تبلیغات
امپراطورهای عالم - تقویم شیعه-محرم الحرام

دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل
بسم الله الرحمن الرحیم

محرم الحرام

قسمت اول
ماه محرم ماه پر حادثه اى است كه اعظم آنها شهادت سید الشهداء (علیه السلام ) است . در روزهاى 1،2،3،4،6،7،8،9،10،11،12،13،15،19،20،23،25،26،28و29 این ماه وقایع رخ داده كه اكثر آنها مربوط به واقعه كربلاست .
نزدیك شدن امام حسین (علیه السلام ) به كربلا، ورود حضرت به این سرزمین و نامه براى اهل كوفه ، ورود عمربن سعد به كربلا، فتواى شریح قاضى به قتل امام حسین (علیه السلام ) و تراكم لشكر یزید، ملاقات امام حسین (علیه السلام ) با ابن سعد، منع آب از امام حسین (علیه السلام )، محاصره خیمه ها در كربلا، آمدن امان نامه براى فرزندان ام البنین (علیه السلام )، در خواست تأخیر جنگ ، آمدن لشكر تازه نفس به كربلا، خطابه امام حسین (علیهم السلام ) براى اصحابش ، سخنان امام (علیه السلام ) با اهل بیتش ، سخنان زینب كبرى (سلام الله علیها ) با امام حسین (علیه السلام)، همه اینها مراحلى از واقعه كربلاست كه قبل از شهادت امام حسین (علیه السلام ) در ماه محرم بوقوع پیوسته است .
شهادت سید الشهداء امام حسین (علیه السلام )، شهادت قمر بنى هاشم حضرت عباس (علیه السلام )، شهادت حضرت على اكبر (علیه السلام )، شهادت قاسم بن حسن (علیه السلام )، شهادت باب الحوائج على اصغر (علیه السلام )، شهادت عبد الله بن حسن (علیه السلام )، شهادت حبیب بن مظاهر اسدى و مسلم بن عوسجه ، شهادت حر بن یزید ریاحى و جون غلام ابى ذر غفارى ، و شهادت اصحاب باوفاى امام حسین (علیه السلام )، شهادت زوجه وهب به دست غلام شمر، جلوه هاى بزرگترین پرونده شهادت است كه در ماه محرم تحقق یافته است .
آمدن ذوالجناح با یال خونین به خیمه فاطمیات ، ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم بر سید الشهداء (علیه السلام ) و اولاد او، غارت اموال از خیام امام حسین (علیه السلام )، غارت لباس و زره از بدن مطهر شهداى كربلا، به آتش ‍ كشیدن خیمه هاى آل الله ، فرار فاطمیات و علویات در بیابانها، شهادت دختران كوچك در كنار خیمه ها، جدا شدن سرهاى مطهر امام حسین (علیه السلام ) و اهل بیت و اصحاب ، وقایعى است كه پس از شهادت امام حسین (علیهم السلام ) بوقوع پیوسته ، و همه در ماه محرم بوده است .
راءس مطهر امام حسین (علیه السلام ) در تنور خولى در كوفه ، حركت كاروان اسرار از كربلا، حركت اهل بیت امام حسین (علیه السلام ) به سوى كوفه ، دفن شهداى كربلا، ورود اهل بیت (علیهم السلام ) به كوفه ، اسراى اهل بیت (علیهم السلام ) در مجلس ابن زیاد، اسراى اهل بیت (علیهم السلام ) در زندان كوفه ، خبر شهادت امام حسین (علیهم السلام ) در مدینه و شام ، شهادت عبد الله بن عفیف ، وقایعى است كه در ماه محرم كوفه به خود دیده است و سپس اهل بیت (علیهم السلام ) در شهرهاى عراق و شام گردانده شدند و در همین ماه بود كه با شام رسیدند.
وقایع دیگرى در ماه محرم اتفاق افتاده كه برخى قبل و بعضى دیگر بعد از واقعه كربلا بوده است ماجراى شعب ابى طالب (علیه السلام )، جنگ ذات الرقاع ، اولین جمع آورى زكات ، نوشتن صحیفه ملعونه ، وفات حذیفه بن یمان قبل از ماجراى كربلا در ماه محرم بوقوع پیوسته است .
قیام مردم مدینه بر علیه یزید پس از شهادت امام حسین (علیه السلام )، قتل ابن زیاد، وفات ام سلمه و ماریه قبطیه دو همسر رسول خدا (صلى الله علیه و آله )، شهادت حضرت سجاد (علیه السلام )، خروج زید بن على بن حسین (علیه السلام )، كلام عاشورایى امام رضا (علیه السلام )، تبعید امام جواد (علیه السلام )، وقایعى است كه پس از شهادت امام حسین (علیه السلام ) در ماه محرم اتفاق افتاده و ان شاء الله قیام حضرت مهدى (علیه السلام ) نیز در ماه محرم و در روز عاشورا خواهد بود.
اینها خلاصه وقایعى بود كه در ماه محرم الحرام رخ داده ، كه در این بخش به تفصیل آنها خواهیم پرداخت .


