تبلیغات
امپراطورهای عالم - تقویم شیعه-محرم الحرام2

دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

محرم الحرام
قسمت دوم


13 محرم
1- اسراى اهل بیت (علیهم السلام ) در مجلس ابن زیاد(لعنة الله علیه)
پس از آنكه اسرا و سرهاى مقدس شهدا را در كوفه گردانیدند، ابن زیاد در كاخ خود نشست و دستور داد سر مطهر امام حسین (علیه السلام ) را در برابرش گذاشتند. آنگاه زنان و كودكان آن حضرت را به همراه امام سجاد (علیه السلام ) - در حالیكه به طناب بسته بودند - وارد مجلس نموده ، در برابر تخت آن ملعون ایستاده نگاه داشتند. در این حال درباریان آن ملعون به تماشا ایستاده بودند(49).


2- اسراى اهل بیت (علیهم السلام ) در زندان كوفه
پس از مجلس شوم ابن زیاد، اهل بیت (علیهم السلام ) را با غل و زنجیر وارد زندان كوفه نمودند(50).


3- خبر شهادت امام حسین (علیه السلام ) در مدینه و شام
ابن زیاد به مدینه و شام نامه نوشت و خبر شهادت امام حسین (علیه السلام ) را منتشر ساخت (51).


4- شهادت عبد الله بن عفیف(علیه الرحمة)
عبد الله بن عفیف ازدى بزرگوارى از اصحاب امیرالمؤمنین (علیه السلام ) بود و در جنگهاى جمل و صفین دو چشم خویش را از دست داده بود. لذا مشغول عبادت بود.
او هنگامى كه شنید پسر زیاد ملعون به امیرالمؤمنین و امام حسین (علیه السلام ) نسبت كذب مى دهد، از میان جمعیت برخاست و گفت : ساكت باش اى پسر مرجانه ، دروغگو تویی و پدر تو كه به تو این مقام را داد. اى دشمن خدا! فرزندان پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را مى كشى و در منابر مؤمنین اینچنین سخن مى گویى ؟ مأموران خواستند متعرض او شوند كه با كمك قبیله اش به خانه رفت ، ولى بعد آمدند و خانه او را محاصره كردند. پس از رشادتهاى او و دخترش دستگیر شد و همانطور كه از خدا خواسته بود به دست بدترین خلق یعنى ابن زیاد به شهادت رسید(52).


15 محرم
1- فرستادن سرهاى مطهر شهدا به سوى شام
بنابر بعضى اقواى ، در این روز سرهاى مطهر اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام ) را به سوى شام حركت دادند(53). البته بعدا اهل بیت (علیهم السلام ) سرهاى مطهر را به بدنها ملحق كردند.


19 محرم
1- حركت كاروان كربلا به سوى شام
در این روز اهل بیت سید الشهداء (علیه السلام ) را از كوفه به سوى شام حركت دادند(54).  زنهاى غیر هاشمیه از انصار امام حسین (علیه السلام (كه در كربلا اسیر شدند با شفاعت اقواع و قبایلشان نزد ابن زیاد از قید اسیرى خلاص شدند، و فقط زنهاى هاشمیات براى اسارت به شام برده شدند(55).


20  محرم
1- دفن بدن جون در كربلا
بعد از ده روز از واقعه عاشورا جمعى از بنى اسد بدن شریف جون غلام ابى ذر غفارى را پیدا كردند در حالى كه صورتش نورانى و بدنش معطر بود و سپس او را دفن كردند(56).
جون كسى بود كه امیرالمؤمنین (علیه السلام ) او را به 150 دینار خرید و به ابوذر بخشید. هنگامى كه ابوذر را به ربذه تبعید كردند این غلام براى كمك به او به ربذه رفت و بعد از رحلت جناب ابوذر به مدینه مراجعت كرد و در خدمت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) بود تا بعد از شهادت آن حضرت به خدمت امام مجتبى (علیه السلام ) و سپس به خدمت امام حسین (علیه السلام ) رسید و همراه آن حضرت از مدینه به مكه و از مكه به كربلا آمد.
هنگامى كه جنگ در روز عاشورا شدت گرفت او خدمت امام حسین (علیه السلام ) آمد و براى میدان رفتن و دفاع از حریم ولایت و امامت اجازه خواست . حضرت فرمودند: در این سفر به امید عافیت و سلامتى همراه ما بود! اكنون خویشتن را به خاطرما مبتلا مساز.
جون خود را بر قدمهاى مبارك امام حسین (علیه السلام ) انداخت و بوسید و گفت : اى پس رسول خدا، هنگامى كه شما در راحتى و آسایش بودید من كاسه لیس شما بودم ، و حال كه به بلا گرفتار هستید شما را رها كنیم ؟
جون با خود فكر كرد: من كجا و این خاندان كجا؟! لذا عرضه داشت : آقاى من ، بوى من بد است و شرافت خانوادگى هم ندارم و نیز رنگ من سیاه است . یا اباعبدالله ، لطف فرموده مرابهشتى نمایید تا بویم خوش گردد و شرافت خانوادگى به دست آورم و رو سفید شوم . نه آقاى من ، از شما جدا نمى شوم تا خون سیاه من با خون شما خانواده مخلوط گردد. جون مى گفت و گریه مى كرد به حدى كه امام حسین (علیه السلام ) گریستند و اجازه دادند.
با آنكه جون پیر مردى 90 ساله بود، ولى بچه ها در حرم با او انس فراوانى داشتند. او به كنار خیمه ها براى خداحافظى و طلب حلالیت آمد، كه صداى گریه اطفال بلند شد و اطراف او را گرفتند. هر یك را به زبانى ساكت كرد و به خیمه ها فرستاد و مانند شیرى غضبناك روى به آن قوم ناپاك كرد. او جنگ نمایانى كرد، تا آنكه اطراف او را گرفتند و زخمهاى فراوانى به او وارد كردند. هنگامى كه روى زمین افتاد، امام حسین (علیه السلام ) سر او را به دامن گرفت و بلند بلند گریست ، و دست مبارك بر سر و صورت جون كشید و فرمود: اللهم بیض وجهه و طیب ریحه و احشره مع محمد و آل محمد (علیهم السلام ):   بارالها رویش را سفید و بویش را خوش فرما و با خاندان عصمت (علیهم السلام ) محشورش نما.
از بركت دعاى حضرت روى غلام مانند ماه تمام درخشیدن گرفت و بوى عطر از وى به مشام رسید. چنانكه وقتى بدن او را بعد از ده روز پیدا كردند صورتش منور و بویش معطر بود(57).


25 محرم
1- شهادت امام سجاد (علیه السلام )
در سال 94 بنابر مشهور(58) یا 95 ه‍(59) ، امام زین العابدین (علیه السلام ) در سن 57 سالگى با زرهى كه ولید بن عبد الملك یا هشام لعنهما الله به آن حضرت دادند به شهادت رسیدند. این در حالى بود كه 34 یا 35 سال بعد از واقعه كربلا در مصائب جان گداز شهادت پدر و برادران و عمو و بستگان و اسارت عمه ها و خواهرانش ، گریان بودند.
امام باقر (علیه السلام ) آن حضرت را تجهیز نمودند و در بقیع كنار قبر عموى مظلومش حضرت مجتبى (علیه السلام ) به خاك سپردند. سال شهادت آن حضرت را به خاطر كثرت فوت فقهاء و علماء «سنه الفقهاء» گفتند.
در شهادت آن حضرت اقوال دیگرى نیز وجود دارد: 12 محرم ، 18 محرم ، 19 محرم ، 2 صفر.(60)


26 محرم
1- شهادت على بن الحسن المثلث(علیه السلام)
در سال 146 هـ‍ على بن حسن بن حسن بن حسن بن على (علیه السلام )، در سن 45 سالگى در زندان منصور - كه شب و روز در آن تشخیص داده نمى شد - در حال سجده و در حالیكه غل و زنجیر بر دست و پایش بود، به شهادت رسید(61).


28 محرم
1- شهادت حذیفه بن یمان(علیه السلام)
حذیفه از بزرگان اصحاب پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و از خواص اصحاب امیرالمؤمنین (علیه السلام ) بود. پدر حذیفه در جنگ احد اشتباها به وسیله یكى از مسلمانان كشته شد.
حذیفه یكى از هفت نفرى بود كه بر صدیقه طاهره (علیه السلام ) نماز خواندند. او صحابه منافق را مى شناخت . منافقینى كه پس از غدیر خم توطئه قتل پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را چیدند و مى خواستند در بازگشت از غدیر خم در راهى كه از كوه مى گذشت شتر حضرت را بترسانند تا برمد و حضرت به دره سقوط كند و به قتل برسد. اما جبرئیل این نقشه را به سمع مبارك نبوى رسانید.
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) چون به محل مورد نظر رسیدند، منافقین با چهره هاى بسته هر كدام ظرفى كه داخل آن سنگریزه بود از بالا رها نموده و شروع به داد و فریاد و نعره زدن كردند. اما عمار مهار ناقه را گرفته بود و حذیفه هم در كنار آن حضرت بود و سرانجام نقشه آن كوردلان نقش بر آب شد.
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) آن منافقین را به حذیفه معرفى فرمودند كه عبارت بودند از اولى و دومى و سومى و ابو عبیده و معاذبن جبل و سالم و معاویه و عمروعاص و طلحه و سعد بن ابى وقاص و عبد الرحمن بن عوف و ابوموسى اشعرى و مغیره بن شعبه و ابوهریره ، حذیفه همه را به خاطر سپرد. به همین دلیل بود كه غاصبین خلافت بعد از آن واقعه از حذیفه مى ترسیدند كه مبادا آنان را به مردم معرفى كند.
لذا حذیفه بر جنازه هر كس حاضر مى شد دیگران مى فهمیدند كه میت از منافقین بوده است . نكته جالب آنجا بود كه دومى براى سرپوش گذاشتن بر نفاق خویش و تبرئه خود، از حذیفه مى پرسید: «اگر این شخص از منافقین است بگو تا من بر او نماز نخوانم »!(62)
این بزرگوار چهل روز پس از خلافت ظاهرى امیرالمؤمنین (علیه السلام ) در مدائن از دنیا رحلت فرمود(63). او قبل از رحلت به دو فرزندش صفوان و سعید وصیت كرد كه همیشه ملازم امیرالمؤمنین (علیه السلام ) باشند و ایشان هم به وصیت پدر عمل نمودند تا در جنگ صفین به شهادت رسیدند.


2- تبعید امام جواد (علیه السلام ) به بغداد
در سال 220 هـ امام جواد (علیه السلام ) به دستور معتصم از مدینه به بغداد تبعید شدند(64).


3- ورود اسراى اهل بیت (علیهم السلام ) به بعلبك
بنابر نقلى ورود اسراى اهل بیت (علیهم السلام ) به شهر بعلبك و استقبال مردم آن شهر از نیزه داران با شكر و سویق و آذوقه و علف در این روز بوده است ، كه حضرت ام كلثوم (علیه السلام ) با دیدن این منظره در حق آنان نفرین كردند(65).


29 محرم
1- رسیدن كاروان اسرا به شام
در این روز اسراى اهل بیت (علیه السلام ) به حوالى شام رسیدند. ابراهیم بن طلحه بن عبدالله جلو آمد و به امام زین العابدین (علیه السلام ( نزدیك شد، و كینه هایى كه از جراحت شمشیرهاى جنگ جمل در سینه ذخیره كرده بود ظاهر ساخت و به حضرت گفت : دیدى غلبه با كیست ؟ حضرت فرمود: اگر مى خواهى بدانى غالب كیست صبر كن تا هنگام نماز اذان و اقامه بگو، آن وقت مى دانى آوازه چه كسى تا قیامت باقى است (66).


تتمه محرم
1- نوشتن صحیفه ملعونه
در این ماه در سال 11 هـ‍ صحیفه ملعونه دوم نوشته شد و به امضاء منافقین رسید(67).
محتواى آن چنین بود كه نگذارند خلافت و امامت مسلمین بعد از پیامبر(صلى الله علیه و آله ) به على بن ابى طالب (علیه السلام ) برسد، و بر اساس آن مقدمات و زمینه هاى غصب خلافت و گرفتن بیعت از آن حضرت به هر صورت ممكن را فراهم نمودند. با نوشتن آن صحیفه اساس ظلم و ستم به اهل بیت (علیهم السلام ) را بنا نهادند، كه به فرموده امام صادق (علیه السلام ): اذا كتب الكتاب قتل الحسین (علیه السلام )(68) «هنگامى كه صحیفه ملعونه نوشته شد امام حسین (علیه السلام ) به شهادت رسید».

 

2- شهادت ماریه قبطیه(سلام الله علیها)
در ماه محرم سال 15 هـ (یا16 ه‍) ماریه قبطیه رحلت فرمود(69).
ماریه دختر شمعون قبطى بود كه همراه با خواهرش شیرین و یك خواجه كه برادر ماریه به نام ماپور بود و هزار مثقال طلا و بیست جامه حریر و درازگوشى به نام یعفور و قاطرى به نام دلدل ، در سال هفتم از سوى پادشاه اسكندریه به رسم هدیه خدمت رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) فرستاده شد.
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) ماریه را به همسرى خود برگزید، و در محله «عالیه » - كه آن را «مشربه ام ابراهیم » مى گویند - منزلى براى آن حضرت تهیه كرد و خداوند جناب ابراهیم (علیه السلام ) را از این بانو به آن حضرت عنایت فرمود.
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) به خاطر ولادت ابراهیم (علیه السلام ( بسیار اظهار سرور مى فرمود و به آنان خدمت مى نمود، و بدین جهت عایشه از حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) بسیار ناراحت و ملول بود)70). از عایشه نقل شده كه گفت : «من به ماریه حسد مى بردم ، چون زنى بسیار زیبا بود»(71). سرانجام این حسادت باعث شد؟ تهمتى به جناب ماریه زد و آیه اى در تقبیح این كار عایشه نازل شد، كه در تفاسیر شیعه و سنى به تفصیل توضیح داده شده است . جناب ماریه بعد از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) در مدینه طیبه رحلت فرمود.

--------------------------------------------------------------

(1) خصائص الزینبیه : ص 49، خصیصه نوزدهم .

(2) قلائد النحور: جلد محرم و صفر، ص 9. الوقایع و الحوادث : ج 2 ص 7.

(3) الوقایع و الحوادث : ج 2 ص 45. توضیح المقاصد: ص 2 - 3 وقایع الشهور: ص 98.

(4) الوقایع و الحوادث : ج 2 ص 42. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 15.

(5) ارشاد: ج 2 ص 81.

(6) الوقایع و الحوادث : ج 2 ص 49.

(7) بحار الانوار: ج 98 ص 102، ج 14 ص 164. امالى صدوق : ص 111. اقبال : ص 544. عیون اخبار الرضا (علیه السلام ): ج 1 ص 233.

(8) ارشاد: ج 2 ص 84، قلائد النجور: ج محرم و صفر، ص 24. الوقایع و الحوادث : ج 2 ص 89. مناقب ابن شهر آشوب : ج 4 ص 105. جلاء العیون : ص 379. معالى السبطین : ج 1 ص 285.

(9) از مدینه تا مدینه : ص 326. فیض العلام : ص 142.

(10) قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 41.

(11) قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 40. از مدینه تا مدینه : ص 343. معالى السبطین : ج 1 ص 301. فیض العلام : ص 143.

(12) الوقایع و الحوادث : ج 2 ص 124.

(13) الوقایع و الحوادث : ج 2 ص 149. از مدینه تا مدینه : ص 368 - 370.

(14) از مدینه تا مدینه : ص 360.

(15) الوقایع و الحوادث : ج 2 ص 153.

(16) قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 63. معالى السبطین : ج 1 ص 315.

(17) الوقایع و الحوادث : ج 2 ص 153. فیض العلام : ص 146.

(18) قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 81. الوقایع و الحوادث : ج 2 ص 154.

(19) كافى : ج 4 ص 147.

(20) اعلام الورى : ج 1 ص 455. فیض العلام : ص 146. بحار النوار: ج 44 ص 361.

(21) از مدینه تا مدینه : ص 381 - 382.

(22) اعلام الورى : ج 1 ص 455. فیض العلام : ص 146. بحار الانوار: ج 44 ص 392.

(23) مناقب ابن شهر آشوب : ج 4 ص 107.

(24) اعلام الورى : ج 1 ص 455. فیض العلام : ص 146.

(25) مناقب ابن شهر آشوب : ج 4 ص 107.

(26) فیض العلام : ص 147. وسیله الدارین : ص 298 - 299.

(27) فیض العلام : ص 149. وسیله الداربن : ص 302 - 303.

(28) ارشاد: ج 2 ص 133. اعلام الورى : ج 1 ص 420. كشف الغمه : ج 2 ص 40. توضیح المقاصد: ص ‍ 3. مسار الشیعه : ص 25. كافى : ج 2 ص 484. تهذیب شیخ طوسى : ج 6 ص 42. زاد المعاد: ص 306. معالى السبطین : ج 2 ص 5. مصباح كفعمى : ج 2 ص 594. مصباح المتهجد: ص 712. مقاتل الطالبیین : ص 78.

(29) زاد المعاد: ص 306 - 307.

(30) توضیح المقاصد: ص 3. مسار الشیعه : ص 25.

(31) منتخب التواریخ : ص 288.

(32) بحار النوار: ج 45 ص 218. وسائل الشعیه : ج 4 ص 213.

(33) اعلام الورى : ج 1 ص 470. منتهى الآمال : ج 1 ص 401. فیض العلام : ص 155.

(34) تتمه المنتهى : ص 90. قلائد النحور: ج ذى الحجه ، ص 424. استیعاب : ج 1 ص 396. البدایه و النهایه : ج 8 ص 310.

(35) مستدرك سفینه البحار: ج 5 ص 215.

(36) اعلام الورى : ج 2 ص 286. بحارالانوار: ج 95 ص 190.

(37) مستدرك سفینه البحار: ج 5 ص 215.

(38) ریاحین الشریعه : ج 2 ص 283 - 305.

(39) از زیارت حضرت زینب (علیه السلام ).

(40) فیض العلام : ص 155 - 156.

(41) قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 184. فیض العلام : ص 156. معالى السبطین : ج 2 ص 90.

(42) اعلام الورى : ج 1 ص 471.

(43) اعلام الورى : ج 1 ص 471.

(44) قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 204.

(45) اعلام الورى : ج 1 ص 470. الوقایع و الحوادث : ج محرم ص 61. وقایع الایام : تتمه محرم ، ص ‍ 132.

(46) قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 204. الوقایع و الحوادث : ج محرم ص 25.

(47) قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 205.

(48) توضیح المقاصد: ص 3.

(49) الوقایع و الحوادث : ج 4 ص 63. وقایع الایام : تتمه محرم ، ص 256.

(50) الوقایع و الحوادث : ج محرم ص 94. وقایع الایام : تتمه محرم ، ص 263.

(51) الوقایع و الحوادث : ج محرم ص 96. وقایع الایام : تتمه محرم ، ص 263.

(52) الوقایع و الحوادث : ج 4 ص 80، 87 - 88.

(53) وقایع الایام : تنمه محرم ، ص 281.

(54) الوقایع و الحوادث : ج 4 ص 114.

(55) ابصار العین فى انصار الحسین (علیه السلام ): ص 133.

(56) منتخب التواریخ : ص 311.

(57) وسیله الدارین فى انصار الحسین (علیه السلام ): ص 115.

(58) مسار الشیعه : ص 26. قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 315. العدد القویه : ص 315. زاد المعاد: ص 328. مصباح كفعمى : ج 2 ص 594. مصباح المتهجد: ص 729. فیض العلام : ص 165. بحار النوار: ج 59 ص 199.

(59) اصول كافى : ج 2 ص 491.

(60) منتهى الآمال : ج 2 ص 37. الوقایع و الحوادث : ج 4 ص 287. مستدرك سفینه البحار: ج 5 ص ‍ 218.

(61) الوقایع و الحوادث : ج 4 ص 289. منتهى الآمال : ج 1 ص 259 - 260.

(62) منتهى الآمال : ج 1 ص 120. اسد الغابه : ج 1 ص 391.

(63) مستدرك سفینه البحار: ج 5 ص 212. الوقایع و الحوادث : ج 4 ص 308. مراقد المعارف : ج 1 ص ‍ 242.

(64) ارشاد: ج 2 ص 295.

(65) قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 332.

(66) قلائد النحور: ج محرم و صفر، ص 336.

(67) بحار الانوار: ج 28 ص 104.

(68) بحار الانوار: ج 24 ص 366، ج 28 ص 123، ج 31 ص 635. تفسیر نور الثقلین : ج 4 ص 616. تاءویل الآیات : ج 2 ص 672.

(69) ریاحین الشریعه : ج 2 ص 342. البدایه و النهایه : ج 5 ص 326.

(70) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحدید: ج 9 ص 195.

(71) ریاحین الشریعه : ج 2 ص 342. الطبقات الكبرى : ج 8 ص 213. الاصابه : ص 311