ناف مبارك او كشیده است . صورت مباركش مانند ستاره اى درخشنده نورانى است . امیر المؤ منین (علیه السلام ) مى فرماید:« او جوانى است خوش روى و خوش موى و نور صورت مباركش بر سیاهى محاسن انور و او غالب است ».  امام باقر (علیه السلام ) مى فرماید: « رنگ مباركش مایل به سرخى است مانند گل سرخ شكفته و چشمانش گشاده و میان ابروهایشمرتفع و ما بین شانه هاى او باز است . گشاده جبین است و بینى او بلند و نازك و شكم مباركش بر آمدگى دارد، و بیخ دندانهاى ثنایایش گشاده است .


    مادر امام زمان (علیه السلام)

    والده حضرت صاحب الامر (علیه السلام ) حضرت نرجس خاتون(سلام الله علیها)(سلام الله علیها) است كه نامها و القاب دیگر حضرت ملیكه ، ریحانه ، صیقل ، سوسن است . در زیارت آن حضرت كه تمامى عبارات آن دلالت واضحى بر علو منزلت آن بانو دارد توصیف به راضیه ، مرضیه ، صدیقه ، تقیه ، نقیه ، زكیه شده است .
    بنابر نقلى جناب نرگس (سلام الله علیها) در سال 261 ه - در سامراء از دنیا رحلت كرد و در جوار امامین حضرت هادى و امام عسكرى (علیهم السلام ) دفن شد(10).  بنابر نقلى دیگر در سال 260 هه قبل از شهادت امام عسكرى (علیه السلام ) رحلت نمود(11). زیرا هنگامى كه امام (علیه السلام ) از وقایع بعد از شهادت خود نسبت به فرزند و عیالش خبر داد حضرت نرجس خاتون(سلام الله علیها) از آن حضرت خواستند كه دعا بفرمایند قبل از ایشان دنیا بروند(12).

     

    حضرت حكیمه خاتون(سلام الله علیها)
    حضرت حكیمه خاتون(سلام الله علیها) دختر حضرت جواد الائمه (علیه السلام ) است كه توفیق رؤ یت و درك چهار امام معصوم (علیهم السلام ) را داشته است (13). ایشان در سال 274 ه‍ در سامراء رحلت فرمودند(14).
    ایشان محرم اسرار اهل بیت (علیهم السلام ) بوده و كسى است كه در ولادت حضرت صاحب الزمان (علیه السلام ) حاضر بوده و چندین بار خدمت آن حضرت مشرف شده است . بعد از وفات امام حسن عسكرى (علیه السلام ) یكى از سفرا بوده كه به واسطه او مردم به حوائج خود نایل مى شدند(15).


    ایام پس از ولادت امام زمان (علیه السلام (
    پس از گذشت یك شب از ولادت امام عصر (علیه السلام )، نسیم خادم خدمت آن حضرت رسید و عطسه كرد. امام (علیه السلام ) فرمود: یرحمك الله . سپس فرمود:«عطسه تا سه روز امان از مرگ است (16)». این ماجرا در روز 25 شعبان هم نقل شده است(17).
    سه روز بعد از ولادت امام عصر (علیه السلام )، حضرت امام حسن عسكرى (علیه السلام ) فرزند خود را به اصحاب خاص نمایاند و امامت او را تصدیق فرمودند(18).

    ------------------------------------------------------

    (1) ارشاد: ج 2 ص 339. اعلام الورى : ج 2 ص 214. كافى : ج 1 ص 431. مصار الشیعه : ص 38. توضیح المقاصد: ص 20 21. مصباح المتهجد: ص 782. مصباح كفعمى : ج 2 ص 598. فیض العلام : ص 346. جلاء العیون : ص 579.

    (2) تقویم الواعظین ص 136، به نقل از خلاصه المنهج : ج 5 ص 145 246.

    (3) مسار الشیعه : ص 38. توضیح المقاصد: ص 20 21 فیض العلام : ص 343.

    (4) ارشاد: ج 2 ص 339.

    (5) فیض العلام : ص 346.

    (6) سوره قصص : آیات 5، 6.

    (7) كفایه الموجدین ج 3 ص 340 341.

    (8) كفایه الموحدین : ج 3 ص 343. كمال الدین صدوق : ج 2 ص 49، 159.

    (9) كفایه الموحدین : ج 3 ص 341.

    (10) ریاحین الشریعه : ج 3 ص 25 26.

    (11) تاریخ سامراء: ج 1 ص 243. مستدرك سفینه البحار: ج 10 ص 25.