1 محرم

1- آغاز ایام حسینى
اولین روز از ماه حزن و اندوه آل محمد (علیهم السلام ) است ، كه همه انبیاء و ملائكه و شیعیان و دوستان اهل بیت (علیهم السلام ) محزون اند. باید گفت : ماه حزن و اندوه تمام عالم است ، چرا كه همه ساله از اول محرم تا روز عاشورا پیراهن پاره پاره سید الشهداء (علیه السلام ) را از عرش خدا رو به زمین مى آویزند و حزن و اندوه عالم را فرا مى گیرد(1).
همچنین آغاز مجالس عزادارى حضرت اباعبد الله (علیه السلام ) است ، كه مردم را به امور اعتقادى خویش آشنا مى كند، و دستورات دین خود را از حسینیه ها و تكایا و مساجد به خانه هاى فكر و دل خود به ارمغان مى برند. شركت در مراسم عزادارى امام حسین (علیه السلام ) و اشك بر آن حضرت ، از وظایف ما در زمان غیبت امام زمان (علیه السلام ) است .


2- ماجراى شعب ابى طالب (علیه السلام )
در پى بالاگرفتن قدرت اسلام پس از بعثت پیامبر (صلى الله علیه و آله )، قریش پیمان نامه اى نوشتند و طى آن قرار گذاشتند با بنى هاشم تكلم نكنند و با آنان هم سفره و همنشین نشوند و معامله ننمایند؛ و آنان را به گونه اى در فشار قرار دهند كه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را به قریش تحویل دهند تا آن حضرت را به قتل برسانند. حضرت ابوطالب (علیه السلام ) بنى هاشم را به دره اى كه منتسب به آن حضرت بود برد، و اطراف آن را محكم كرده و براى حفظ جان پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شبانه روز كمر همت بست .
آن حضرت شبها با شمشیر پروانه وار گرد شمع وجود پیامبر (صلى الله علیه و آله ) مى گردید و مى فرمود: «تا زنده ام دست از یارى او بر نمى دارم . او در هر شب چند بار محل خواب پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را تغییر مى داد و عزیزترین فرزند خود یعنى امیرالمؤمنین (علیه السلام )  را به جاى آن حضرت مى خوابانید، و روز فرزندان خود و فرزندان برادرانش را به حفاظت از آن حضرت مى گماشت . در مدتى كه در شعب بودند بر آن حضرت و مسلمانان بسیار سخت گذشت ، تا آنجا كه شبها صداى گریه اطفال گرسنه بنى هاشم را ساكنین اطراف شعب مى شنیدند.
پس از دو سال و چند ماه خداوند موریانه را مأمور كرد، و پیمان نامه آن را از بین برد بجز اسماء اللهى كه در آن بود. حضرت ابوطالب (علیه السلام ) این خبر را به كفار داد، و آنان با دیدن چنین معجزه اى دست از تصمیم خود برداشتند و بنى هاشم به خانه هاى خود بازگشتند(2).


3- جنگ ذات الرقاع
در سال چهارم هجرت - به تحریك كفار قریش - بین مسلمانان و قبایلى كه اطراف مدینه زندگى مى كردند و قصد محاصره مدینه را داشتند جنگى در گرفت . پیامبر (صلى الله علیه و آله ) با 400 یا 790 نفر از مدینه بیرون رفتند. در این غزوه حضرت نماز خوف خواندند و جنگ تا سه روز طول كشید تا شر آنان دفع شد. این واقعه به قولى در 15 جمادى الاولى بوده است (3).


4- اولین جمع آورى زكات
در روز اول محرم پیامبر (صلى الله علیه و آله ) براى اولین بار مأمورانى را براى جمع آورى زكات و صدقات به اطراف مدینه فرستاد(4).


5- امام حسین (علیه السلام ) در راه كربلا
روز اول محرم ، امام حسین (علیه السلام ) در قصر بنى مقاتل نزول اجلال فرمودند، و از عبید الله بن حر جعفى دعوت به یارى نمودند، ولى او اجابت نكرد و بعدا پشیمان شد(5).


