تبلیغات
امپراطورهای عالم

دسته بندی ها

جستجو

امکانات

بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل


بسم الله الرحمن الرحیم


تشییع شبانه

مدینه شهر نبی تربت چهار امام

به نقطه نقطه خاکت ز ما سلام، سلام
اگر چه ساکت و آرام میرسی بنظر

دلی نمانده که گیرد بیاد تو آرام
مزار چار امامی و شهر پنج تنی

ز شش جهت بسویت حاجت آورند مدام
چراغ محفل جان، مسجد الحرام دلی

که بر طواف حریم تو بسته دل احرام
سزد چو نام شریف تو بر زبان آرم

به حرمت سخنم انبیاء کنند قیام
دوای درد دو عالم ز گرد صحرائی
سلام بر تو که آرامگاه زهرائی
شرار غم ز وجودم زبانه می‌گیرد

ز گریه مرغ دلم آب و دانه می‌گیرد
نه آرزوی بهشتم بود نه شوق وطن

دلم بیاد مدینه بهانه می‌گیرد
زهر نشانه گذر کرده با هزار نگاه

سراغ از آن حرم بی نشانه می‌گیرد
سلام باد به شهری که نام روح فزاش

به هر دلی که شکسته‌ات خانه می‌گیرد
سلام باد بر آن داغدیده بانوئی

که عرض تسلیت از تازیانه می‌‌گیرد
درود باد به شهری که تربت زهراست
بهار دامنش از اشک غربت زهراست
مدینه کز توبه دلها شراره افتاده

شراره بر جگر سنگ خاره افتاده
چه روی داده که خورشید تو غریب شده

وز او بخاک تو ماه و ستاره افتاده
چه روی داده که مثل علی ز شدّت غم

خموشی و، نفست در شماره افتاده
بروی نیلی زهرا قسم بگو که چرا

به کوچه‌های تو یک گوشواره افتاده
مدینه ناله برآر از جگر بگو به علی

بیا که فاطمه از پا دوباره افتاده
مدینه نخل گلت چیده شد به گلخانه
برای غنچه خونین گریستی یا نه؟
مدینه طوطی وحی تو آشیانه نداشت؟

و یا زفتنه زاغان امان به لانه نداشت
چو شمع سوخته گردید آه و ناله نزد

شراره داشت به دل بر لبش ترانه نداشت
گرفته بود چنان خو، به دانه دانة اشک

که شوق زندگی و میل آب و دانه نداشت
کسی شریک غم دختر رسول نشد

بجر علی که محیط غمش کرانه نداشت
مدینه تسلیتی جز شرار و دود ندید

مغیره دسته گلی غیر تازیانه نداشت
گمان نبود صدای نبی خموش شود
ز دود خانة زهرا سیاه پوش شود
مدینه لشگر اندوه ریخت بر سر تو

نبود این همه رنج زمانه باور تو
مدینه بعد پیغمبر ز بس غریب شدی

نشست قاتل زهرا فراز منبر تو
مدینه، چون بسرت آسمان خراب نشد

که گشت نقش زمین دختر پیمبر تو
از آن شبی که علی دفن کرد فاطمه را

صفا گرفته شد از صبح روح پرور تو
بکوچه‌های تو یک روز آفتاب گرفت

هنوز انده چو ابر سیاه منظر تو
میان کوچه زنی را زدن رشادت بود؟
و یا بفاطمه سیلی زدن عبادت بود؟
مدینه آنچه که می‌پرسم از تو راست، بگو؟

کجاست تربت زهرا بگو کجاست، بگو؟
بقیع منبر و محراب با حریم رسول

مزار او ز چه پنهان ز چشم ماست، بگو؟
چه شد که فاطمه هیجده بهار بیش نداشت

چرا هماره ز حق مرگ خویش خواست، بگو؟
چرا زمین تو یادآور مصیبت اوست

چرا هوای تو اینقدر غم فزاست، بگو؟
به گوشواره‌ای که در کوچه او فتاده قسم

بروی فاطمه سیلی زدن رواست، بگو؟
چه لاله‌ای ز تو در بین خار و خس افتاد
که در مصیبت او بلبل از نفس افتاد
شکسته بال و پری ز آشیانه می بردند

تنی ضعیف، غریبان بشانه می بردند
جنازه‌ای که همه انبیء بقربانش

چه شد که هفت نفر مخفیانه می‌بردند
مدینه فاطمه را روز روشن آزردند

چرا جنازة او را شبانه می‌بردند
ز غربت علی و قصّة در و دیوار

بدادگاه پیمبر نشانه می‌بردند
بجای گل که گذارند روی قبر رسول

برای او اثر تازیانه می‌بردند
سزای آن همه احسان مصطفی این بود
هنوز هم کفن آن شهیده خونین بود
مدینه راست بگو شب علی به چاه چه گفت؟

کنار تربت خورشید خود بماه چه گفت؟
علی که روز لبش بسته بود و ناله نزد

ز دردهای درون با شب سیاه چه گفت؟
مدینه شب که علی برد سر فرو در چاه

ز محسنش که فدا گشت بی گناه چه گفت؟
مدینه شیر خدا، کو پناه عالم بود

چو دید فاطمه افتاده بی پناه چه گفت؟
مدینه فاطمه در پشت در چو آه کشید

به آن شهیده علی در جواب آه چه گفت؟
مدینه شرح غم تو که نیست خاتمه‌اش
بسوز، هم له علی، هم برای فاطمه‌اش
مدینه طوبی قامت خمیدة تو چه شد؟

مدینه فاطمه داغدیدة تو چه شد؟
شرار فتنه ز اهل جحیم چون برخواست

بگو بهشت به آتش کشیدة تو چه شد؟
به آن شکوفه که نشکفته چیده شد سوگند

گل شبانه به گِل آرمیدة تو چه شد؟
نهال گلبن وحی تو را چو ضربه رسید

بگو که غنچة از شاخه چیده تو چه شد؟
مزار فاطمه می‌باید از نظر مخفی

مزار محسن در خون طپیدة تو چه شد؟
بریز اشک که خاک مدینه را شویم
نشانی از حرم بی نشان او جویم
حرامیان که بخود ننگ جاودانه زدید!

