تبلیغات
امپراطورهای عالم - مطالب فروردین 1393

دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

سعید بن منصور روایت میکند از قول عمران بن حصین که ما در حال صحبت کردن در مورد احادیث بودیم که مردی آمد و گفت : این حرفها را رها کنید ! از کتاب خدا برای من (در مورد این حرفها ) دلیل بیاورید ! 

عمر بن خطاب گفت : تو آدم احمقی هستی ! آیا در کتاب خدا ، نماز خواندن و روزه گرفتن تفسیرش آمده ؟ کتاب خدا حکم را آورده و سنت نبوی آن را تفسیر میکند !
 

برچسب‌ها: الله، خدا، نبوی، حكم، قرآن، نماز، روزه،
نوشته شده در جمعه 29 فروردین 1393 ساعت 03:00 ب.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    معنى كلمه تقوى‏

    أبو برده، از پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله روایت كرده كه فرمود: خداوند عزّ و جلّ در باره علىّ علیه السلام پیمانى به عهده من نهاد، عرض كردم: پروردگارا! آن را برایم آشكار ساز، فرمود: بشنو، گفتم: آماده شنیدنم، فرمود: على پرچم هدایت، و امام‏ دوستان مخلص من، و روشنگر راه كسى كه فرمانبردار من است مى‏باشد، و او كلمه‏اى است كه پرهیزكاران پیوسته ملازم اویند (حضرت اشاره به آیه 26 از سوره فتح نمود) كسى كه او را دوست بدارد، مرا دوست داشته و شخصى كه فرمانبردارى او را بكند مرا اطاعت نموده است.(1)

    ---------------------------------------------

    (1) معانی الأخبار-ترجمه محمدى، ج‏1، ص: 290

     

    نوشته شده در جمعه 29 فروردین 1393 ساعت 12:07 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سند بت‏پرستى ابو بكر و عمر از سخنان امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)

    در آن روز (خندق) رفیقش ابو بكر به او گفت: «این رأى درست نیست، ما بت بزرگى را اختیار مى‏كنیم و آن را مى‏پرستیم! چون ما در امان نیستیم كه ابن ابى كبشه (یعنى‏ پیامبر) پیروز شود و در آن صورت موجب هلاك ما شود(1)، ولى این بت ذخیره‏اى براى ما خواهد بود كه اگر قریش پیروز شدند پرستش این بت را علنى مى‏نمائیم و به آنها اعلام مى‏كنیم كه از دین قبلى خود بر نگشته بودیم، و اگر دولت ابن ابى كبشه برگشت پنهانى بر پرستش این بت باقى مى‏مانیم»! جبرئیل نازل شد و این خبر را به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله رسانید. آن حضرت هم بعد از آنكه من عمرو بن عبد ودّ را كشتم آن را خبر داد و آن دو (ابو بكر و عمر) را صدا زد و فرمود: «در زمان جاهلیّت چند بت پرستیدید»؟! گفتند: اى محمّد، ما را به آنچه در زمان جاهلیّت گذشته سرزنش مكن. فرمود: «امروز چند بت پرستیده‏اید»؟! گفتند: قسم به خدایى كه تو را بر حق به پیامبرى مبعوث كرده، از زمانى كه دین تو را علنا پذیرفته‏ایم جز خدا را نپرستیده‏ایم! حضرت فرمود: اى على، این شمشیر را بگیر و به فلان مكان برو و بتى را كه این دو مى‏پرستند بیرون آور و خرد كن، و اگر كسى میان تو و آن بت مانع شود گردنش را بزن»! در اینجا آن دو به دست و پاى پیامبر صلى اللَّه علیه و آله افتادند و گفتند: گناه ما را پنهان كن، خدا تو را بپوشاند. من به آن دو گفتم: «در پیشگاه خدا و رسولش ضمانت كنید كه جز خدا را نپرستید و هیچ چیز را شریك او قرار ندهید». آنها هم با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله بر این مطلب عهد و پیمان بستند.

    من رفتم و آن بت را از مكانش بیرون آوردم و صورت و دستانش را شكستم و پاهایش را خرد كردم و نزد حضرت بازگشتم. بخدا قسم ناراحتى آن دو را نسبت به خودم را به خاطر این جریان، تا هنگامى كه مردند در صورت آنها مى‏دیدم!(2)

    -----------------------------------------------

    (1) یعنى اگر بت را علنى بپرستیم وقتى پیامبر پیروز شود از آن اطلاع پیدا مى‏كند و موجب هلاك ما مى‏شود.