6- قیام مردم مدینه بر علیه یزید
در این روز در سال 63 هـ‍ مردم مدینه براى قیام علیه یزید حركت كردند. قضیه از آنجا آغاز شد كه جمعى از اهالى مدینه به رهبرى عبد الله بن حنظله به شام رفتند و دستگاه یزید و شرابخوارى و قمار بازى و سگ بازى او را دیدند، و به مدینه بازگشته و مردم را از وضع فساد دربار اموى آگاه ساختند. با شنیدن این اخبار همگان بر خلع یزید اتفاق نمودند، و به سرپرستى عبد الله علیه یزید قیام نمودند و افراد اموى ساكن مدینه را بیرون كردند. لشكر شام پس از اطلاع از این قیام به طرف مدینه حركت كرد و واقعه حرّه پیش آمد(6).


7- كلام عاشورایى امام رضا (علیه السلام)(7)
در روز اول محرم ریان بن شبیب خدمت امام رضا (علیه السلام ) رسید. حضرت به او فرمود: اى پسر شبیب ، مردم عرب در زمان جاهلیت جنگ را در ایام محرم حرام مى دانستند؛ ولى این امت احترام این ماه را از بین بردند و حرمت پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را رعایت نكردند. در این ماه خون ما را حلال دانستند، و هتك حرمت ما كردند و فرزندان و زنان ما را اسیر نمودند، و سراپرده ما را آتش زدند و اموال ما را غارت كردند و رعایت احترام رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) را درباره ما ننمودند.
همانا روز شهادت حسین (علیه السلام ) پلك چشمان ما را مجروح كرد و اشكهاى ما را روان ساخت و دل ما را سوزاند؛ و عزیزما را در زمین كربلا ذلیل كرد و نزد ما محنت و بلا را تا روز جزا به ارث گذارد. پس گریه كنندگان باید بر حسین (علیه السلام ) بگریند، زیرا كه گریه بر او گناهان بزرگ را از بین مى برد.
اى پسر شبیب ، اگر خواستى بر چیزى گریه كنى بر حسین بن على (علیه السلام ) گریه كن ، چه اینكه آن حضرت را كشتند چنانچه گوسفند را مى كشند، و با آن حضرت 18 نفر از اهل بیت او كشته شدند كه روى زمین شبیه و نظیرى نداشتند. آسمانهاى هفتگانه و زمینها در شهادت آن حضرت گریستند. چهار هزار ملك روز عاشورا براى نصرت آن حضرت آمده بودند و دیدند حضرت شهید شده است . لذا پریشان و غبار آلود به مجاورت آن قبر مطهر مأمور شدند، تا حضرت قائم (عجل الله فرجه ) ظهور كندو از یاران او باشند و شعارشان «یا لثارات الحسین » است .
اى پسر شبیب ، اگر دوست دارى كه با ما در درجات عالى بهشت باشى محزون باش براى حزن ما و شاد باش در شادى ما؛ و بر تو باد به ولایت ما كه اگر كسى سنگى را دوست داشته باشد خداوند متعال او را با همان سنگ محشور مى كند... .


2 محرم
ورود امام حسین (علیه السلام ) به كربلا
بنابر مشهور در این روز در سال 61 هـ‍ آقا و مولایمان حضرت اباعبدالله الحسین سید الشهداء (علیه السلام ) با اهل بیت و اصحابشان وارد كربلاى معلى شدند(8).
در آنجا اسب حضرت حركت نكرد. امام (علیه السلام ) پرسیدند: نام این زمین چیست ؟ گفتند: «غاضریه ». نام دیگرش را پرسیدند، گفتند: «شاطئى الفرات ». فرمودند: اسم دیگر هم دارد؟ گفتند: «كربلا» هم مى گویند. در این هنگام حضرت آهى از دل كشیدند و گریه شدیدى نمودند و فرمودند: اللهم انى أعوذ بك من الكرب و البلاء. به خدا قسم زمین كربلا همین است . بخدا اینجا مردان ما را مى كشند! بخدا قسم اینجا زنان و كودكان ما را به اسیرى مى برند! بخدا قسم اینجا پرده حرمت ما دریده مى شود. اى جوانمردان ، فرود آید كه محل قبرهاى ما اینجاست ...»(9).


3 محرم
1- نامه امام حسین (علیه السلام ) براى اهل كوفه
در این روز امام حسین (علیه السلام ) براى بزرگان كوفه نامه اى نوشتند و آن را به قیس بن مسهر صیداوى دادند كه به كوفه برساند. مأمورین در بین راه قیس را گرفتند، و پس از آنكه او بر ضد یزید و ابن زیاد سخن گفت ، او را به شهادت رساندند(10).


-2 ورود عمر بن سعد به كربلا
در این روز عمر بن سعد با شش یا نه هزار سوار براى قتل پسر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) وارد كربلا شد و در مقابل آن حضرت لشكرگاه ساخت و خیمه برافراخت . ورود ابن سعد به كربلا در روز چهارم هم نقل شده است (11).