بدون اذن، علی را قدم بخانه زدید!؟
کبوتری که هنوز آشیانه‌اش می‌سوخت

چه کرده بود که او را در آشیانه زدید!؟
چرا به کشتن زهرا هجوم آوردید!

چرا به مادر سادات تازیانه زدید!؟
درون خانه او ریختید بر سر او

بدست و صورت و پهلو و کتف و شانه زدید!؟
گناه محسن زهرا در آن میانه چه بود

چه شد که ضربه بر آن طفل نازدانه زدید!؟
اگر چه خون همه دلها ز صحبت غم اوست
صدای غربت او در نوای «میثم» اوست

 شاعر : غلامرضا سازگار

نوشته شده در چهارشنبه 5 فروردین 1394 ساعت 12:00 ق.ظ توسط : داعی | دسته : حضرت زهرا-اشعار،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    زبان حال امیرالمؤمنین(صلوات الله علیه) با حضرت زهرا(سلام الله علیه)

    این پیام دردآور چون شنفت
    با دلی با حسرت و بی تاب گفت:


    ای به تو دلگرم ، آه سرد من
    همزبان و همدل و همدرد من

    هستی من جان من جانان من 
    این قدر بازی مکن با جان من

    ای چراغ من مگو از خامشی
    ورنه پیش از خود علی را می کُشی

    روبهان در مکر خود با شیر نر
    تیغ هاشان آخته، من بی سپر

    ای مسیحای علی اعجاز کن
    مشکلِ مشکل گشا را باز کن

    ای کتاب عشق من، بسته مشو
    همچو مَردم از علی خسته مشو

    رفتنت، خانه خرابم میکند
    ماندنت چون شمع آبم میکند

    ای علی را سرو باغ آرزو
    هرچه میگویی، حلالم کن مگو

    نه دلم را از فراقت چاک کن
    نه به دست خویش اشکم پاک کن

    ای به دردم، چشم بیمارت طبیب
    مانده ی مضطر، بخوان «امن یجیب»

    باز زهرا چشم خودرا باز کرد
    راز دیگر باعلی آغاز کرد

    کی پسر عَمّ هرچه گویم گوش کن
    آتشم را از درون خاموش کن

    یا علی امروز گردیده چو شام
    عمرزهرای تو میگردد تمام

    من که بستم چشم از من دل بشوی
    شب تنم را زیر پیراهن بشوی

    شب مرا تشییع کن تا آن دو تن 
    یک قدم نایند بر تشییع من

    گر به تشییع من آید قاتلم
    داغ محسن تازه گردد در دلم

    در دل شب دور از چشم همه
    کن نهان درخاک جسم فاطمه

    تا نشان ماند به جا از غربتم
    بی نشان باید بماند تربتم

    چون به دست خویش بارنج و تعب
    پیکرم را دفن کردی نیمه شب

    در کنار قبر پنهانم بمان
    تا صدایت بشنوم قرآن بخوان

    گرچه رفت از دست یار ویاورت
    فاطمه تنهاترین همسنگرت

    غم مخور داری یگانه یاوری
    تربیت کردم برایت دختری

    اوتورا مردانه یاری میکند
    مثل زهرا خانه داری میکند

    شب که خاموشی و جانت برلب است
    چاه غمهای تو قلب زینب است

    شاعر:علی انسانی

    نوشته شده در سه شنبه 4 فروردین 1394 ساعت 01:19 ق.ظ توسط : داعی | دسته : حضرت زهرا-اشعار،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    امام باقر(سلام الله علیه) و صوفیه
    عبدالرحمان بن حجاج گوید: امام صادق (سلام الله علیه) فرمود: محمد بن منکدر می‏ گفت: فکر نمی‏کردم که علی بن الحسین (سلام الله علیهما) جانشینی بگذارد که در فضیلت مثل خودش باشد تا محمد بن علی (سلام الله علیهما) را دیدم، خواستم او را موعظه کنم، او مرا موعظه کرد. 
    یارانش گفتند: جریان از چه قرار بود؟ گفت: در وقتی که هوا گرم بود به بعضی از نواحی مدینه رفته بودم، محمد بن علی (سلام الله علیه) را دیدم، مردی تنومند بود، به دو نفر غلام سیاه... تکیه کرده بود، پیش خود گفتم: این مرد بزرگی است از بزرگان قریش در این ساعت در این حال در طلب دنیا!! ای نفس! گواه باش که او را موعظه خواهم کرد. 
    پیش رفتم و سلام کردم، جواب سلام را داد در حالی که از خستگی به سختی نفس می‏کشید و عرق می‏ریخت، گفتم: أَصلحکَ الله تو بزرگی از بزرگان قریش هستی. در این هوای گرم در این حالت عرق ریزان، در طلب دنیا!! اگر اکنون مرگ شما را دریابد در چه حالی خواهید بود؟! 
    امام به شنیدن این سخن، غلامان را رها کرد و به دیوار تکیه داد و فرمود: به خدا قسم اگر در این حال اجلم فرا رسد، در طاعتی از طاعات خدا مرگم رسیده است خودم را از محتاج بودن به تو و امثال تو حفظ می‏کنم. من در صورتی از مرگ می‏ترسیدم که در معصیتی از معاصی خدا، اجل مرا دریابد. گفتم: خدایت رحمت کند، خواستم تو را موعظه کنم ولی شما مرا موعظه فرمودید.(1) . 
    نگارنده گوید: ظاهراً ابن منکدر از متصوفه عامه است از کسانی که راه خدا را بی راهنما رفتند و اهل بیت صلوات الله علیهم را که یکی از «ثقلین» بودند، کنار گذاشتند، خداوند و که خلق الله را از جاده مستقیم و از صراط الله منحرف نمودند، تا به اغراض فاسد خود برسند. به هر حال امام (علیه السلامک) او را روشن فرمود که بندگی خدا در تارک دنیا بودن نیست. (2)
    --------------------------------------------------------------
    (1) ارشاد مفید: ص 247. 
    (2) فضائل و سیره فردی امام محمد باقر؛ سید علی قریشی؛ برگرفته از کتاب خاندان وحی 
    برچسب‌ها: الله، محمد، علی، حسین، باقر، صادق، صوفیه،
    نوشته شده در چهارشنبه 5 آذر 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-احادیث،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    محبت اهل بیت(سلام الله علیهم)
    ابوحمزه گوید: سعد بن عبدالله که از اولاد عبدالعزیز بن مروان بود و امام او را سعد الخیر می‏نامید محضر امام باقر (سلام الله علیه) آمد، و مانند زنان رقیق القلب اشک می‏ریخت. امام فرمود: یا سعد! چرا گریه می‏کنی؟! عرض کرد چرا گریه نکنم حال آنکه از خانواده بنی امیه هستم و خدا آنها را در قرآن شجره ملعونه نامیده است. امام فرمود: تو از آنها نیستی، تو اموی هستی [اما] از ما اهل بیت[ی]. آیا نشنیده‏ای قول خدا را که از ابراهیم (علیه السلام) نقل می‏کند، فرمود: «فمن تَبعنی فانه منّی» ابراهیم:39. (1). 
    برید بن معاویه عجلی گوید: محضر ابی جعفر (سلام الله علیه) بودم، مردی که از خراسان آمده بود داخل منزل آن حضرت گردید، او پاهای خود را نشان داد که در اثر پیاده رفتن چاک چاک شده بود، گفت: من از خراسان آمدم به خدا قسم مرا از خراسان و از راه دور به اینجا نیاورده مگر محبت شما اهل بیت. امام (علیه السلام) فرمود: «والله لو اَحبّنا حجر حشره الله معنا و هل الدّین الاالحّب»(2). 
    به خدا قسم اگر سنگی هم ما را دوست بدارد، خدا آن را با ما محشور خواهد فرمود، آیا دین جز محبت چیز دیگری است؟ یعنی دین در محبت خلاصه می‏شود. (3)
    ------------------------------------------------------------------
    (1) اختصاص: ص 85. 
    (2) سفینة البحار: ج 1 ص 204 (ح ب ب). 
    (3) فضائل و سیره فردی امام محمد باقر؛ سید علی قریشی؛ برگرفته از کتاب خاندان وحی 
    نوشته شده در سه شنبه 4 آذر 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-شیعیان،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    من محمد بن علی بن حسینم

