تبلیغات
امپراطورهای عالم - خطبه امام حسن(علیه السلام) پس از خاكسپاری امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه)

دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

خطبه امام حسن(علیه السلام) پس از خاكسپاری امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) (1)

عموم راویان حدیث و مورخین نوشته‏اند شبى كه امیر المؤمنین(صلوات الله علیه)به شهادت رسید و حسنین(علیهما السلام)جنازه پدر را دفن كردند، فرداى آن شب امام مجتبى(علیه السلام)به مسجد رفت و براى مردم سخنرانى كرد، و طبق روایت امالى صدوق سخنرانى آن حضرت این گونه بود كه پس از حمد و ثناى الهى فرمود:

«ایها الناس فى هذه اللیلة نزل القرآن، و فى هذه اللیلة، رفع عیسى بن مریم، و فى هذه اللیلة قتل یوشع بن نون، و فى هذه اللیلة مات ابى امیر المؤمنین(صلوات الله علیه)، و الله لا یسبق ابى احد كان قبله من الاوصیاء الى الجنة، و لا من یكون بعده، و ان كان رسول الله(صلی الله علیه و آله) لیبعثه فى السریة فیقاتل جبرئیل عن یمینه و میكائیل عن یساره و ما ترك صفراء و لا بیضاء الا سبعماة درهم فضلت من عطائه كان یجمعها لیشترى بها خادما لاهله‏».(2)

«اى مردم در این شب قرآن نازل شد، و در این شب عیسى بن مریم را به آسمان بردند، و در این شب یوشع بن نون كشته شد، و در این شب پدرم امیر المؤمنین(صلوات الله علیه)از این جهان رحلت كرد، به خدا سوگند هیچ یك از اوصیا بر پدرم در رفتن به بهشت پیشى نجسته، و نه هر كس كه پس از اوست، و این گونه بود كه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) او را در هر ماموریت جنگى كه مى‏فرستاد جبرئیل در سمت راست او و میكائیل در سمت چپ او مى‏جنگیدند و هیچ درهم و دینارى پس از خود به جاى نگذارد جز هفتصد درهم كه از جیره بیت المال او زیاد و اضافه آمده بود و آن را جمع كرده بود تا خادمى براى خانواده خود خریدارى كند.»

و شیخ مفید در ارشاد سخنرانى آن حضرت را این گونه نقل كرده: «و روى ابو محنف لوط بن یحیى، قال: حدثنى اشعث‏بن سوار، عن ابى اسحق السبیعى و غیره، قالوا: خطب الحسن بن على(علیهما السلام) فی صبیحة اللیلة التى قبض فیها امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) فحمد الله و اثنى علیه و صلى على رسول الله(صلی الله علیه و آله)

ثم قال:  لقد قبض فى هذه اللیلة رجل لم یسبقه الاولون بعمل و لا یدركه الآخرون بعمل لقد كان یجاهد من رسول الله فیقیه بنفسه، و كان رسول الله(صلی الله علیه و آله) یوجهه برایته فیكنفه جبرئیل عن یمینه و میكائیل عن شماله، و لا یرجع حتى یفتح الله على یدیه.

و لقد توفى(ع)فى اللیلة التى عرج فیها بعیسى بن مریم، و فیها قبض یوشع بن نون وصى موسى(ع)و ما خلف صفراء و لا بیضاء الا سبعماة درهم، فضلت عن عطائه اراد ان یبتاع بها خادما لاهله. »

ثم خنقته العبرة فبكى و بكى الناس معه.

ثم قال:« انا ابن البشیر انا ابن النذیر، انا ابن الداعى الى الله باذنه، انا ابن السراج المنیر، انا من اهل بیت اذهب الله عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا، انا من اهل بیت فرض الله مودتهم فى كتابه فقال تعالى: «قل لا اسئلكم علیه اجرا الا المودة فى القربى، و من یقترف حسنة نزد له فیها حسنا» (3) فالحسنة مودتنا اهل البیت‏» (4).

ابو محنف(به سندش)از ابى اسحق سبیعى و دیگران روایت كرده كه گفتند: امام حسن(علیه السلام) در بامداد آن شبى كه امیر المؤمنین(صلوات الله علیه) در آن شب از دنیا رفت‏خطبه خواند، و حمد و ثناى خداى را به جاى آورد و بر رسول خدا(صلی الله علیه و آله) درود فرستاد، آنگاه فرمود:

«به حقیقت در این شب مردى از دنیا رفت كه پیشینیان در كردار از او پیشى نجستند، و آیندگان نیز در كردار به او نرسند، همانا با رسول‏خدا(ص)جهاد كرد و با جان خویش از آن حضرت دفاع نمود، و رسول خدا(ص)او را با پرچم خود(به جنگها)فرستاد و(جبرئیل و میكائیل)او را در میان مى‏گرفتند، جبرئیل از سمت راستش، و میكائیل از سمت چپ او، و باز نمى‏گشت تا به دست تواناى او خداوند(جنگ را)فتح كند.

و در شبى از دنیا رفت كه عیسى بن مریم در آن شب به آسمان بالا رفت، و یوشع بن نون وصى حضرت موسى(ع)در آن شب از دنیا رفت، و هیچ درهم و دینارى از خود به جاى نگذاشته جز هفتصد درهم كه آن هم از بهره‏اش(كه بیت المال داشت)زیاد آمده، و مى‏خواست‏با آن پول براى خانواده خود خادمى خریدارى كند»،

(این سخن را فرمود)سپس گریه گلویش را گرفت و گریست، مردم نیز با آن حضرت گریه كردند، آنگاه فرمود:

« منم فرزند بشیر(مژده دهنده به بهشت، یعنى رسول خدا(صلی الله علیه و آله)كه از نامهاى آسمانى او بشیر است) منم فرزند نذیر(ترساننده از جهنم)منم فرزند آن كس كه به اذن پروردگار مردم را به سوى او مى‏خواند، منم پسر چراغ تابناك(هدایت)، من از خاندانى هستم كه خداى تعالى پلیدى را از ایشان دور كرده و به خوبى پاكیزه‏شان فرموده، من از آن خاندانى هستم كه خداوند دوستى ایشان را در كتاب خویش(قرآن)فرض و واجب دانسته و فرموده است: «بگو نپرسم شما را بر آن مزدى جز دوستى در خویشاوندانم و آنكه فراهم كند نیكى را بیفزاییمش در آن نكویى را»پس نیكى در این آیه دوستى ما خاندان است.»

و نظیر همین دو سخنرانى با مختصر اختلافى در بسیارى از كتابهاى اهل سنت نیز نقل شده كه هر كه خواهد مى‏تواند در ملحقات احقاق الحق بخواند(5).

-----------------------------------------------------

(1) زندگانى امام حسن مجتبى علیه السلام، سید هاشم رسولى محلاتى، ص. 192

(2) امالى صدوق، ص 192.

(3) سوره شورى، آیه 22.

(4) ارشاد مفید، ج 2، (مترجم)، ص 4، و نظیر این روایت از امالى شیخ و تفسیر فرات و غیره نیز نقل شده(بحار الانوار، ج 43، ص 361).

(5) ملحقات احقاق الحق، ج 11، صص 93-182.

 

نوشته شده در شنبه 28 تیر 1393 ساعت 08:30 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امیرالمؤمنین-شهادت، امام حسن-احادیث،
  • [ نظرات ]