    (12) مستدرك سفینه البحار: ج 10 ص 25.

    (13) بحار الانوار: ج 50 ص 8 .

    (14) تاریخ سامراء: ج 1 ص 239.

    (15) ریاحین الشریعه : ج 4 ص 150.

    (16) وقایع الشهور: ص 147.

    (17) وقایع الشهور: ص 146.

    (18) وقایع الشهور: ص 147.


    یا رب الزینب بحق الزینب اشف صدر الزینب بظهور الحجة
    نوشته شده در جمعه 23 خرداد 1393 ساعت 04:02 ب.ظ توسط : داعی | دسته : تقویم شیعه-شعبان، امام زمان-اخبار در مورد امام زمان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    امام هادی(علیه السلام) و علم خداداد

    پس از شهادت امام جواد علیه السلام،‌ معتصم عباسی(لعنة الله علیه) شخصی به نام «عمر بن فرج» را به عنوان فرمانروای مدینه برگزید و او را به مدینه فرستاد تا معلم مخصوصی برای حضرت هادی علیه السلام (كه در آن وقت هشت سال داشت) پیدا كند.

    عمر بن فرج از دشمنان پر كینه خاندان رسالت بود و منظور معتصم از تعیین معلم دشمن این بود كه تعلیم و تربیت او در حضرت هادی علیه السلام اثر بگذارد و افكار و روحیات عالی آن حضرت را عوض كند و دوستی دشمنان اهل بیت علیهم السلام را در دل امام جای دهد.

    عمر بن فرج پس از جستجو و پیگیری، شخصی به نام «جنیدی» را كه از دشمنان خاندان رسالت بود به عنوان معلم حضرت هادی برگزید، برای او حقوقی تعیین كرد و از او خواست كه مانع ملاقات شیعیان با حضرت هادی علیه السلام گردد.

    جنیدی به كار خود مشغول شد ولی هر روز آنچه از حضرت هادی علیه السلام مشاهده می كرد شگفت زده می شد.

    روزی محمد بن جعفر از جنیدی پرسید:« این كودك-یعنی حضرت هادی علیه السلام- در تحت آموزش تو چگونه است؟»

    جنیدی از تعبیر برآشفته شد و گفت:« می گویی این كودك! نمی گویی این پیر! تو را به خدا كسی را داناتر از من نسبت به علم و ادب در مدینه می شناسی؟»

    محمد پاسخ داد:«نه»

    جنیدی گفت:« سوگند به خدا من بحثی را در ادبیات پیش می كشم و به تجزیه و تحلیل آن می پردازم، بعد می بینم او مطالبی را به گفته هایم می افزاید كه من از آنها استفاده می كنم و از او می آموزم. مردم گمان می كنند كه من به حضرت هادی علیه السلام درس می دهم ولی به خدا این من هستم كه از او درس می آموزم...»

    چند روز بعد محمد بن جعفر با جنیدی ملاقات كرد و پرسید:« حال این كودك چگونه است؟»

    جنیدی از این حرف برانگیخته شد و گفت:« دیگر این حرف را نزن، سوگند به خدا او بهترین انسان روی زمین و برترین خلق خدا است. گاهی می خواهد وارد اتاق شود، می گویم یك سوره از قرآن بخوان بعد وارد شو. می گوید:‌ كدام سوره؟ من سوره های بلند آغاز قرآن را نام می برم، او همان سوره را از آغاز تا انجام به طور دقیق و درست می خواند،‌ به گونه ای كه من درست تر از آن نشنیده ام. او قرآن را زیباتر از مزامیر داوود می خواند، به علاوه حافظ همه قرآن است و به تأویل و تنزیل( معنی باطنی و تفسیر ظاهری) قرآن آگاه است.»

    سپس جنیدی از روی تعجب گفت:« سبحان الله!!! این كودك با اینكه در میان دیوارهای سیاه مدینه رشد كرده، پس این دانش عمیق را از كجا آموخته است؟!»

    سرانجام همین جنیدی كه از دشمنان خاندان رسالت بود، مرید و سرسپرده آنها شد.(1)

    ----------------------------------------------------------

    (1) مآثر الكبری فی تاریخ سامرا،ج3، ص 95-96 . طبق زندگی امام هادی علیه السلام، باقر شریف قرشی، ص 23-24



     

    نوشته شده در پنجشنبه 22 خرداد 1393 ساعت 01:05 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام هادی-علم،
  • [ نظرات ]

  • ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو