تبلیغات
امپراطورهای عالم - مطالب بهمن 1392

دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

ناصبى و عاقبت آن در قرآن‏

حنان به نقل از امام صادق علیه السّلام مى‏ گوید كه فرمود: ناصبى [دشمن خاندان محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم‏] باكى نداشته باشد كه نماز بخواند یا زنا كند، به هر حال این آیه در باره او نازل شده است: عامِلَةٌ ناصِبَةٌ*  تَصْلى‏ ناراً حامِیَةً (1)(2)
----------------------------------------------------------------------
(1) « تلاش كرده و رنجدیده، در آتش سوزان درافتند»( سوره غاشیه/ آیه 3 و 4)
(2) بهشت كافى-ترجمه روضه كافى، ص: 207

نوشته شده در جمعه 18 بهمن 1392 ساعت 02:54 ب.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت، امام صادق-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    حرم امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)

    امیر المؤمنین على (علیه السلام) فرموده است، مكه حرم خدا و مدینه حرم رسول خدا و كوفه حرم من است. هیچ ستمگرى به فكر ستم در آن نمى‏افتد، مگر آنكه خداوند پشتش را در هم مى‏شكند(1)

    ----------------------------------------------------

    (1) نظیر این روایت با مختصر تفاوتى در امالى طوسى، ص 284، آمده است‏

    (2) روضة الواعظین-ترجمه مهدوى دامغانى، ص: 646


    نوشته شده در چهارشنبه 16 بهمن 1392 ساعت 11:17 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم


    مدح امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)

    تا حاجت تمام دلم را روا کند
    باید خدا به پای علی ام فدا کند


    آن قدر قیمتی است فدای علی شدن

    خود را فداش حضرت خیر النسا کند


    شیعه شدن که آرزوی هر پیمبری است

    آن رتبه است که فاطمه باید عطا کند


    چه حل شود چه حل نشود مشکلات من

    من راضی ام به آن چه مشکل گشا کند


    آن کس که اختیار دو عالم به دست اوست

    اصلاً عجیب نیست که کار خدا کند


    از لا به لای خلق قیامت که می شود

    بر گردن علی است که ما را سوا کند


    عمری نشسته ایم به پای محبتش

    فردای حشر فاطمه با ما چه ها کند؟
    !

    حتی حسین با همه ی دستگیری اش

    با مهر مرتضی است به ما اعتنا کند


    نیمه نگاش حضرت عباس می شود

    او قادر است خلقت عباس ها کند


    اهل کرم معطل خواهش نمی شوند

    او حاجت نخواسته را هم عطا کند

     

    جواد حیدری

    نوشته شده در دوشنبه 14 بهمن 1392 ساعت 09:21 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-اشعار،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    اقدام به قتل امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) با نقشه ابوبكر و عمر

    (پس از غصب فدك و احتجاج امیرالمؤمنین(علیه السلام) با ابوبكر(لعنة الله علیه) در مسجد)...

    أبو بكر و عمر از مسجد خارج شده و به خانه رفتند، و أبو بكر كسى را دنبال عمر فرستاده و او را حاضر كرده و گفت: دیدى مجلس ما با علىّ امروز چگونه پایان یافت، بخدا سوگند اگر این مجلس در روز دیگر تكرار شود بى‏شكّ كار ما متزلزل شده و اساس حكومت ما را به تباهى خواهد كشاند، نظرت چیست و باید چه كنیم؟ 

    عمر گفت: باید دستور دهى كه او را بكشد! 

    ابوبكر گفت: چه كسى عهده‏دار آن شود؟ 

    عمر گفت: خالد بن ولید.

    پس بدنبال خالد فرستاده و نزد آن دو آمد، گفتند: مى‏خواهیم مأموریت سختى را به تو بدهیم، 

    گفت: براى هر كارى آماده‏ام، هر چند كشتن علىّ بن ابى طالب باشد، 

    گفتند:

    همین است، 

    خالد گفت: زمانش را معیّن كنید، 

    أبو بكر گفت: داخل مسجد شده كنارش مى‏نشینى، و چون من سلام نماز را دادم گردنش را مى‏زنى، 

    گفت: بسیار خوب.

    خبر این توطئه شوم به اسماء بنت عمیس كه در آن روز همسر أبو بكر بود رسید، سریعا به كنیزش گفت: به منزل علىّ و فاطمه برو و سلام مرا به آن دو برسان و به علىّ بگو: جماعت قصد جان تو را كرده‏اند از شهر بیرون رو كه من خیرخواه تو هستم.

    حضرت امیر علیه السّلام پس از استماع كلام به كنیز گفت: نزد مولاى خود بازگشته و به او بگو: خداوند بین آنان و قصد شومشان حائل خواهد شد. سپس برخاست و آماده نماز شده و به مسجد رفت، و در عقب أبو بكر به نماز ایستاد (1)، و خالد نیز مسلّح كنار او به نماز ایستاد، وقتى أبوبكر براى تشهّد نشست در فكر رفته و از این عمل پشیمان شده و از عواقب امر ترسیده و شدّت و سختى علىّ را بخاطر آورد، و پیوسته در این افكار بود و جرأت سلام دادن را نداشت تا آنجا همه فكر كردند كه او گرفتار سهو و خطا شده است.

    سپس رو به خالد كرده و گفت: اى خالد آنچه را كه گفتم عملى مساز؛ و السّلام علیكم و رحمة اللَّه و بركاته.

    حضرت امیر علیه السّلام رو به خالد كرده و فرمود: تو را به چه چیز امر كرده بود؟ 

    گفت:به كشتن تو، 

    فرمود: آیا واقعا آن كار را مى‏كردى؟ 

    گفت: آرى بخدا قسم، اگر كار را به بعد از سلام نماز موكول نكرده بود حتما تو را مى‏كشتم.

    در این وقت حضرت امیر او را گرفته و نقش زمین ساخت، مردم دور او جمع شده و عمر گفت: به خداى كعبه كه او را خواهد كشت!! مردم یكپارچه آن حضرت را قسم به خدا و پیامبر داده كه او را رها سازد، او نیز خالد را رها نموده و عمر را گرفته و گلویش را فشار سختى داده و فرمود: اى پسر صهاك(2)، به خدا سوگند كه اگر عهد و وصیّت رسول خدا و تقدیر الهى نبود نیك در مى‏یافتى كه كدامیك از ما ضعیف‏تر و بى‏یاورتر است!. سپس به منزل رفت.(3)

    ------------------------------------------

    (1) هیچ گاه حجت خدا به امامت دیگری نماز نمی خواند. حضرت طبق علم الهی در جمع نمازش را به امامت خود اقامه می فرمود.

    (2) كنیز حضرت عبدالمطلب بود كه فی الواقع زنی زانیه بود و كثیر الزنا. این زن به زنا دارای فرزند شد و عمر بن خطاب نوه ی اوست.

    (3) احتجاج-ترجمه جعفرى، ج‏1، ص: 219-221

    نوشته شده در شنبه 12 بهمن 1392 ساعت 08:15 ب.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    ترجمه خطبه 4

     (گفته شد كه پس از فتح بصره در سال 36 هجرى و كشته شدن طلحه و زبیر ایراد فرمود)

    1- ویژگى‏هاى اهل بیت علیهم السّلام:

    شما مردم به وسیله ما، از تاریكى‏هاى جهالت نجات یافته و هدایت شدید، و به كمك ما، به اوج ترقّى رسیدید. صبح سعادت شما با نور ما درخشید، كر است گوشى كه بانگ بلند پندها را نشنود، و آن كس را كه فریاد بلند، كر كند، آواى نرم حقیقت چگونه در او أثر خواهد كرد؟ قلبى كه از ترس خدا لرزان است، همواره پایدار و با اطمینان باد!. من همواره منتظر سرانجام حیله‏گرى شما مردم بصره بودم، و نشانه‏هاى فریب خوردگى را در شما مى‏نگریستم. تظاهر به دیندارى شما، پرده‏اى میان ما كشید ولى من با صفاى باطن درون شما را مى‏خواندم.

    2- ویژگى‏هاى امیرالمؤمنین علیه السّلام:

    من براى وا داشتن شما به راه‏هاى حق، كه در میان جادّه‏هاى گمراه كننده بود، به پاخاستم در حالى كه سر گردان بودید و راهنمایى نداشتید تشنه كام هر چه زمین را مى‏كندید قطره آبى نمى‏یافتید،(1) امروز زبان بسته را به سخن مى‏آورم. دور باد رأى كسى كه با من مخالفت كند! از روزى كه حق به من نشان داده شد، هرگز در آن شك و تردید نكردم! كناره گیرى من چونان حضرت موسى علیه السّلام برابر ساحران است كه بر خویش بیمناك نبود، ترس او براى این بود كه مبادا جاهلان پیروز شده و دولت گمراهان حاكم گردد. امروز ما و شما بر سر دو راهى حق و باطل قرار داریم، آن كس كه به وجود آب اطمینان دارد تشنه نمى‏ماند.(2)

    -------------------------------------------------------

    (1) ضرب المثل كنایه از تلاش بیهوده است.

    (2) نهج البلاغة-ترجمه دشتى، ص: 51

    نوشته شده در جمعه 11 بهمن 1392 ساعت 08:21 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-نهج البلاغه،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    بخشی از مناظره حسن بن فضال و ابوحنیفه

    حسن بن فضال به ابو حنیفه گفت: آیا خدا (آیه- 53- سوره احزاب) كه میفرماید: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ الى آخره منسوخ شده یا نه؟ ابو حنیفه گفت: نه، این آیه منسوخ نشده. ابن فضال به ابو حنیفه گفت: بعقیده تو بعد از پیغمبر اعظم اسلام صلّى اللَّه علیه و آله كدام یك از ابو بكر و عمرو على بن ابى طالب بهتر بودند؟ ابو حنیفه گفت: آیا نمیدانى كه ابو بكر و عمر در جوار پیغمبر اسلام دفن شده‏اند؟

    چه دلیلى براى افضلیت ابو بكر و عمر بهتر از این میخواهى!؟

    ابن فضال به وى گفت: پس ابو بكر و عمر در حق پیغمبر خدا صلّى اللَّه علیه و آله ظلم كرده‏اند، زیرا وصیت نموده‏اند ایشان را در مكانى دفن نمایند كه حقى در آن نداشتند. و اگر موضع آن قبر از ابو بكر و عمر بوده و آن را بحضرت رسول اكرم بخشیده باشند حقا كه عمل بدى انجام داده‏اند، زیرا بذل و بخشش خود را پس گرفته و عهدشكنى نموده‏اند. در صورتى كه تو اقرار كردى و گفتى:

    آیه لا تَدْخُلُوا بُیُوتَ النَّبِیِّ الى آخره منسوخ نشده! ابو حنیفه اندكى سر بزیر شد آنگاه گفت: آن مكان مال پیغمبر و ابو بكر و عمر نبود، ولى ابو بكر و عمر از حق عایشه و حفصه استفاده كردند و مستحق این حق شدند كه در آن موضع دفن شوند. ابن فضال به او گفت: تو قبول دارى وقتى پیامبر اسلام از دنیا رفت تعداد 9 زن داشت؟ و یك هشتم از اموال آن حضرت به این 9 زن بعنوان ارث میرسید، زیرا فاطمه اطهر زنده بود (و شخص متوفى اگر اولاد داشته باشد یك هشتم از اموالش بعنوان ارث بزنانش میرسد) پس بنا بر این، هر یك از زنان پیامبر خدا یك نهم از آن یك هشتم ارث میبرند، وقتى به آن یك نهم بررسى كنیم مى‏بینیم كه به هر یك از ایشان یك وجب از آن حجره مطهر میرسد، زیرا مساحت آن حجره مقدس فلان و فلان است. پس چگونه عمرو ابو بكر بیشتر از حق خود را تصاحب نمودند.

    گذشته از اینكه گفتیم، چگونه عایشه و حفصه از پیغمبر اسلام ارث میبرند در صورتى كه فاطمه دختر آن بزرگوار از ارث ممنوع شد!؟ این موضوع از جهاتى تناقض دارد!؟

    ابو حنیفه (كه محكوم شد) گفت: این شخص را از من دور كنید! زیرا رافضى خبیثى است!!(1)

    -------------------------------------

    (1) زندگانى حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام، ص: 167

    نوشته شده در پنجشنبه 10 بهمن 1392 ساعت 04:32 ب.ظ توسط : داعی | دسته : دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    سعد بن ابی وقاص و امتناع از توهین به امیرالمؤمنین(علیه السلام)(1)

    معاویه به سعد بن ابى وقّاص دستور داد تا على [علیه السّلام‏] را دشنام دهد. چون سعد امتناع كرد به وى گفت: چرا ابو تراب را دشنام نمى‏دهى؟

    سعد گفت: هرگز على [علیه السّلام‏] را دشنام نمى‏دهم، چون رسول خدا صلّى اللَّه علیه [و آله‏] و سلم سه ویژگى در باره على [علیه السّلام‏] گفته كه اگر یكى از آن‏ها براى من بود از شتران سرخ موى نزد من دوست داشتنى‏تر بود. [یك‏] از رسول خدا صلّى اللَّه علیه [و آله‏] و سلم شنیدم كه چون در برخى از جنگ‏ها على را جانشین خود [در مدینه‏] كرد و رهسپار جنگ شد على [علیه السّلام‏] گفت: «اى رسول خدا، آیا من را با زنان و كودكان وامى‏گذارى مى‏گذارى؟» حضرت فرمود: «آیا تو خشنود نیستى براى من همانند هارون براى موسى باشى جز آن كه پس از من پیغمبرى نخواهد بود».

     [دو] باز از رسول خدا صلّى اللَّه علیه [و آله‏] و سلم در روز [جنگ‏] خیبر شنیدم كه فرمود: «پرچم را به دست مردى خواهم داد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسولش نیز او را دوست دارند»، ما سر كشیده به پرچم چشم دوختیم [و در انتظار آن بودیم كه به ما دهد] آن گاه حضرت فرمود: «على را نزد من خوانید». على در حالى كه چشمانش درد مى‏كرد نزد پیامبر صلّى اللَّه علیه [و آله‏] و سلم آمد، پیامبر صلّى اللَّه علیه [و آله‏] و سلم در چشمان وى از آب دهان مالید [و على علیه السّلام بهبود یافت‏] سپس پرچم را به وى سپرد.

     [سه‏] و چون آیه- بنا به روایت هشام- ... إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ ... «همانا خدا مى‏خواهد رجس و پلیدى را از شما اهل بیت ببرد ...» نازل شد، رسول خدا صلّى اللَّه علیه [و آله‏] و سلم على و فاطمه و حسن و حسین را فراخواند و فرمود: «خدایا، اینان اهل بیت من هستند».(2)

    ---------------------------------------------------

    (1) این حدیث در مصادر دیگر: مسند احمد 3/ 160 ح 1608؛ صحیح مسلم 4/ 1871 ح 32؛ سنن ابن ماجه 1/ 45 ح 121؛ مصنف ابن ابى شیبه 6/ 369 ح 15؛ كتاب السنه: 587 ح 1336 و ح 1338 و 596 ح 1387؛ سنن ترمذى 5/ 638 ح 3728؛ مسند ابو یعلى 12/ 310 ح 6883؛ مناقب كوفى 1/ 528 ح 474 و 2/ 501 ح 1006؛ تفسیر طبرى 22/ 6 ح 8؛ صحیح ابن حبّان 15/ 15 ح 6643؛ معجم كبیر طبرانى 1/ 146 ح 328 و 23/ 377 ح 892؛ تفسیر الوسیط واحدى 1/ 441؛ مستدرك حاكم 3/ 108 و 147 و 150؛ سنن بیهقى 7/ 63؛ ترجمه الامام على من تاریخ دمشق 1/ 226 ح 271 و 273 و 274؛ أمالى طوسى: 306 ح 616.