    امام باقر علیه‏ السلام فرموده است:« اظهار چیزی پیش از آن که پایدار شود مایه تباهی است.» 

    علی بن محمد مالکی در کتاب فصول المهمة از بعضی اهل علم و خبر نقل می‏کند که گفت: بین مکه و مدینه بودم، پیرمردی را دیدم که در بیابان گاهی ظاهر و گاهی پنهان می‏شود، تا آن جا که گفت: پیرمرد فرمود: من محمد بن علی بن حسین هستم. پس رو برگرداندم و او را ندیدم و نمی‏دانم در زمین فرو شد و یا به آسمان بالا رفت. (1)
    ----------------------------------------------------
    (1) معجزات امام محمد باقر؛ حبیب الله اکبرپور؛ الف چاپ اول 1382. 
    برچسب‌ها: الله، امام، حسین، علی، محمد، معجزه، مدینه،
    نوشته شده در یکشنبه 2 آذر 1393 ساعت 01:37 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام باقر-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    ظاهر شدن دو شیر از غیب و دریدن دزد
    می‏گویند: در سفری حضرت علی بن الحسین علیهما السلام به قصد حج در حال حرکت بود. در بین راه به یک وادی در ما بین مکه و مدینه رسید پس ناگهان مرد راهزنی به آن حضرت برخورد و به آن حضرت گفت: «پائین بیا.»
    حضرت به او گفت: «مقصودت چیست؟»
    او گفت: «می‏خواهم ترا بکشم و اموالت را بگیرم.»
    حضرت فرمود: «من هر چه دارم را با تو قسمت کرده و بر تو حلال می‏نمایم.»
    او گفت: «نه.»
    حضرت فرمود: «برای من، بقدری که مرا به مقصد برساند بگذار و بقیه آن مال تو باشد.»
    او گفت: «نه.»
    حضرت فرمود: «پروردگار تو کجا است؟»
    او گفت: «در خواب می‏باشد.»
    در این حال دو شیر حاضر شدند و یک شیر، سر آن ملعون را، و شیر دیگر پایش را گرفتند و کشیدند. در این هنگام حضرت فرمود: «گمان کردی که پروردگارت در خواب است؟!» (1)(2).

    -----------------------------------------------------------

    (1) مدینة المعاجز.
    (2) عجایب و معجزات شگفت انگیزی از امام سجاد؛ تهیه و تنظیم واحد تحقیقاتی گل نرگس؛ شاکر؛ چاپ اول 1386 .
    نوشته شده در شنبه 1 آذر 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    معجزه یوسف نبی(علیه السلام) از امام سجاد(صلوات الله علیه)
    در کتاب شریف اصول کافی آمده است:
    زنی که معروف به «حبابه‏ ی والبیه» بود گفت: در وقتی که امیرمؤمنان علیه ‏السلام در کوفه تشریف داشتند، در مسجد کوفه به خدمتشان مشرف شدم. از آن جناب، علامت و نشانه‏ ی امامت را پرسیدم. حضرت به سنگی که بر زمین مسجد افتاده بود اشاره کرد و آن را خواست. سنگ را به دست امام دادم. آن حضرت انگشتر خویش را از دست بیرون آورد و بر سنگ زد. دیدم که اثر و نقش رنگین انگشتری بر سنگ به جا ماند، مثل این که انگشتر را بر موم نرم فرو برده باشد. آنگاه فرمود: «ای حبابه! هر که بعد از من چنین نمود او امام پس از من است.» پس از شهادت امیرمؤمنان علیه ‏السلام به حضور امام حسن علیه‏ السلام مشرف شدم و عرض کردم:
    «ارنی دلالة الامامة» «علامت امامت خویش را به من نشان دهید.»
    امام حسن علیه ‏السلام فرمود: «ای حبابه! آن سنگی را که پدرم مهر نمود به من بده» و آن‏گاه انگشتر خویش را بر آن سنگ زد و فورا نقش پیدا کرد. بعد از امام حسن علیه‏ السلام همین عمل را امام حسین علیه‏ السلام انجام داد و چون نوبت به امام سجاد علیه ‏السلام رسید عمر من به 113 سال رسیده بود و قدم خمیده گشته بود و پیری مرا از پای درآورده بود. چون به محضر امام زین‏ العابدین علیه‏ السلام رسیدم، آن حضرت را مشغول نماز دیدم و آن حضرت چون از یک نماز فارغ می‏گشت فورا نماز دیگری را از سر می‏گرفت. چون انتظار من به طول انجامید به پا خاستم تا بروم. ناگهان امام علیه ‏السلام با دست اعجاز به من اشاره نمود. به قدرت کامله‏ ی الهی و توجهات امام سجاد علیه ‏السلام ناگاه جوانی به من برگشت و چون دختری نوجوان شدم! آن‏گاه به من فرمود: «ای حبابه! آن سنگ را به من بده.» و آن را مهر فرمود. حبابه گوید: من به محضر امام باقر و امام صادق و امام کاظم و امام رضا علیهم‏ السلام نیز رسیدم و چون به محضر امام هشتم علیه‏ السلام رسیدم بار دیگر پیر و نحیف شده بودم. آن حضرت سنگ را برایم مهر نمود و فرمود:

    «اینک مهیای سفر آخرت باش که به زودی از دنیا خواهی رفت.»(1). حبابه - این زن سعادتمند - پس از 9 ماه از دنیا رفت و امام رضا علیه‏ السلام بر جنازه‏ ی او نماز گزارد. (2)
    -----------------------------------------------

    (1) کلینی، اصول کافی، ج 2، کتاب الحجه، باب ما یفصل به بین دعوی المحق و المبطل.
    (2) کرامات و مقامات عرفانی امام سجاد؛ سید علی حسینی قمی؛ نبوغ؛ چاپ دوم 1381 .

    نوشته شده در جمعه 30 آبان 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    امام سجاد از نگاه امام صادق(سلام الله علیهما)
    از امام صادق -علیه‏ السلام- نقل شده که فرمودند: علی بن الحسین -علیه ‏السلام- در عبادت الهی بسیار شدید تلاش می‏کردند به گونه‏ ای که همیشه روزشان را روزه‏ دار و شبشان به قیام در درگاه خداوندی سپری می‏شد. تا جائی که این رویه به جسم حضرت آسیب رسانید و من به ایشان عرض کردم: «پدر جان این عادت شما تا چه مقدار طول خواهد کشید؟» پاسخ فرمود: «به سوی پروردگارم عشق می‏ورزم شاید که من را به قرب خود واصل کند.» (1).
    در همین رابطه حدیث دیگری نقل شده که در خلال آن امام صادق -علیه‏السلام- جدشان حضرت سجاد -علیه‏السلام- را شبیه‏ ترین فرد به حضرت امیرالمؤمنین -علیه‏السلام- معرفی می‏نمایند:
    «سعید بن کلثوم» می‏گوید: من نزد حضرت جعفر بن محمد الصادق -علیه ‏السلام- بودم که یادی از حضرت امیرالمؤمنین -علیه‏ السلام- به میان آمد پس حضرت از آن بزرگوار زیاد تعریف و تمجید فرمود و ایشان را مدح نمود به آنچه که شایسته او بودند. آنگاه فرمود: «سوگند به خداوند هرگز علی بن ابی‏طالب(صلوات الله علیه) از دنیا حرامی را تناول نفرمود تا اینکه بر راه خداوند از دنیا رخت بربست و هرگز دو کار به او عرضه نگردید که خداوند از هر دو راضی بود مگر اینکه به آنکه در دین او شدیدتر و سخت‏ تر بود آن را اخذ نمود و انتخاب کرد. و هرگز بر رسول خدا - صلی الله علیه و آله وسلم - حادثه‏ ای ناگوار وارد نشد مگر این که او را چون مورد اعتمادش بود، فراخواند. و در این مدت هیچ کس جز او قدرت بر انجام اعمال رسول خدا - صلی الله علیه و آله وسلم - را نداشت، حضرت آن چنان کار می‏کرد مانند مردی که صورتش بین آتش و بهشت باشد، امید به ثواب این داشته و از عقاب آن می‏ترسد. آری حضرت از مال خود هزار برده برای لقاء خدا و نجات از آتش آزاد کرد، و پول این همه را از حاصل دسترنج خود و عرق جبین‏اش فراهم آورده بود. و در همین حال غذای اهل و عیالش و روغن و سرکه و خرمای فشرده شده بود. لباس آن حضرت چیزی نبود جز کرباس که اگر مقداری از آن برای آستین دست زیاد می‏آمد آن را با قیچی که مخصوص چیدن پشم بود، می‏چید. و نه در فرزندانش و نه اهل بیتش هیچ کس نزدیکتر به او و شبیه‏ تر به او در لباس و فقهش، از علی بن الحسین -علیه ‏السلام- پیدا نمی‏شود. آری فرزندش ابوجعفر (امام باقر -علیه‏السلام-) بر او وارد شد در حالی که آن حضرت در عبادت به جایی رسیده بود که هیچ کس به آن نمی‏رسید و او را در حالی دید که رنگ بر رخسارش از شب زنده داری، زرد شده بود و چشمهایش از گریه ورم نموده و آزرده شده بود و...» تا آخر حدیث شریف که حالاتی از عبادت حضرت سجاد -علیه ‏السلام- بیان می‏شود که موجب گریه حضرت باقر -علیه‏السلام- را فراهم می‏آورد و وقتی حضرت سجاد -علیه‏ السلام- ملتفت گریه فرزند خود می‏شوند، دستور می‏دهند که بعضی از صحفی که در آن عبادات حضرت علی ابن ابی طالب -علیه ‏السلام- نوشته شده بیاورند، و بعد از کمی مطالعه می‏فرمایند: «چه کسی بر عبادت علی بن ابی‏طالب -علیه‏السلام- طاقت و قدرت دارد!!»(2) . از این روایت شریف به دست می‏آید در منظر حضرت صادق -علیه‏ السلام- امام سجاد -علیه ‏السلام- شبیه‏ ترین اهل بیت به حضرت مولی علی بن ابی‏طالب -علیه ‏السلام- در ابعاد مختلف بوده ‏اند. (3)
    -----------------------------------------

    (1) بحارالانوار ج 46، ص 91، ح 78 (به نقل از مناقب).
    (2) بحارالانوار ج 46، ص 74، ح 65 (به نقل از الارشاد).
    (3) اسوه کامل‏؛ محمد محسن دعایی؛ اطلاعات چاپ اول 1380.

    نوشته شده در پنجشنبه 29 آبان 1393 ساعت 01:30 ق.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-فضائل،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

    ملائك در خدمت امام سجاد(سلام الله علیه)
    سعید بن المسیب می‏گوید: چون یزید ملعون، مسلم بن عقبه را به مدینه فرستاد تا آنجا را غارت کند و اهل مدینه را به قتل برساند، آن ملعونها اسبهای خود را بر ستونهای مسجد حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بستند و آنها را بر دور مرقد آن جناب باز داشتند و سه روز مشغول غارت مدینه بودند، و هر روز امام زین‏ العابدین علیه ‏السلام مرا برمی‏داشت و می‏آمد به نزد قبر رسول ‏خدا صلی الله علیه و آله و سلم و دعائی می‏خواند که من نمی‏فهمیدم، و از اعجاز آن حضرت چنان شد که ما آنها را می‏دیدیم ولی آنها ما را نمی‏دیدند. مردی بر اسب اشهبی سوار و جامه ‏های سبز پوشیده بود، حربه‏ ای در دست داشت و هر روز می‏ آمد و بر درب خانه‏ ی آن حضرت می ‏ایستاد و هر که اراده می‏کرد که داخل خانه‏ ی آن حضرت شود، با آن حربه به او اشاره می‏ کرد و بی آنکه آن حربه به او برسد می‏ افتاد و می‏مرد. چون دست از غارت برداشتند، امام زین‏ العابدین علیه‏ السلام به خانه رفت و زیورهای زنان خود و جامه‏ های ایشان و گوشواره‏ های اطفال خود را جمع کرد و برای آن سوار بیرون آورد. او گفت: «ای فرزند رسول ‏خدا! من ملکی از شیعیان تو و پدر تو هستم، چون این افراد بر مدینه غالب شدند، من از حق تعالی اجازه خواستم که به زمین بیایم و شما را یاری بنمایم، و به آنچه کردم امید رحمت از خدا و شفاعت از رسول‏ خدا صلی الله علیه و آله و سلم و شما اهل‏ بیت علیهم ‏السلام دارم.» (1)(2) .
    ---------------------------------------------------

    (1) مناقب ابن شهر آشوب.

    (2) عجایب و معجزات شگفت انگیزی از امام سجاد؛ تهیه و تنظیم واحد تحقیقاتی گل نرگس؛ شاکر؛ چاپ اول 1386 .

    نوشته شده در سه شنبه 27 آبان 1393 ساعت 03:36 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام سجاد-معجزات،
  • [ نظرات ]

  • بسم الله الرحمن الرحیم

     

    چهل حدیث عزاداری

    حدیث اول

    آتش عشق حسینی

    قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

    ان لقتل الحسین علیه السلام حرارة فی قلوب المؤمنین لا تبرد ابدا.

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: برای شهادت حسین علیه السلام، حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .556

     

    حدیث دوم

    عاشورا، روز غم

    قال الرضا علیه السلام:

    من کان یوم عاشورا یوم مصیبته و حزنه و بکائه جعل الله عز و جل یوم القیامة یوم فرحه و سروره.

    امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس که عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را برای او روز شادی و سرور قرار می دهد.بحار الانوار، ج 44، ص .284

     

    حدیث سوم

    محرم، ماه سوگواری

    قال الرضا علیه السلام:

    کان ابی اذا دخل شهر المحرم لا یری ضاحکا و کانت الکابة تغلب علیه حتی یمضی منه عشرة ایام، فاذا کان الیوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه...

    امام رضا علیه السلام فرمود: هر گاه ماه محرم فرا می رسید، پدرم (موسی بن جعفر علیه السلام) دیگر خندان دیده نمی شد و غم و افسردگی بر او غلبه می یافت تا آن که ده روز از محرم می گذشت، روز دهم محرم که می شد، آن روز، روز مصیبت و اندوه و گریه پدرم بود .امالی صدوق، ص 111

     

    حدیث چهارم

    دیده های خندان

    قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:

    یا فاطمة! کل عین باکیه یوم القیامة الا عین بکت علی مصاب الحسین فانها ضاحکة مستبشرة بنعیم الجنة.

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه جان! روز قیامت هر چشمی گریان است، مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است و به نعمتهای بهشتی مژده داده می شود.بحار الانوار، ج 44، ص .293

     

    حدیث پنجم

    سالگرد سوگ حسین

    عن الصادق علیه السلام:

    نیح علی الحسین بن علی سنة فی کل یوم و لیلة و ثلاث سنین من الیوم الذی اصیب فیه.

    حضرت صادق علیه السلام فرمود: یک سال تمام، هر شب و روز بر حسین بن علی علیه السلام نوحه خوانی شد و سه سال، در روز شهادتش سوگواری برپا گشت.بحار الانوار، ج 79، ص .102

     

    حدیث ششم

    بودجه عزاداری

    قال الصادق علیه السلام:

    قال لی ابی: یا جعفر! اوقف لی من منالی کذا و کذا النوادب تندبنی عشر سنین بمنی ایام منی.

    امام صادق علیه السلام می فرماید: پدرم امام باقر علیه السلام به من فرمود: ای جعفر ! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه خوانان کن که به مدت ده سال در «منا» در ایام حج، بر من نوحه خوانی و سوگواری کنند.بحار الانوار، ج 46، ص .220

     

    حدیث هفتم

    نوحه خوانی سنتی

    عن ابی هارون المکفوف قال:

    دخلت علی ابی عبد الله علیه السلام فقال لی: انشدنی، فأنشدته فقال: لا، کما تنشدون و کما ترثیه عند قبره...

    ابو هارون مکفوف می گوید: خدمت حضرت صادق علیه السلام رسیدم.امام به من فرمود: «برایم شعر بخوان» .پس برایش اشعاری خواندم.فرمود: اینطور نه، همان طور که (برای خودتان) شعر خوانی می کنید و همانگونه که نزد قبر حضرت سید الشهدا مرثیه می خوانی.بحار الانوار، ج 44، ص .287

     

    حدیث هشتم

    پاداش شعر گفتن برای حسین علیه السلام

    قال الصادق علیه السلام:

    ما من احد قال فی الحسین شعرا فبکی و ابکی به الا اوجب الله له الجنة و غفر له.

    امام صادق علیه السلام به جعفر بن عفان فرمود: هیچ کس نیست که درباره حسین علیه السلام شعری بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آن که خداوند، بهشت را بر او واجب می کند و او را می آمرزد.رجال شیخ طوسی، ص .289

     

    حدیث نهم

    سرودن برای اهل بیت علیه السلام

    قال الصادق علیه السلام:

    من قال فینا بیت شعر بنی الله له بیتا فی الجنة.

    امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس در راه ما و برای ما یک بیت شعر بسراید، خداوند برای او خانه ای در بهشت، بنا می کند.وسائل الشیعه، ج 10، ص .467

     

    حدیث دهم

    اصحاب مدح و مرثیه

    قال الصادق علیه السلام:

    الحمد لله الذی جعل فی الناس من یفد الینا و یمدحنا و یرثی لنا.

    امام صادق علیه السلام فرمود: خدا را سپاس که در میان مردم، کسانی را قرار داد که به سوی ما می آیند و بر ما وارد می شوند و ما را مدح و مرثیه می گویند.وسائل الشیعه، ج 10، ص .469

     

    حدیث یازدهم

    شعر خوانی در ایام عزا

    قال الرضا علیه السلام:

    یا دعبل! احب ان تنشدنی شعرا فان هذه الایام حزن کانت علینا اهل البیت علیه السلام.

    امام رضا علیه السلام به دعبل (شاعر اهل بیت) فرمود: ای دعبل! دوست دارم که برایم شعری بسرایی و بخوانی، چرا که این روزها (ایام عاشورا) روز اندوه و غمی است که بر ما خاندان رفته است.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .567

     

    حدیث دوازدهم

    مرثیه، نصرت اهل بیت علیه السلام

    عن الرضا علیه السلام:

    یا دعبل! ارث الحسین علیه السلام فانت ناصرنا و مادحنا ما دمت حیا فلا تقصر عن نصرنا ما استطعت.

    امام رضا علیه السلام فرمود: ای دعبل! برای حسین بن علی علیه السلام مرثیه بگو، تو تا زنده ای، یاور و ستایشگر مایی، پی تا می توانی، از یاری ما کوتاهی مکن.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .567

     

    حدیث سیزدهم

    شیعیان همراه و همدل

    قال علی علیه السلام:

    ان الله...اختار لنا شیعة ینصروننا و یفرحون بفرحنا و یحزنون لحزننا.

    علی علیه السلام فرمود: خداوند برای ما، شیعیان و پیروانی برگزیده است که ما را یاری می کنند، با خوشحالی ما خوشحال می شوند و در اندوه و غم ما، محزون می گردند.غرر الحکم، ج 1، ص .235

     

    حدیث چهاردهم

    کشته اشک

    قال الحسین علیه السلام:

    انا قتیل العبرة لا یذکرنی مؤمن الا بکی.

    حسین بن علی علیه السلام فرمود: من کشته اشکم.هیچ مؤمنی مرا یاد نمی کند مگر آنکه (بخاطر مصیبتهایم) گریه می کند.بحار الانوار، ج 44، ص .279

     

    حدیث پانزدهم

    یک قطره اشک

    قال الحسین علیه السلام:

    من دمعت عیناه فینا قطرة بوأه الله عز و جل الجنة.

    حسین بن علی علیه السلام فرمود: چشمان هر کس که در مصیبتهای ما قطره ای اشک بریزد، خداوند او را در بهشت جای می دهد.احقاق الحق، ج 5، ص .523

     

    حدیث شانزدهم

    بهشت، پاداش عزاداری

    قال علی بن الحسین السجاد علیه السلام:

    ایما مؤمن دمعت عیناه لقتل الحسین و من معه حتی یسیل علی خدیه بوأه الله فی الجنة غرفا .

    امام سجاد علیه السلام فرمود: هر مؤمنی که چشمانش برای کشته شدن حسین بن علی علیه السلام و همراهانش اشکبار شود و اشک بر صورتش جاری گردد، خداوند او را در غرفه های بهشتی جای می دهد.ینابیع الموده، ص .429

     

    حدیث هفدهم

    به یاد فرزندان فاطمه علیها السلام

    قال السجاد علیه السلام:

    انی لم اذکر مصرع بنی فاطمة الا خنقتنی لذلک عبرة.

    امام سجاد علیه السلام فرمود: من هرگز شهادت فرزندان فاطمه علیها السلام را به یاد نیاوردم، مگر آنکه بخاطر آن، چشمانم اشکبار گشت.بحار الانوار، ج 46، ص .109

     

    حدیث هیجدهم

    سوگواری در خانه ها

    قال الباقر علیه السلام:

    ثم لیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فی داره بالبکاء علیه و یقیم فی داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء بعضهم بعضا فی البیوت و لیعز بعضهم بعضا بمصاب الحسین علیه السلام.

    امام باقر علیه السلام نسبت به کسانی که در روز عاشورا نمی توانند به زیارت آن حضرت بروند، اینگونه دستورعزاداری دادند و فرمودند: بر حسین علیه السلام ندبه و عزاداری و گریه کند و به اهل خانه خود دستور دهد که بر او بگریند و در خانه اش با اظهار گریه و ناله بر حسین علیه السلام، مراسم عزاداری بر پا کند و یکدیگر را با گریه و تعزیت و تسلیت گویی در سوگ حسین علیه السلام در خانه هایشان ملاقات کنند.کامل الزیارات، ص .175

     

    حدیث نوزدهم

    اشک علی علیه السلام در سوگ شهدای کربلا

    قال الباقر علیه السلام:

    مر علی بکربلا فی اثنین من اصحابه قال: فلما مر بها ترقرقت عیناه للبکاء ثم قال: هذا مناخ رکابهم و هذا ملقی رحالهم و هیهنا تهراق دماؤهم، طوبی لک من تربة علیک تهراق دماء الأحبة.