    (2)   اسرار آل محمد علیهم السلام، ص: 362

    نوشته شده در پنجشنبه 28 فروردین 1393 ساعت 12:11 ق.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت، امیرالمؤمنین-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    چرا باید ابو بكر و عمر و عثمان خلیفه شوند؟!!

    گزیده ای از سخنان امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) به اشعث بن قیس:

    تعجب است! تعجب بسیار از جاهلان این امت و گمراهان و راهنمایان و كشانندگان آنان به آتش، چرا كه آنان از پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شنیدند كه بارها فرمود: «هیچ امّتى امور خود را بدست كسى نمى‏سپارند كه در میان ایشان داناتر از او باشد مگر آنكه كارشان همچنان رو به سقوط مى‏رود تا به آنچه ترك كرده‏اند بازگردند». مردم قبل از من امر خود را بدست سه نفر سپردند كه هیچ كدام از آنان قرآن را جمع آورى نكرده بود و نه ادّعا داشت كه به كتاب خدا و سنت پیامبرش علم دارد. در حالى كه یقینا مى‏دانستند كه من داناترین آنان به كتاب خدا و سنّت پیامبرش و فقیه‏ترین و قرائت‏كننده‏ترین آنها نسبت به كتاب خدا، و بهترین قضاوت‏كننده به حكم خدا هستم، و هیچ كدام از آن سه نفر سابقه نیك و تحمل سختیها با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله را در همه جنگهایش نداشتند. آنان بخاطر ترس و پستى و تمایل به زندگى نه تیرى انداختند و نه نیزه‏اى زدند و نه شمشیرى كشیدند، در حالى كه مى‏دانستند پیامبر صلى اللَّه علیه و آله شخصا جنگید و ابىّ بن خلف و مسجع بن عوف را كشت (1)، و آن حضرت از شجاعترین مردم و شدیدترین آنها در برخورد با دشمن و سزاوارتر از همه به این كار بود.

    و همچنین یقینا مى‏دانند كه در میان مردم كسى نبود كه جاى مرا بگیرد، و هیچ كس جز من به جنگ شجاعان نمى‏رفت و قلعه‏ها را فتح نمى‏كرد، و هیچ گاه بر پیامبر صلى اللَّه علیه و آله مشكلى پیش نمى‏آمد و یا كارى و تنگنایى و كار پیچیده‏اى آن حضرت را ناراحت نمى‏نمود مگر آنكه مى‏فرمود: «برادرم على كجاست؟ شمشیرم كجاست؟ نیزه‏ام كجاست؟ آنكه غم و غصه را از روى من مى‏برد كجاست؟» و مرا پیش مى‏فرستاد. من هم پیش مى‏رفتم و جان خود را فداى او مى‏نمودم (2)، و خداوند بدست من ناراحتى را از روى آن حضرت زایل مى‏نمود. خداوند عز و جل و پیامبرش بر من منت و انعام دارند كه مرا به این امر اختصاص داده و موفّق فرموده‏اند.(3)

    ----------------------------------------------

    (1) در بحار: ج 20 ص 77 ح 15 روایت كرده كه ابىّ بن خلف در مكه به پیامبر صلى اللَّه علیه و آله گفت: من این اسبم كه نامش عوراء است علف مى‏دهم تا بر روى آن تو را بكشم. حضرت فرمود: بلكه ان شاء اللَّه من این كار را مى‏كنم. روز جنگ احد با پیامبر صلى اللَّه علیه و آله روبرو شد. وقتى نزدیك شد حضرت حربه‏اى را از حارث بن صمه گرفت و به سمت او رفت و به او زد و بازگشت. او به سمت مشركین مى‏رفت و مى‏گفت:« محمد مرا كشت». به او گفتند: به تو ضربه كارى وارد نشده! گفت: او در مكه به من گفت: تو را مى‏كشم و اگر آب دهان بر من مى‏انداخت مرا كشته بود. طولى نكشید كه در« شرف» از دنیا رفت.

     و اما مسجع بن عوف قضیه‏اش در مدارك موجود یافت نشد.

    (2) با جان خود او را حفظ مى‏كردم.

    (3) اسرار آل محمد علیهم السلام، ص: 360-361

    نوشته شده در سه شنبه 26 فروردین 1393 ساعت 12:32 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-احادیث، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    مفاخره ی امیرالمؤمنین علی علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام

    قسمت دوم

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا خِیَرَهًُْ الرَّحمَنِ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من بهترین آفریدگان خداوند رحمانم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا خِیَرَهًُْ النِّسوَانِ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من بهترین زنان جهانم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا مُكَلِّمُ أصحَابِ الرَّقِیمِ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من سخن گوینده با اصحاب رقیمم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ مَن اُرسِلَ رَحمَهًٌْ لِلمُؤمِنِینَ وَ بِهِم رَءُوفٌ رَحِیمٌ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر پیغمبر رحمت برای مؤمنانم كه نسبت به آنان رئوف و رحیم است.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا الَّذِی جَعَلَ‌ اللَّهُ نَفسِی نَفسَ مُحَمَّدٍ حَیثُ یَقُولُ فِی كِتَابِهِ العَزِیزِ: "وَ أنفُسَنا وَ أنفُسَكُم"‏.»

    علی علیه السلام فرمود: «من آنم که خداوند جان مرا جان محمد صلی الله علیه و آله و سلّم دانسته آن‌جا كه فرموده است: "جان ما و جان شما".»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا الَّذِی قَالَ فِیَّ:‏ "أبناءَنا وَ أبناءَكُم وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُم"‏.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من آنم که خداوند در قرآن عزیز درباره‌ام فرمود: "فرزندان ما و فرزندان شما، و زنان ما و زنان شما".»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا عَلَّمتُ شِیعَتِی القُرآنَ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من آنم كه به شیعیانم قرآن را آموختم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا یُعتِقُ اللَّهُ مَن أحَبَّنِی مِنَ النِّیرَانِ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من آنم كه هر كه مرا دوست بدارد خداوند او را از آتش آزاد گرداند.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام : «أنَا شِیعَتِی مِن عِلمِی یَسطُرُونَ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من آنم که شیعیانم دانشم را بهره می‏برند و می‌نگارند.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا مِن بَحرِ عِلمِی یَغتَرِفُونَ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من آن دریای دانشم كه شیعیان از آن پیمانه برمی‌دارند.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا الَّذِی اشتَقَّ اللَّهُ تَعَالَىَْ اِسمِی مِن اسمِهِ فَهُوَ العَالِیُّ وَ أنَا عَلِیٌّ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من آنم که نامم را خدا از نام خود برگرفته است؛ پس او عالی است و من علی‌ام.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا كَذَلِكَ فَهُوَ الفَاطِرُ وَ أنَا فَاطِمَهًَْ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من نیز نامم از نام خدا گرفته شده است؛ پس او فاطر است و من فاطمه‏ام.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا حَیَاهًُْ العَارِفِینَ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من حیات معنوی عارفانم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا مَسلَكُ نَجَاهًِْ الرَّاغِبِینَ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من تنها راه نجات مشتاقانم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا الحَوَامِیمُ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من حامیم‏های قرآنم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ الطَّوَاسِینِ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من نیز دختر طاسین‌های قرآنم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا كَنزُ الغِنَىَْ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من گنج بی‏نیازی‌ام.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا الكَلِمَهًُْ الحُسنَىَْ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من كلمة نیكوی الهی‌ام.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا بِی أتَابَ اللَّهُ عَلَىَْ آدَمَ فِی خَطِیئَتِهِ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من آنم که خدا به وسیلة من آدم را توبه داد.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا بِی قَبِلَ اللَّهُ تَوبَتَهُ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من نیز همانم که خدا به سبب من توبة آدم را پذیرفت.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا كَسَفِینَهًِْ نُوحٍ مَن رَكِبَهَا نَجَا.»

    علی علیه السلام فرمود: «من مانند کشتی نوحم که هرکس خود را به آن رساند، نجات یافت.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا أُشَارِكُكَ فِی الدَّعوَىَْ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من هم شریک در این ادعایت هستم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا طُوفَانُهُ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من طوفان نوحم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا سَورَتُهُ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من تكیه‌گاه نجات اویم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا النَّسِیمُ المُرسَلُ لِحِفظِهِ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من آن نسیم فرستاده شده برای حفاظتش هستم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا مِنِّی أنهَارُ المَاءِ وَ اللَّبَنِ وَ الخَمرِ وَ العَسَلِ فِی الجِنَانِ.»

    فاطمهر گفت: «و من جاری‌كنندة نهرهای گوارای آب و شیر و شراب و عسل مصفای بهشتی‌ام.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا الطُّورُ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من طور هستم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا الكِتَابُ المَسطُورُ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من كتاب نگاشته‌شده هستم.»

    قَالَ عَلِیٌّ‏ علیه السلام: «وَ أنَا الرِّقُّ‏ المَنشُورُ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من صفحة گسترده شده (برای نگارش آن كتاب) هستم.»

    قَالَت‏ فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا البَیتُ المَعمُورُ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من آن بیت معمور(خانة همواره آباد)م.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا السَّقفُ المَرفُوعُ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من آن سقف بلند برافراشته‌ام.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا البَحرُ المَسجُورُ.» [1]

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من آن دریای سرشارم برافروخته‌ام.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا عِلمِی عِلمُ النَّبِیِّینَ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من دانشم دانش پیامبران الهی است.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ سَیِّدِ المُرسَلِینَ مِنَ الأوَّلِینَ وَ الآخِرِینَ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر آقای پیامبران اولین و آخرینم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا البِئرُ وَ القَصرُ المَشِیدُ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من چاه عمیق قرآن و کاخ برافراشتة آنم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا مِنِّی شَبَّرُ وَ شَبِیرٌ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من آنم که مادر حسن و حسینم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا بَعدَ الرَّسُولِ خَیرُ البَرِیَّهًِْ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من آنم که بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم بهترین خلق خدایم.»

    قَالَت علیها السلام: «أنَا البَرَّهًُْ الزَّكِیَّهًُْ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من پاک‌ترین زن نیکوکردارم.»

    فَعِندَهَا قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله و سلّم: «لَا تُكَلِّمِی عَلِیّاً فَإِنَّهُ ذُوالبُرهَانِ.»

    در این‌جا بود که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم به دخترش فاطمه علیها السلام فرمود: «در مقابل علی سکوت کن که او صاحب برهان است.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ مَن اُنزِلَ عَلَیهِ القُرآنُ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «منم دختر دریافت‌كننده و صاحب قرآنم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام : «أنَا البَطِینُ الأصلَعُ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من آن امانت‌دار پیشانی بزرگم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا الكَوكَبُ الَّذِی یَلمَعُ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من آن ستارة درخشان آیینم.»

    قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله و سلّم: «فَهُوَ الشَّفَاعَهًُْ یَومَ القِیَامَهًِْ.»

    در این زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم به دخترش فاطمه فرمود: «علی صاحب شفاعت بزرگ در روز قیامت است.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا خَاتُونُ یَومِ القِیَامَهًِْ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من هم خاتون بزرگ صحرای محشرم.»

    فَعِندَ ذَلِكَ قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام لِرَسُولِ‌اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلّم: «لَا تُحَامِ لِابنِ عَمِّكَ وَ دَعنِی وَ إِیَّاهُ.»

    «ای رسول خدا، پسر عمویت را حمایت مكن و من و او را به هم واگذار!»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «یَا فَاطِمَهًُْ، أنَا مِن مُحَمَّدٍ عُصَبَتُهُ وَ نُخبَتُهُ.»

    علی علیه السلام فرمود: «ای فاطمه، من نسبت به محمد صلی الله علیه و آله و سلّم چونان رگ و پی اویم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا لَحمُهُ وَ دَمُهُ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من هم گوشت و خون اویم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا الصُّحُفُ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من به همان كتاب‌های آسمانی‌ام.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا الشَّرَفُ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من شرافت آفرینشم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا وَلِیُّ زُلفَىَْ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و منم سرپرست رستگاری‌ها.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا الخَمصَاءُ الحَسنَاءُ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و منم آن زنِ نیك‌سرشتی كه در اثر روزة بسیار لاغر گشته است.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا نُورُ الوَرَىَْ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و منم نور عالم خلقت.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا فَاطِمَهًُْ الزَّهرَاءُ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و منم فاطمة ‏زهرا.»

    فَعِندَهَا قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله و سلّم لِفَاطِمَهًَْ علیها السلام:

    در این موقع پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم به دخترش فاطمة زهرا علیها السلام فرمود:

    «یَا فَاطِمَهًُْ، قُـومِی وَ قَبِّلِی رَأسَ ابنِ عَمِّكِ، فَـهَذَا جَـبرائِیلُ وَ مِیكَائِیلُ وَ إِسـرَافِیلُ وَ عَـزرَائِیلُ مَعَ أربَعَـهًِْ آلَافٍ مِـنَ

    «ای فاطمه، برخیز و سر پسر عمویت را ببوس که جبرائیل و میکائیل و اسرافیل و عزرائیل با چهار هزار فرشته
    المَلَائِكَهًُْ یُحَامُونَ مَعَ عَلِیٍّ وَ هَذَا أخِی رَاحِیلُ وَ دَردَائِیلُ مَعَ أربَعَهًِْ آلَافٍ مِنَ المَلَائِكَـهًِْ یَنظُرُونَ بِأعیُنِهِم.»

    برای حمایت علی علیه السلام آمده‏اند و این برادرم راحیل به همراه دردائیل است كه با چهار هزار فرشته آمده‏اند و نگاه می‏کنند.»

    فَقَامَت فَاطِمَهًُْ الزَّهرَاءُ فَقَبَّلَت رَأسَ الإِمَامِ عَلِیِّ بنِ أبِی طَالِبٍ علیه السلام بَینَ یَدَیِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله و سلّم وَ قَالَت:
    در این موقع فاطمه ‏زهرا علیها السلام برخاست و پس سر پسرعموش علی‏بن ابی‌طالب علیه السلام در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم بوسید و فرمود:
    «یَا أبَا الحَسَنِ، بِحَقِّ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله و سلّم مَعذِرَهًًْ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ إِلَیكَ وَ إِلَـى ابـنِ عَمِّكَ».

    «ای ابوالحسن، به حق رسول خدا از خدا و از شما و از پسرعمویت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم معذرت می‌خواهم.»

    فَوَهَبَهَا الإِمَامُ علیه السلام وَ قَبَّلَت یَدَ أبِیهَا. [2]

    و امام علی علیه السلام نیز حضرت فاطمه علیها السلام را مورد بخشش و تفقّد قرار داد و دستان پدر او را بوسید.

     

    ----------------------------------------------------------

    1. این فرازهای حدیث مفاخره اشاره دارد به سوگندهای آغازین پروردگار در سورة طور كه می‌فرماید:•وَ الطُّورِ * وَ كِتابٍ مَسطُورٍ  * فِی رَقٍّ مَنشُورٍ  * وَالبَیتِ المَعمُورِ  * وَالسَّقفِ المَرفُوعِ * وَ البَحرِ المَسجُور؛ به‌نام خداوندی كه رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشه * سوگند به كوه طور * و به كتابی كه نگاشته شده * در صفحه‌ای باز و گسترده * و به آن خانة همواره آباد * و به آن سقف برافراشته * و به آن دیاری سرشار و برافروختهِ ¦طور(52)، آیات 1-6.

    2. متن حدیث مفاخره در كتاب‌های الفضائل، ابن شاذان قمی، ص 80، و المناقب، ابن شهرآشوب، ج 3، ص 118 آمده است.

    نوشته شده در دوشنبه 4 فروردین 1393 ساعت 03:47 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل، حضرت زهرا-فضائل،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    مفاخره ی امیرالمؤمنین علی علیه السلام و حضرت زهرا علیها السلام

    قسمت اول

    رُوِیَ‏ أنّـَهُ‏ جَـاءَ فِـی‏ الخَبَـرِ أنَّ‏ الإِمَامَ عَـلِیَّ بنَ أبِی طَالِبٍ علیه السلام كَانَ ذَاتَ یَـومٍ هُــوَ وَ زَوجَتُـهُ فَاطِمَهًُْعلیها السلام یَـأكُلَانِ

    در خبر آمده است كه امام علی‌بن ابی‌طالب علیه السلام ، روزی همراه با همسرش حضرت فاطمه علیها السلام در صحرا
    تَمراً فِی الصَّحرَاءِ إِذ تَدَاعَیَا بَینَهُمَا بِالكَلَامِ.

    خرما می‌خوردند كه بین آنان كلامی ردّ و بدل شد.

    فَقَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «یَا فَاطِمَهًُْ، إِنَّ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله و سلّم یُحِبُّنِی أكثَرَ مِنكِ.»

    امام علی علیه السلام فرمود: «ای فاطمه، پیامبر مرا بیش‌تر از تو دوست می‌دارد».