    (2) خصائص امیر المؤمنین-: احمد بن شعیب نسائى‏، ترجمه‏فارسى- فتح الله نجارزادگان ، ص: 31

    نوشته شده در سه شنبه 8 بهمن 1392 ساعت 08:13 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل، دشمنان اهل بیت،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    دو دریای عمیق دانش

    قطان گوید از امام ششم(علیه السلام) شنیدم میفرمود: مقصود از آیه مرج البحرین الخ اینست كه على و فاطمه(سلام الله علیهما) دو دریاى عمیق دانش همسر شدند و هیچ كدام بدیگرى سركشى نكردند و از اختلاط آنها لؤلؤ و مرجان یعنى حسن و حسین سلام اللَّه علیهما بوجود آمد.(1)

    --------------------------------------

    (1) خصال-ترجمه كمره‏اى، ج‏1، ص: 102

    نوشته شده در دوشنبه 7 بهمن 1392 ساعت 08:10 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    زیارت امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)

    به سند معتبر منقولست از شخصى از اصحاب حضرت صادق (علیه السلام) كه گفت نزد آن حضرت بودم و سخن حضرت امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) برآمد. ابن مارد عرض نمود به آن حضرت كه چه ثواب دارد زیارت جدّت حضرت امیر المؤمنین (صلوات الله علیه)؟ فرمودند كه اى پسر مارد! هر كه زیارت كند جدّم را و عارف به حقّ او باشد و او را امام اوّل داند، حق- سبحانه و تعالى- به عدد هر گامى حجّى و عمره‏اى مقبول در نامه عمل او بنویسد؛ قسم به خدا- اى پسر مارد!- كه حق- سبحانه و تعالى- طعمه آتش نمى‏كند قدمى را كه گرد آلوده شده باشد در راه زیارت حضرت امیر المؤمنین (صلوات الله علیه)، خواه پیاده رفته باشد و خواه سواره، و این حدیث را به آب طلا بنویس.(1)

    --------------------------------------

    (1) فرحة الغری-ترجمه علامه مجلسى، ص: 90

    نوشته شده در یکشنبه 6 بهمن 1392 ساعت 08:08 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    افضلیت امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) در میان ائمه(علیهم السلام)

    منقولست از یونس قصیرى كه گفت در مدینه به خدمت حضرت صادق (علیه السلام) رفتم و عرض كردم كه فداى تو گردم! به خدمت شما آمدم و زیارت نكردم حضرت امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) را. فرمودند كه بد كردى؛ اگر نه از شیعیان ما بودى، نظر به تو نمى‏كردم. آیا زیارت نمى‏كنى كسى را كه حق- سبحانه و تعالى- و جمیع ملائكه و پیغمبران و مؤمنان او را زیارت مى‏كنند؟ گفتم: فداى تو گردم! نمى‏دانستم كه زیارت آن حضرت چنین است. فرمودند كه بدان كه حضرت امیر المؤمنین (صلوات الله علیه) افضل است نزد حق- سبحانه و تعالى- از جمیع ائمّه معصومین- صلوات اللَّه علیهم- و او راست ثواب اعمال جمیع ایشان (چنان كه حضرت پیغمبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند كه ضربت على در روز خندق افضل است از عبادت جن و انس تا روز قیامت). پس فرمود كه ائمّه بقدر اعمال بر یك دیگر فضیلت دارند.(1)

    ---------------------------------------

    (1) فرحة الغری-ترجمه علامه مجلسى، ص: 89

    نوشته شده در شنبه 5 بهمن 1392 ساعت 08:02 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-فضائل،
  • [ نظرات ]