    امام باقر علیه السلام فرمود: امیر المؤمنین علیه السلام با دو تن از یارانش از «کربلا» گذرکردند، حضرت، هنگام عبور از آنجا، چشمهایش اشک آلود شد، سپس فرمود: اینجا مرکبهایشان بر زمین می خوابد، اینجا محل بارافکندنشان است و اینجا خونهایشان ریخته می شود، خوشا به حال تو ای خاکی که خون دوستان بر روی تو ریخته می شود! بحار الانوار، ج 44، ص 258

     

    حدیث بیستم

    اشک، حجاب دوزخ

    قال الباقر علیه السلام:

    ما من رجل ذکرنا او ذکرنا عنده یخرج من عینیه ماء و لو مثل جناح البعوضة الا بنی الله له بیتا فی الجنة و جعل ذلک الدمع حجابا بینه و بین النار.

    امام باقر علیه السلام پس از شنیدن سروده های «کمیت» درباره اهل بیت، گریست و سپس فرمود : هیچ کس نیست که ما را یاد کند، یا نزد او از ما یاد شود و از چشمانش هر چند به اندازه بال پشه ای اشک آید، مگر آنکه خداوند برایش در بهشت، خانه ای بنا کند و آن اشک را حجاب میان او و آتش دوزخ قرار دهد.الغدیر، ج 2، ص .202

     

    حدیث بیست و یکم

    بیست سال گریه

    قال الصادق علیه السلام:

    بکی علی بن الحسین علیه السلام عشرین سنة و ما وضع بین یدیه طعام الا بکی.

    امام صادق علیه السلام فرمود: امام زین العابدین علیه السلام بیست ساله (به یاد عاشورا) گریست و هرگز طعامی پیش روی او نمی گذاشتند مگر اینکه گریه می کرد.بحار الانوار، ج 46، ص .108

     

    حدیث بیست و دوم

    ادب سوگواری

    قال الصادق علیه السلام:

    لما مات ابراهیم بن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم حملت عین رسول الله بالدموع ثم قال النبی صلی الله علیه و آله و سلم: تدمع العین و یحزن القلب و لا نقول ما یسخط الرب و انا بک یا ابراهیم لمحزونون.

    امام صادق علیه السلام فرمود: چون ابراهیم پسر رسول خدا از دنیا رفت، چشم پیامبر پر از اشک شد.سپس پیامبر فرمود: چشم، اشکبار می شود و دل غمگین می گردد، ولی چیزی نمی گوییم که خدا را به خشم آورد، و ما در سوگ تو ای ابراهیم اندوهناکیم.بحار الانوار، ج 22، ص .157

     

    حدیث بیست و سوم

    چشمهای اشکبار

    قال الصادق علیه السلام:

    من ذکرنا عنده ففاضت عیناه حرم الله وجهه علی النار.

    امام صادق علیه السلام فرمود: نزد هر کس که از ما (و مظلومیت ما) یاد شود و چشمانش پر از اشک گردد، خداوند چهره اش را بر آتش دوزخ حرام می کند.بحار الانوار، ج 44، ص .285

     

    حدیث بیست و چهارم

    احیاء خط اهل بیت علیهم السلام

    قال الصادق علیه السلام:

    تزاوروا و تلاقوا و تذاکروا و احیوا امرنا.

    امام صادق علیه السلام فرمود: به زیارت و دیدار یکدیگر بروید، با هم به سخن و مذاکره بنشینید و امر ما را (کنایه از حکومت و رهبری) زنده کنید.بحار الانوار، ج 71، ص .352

     

    حدیث بیست و پنجم

    مجالس حسینی

    قال الصادق علیه السلام للفضیل:

    تجلسون و تحدثون؟ فقال: نعم، قال: ان تلک المجالس احبها فأحیوا امرنا، فرحم الله من احیی امرنا.

    امام صادق علیه السلام از «فضیل» پرسید: آیا (دور هم) می نشینید و حدیث و سخن می گویید؟ گفت: آری فرمود: اینگونه مجالس را دوست دارم، پس امر (امامت) ما را زنده بدارید.خدای رحمت کند کسی را که امر و راه ما را احیا کند.وسائل الشیعه، ج 10، ص .392

     

    حدیث بیست و ششم

    اشکهای ارزشمند

    قال الصادق علیه السلام:

    ..رحم الله دمعتک، اما انک من الذین یعدون من اهل الجزع لنا و الذین یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا، اما انک ستری عند موتک حضور آبائی لک...

    امام صادق علیه السلام به «مسمع» که از سوگواران و گریه کنندگان بر عزای حسینی بود، فرمود: خدای، اشک تو را مورد رحمت قرار دهد.آگاه باش، تو از آنانی که از دلسوختگان ما به شمار می آیند، و از آنانی که با شادی ما شاد می شوند و با اندوه ما غمگین می گردند .آگاه باش! تو هنگام مرگ، شاهد حضور پدرانم بر بالین خویش خواهی بود.وسائل الشیعه، ج 10، ص .397

     

    حدیث بیست و هفتم

    دلهای سوخته

    قال الصادق علیه السلام:

    اللهم...و ارحم تلک الأعین التی جرت دموعها رحمة لنا و ارحم تلک القلوب التی جزعت و احترقت لنا و ارحم الصرخة التی کانت لنا.

    امام صادق علیه السلام بر سجاده خود نشسته و بر زائران و سوگواران اهل بیت، چنین دعا می کرد و می فرمود: خدایا...آن دیدگان را که اشکهایش در راه ترحم وعاطفه بر ما جاری شده و دلهایی را که بخاطر ما نالان گشته و سوخته و آن فریادها و ناله هایی را که در راه ما بوده است، مورد رحمت قرار بده.بحار الانوار، ج 98، ص .8

     

    حدیث بیست و هشتم

    گریه بر مظلومیت شیعه

    قال الصادق علیه السلام:

    من دمعت عینه فینا دمعة لدم سفک لنا او حق لنا نقصناه او عرض انتهک لنا او لأحد من شیعتنا بوأه الله تعالی بها فی الجنة حقبا.

    امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که چشمش در راه ما گریان شود، بخاطر خونی که از ما ریخته شده است، یا حقی که از ما گرفته اند، یا آبرویی که از ما یا یکی از شیعیان ما برده وهتک حرمت کرده اند، خدای متعال به همین سبب، او را در بهشت جاودان، برای ابد جای می دهد.امالی شیخ مفید، ص .175

     

    حدیث بیست و نهم

    ثواب بی حساب

    قال الصادق علیه السلام:

    لکل شیی ء ثواب الا الدمعة فینا.

    امام صادق علیه السلام فرمود: هر چیزی پاداش و مزدی دارد، مگر اشکی که برای ما ریخته شود (که چیزی با آن برابری نمی کند و مزد بی اندازه دارد). جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .548

     

    حدیث سی ام

    کوثر و اشک

    قال الصادق علیه السلام:

    ما من عین بکت لنا الا نعمت بالنظر الی الکوثر و سقیت منه.

    امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ چشمی نیست که برای ما بگرید، مگر اینکه برخوردار از نعمت نگاه به «کوثر» می شود و از آن سیرابش می کنند.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .554

     

    حدیث سی و یکم

    گریه آسمان

    عن الصادق علیه السلام:

    یا زرارة! ان السماء بکت علی الحسین اربعین صباحا.

    امام صادق علیه السلام فرمود: ای زراره! آسمان چهل روز، در سوگ حسین بن علی علیه السلام گریه کرد.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص .552

     

    حدیث سی و دوم

    گریه و اندوه مطلوب

    قال الصادق علیه السلام:

    کل الجزع و البکاء مکروه سوی الجزع و البکاء علی الحسین علیه السلام.

    امام صادق علیه السلام فرمود: هر نالیدن و گریه ای مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام.بحار الانوار، ج 45، ص .313

     

    حدیث سی و سوم

    پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و گریه بر شهید

    قال الصادق علیه السلام:

    ان النبی لما جائته وفاة جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثة کان اذا دخل بیته کثر بکائه علیهما جدا و یقول: کانا یحدثانی و یؤانسانی فذهبا جمیعا.

    امام صادق علیه السلام فرمود: وقتی خبر شهادت جعفر بن ابی طالب و زید بن حارثه به پیامبر خدا رسید، از آن پس هر گاه وارد خانه می شد، بر آن دو شهید بشدت می گریست و می فرمود : آن دو شهید، با من هم سخن و همدم و انیس بودند، و هر دو رفتند! ...من لا یحضره الفقیه، ج 1، ص 177

     

    حدیث سی و چهارم

    نفسهای تسبیح

    قال الصادق علیه السلام:

    نفس المهموم لظلمنا تسبیح و همه لنا عبادة و کتمان سرنا جهاد فی سبیل الله.ثم قال ابو عبد الله علیه السلام: یجب ان یکتب هذا الحدیث بالذهب.

    امام صادق علیه السلام فرمود: نفس کسی که بخاطر مظلومیت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.سپس امام صادق علیه السلام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت! امالی شیخ مفید، ص .338

     

    حدیث سی و پنجم

    فرشتگان سوگوار

    قال الصادق علیه السلام:

    اربعة الاف ملک عند قبر الحسین علیه السلام شعث غبر یبکونه الی یوم القیامة.

    امام صادق علیه السلام فرمود: چهار هزار فرشته نزد قبر سید الشهدا علیه السلام ژولیده و غبار آلود، تا روز قیامت بر آن حضرت می گریند.کامل الزیارات، ص .119

     

    حدیث سی و ششم

    گریه بر حسین علیه السلام

    قال الرضا علیه السلام:

    یا ابن شبیب! ان کنت باکیا لشی ء فابک للحسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام فانه ذبح کما یذبح الکبش.

    امام رضا علیه السلام به «ریان بن شبیب» فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر چیزی گریه می کنی، بر حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام گریه کن، چرا که او را مانند گوسفند سر بریدند .بحار الانوار، ج 44، ص 286

     

    حدیث سی و هفتم

    مجالسی به یاد ائمه علیهم السلام

    قال الرضا علیه السلام:

    من جلس مجلسا یحیی فیه امرنا لم یمت قلبه یوم تموت القلوب.

    امام رضا علیه السلام فرمود: هر کس در مجلسی بنشیند که در آن، امر (و خط و مرام ما) احیا می شود، دلش در روزی که دلها می میرند، نمی میرد.بحار الانوار، ج 44، ص .278

     

    حدیث سی و هشتم

    آثار گریستن بر حسین علیه السلام

    قال الرضا علیه السلام:

    فعلی مثل الحسین فلیبک الباکون فان البکاء علیه یحط الذنوب العظام.

    امام رضا علیه السلام فرمود: گریه کنندگان باید بر کسی همچون حسین علیه السلام گریه کنند، چرا که گریستن برای او، گناهان بزرگ را فرو می ریزد.بحار الانوار، ج 44، ص .284

     

    حدیث سی و نهم

    اشک و آمرزش گناه

    قال الرضا علیه السلام:

    یابن شبیب! ان بکیت علی الحسین علیه السلام حتی تصیر دموعک علی خدیک غفر الله لک کل ذنب اذنبته صغیرا کان او کبیرا قلیلا کان او کثیرا.

    امام رضا علیه السلام فرمود: ای پسر شبیب! اگر بر، حسین علیه السلام آن قدر گریه کنی که اشکهایت بر چهره ات جاری شود، خداوند همه گناهانت را که مرتکب شده ای می آمرزد، کوچک باشد یا بزرگ، کم باشد یا زیاد.امالی صدوق، ص .112

     

    حدیث چهلم

    همدلی با عترت

    قال الرضا علیه السلام: ان سرک ان تکون معنا فی الدرجات العلی من الجنان فاحزن لحزننا و افرح لفرحنا.

    امام رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود: اگر تو را خوشحال می کند که در درجات والای بهشت با ما باشی، پس در اندوه ما غمگین باش و در شادی ما خوشحال باش.جامع احادیث الشیعه، ج 12، ص 549

    نوشته شده در پنجشنبه 15 آبان 1393 ساعت 12:21 ب.ظ توسط : داعی | دسته : امام حسین-عزاداری،
  • [ نظرات ]