    فَـقَالَت: «وَا عَـجَبَاهُ مِـنكَ! یُحِبُّكَ أكثَـرَ مِنِّـی وَ أنَـا ثَمَرَهًُْ فُـؤَادِهِ وَ عُضـوٌ مِـن أعضَائِهِ وَ غُصـنٌ مِـن

    حضرت زهرا علیها السلام فرمود: «شگفتا از تو! تو را از من بیش‌تر دوست می‌دارد، در حالی‌كه من میوة دل و عضوی از اعـضایش و شاخه‌ای از

    أغصَانِهِ وَ لَیسَ لَهُ وَلَدٌ غَیرِی؟!»

    شاخه‌هایش هستم و غیر از من فرزندی ندارد؟!»

    فَقَالَ لَهَا عَلِیٌّ علیه السلام: «یَا فَاطِمَهًُْ، إِن لَم تُصَدِّقِینِی فَامضِی بِنَا إِلَى أبِیكِ مُحَمَّدٍ.»

    علی علیه السلام به او فرمود: «ای فاطمه، اگر مرا تصدیق نمی‌كنی، بیا نزد پدرت حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلّم برویم.»

    فَمَضَیا إِلَى حَضرَتِهِ صلی الله علیه و آله و سلّم ، فَتَقَدَّمَت وَ قَالَت:«یَا رَسُولَ‌اللَّهِ، أیُّنَا أحَبُّ إِلَیكَ أنَا أم عَلِیٌّ.»

    آن‌گاه هر دو نزد حضرتش شتافتند. فاطمه علیها السلام پیش رفت و گفت: «ای رسول خدا، كدام‌یك از ما نزد تو محبوب‌تریم، من یا علی؟»

    قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه و آله و سلّم: «أنتِ أحَبُّ إِلَیَّ وَ عَلِیٌّ أعَزُّ عَلَیَّ مِنكِ.»

    پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم فرمود: «تو برای من دوست‌داشتنی‌تر هستی و علی از تو نزد من عزیزتر است.»

    فَعِندَهَا قَالَ سَیِّدُنَا وَ مَولَانَا الإِمَامُ عَلِیُّ بنُ أبِی طَالِبٍ علیه السلام:

    در آن حال سرور و مولای ما امام علی‌بن ابی‌طالب علیه السلام فرمود:

    «ألَم أقُل لَكِ؟! أنَا وَلَدُ فَاطِمَهًَْ ذَاتِ التُّقَىَْ!»

    «آیا به تو نگفتم؟ من پسر فاطمه [بنت اسد] صاحب تقوا و پرهیزگاری هستم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ خَدِیجَهًُْ الكُبرَىَْ!»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر خدیجة كبرا هستم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا ابنُ الصَّفَا.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من پسر آنم که صفا را بنا نهاد.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ سِدرَهًِْ المُنتَهَىَْ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر آنم که او را در شب معراج به سدرهًْ المنتهی بردند.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا فَخرُ الوَرَىَْ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من افتخار پرچم اسلامم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ دَنا فَتَدَلَّىَْ‏ وَ كَانَ مِن رَبِّهِ‏ قَابَ قَوسَینِ أو أدَنىَْ‏.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر آنم که در شب معراج به قرب حق نزدیك شد و كلام الهی را دریافت كرد و نسبت قرب او به پروردگارش به فاصلة دو تیر کمان بلكه کم‌تر از آن رسید.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا وَلَدُ المُحصَنَاتِ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من فرزند زنان پاکم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا بِنتُ الصَّالِحَاتِ وَ المُؤمِنَاتِ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من نیز دختر زنان صالح و با ایمانم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا خَادِمِی جَبرَائِیلُ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من آنم که جبرئیل خدمتکار من است.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا خَاطَبَنِی فِی السَّمَاءِ رَاحِیلُ وَ خَدَمَتنِی المَلَائِكَهًُْ جِیلاٌ بَعدَ جِیلٍ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من آنم که فرشتة راحیل در آسمان با من سخن گفت و فرشتگان گروه گروه مرا خدمت كرده‌اند.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا وُلِدتُ فِی المَحَلِّ البَعِیدِ المُرتَقَىَْ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من آنم كه در جایی بلندمرتبه(خانة کعبه) متولد شدم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا زُوِّجتُ فِی الرَّفِیعِ الأعلَى وَ كَانَ مَلَاكِی فِی السَّمَاءِ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من آنم که عقدم در مقام رفیع اعلیَْ بسته شد و اقتدارم در آسمان‌ها جلوه‌گر شد.»