4 محرم
1- فتواى شریح قاضى به قتل امام حسین (علیه السلام (
در این روز از سال 61 هـ‍ ابن زیاد با استناد به فتوایى كه از شریح قاضى گرفته بود، در مسجد كوفه خطبه خواند و مردم را به كشتن امام حسین )علیه السلام ) تحریك كرد(12).


6 محرم
1- یارى طلبى حبیب بن مظاهر از بنى اسد
در شب ششم جناب حبیب بن مظاهر اسدى با اذن امام حسین (علیه السلام ) براى آوردن یاور و كمك ، به قبیله بنى اسد رفت . اسدیان پذیرفتند و حركت كردند، ولى جاسوسان به عمر سعد خبر دادند و او عده اى را فرستاد تا مانع آنها شوند. لذا درگیرى رخ داد كه در این میان جمعى از بنى اسد شهید و زخمى و بقیه ناگزیر به فرار شدند و حبیب به خدمت حضرت آمد و جریان را عرض كرد(13).


2- اولین محاصره فرات در كربلا
به نقلى در این روز عمر سعد، شبث بن ربعى خبیث را همراه سه هزار مرد سفاك با كوبیدن طبل و دهل كنار فرات فرستاد كه اطراف آن را به محاصره در آوردند(14).


3- تراكم لشكر یزید در كربلا
در این روز لشكر زیادى براى جنگ با حضرت اباعبدالله (علیه السلام ) جمع شدند(15).


7 محرم
1- ملاقات امام حسین (علیه السلام ) با ابن سعد
در شب هفتم امام حسین (علیه السلام ) با عمر سعد ملعون ملاقات و گفتگو كردند. خولى بن یزید اصبحى چون عداوت شدیدى با امام (علیه السلام ( داشت ماجرا را به ابن زیاد گزارش داد و آن ملعون نامه اى براى عمر سعد نوشت و او را از این ملاقاتها بر حذر داشت و دستور منع آب را صادر كرد(16).


2-  منع آب از امام حسین (علیه السلام (
در این روز آب را بر اهل بیت سید الشهدا (علیه السلام ) بستند، چه اینكه نامه ابن زیاد بدین مضمون رسید كه نگذارید حتى یك قطره آب هم به آنها برسد. عمرو بن حجاج زبیدى با چهار هزار تیرانداز مأمور منع آب فرات شدند، كه به هیچ وجه آبى به خیمه گاه پسر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) برده نشود(17).


8 محرم
1-  قحط آب در خیمه هاى حسینى
در این روز آب در خیمه هاى سید الشهداء (علیه السلام ) نایاب شد(18)


9 محرم (تاسوعا)
1- محاصره خیمه هاى حسینی در كربلا
امام صادق (علیه السلام ) فرمودند: تاسوعا روزى بود كه حسین (علیه السلام ) و اصحابش را در كربلا محاصره كردند و سپاه شام بر قتال آن حضرت اجتماع نمودند، و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر كثرت سپاه و لشكرى كه براى آنها جمع شده بود خوشحال شدند، و آن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند و یقین كردند كه یاورى از براى او نخواهد آمد و اهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود(19).


2- آمدن امان نامه براى فرزندان ام البنین (علیها السلام)
در این روز شمر ملعون براى حضرت عباس (علیه السلام ) و برادرانش امان نامه آورد (20). آن لعین خود را نزدیك خیام با جلالت حضرت اباعبدالله (علیه السلام ) رسانید و بانگ بر آورد: أین بنو اختنا: «پسران خواهر ما كجایند»؟ ولى آن بزرگواران جواب ندادند. امام حسین (علیه السلام ) فرمود: جواب او را بدهید اگر چه فاسق است .
حضرت عباس (علیه السلام ) در جواب فرمودند: چى مى گویى ؟ شمر گفتن من از جانب امیر براى شما امان نامه آورده ام . شما خود را به خاطر حسین )علیه السلام ) به كشتن ندهید.
حضرت عباس (علیه السلام ) با صداى بلند فرمود: «لعنت خدا بر تو و بر امیر تو (و بر امان تو) باد. ما را امان مى دهید در حالیكه پسر رسول خدا را امان نباشد»؟!(21)


3-  در خواست تأخیر جنگ از سوى امام حسین (علیه السلام )
در عصر تاسوعا امام (علیه السلام ) براى به تعویق انداختن جنگ یك شب دیگر مهلت گرفتند(22).
چون عمر سعد لشكر را آماده جنگ با امام (علیه السلام ) نمود و معلوم شد كه قصد جنگ دارند، حضرت به برادرش عباس (علیه السلام ) فرمود تا یك شب دیگر مهلت بگیرد. آنها در ابتدا قبول نكردند، ولى بعد قبول نمودند كه شبى را صبر كنند(23).


4- آمدن لشكر تازه نفس به كربلا
در این روز لشكر مجهزى به دستور ابن زیاد از كوفه وارد كربلا شد، و شمر نامه ابن زیاد را آورد(24).


5-  خطابه امام حسین (علیه السلام ) براى اصحابش
در عصر این روز امام حسین (علیه السلام ) در جمع یاران خطبه اى قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفادارى نمودند(25).


شب عاشورا
1-  سخنان امام (علیه السلام ) با اهل بیت و اصحابش
در این شب امام حسین (علیه السلام ) اصحاب و اهل بیت خود را جمع نمودند و كلماتى را به آنان فرمودند. خلاصه كلمات حضرت این بود كه من بیعت خود را از شما برداشتم و شما را به اختیار خود گذاشتم تا به هر جا كه مى خواهید كوچ كنید. پس از فرمایشات حضرت ، اهل بیت (علیهم السلام ) و اصحاب كلماتى در وفادارى و جان نثارى خود نسبت به آن حضرت ابراز داشتند(26).


2- سخنان زینب كبرى (علیها السلام ) با امام حسین (علیه السلام)
در این شب بود كه زینب كبرى (علیه السلام ) اشعار یا دهر اف لك من خلیل ... را از زبان برادرش امام حسین (علیه السلام ) شنید، و هنگامى كه متوجه شد فردا روز شهادت حضرت است فرمود: «اى كاش مرگ مرا نابود ساخته بود و این روز را ندیده بودم ». سپس سیلى به صورت زد و بیهوش ‍ شد. امام (علیه السلام ) خواهر عزیز و مكرمه خود را به هوش آوردند و مطالبى فرمودند(27).

 

10 محرم (عاشورا)
1-  شهادت امام حسین (علیه السلام (
در این روز در سال 61 هـ‍ كه روز شنبه یا دوشنبه بوده ، آقا و مولایمان حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام ) در سن 58 سالگى (و یا56 و یا 57 سالگى ) بعد از نماز ظهر، مظلومانه و با حالت تشنگى و گرسنگى در زمین كربلا به شهادت رسیدند(28). این روز، روز باریدن خون از آسمان است ، و روزى است كه شهادت اهل بیت و اصحاب امام حسین (علیه السلام ) در آن به وقوع پیوسته است (29).
چهار هزار ملك در این روز به زمین كربلا براى نصرت آن حضرت آمدند، و چون اجازه نیافتند تا ظهور حضرت مهدى (علیه السلام ) گریه كنان نزد قبر آن حضرت ماندگارند. در این روز ترك خوردن و آشامیدن بخصوص از غذاهاى لذیذ مناسب است (30).


2- شهادت حبیب بن مظاهر اسدى كوفى .
3- شهادت مسلم بن عوسجه .
4-  شهادت حربن یزید ریاحى .
5- شهادت جون مولى ابى ذر الغفارى .
6-  شهادت همسر وهب ، به دست رستم غلام شمر(لعنة الله علیهما)(31).
7- شهادت شبیه ترین مردم به رسول خدا (صلى الله علیه و آله )، على اكبر (علیه السلام ) فرزند بزرگ سید الشهداء (علیه السلام ) عموىوالامقام حضرت صاحب الامر (علیه السلام).
8- شهادت قاسم بن الحسن (علیهما السلام )
9- شهادت عبد الله بن الحسن (علیهما السلام )
10- شهادت قمر منیر بنى هاشم حضرت عباس بن على بن ابى طالب (علیهم السلام )
11- شهادت مولانا الرضیع باب الحوائج على اصغر (علیه السلام ).
12- آمدن ذوالجناح با یال و كاكل خونین به سوى خیمه فاطمیات براى آوردن خبر شهادت آن حضرت .
13- ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم بر سید الشهداء (علیه السلام )و اولاد و بستگان و اصحاب آن حضرت .
14- غارت اموال از خیام امام حسین (علیه السلام).
15- فرار فاطمیات و علویات در بیابانها بعد از شهادت آقا و سرور شان اباعبدالله (علیه السلام ).
16- غارت كردن لباس و زره و... از بدن مطهر شهداى كربلا.
17- جدا شدن سرهاى مطهر امام حسین (علیه السلام ) و اهل بیت و اصحاب آن حضرت .
18- به آتش كشیدن خیمه هاى آل الله ، فرزندان رسول خدا و على مرتضى و فاطمه زهرا (علیهم السلام )
19- شهادت دختران كوچك در كنار خیمه ها.
20- گریه و ماتم بر سید الشهدا (علیه السلام ) و عزاى زمین و زمان ، عرش و آسمان ، جن و انس و ملك و وحوش بر آن حضرت .
در این روز ملكى ندا كرد: اى امت ظالمى كه عترت پیامبر خود را كشتید، خداوند شما را موفق به درك عید فطر و قربان نفرماید(32).
21- رأس مطهر امام حسین (علیه السلام ) در كوفه
عصر عاشورا راءس مطهر و نورانى امام حسین (علیه السلام ) را توسط خولى بن یزید اصبحى ملعون حمید بن مسلم از دى به كوفه فرستادند(33).
22- خونین شدن ریشه هر گیاهى كه از زمین كشیدند، از مصیبت عظماى آن روز.


23- قتل ابن زیاد(لعنة الله علیه)
ابن زیاد در روز عاشوراى سال 67 هـ‍ به فرمان مختار به جزاى ظاهرى اعمالش رسید و كشته شد(34). حصین بن نمیر و جمعى از قتله امام حسین (علیه السلام ) نیز همراه ابن زیاد به قتل رسیدند(35).
ابن زیاد ملعون به دست ابراهیم پسر مالك اشتر نخعى كشته شد، و سر نحسش را براى مختار فرستادند. مختار هم سر او را براى امام زین العابدین (علیه السلام ) فرستاد. هنگام وارد كردن سر ابن زیاد حضرت مشغول غذا خوردن بودند. لذا سجده شكر به جاى آورده فرمودند: «روزى كه ما را بر ابن زیاد وارد كردند غذا مى خورد. من از خدا خواستم كه از دنیا نروم تا سر او را در مجلس غذاى خود مشاهده كنم ، همچنان كه سر پدر بزرگوارم مقابل او بود و غذا مى خورد. خداوند به مختار جزاى خیر دهد كه خونخواهى ما را نمود». سپس حضرت به اصحاب خود فرمود: همه شكر كنید.


24- قیام حضرت مهدى (علیه السلام (
به روایتى حضرت بقیه الله الاعظم حجه بن الحسن العسكرى ارواحنا فداه در این روز قیام خواهند كرد(36).


-25 شهادت ام سلمه(سلام الله علیها)
در این روز در سال 62 - 63 هـ‍ ام سلمه همسر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از دنیا رحلت فرمود(37).  نام او هند، پدرش ابى امیه ، مادرش عاتكه دختر عبدالمطلب بود. شوهر اول او پسر خاله اش ابوسلمه بن عبدالاسد بن مغیره بود. چون به شرف اسلام مشرف شد با همسرش ام سلمه به حبشه هجرت كردند. پس از بازگشت از حبشه بر اثر زخمى كه در جنگ احد بر او وارد شده بود، بعد از مدتى شهید شد.
سلمه ، عمر، زینب و دره ، فرزندان او بودند؛ و عمر در جمیع جنگهاى امیرالمؤمنین (علیه السلام ) شركت كرده و مدتى از طرف آن حضرت والى بحرین بود.
بعد از اینكه عده ام سلمه در وفات شوهرش سر آمد، ابوبكر و عمر جداگانه به خواستگارى او رفتند، ولى ام سلمه اجابت نكرد. در سال چهارم هجرى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) از او خواستگارى كرد و ام سلمه قبول كرد، و به فرزند خود عمر بن ابى سلمه گفت : عقد را جارى كن .
عایشه وقتى دید پیامبر (صلى الله علیه و آله ) ام سلمه را به عقد خویش در آورده بسیار ناراحت شد، چه اینكه ام سلمه در جمال كم نظیر بود. عایشه به حفصه گفت : ام سلمه چقدر زیباست ! او باور نكرد تا اینكه ام سلمه را دید. از همین جهت حسادت این دو با ام سلمه بسیار زیاد بود.
ام سلمه فضایلى دارد كه او را از دیگر همسران پیامبر (صلى الله علیه و آله ) - به جز خدیجه كبرى (علیه السلام ) - ممتاز كرده است :
1- بارها ام سلمه عایشه را نصیحت مى كرد در پیروى از على بن ابى طالب (علیه السلام )، ولى او نمى پذیرفت ، فضایل و مناقب آن حضرت را براى عایشه مى گفت ولى او قبول نمى كرد، تا اینكه پسرش عمر بن ابى سلمه را با نامه اى خدمت امیرالمؤمنین )علیه السلام ) فرستاد در آن خبر داد كه عایشه به سوى بصره حركت كرده است ....
2- ام سلمه شهادت داد كه عایشه دشمن امیرالمؤمنین (علیه السلام ) است .
3- ام سلمه شنید كه یكى از آزاد شده هایش امیرالمؤمنین (علیه السلام ) را ناسزا گفته است . آن شخص را فراخواند و آنقدر از فضایل و مناقب على (علیه السلام ) كه از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شنیده بود براى آن شخص ‍ بازگو كرد، تا او توبه نمود.
4- ام سلمه حدیث نحن معاشر الانبیاء لانورث ... را - كه ابوبكر آن را به دروغ به رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) نسبت داد - تكذیب كرد.
5- هنگامى كه امیرالمؤمنین (علیه السلام ) براى جنگ جمل حركت كردند، ام سلمه پسرش عمر بن ابى سلمه را براى یارى آن حضرت فرستاد، و به آن حضرت پیغام داد: «اگر پیامبر (صلى الله علیه و آله ) همسرانش را به ملازمت خانه ها امر نفرموده بود مى آمدم و در نصرت و یارى شما كوتاهى نمى كردم ».
6- بعد از رحلت خدیجه كبرى (علیه السلام ) مراقبت حضرت زهرا (علیه السلام ( با فاطمه بنت اسد (علیه السلام ) بود. بعد از رحلت فاطمه بنت اسد این مهم از طرف پیامبر (صلى الله علیه و آله ) به ام سلمه سپرده شد، و عایشه از این ماجرا بسیار خشمناك بود. ام سلمه مى گفت : «مردم گمان مى كنند من آموزگار فاطمه (علیه السلام ) هستم ! به خدا قسم كه آن حضرت آموزگار من است ».
7- روزى پیامبر (صلى الله علیه و آله ) پوست گوسفندى را طلبیدند و مطالبى را فرمودند و امیرالمؤمنین (علیه السلام ) نوشتند. بعد آن پوست را به ام سلمه دادند و فرمودند: «هر كس بعد از من فلان و فلان نشانه را به تو داد، این پوست را به او تسلیم كن ». آن سه نفر آن نشانه ها را نداشتند، و ام سلمه آن پوست را در خلافت ظاهرى امیرالمؤمنین (علیه السلام ) به آن حضرت - كه همه نشانه ها را دارا بود - تسلیم نمود.
8-  هنگام حركت امام حسین (علیه السلام ) از مدینه به مكه ام سلمه آمد و خبر شهادت آن حضرت را كه از پیامبر (صلى الله علیه و آله ) شنیده بود با اندوهى فراوان بازگو كرد. امام حسین (علیه السلام ) محل شهادت و موضع دفن خود و اصحابشان و... را به معجزه نشان دادند. سپس مقدارى از خاك آن بقعه طیبه را به ام سلمه دادند و در نزد آن حضرت بود تا روز عاشورا كه ام سلمه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را با حالتى گرد آلود و ژولیده مو در خواب دید، و عرض كرد: یا رسول الله ، این چه حالت است كه در شما مى نگرم ؟ فرمودند: «اى ام سلمه ، حسین مراكشتند و دیشب براى او و اصحاب او قبر مى كندم ».
وقتى از خواب بیدار شد دید خاكى كه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و امام حسین (علیه السلام ) به او داده بودند به خون تازه تبدیل شده است (38).


شب یازدهم محرم(شام غریبان)
1- شام غریبانه كربلا
نخستین شب عزا و سوگ خاندان پیامبر (صلى الله علیه و آله ) پس از شهادت سید الشهداء (علیه السلام ) است . شبى تیره تر از سیاهى ! شبى جانسوز كه در آن تلخترین لحظات بر خاندان امام حسین (علیه السلام ) گذشته .
آیا مى شود رنج و سوز و مصیبت بازماندگان حضرت را رد آن شب بیان كرد و یا حتى تصور نمود؟ آیا كسى درك مى كند كه دیدگان خونفشان عمه امام زمان (علیه السلام ) و اهل بیت چقدر و چگونه بر آن حضرت گریستند؟ آیا مى تواند تصویر كند كه آه و ناله سوزناك آن عزیزان چگونه بوده است ؟
با چه زبانى و با چه لفظى مى توان دلهاى شكسته ، قلبهاى جریحه دار، ناله و نواى بلبلان بال و پر سوخته گلستان نبوى و علوى ، و سوز دل یتیمان و بانوان حسینى را بیان كرد؟
شام غریبان است ! كودكان یتیم كه دیشب پدر داشتند، و بانوان بى سرپرست كه دیشب سرپرست و كاشانه داشتند؛ امشب با آشیانه سوخته و دلهاى داغدار، بدون سرورشان حضرت اباعبدالله (علیه السلام ) چه مى كنند؟
تفاوت بین این دو شب چقدر است : شب عاشورا و شب یازدهم ؟ دیشب چه سالارى داشتند؟ دیشب چه كسى از خیمه ها محافظت مى كرد؟ دیشب چه كسانى در خیمه هاى بودند؟ امروز اما بدن مباركشان بدون سر روى زمین است ! آن شب چه كسى سرپرست علویات و فاطمیات را بر عهده داشت ؟ زینب كبرى )علیه السلام ) آن شب چه حالى داشت ؟ از یك سو مراقبت از حجت خدا زین العابدین (علیه السلام ) و همسران و یتیمان برادر، و از سوى دیگر به دنبال دختران گمشده !! همه اینها در سرزمینى كه بدن برادرش و عزیزانش با آن وضع روى زمین افتاده باشند!
آه چه شبى بود آن شب و چه حالى داشت دختر امیرالمؤمنین (علیه السلام ). سلام على قلب زینب الصبور و لسانها الشكور(39).


2- سر امام حسین (علیه السلام ) در تنور خولى
شب یازدهم شبى است كه سر مطهر امام حسین (علیه السلام ) در تنور منزل خولى بود در حالیكه نورانیت آن سر فضا را روشن نموده بود(40).


11 محرم
1- حركت كاروان اسرا از كربلا
عمر سعد ملعون روز یازدهم تا وقت ظهر در كربلا ماند، و بر كشتگان سپاه خود نماز گذارد و آنان را به خاك سپرد. وقتى روز از نیمه گذشت فرمان داد تا دختران پیامبر (صلى الله علیه و آله ) را بر شتران بى جهاز سوار كردند و سید سجاد (علیه السلام ) را نیز با غل جامعه بر شتر سوار كردند. هنگامى كه آنان را از قتلگاه عبور دادند و نظر بانوان بر جسم مبارك امام حسین (علیه السلام ) افتاد لطمه ها بر صورت زدند و صدا به صیحه و ندبه برداشتند(41).


2- تشكیل مجلس ابن زیاد(لعنة الله علیه)
روز یازدهم عمر سعد به كوفه آمد. ابن زیاد اذن عمومى داد تا مردم در مجلس حاضر شوند. سپس رأس مطهر امام حسین (علیه السلام ) را نزد او گذاشتند و او نگاه مى كرد و تبسم مى نمود و با چوبى كه در دست داشت جسارت مى نمود(42).

3- حركت اهل بیت امام حسین (علیه السلام ) به سوى كوفه
عصر روز یازدهم اهل بیت (علیهم السلام ) را با حالت اسارت به طرف كوفه بردند(43). نزدیك غروب حركت كردند و شبانه به كوفه رسیدند. لذا آن بزرگواران داغدار و مصیبت زده را تا صبح پشت دروازه هاى كوفه نگه داشتند. هنگام صبح عمر سعد ملعون از كوفه خارج شد، و بسان فرماندهى كه از فتوحات خویش خوشحال است همراه اسراء وارد كوفه شد(44).


12 محرم
1- دفن شهداى كربلا
روز دفن بدنهاى مطهر سید الشهدا (علیه السلام ) و اهل بیت و اصحاب آن حضرت ، توسط امام سجاد (علیه السلام ) به یارى جمعى از بنى اسد است (45).


2- ورود اهل بیت (علیهم السلام ) به كوفه
روز دوازدهم روز ورود اهل بیت (علیهم السلام ) با حالت اسارت به كوفه است (46). در این روز ابن زیاد فرمان داد كه احدى حق ندارد با اسلحه از خانه بیرون آید، و ده هزار سوار و پیاده بر تمام كوچه ها و بازار موكل گردانید، كه احدى از شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام ) حركتى نكند. سپس فرمان داد سرهایى را كه در كوفه بود برگردانند و در پیش روى اهل بیت )علیهم السلام ) حركت دهند، و با هم وارد شهر كرده در كوى و بازار بگردانند.
مردم با دیدن حالت زار ذریه پیامبر (صلى الله علیه و آله ) و سرهاى بر نیزه و بانوان و مخدرات در هودجهاى بدون پوشش ، صدا به گریه بلند نمودند. زینب كبرى ، ام كلثوم ، فاطمه بنت الحسین و امام زین العابدین )علیهم السلام ) به ترتیب با جگرهاى سوزان و قلوب دردناك ایراد خطبه نمودند، كه عده اى از لشكر با دیدن این اوضاع از كرده خود پشیمان شدند، اما هنگامى كه خیلى دیر شده بود!!(47)


3- روز شهادت حضرت سجاد (علیه السلام)
شهادت امام زین العابدین (علیه السلام ) بنابر قولى در این روز در سال 94 هجرى در سن 57 سالگى واقع شده است )48)، و قول دیگر 25 محرم است كه خواهد آمد.

ادامه در قسمت دوم