تبلیغات
امپراطورهای عالم - فتح مكه

دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

بیستم ماه رمضان
فتح مكه
در سال 8 هـ‍ فتح مكه واقع شد. در این فتح بزرگ تعداد مسلمانان 12 هزار نفر، و شهدا 2 نفر بودند. علت شهادت آن دو این بود كه همراه لشكر نبودند و از آخر مكه وارد شده بودند، و لذا مورد هجوم قرار گرفته شهید شدند(1).
در این روز امیرالمؤمنین (علیه السلام ) به امر مبارك خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله )، براى شكستن بت هایى كه در كعبه بود، پاى مبارك خود را بر كتف شریف اشرف مخلوقات نهاد(2).
مجلسى (رحمه الله ) از تاریخ طبرى نقل مى فرماید: هنگامى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نظر مباركش بر این قرار گرفت كه به طرف مكه حركت كند عمر را طلبید و به او فرمود: به مكه برو و اشراف قریش را از حال ما با خبر كن . عمر گفت : من بر جانم از اشراف قیش مى ترسم(3)!
هنگامى كه مسلمانان وارد مكه شدند شعار مى دادند: الیوم یوم الملحمه : «امروز روز در هم كوبیدن است ». پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمودند: شعار را عوض كنید و بگویید: الیوم یوم المرحمه : «امروز روز رحمت است ».
بعد فرمود: ابوسفیان و خانه اش در امانند، و هر كس داخل خانه او رفت در امان است . همچنین فرمودند: همه در امانند جز یك نفر به نام «هبار بن اسود» و بعضى معاویه را هم ذكر كرده اند(4). حضرت فرمود: «اگر هبار چسبیده به پرده كعبه هم بود او را بكشید»؟!
علت این بر خورد شدید با هبار آن بود كه در یكى از جنگهاى مسلمین با كفار قریش عده اى اسیر از كفار گرفتند و داخل اسرا داماد بزرگ پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شوهر زینب دخترشان بود. حضرت فرمودند: هر كس ‍ فدیه بفرستد اسیر او را آزاد مى كنیم . بین آنچه از مكه به عنوان فدیه فرستاده بودند گردنبند حضرت خدیجه (علیها السلام ) به چشم مى خورد كه به دخترش زینب داده بود. هنگامى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) آن گردنبند را دیدند به یاد جناب خدیجه (علیها السلام ) افتادند و گریستند. آنگاه از مسلمین خواستند آن فدیه را كه یادگار خدیجه (علیها السلام )است ، به آن حضرت ببخشند، و آنان قبول كردند. سپس قرار شد اسرا را آزاد كنند، در مقابل این كه هر یك از زنان مسلمان كه در مكه اسلام را پذیرفته ، اگر خواست بیاید آزاد باشد.
قرار بر این شد كه امیرالمؤمنین (علیه السلام ) بروند و هودج فواطم را بیاورند. آن حضرت به تنهایى رفتند و زینب دختر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و دیگر هاشمیات را آوردند، همینكه مقدارى از مكه بیرون آمدند ابوسفیان لعنت الله علیه گفت : پسر عمویش محمد (صلى الله علیه و آله) جوانهاى شما را گمراه كرد و مسلمان شدند. حال این جوان یعنى على (علیه السلام ) در روز روشن آمده و بستگانش را مى برد. جلو او را بگیرید.
آنها آمدند تا مانع آن حضرت شوند. امیرالمؤمنین (علیه السلام ) دفاع فرمودند. بعضى زخمى و بعضى به درك واصل شدند، در این اثنا هبار بن اسود به هودج هاشمیات حمله كرد و نیزه اى حواله هودج زینب دختر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نمود.
امیرالمؤمنین (علیه السلام ) حمله به هبار كردند و او را فرارى دادند. زینب در این حمله ترسید و چون ششماهه حامله بود، هنگامى كه وارد مدینه شدند بعد از زمانى بچه سقط شده و از دنیا رحلت كرد.
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود: «خون هبار بن اسود مهدور است، و هر كس هر جا او را دید بكشد».
ابن ابى الحدید به استادش مى گوید: پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به خاطر ترساندن زینب و سقط جنین او، ریختن خون هبار را جایز دانست . اگر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) زنده بود، آیا ریختن خون آن كس را كه فاطمه (علیها السلام ) را ترسانید، جایز نمى دانست (5)؟

---------------------------------------------------

(1) مسار الشیعه : ص 9. العدد القویه : ص 218. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 20 ص ‍ 111 - 143، ج 21 ص 143، ج 97 ص 168. سیره ابن هشام : ج 4 ص 80، تقویم المحسنین : ص 12.

(2) توضیح المقاصد: ص 23. مصباح كفعمى : ج 2 ص 599. بحار الانوار: ج 97 ص 384. فیض العلام : ص 42.

(3) بحار الانوار: ج 35 ص 287.

(4) احقاق الحق : ص 265. التعجب : ص 106. نهج الحق و كشف الصدق : ص 310.

(5) بیت الاحزان : ص 153. شرح ابن ابى الحدید: ج 14 ص 193.


نوشته شده در جمعه 27 تیر 1393 ساعت 04:25 ب.ظ توسط : داعی | دسته : پیامبر-غزوه ها، تقویم شیعه-رمضان،
  • [ نظرات ]