     

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا حَامِلُ اللِّوَاءِ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من آنم که پرچم پرافتخار اسلام همیشه به دست من بوده است.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ مَن عُرِجَ بِهِ إِلَى السَّمَاءِ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر آنم که به آسمان‌ها عروج کرده است.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا ابنُ صَالِحِ المُؤمِنِینَ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من فرزند صالح‌ترین مؤمنانم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ خَاتَمِ النَّبِیِّینَ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر آخرین پیغمبرانم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا الضَّارِبُ عَلَى التَّنزِیلِ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من شمشیر زننده بر اساس تنزیل قرآنم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا صَاحِبَهًُْ التَّأوِیلِ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من صاحب و حافظ تأویل قرآنم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا شَجَرَهًٌْ تَخرُجُ مِن طُورِ سِینِینَ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من درخت طور سینایم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا الشَّجَرَهًُْ الَّتِی تُخرِجُ أُكُلَهَا أعنِی الحَسَنَ وَ الحُسَینَ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من آن درختی هستم که میوه‏هایش، امام حسن و امام حسین6، به ثمر می‌رسند.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا المَثَانِیُ وَ القُرآنُ الحَكِیمُ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من مثانی و قرآن حكیمم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ النَّبِیِّ الكَرِیمِ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من هم دختر پیامبر كریمم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا النَّبَأ ُالعَظِیمُ»

    علی علیه السلام فرمود: «و من خبر بزرگ قرآنم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ الصَّادِقِ الأمِینِ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر راستگوترین و امین‏ترین آفریدگانم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا الحَبلُ المَتِینُ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من ریسمان محکم الهی‌ام.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ خَیرِ الخَلقِ أجمَعِینَ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر بهترین خلق خدایم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا لَیثُ الحُرُوبِ»

    علی علیه السلام فرمود: «من شیر میدان‌های جنگم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا مَن‏ یَغفِرُ اللَّهُ‏ بِهِ‏ الذُّنُوبَ‏.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر آنم که خداوند به وسیلة او گناهان را می‏آمرزد.»

    قَالَ‏ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا المُتَصَدِّقُ بِالخَاتَمِ.»

    علی علیه السلام فرمود: «و من آنم که انگشتر در نماز صدقه داد.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ سَیِّدِ العَالَمِ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «و من دختر بهترین آقای جهانم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا سَیِّدُ بَنِی هَاشِمٍ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من سرور فرزندان هاشمم.»

    قَالَت علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ مُحَمَّدٍ المُصطَفَىَْ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر محمد مصطفی برگزیدة خدایم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا الإِمَامُ المُرتَضَىَْ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من امام مرتضایم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ سَیِّدِ المُرسَلِینَ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر سرور پیامبرانم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا سَیِّدُ الوَصِیِّینَ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من سرور اوصیایم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ النَّبِیِّ العَرَبِیِّ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر پیغمبر عربی‌ام.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «وَ أنَا الشُّجَاعُ المَكِّیُّ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من قهرمان نامدار مکّه‏ام.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «وَ أنَا ابنَهًُْ أحمَدَ النَّبِیِّ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر پسندیده‏ترین پیغمبرانم.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا البَطَلُ الأورَعُ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من قهرمان با تقوایم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا الشَّفِیعُ المُشَفَّعُ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر شفاعت‌کنندة روز جزایم که شفاعتش پذیرفته می‏شود.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا قَسِیمُ الجَنَّهًِْ وَ النَّارِ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من تقسیم‌کنندة بهشت و دوزخم.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ مُحَمَّدٍ المُختَارِ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر محمد برگزیده شده‌ام.»

    قَالَ عَلِیٌّ علیه السلام: «أنَا قَاتِلُ الجَانِّ.»

    علی علیه السلام فرمود: «من کشندة كافران اجنّه‏ام.»

    قَالَت فَاطِمَهًُْ علیها السلام: «أنَا ابنَهًُْ رَسُولِ المَلِكِ الدَّیَّانِ.»

    فاطمه علیها السلام گفت: «من دختر رسول خداوند پاداش دهنده‏ام.»

    ادامه در قسمت دوم

     

    نوشته شده در یکشنبه 3 فروردین 1393 ساعت 03:44 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل، حضرت زهرا-فضائل،
  • [ نظرات ]